8- وَ أَغْنِنِى وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِكَ، وَ لَا تَفْتِنِّي بِالنَّظَرِ
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم
بارالها آنقدر مرا غنى بنما و از مال دنيا برخوردارم ساز كه به مردم نياز نداشته باشم ، و روزيت را بر من وسعت بخش تا خانواده ام در گشايش باشند و مرا با نگاه و التفات به اموال ثروتمندان آزمايش منما.
اين چند جمله ، به خواست خدا موضوع سخنرانى امروز است و چون در اين عبارت كلمه ((غنا)) و همچنين كلمه ((وسعت رزق )) آمده و قهرا بحث غنا و فقر در ميان مى آيد لازم است راجع به رواياتى كه درباره خوبى فقر يا بدى آن آمده و همچنين در خوبى غنا يا بدى آن روايت شده بحث شود تا شنوندگان محترم متوجه گردند كه آن فقرى كه در اسلام ممدوح و پسنديده است كدام است و آنكه مذموم و ناپسند است كدام . و همچنين معلوم شود كه غناى ممدوح و پسنديده كدام است و غنا و ثروت مذموم كدام . در اين باره با استفاده از روايات و اخبار، به خواست خداوند، مطلب ، در مقدمه ، لازم است عرض شود كه فقر و غنا مقول به تشكيك و داراى درجات و مراتب اند، و مدح و ذمى كه راجع به فقر و غنا شده ناظر به درجات ممدوح و مذموم آن دو است و براى بيان اين مطلب معروض مى گردد كه گاهى يك نفر، آنقدر فقير و تهيدست است كه به قدر حداقل مخارج روزش را ندارد و گرسنه است ، اين يك فقير است در حد اعلاى فقر. يك نفر ديگر فقيرى است كه به قدر نان خالى غذا دارد، اما از ساير نعمتهايى كه در يك وعده غذا سزاوار است كه مورد استفاده باشد محروم و فاقد آنهاست . اين هم يك درجه از فقر. يك درجه ديگر فقر اين است كه به قدر كفاف و با يك وسعت متناسب در زندگى دارد لكن از مال بسيار محروم است . اين هم يك درجه ديگر فقر است . در غنا هم عينا همين طور است : گاهى يك نفر غنى است ، يعنى در حدى كه به مردم نياز ندارد و دست تمنايى به سوى كسى دراز نمى كند و زندگيش بالنسبه با وسعت مى گذرد، اين يك قسم غناست . قسمتى ديگر از غنا اين است كه ذخيره غذاى سالانه خود را در منزل دارد و از نظر زندگى خود و عائله اش مطمين است ، اينهم قسمتى ديگر از غنا. اما غناى سوم براى كسى است كه سرمايه دار است و اموال بسيار گرد آورده و با حرص و ولع ، على الدوام ، در پى جمع مال و اندوختن ثروت مى رود و تمام عمرش در اين راه مصروف مى گردد، اين هم قسم سوم در امر ثروت . هر كدام از اين اقسام فقر و غنا از نظر اخبار داراى معيارهايى است كه اگر افراد به آنها توجه كنند مدح و ذم فقر و غنا را به خوبى درك مى نمايند.
اولين موضوعى كه در بحث فقر و غنا بايد از نظر دينى مورد توجه قرار گيرد اين است كه اسلام دين كار و فعاليت و آيين سعى و عمل است . تمام مردم براى تاءمين زندگى با عزت و شرافتمندانه بايد از پى كار و كوشش بروند و در جامعه وجودى موثر باشند، و اگر كسانى از كار شانه خالى كنند و براى تاءمين مايحتاج زندگى خود دنبال كار نروند در اسلام ، مورد بدبينى و انزجارند.
عن ابيجعفر عليه السلام قال : قال موسى يارب ! اى عبادك ابعض اليك ؟ قال : جيفه بالليل و بطال بالنهار(161)
امام باقر (ع) فرمود كه حضرت موسى بن عمران به پيشگاه خدا عرض كرد، بارالها! كداميك از بندگانت نزد تو بيشتر مورد بغض و بدبينى هستند؟ فرمود: آن كسى كه در شب مانند مردارى در رختخواب افتاده و در روز، عمرش در جامعه به بطالت مى گذرد و كار نمى كند و مى خواهد از دسترنج مردم ارتزاق نمايد.



نقل قول
