صفحه 9 از 24 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 235

موضوع: شرح و تفسير دعای مكارم الاخلاق (جلد ۱)

  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    8- وَ أَغْنِنِى وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِكَ، وَ لَا تَفْتِنِّي بِالنَّظَرِ

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم

    بارالها آنقدر مرا غنى بنما و از مال دنيا برخوردارم ساز كه به مردم نياز نداشته باشم ، و روزيت را بر من وسعت بخش تا خانواده ام در گشايش باشند و مرا با نگاه و التفات به اموال ثروتمندان آزمايش منما.
    اين چند جمله ، به خواست خدا موضوع سخنرانى امروز است و چون در اين عبارت كلمه ((غنا)) و همچنين كلمه ((وسعت رزق )) آمده و قهرا بحث غنا و فقر در ميان مى آيد لازم است راجع به رواياتى كه درباره خوبى فقر يا بدى آن آمده و همچنين در خوبى غنا يا بدى آن روايت شده بحث شود تا شنوندگان محترم متوجه گردند كه آن فقرى كه در اسلام ممدوح و پسنديده است كدام است و آنكه مذموم و ناپسند است كدام . و همچنين معلوم شود كه غناى ممدوح و پسنديده كدام است و غنا و ثروت مذموم كدام . در اين باره با استفاده از روايات و اخبار، به خواست خداوند، مطلب ، در مقدمه ، لازم است عرض شود كه فقر و غنا مقول به تشكيك و داراى درجات و مراتب اند، و مدح و ذمى كه راجع به فقر و غنا شده ناظر به درجات ممدوح و مذموم آن دو است و براى بيان اين مطلب معروض مى گردد كه گاهى يك نفر، آنقدر فقير و تهيدست است كه به قدر حداقل مخارج روزش را ندارد و گرسنه است ، اين يك فقير است در حد اعلاى فقر. يك نفر ديگر فقيرى است كه به قدر نان خالى غذا دارد، اما از ساير نعمتهايى كه در يك وعده غذا سزاوار است كه مورد استفاده باشد محروم و فاقد آنهاست . اين هم يك درجه از فقر. يك درجه ديگر فقر اين است كه به قدر كفاف و با يك وسعت متناسب در زندگى دارد لكن از مال بسيار محروم است . اين هم يك درجه ديگر فقر است . در غنا هم عينا همين طور است : گاهى يك نفر غنى است ، يعنى در حدى كه به مردم نياز ندارد و دست تمنايى به سوى كسى دراز نمى كند و زندگيش بالنسبه با وسعت مى گذرد، اين يك قسم غناست . قسمتى ديگر از غنا اين است كه ذخيره غذاى سالانه خود را در منزل دارد و از نظر زندگى خود و عائله اش مطمين است ، اينهم قسمتى ديگر از غنا. اما غناى سوم براى كسى است كه سرمايه دار است و اموال بسيار گرد آورده و با حرص و ولع ، على الدوام ، در پى جمع مال و اندوختن ثروت مى رود و تمام عمرش در اين راه مصروف مى گردد، اين هم قسم سوم در امر ثروت . هر كدام از اين اقسام فقر و غنا از نظر اخبار داراى معيارهايى است كه اگر افراد به آنها توجه كنند مدح و ذم فقر و غنا را به خوبى درك مى نمايند.
    اولين موضوعى كه در بحث فقر و غنا بايد از نظر دينى مورد توجه قرار گيرد اين است كه اسلام دين كار و فعاليت و آيين سعى و عمل است . تمام مردم براى تاءمين زندگى با عزت و شرافتمندانه بايد از پى كار و كوشش بروند و در جامعه وجودى موثر باشند، و اگر كسانى از كار شانه خالى كنند و براى تاءمين مايحتاج زندگى خود دنبال كار نروند در اسلام ، مورد بدبينى و انزجارند.
    عن ابيجعفر عليه السلام قال : قال موسى يارب ! اى عبادك ابعض اليك ؟ قال : جيفه بالليل و بطال بالنهار(161)
    امام باقر (ع) فرمود كه حضرت موسى بن عمران به پيشگاه خدا عرض كرد، بارالها! كداميك از بندگانت نزد تو بيشتر مورد بغض و بدبينى هستند؟ فرمود: آن كسى كه در شب مانند مردارى در رختخواب افتاده و در روز، عمرش در جامعه به بطالت مى گذرد و كار نمى كند و مى خواهد از دسترنج مردم ارتزاق نمايد.

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #82

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    اولياى گرامى اسلام آنقدر به كار كردن مسلمانان مصر بودند و مى خواستند زندگانى آنان با عزت بگذرد كه اگر در مواقعى افرادى نقص عضوى مى داشتند باز هم به آنان تاكيد مى كردند كه از عضو سالم خود استفاده كنند و به كار اشتغال يابند. در اين باره حديثى از امام صادق (ع) است :
    اءن رجلا اتاه فقال : انى لااحسن ان اعمل عملا يبدى ولا احسن ان اتجر و انا محارف محتاج ، فقال : اعمل و احمل على راسك واستغن عن الناس (162)
    مردى به حضور امام صادق (ع) آمد و گفت : يا بن رسول الله ! من انسانى هستم كه نمى توانم با دستم كار كنم - گويى دستش عيبى داشته كه فاقد قدرت كار بوده - و سرمايه اى هم ندارم كه تجارت كنم و نيازمند و محتاجم . حضرت ديد كه سروگردن او سالم است . فرمود عمل كن ، كار كن و كالا را با سر خود حمل نما و از مردم بى نياز باش .
    قال على عليه السلام : ان يكن الشغل مجهده فاتصال الفراغ مفسده (163)
    على (ع) فرموده : اگر تن دادن به شغل مايه زحمت و تعب است بيكارى دائم نيز باعث نادرستى و فساد است .

    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 29-10-2023 در ساعت 18:54
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #83

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    عن النبى ثاى اله عليه و آله و سلم قال : ملعون من القى كله على الناس (164)
    رسول اكرم فرموده است : رانده و مطرود درگاه بارى تعالى است آن كسى كه بار زندگى خود را بر دوش ‍ دگران بيفكند و بخواهد از دسترنج مردم ارتزاق نمايد.
    به موجب روايات بسيارى كه رسيده است ، ائمه معصومين عليهم السلام خود كار مى كردند و در اراضى زراعى سعى و كوشش مى نمودند تا نانى از راه كشاورزى به دست آورند. علاوه بر اينكه خودشان به كار اهميت مى دادند، كارگران زحمتكش را نيز احترام بسيار مى نمودند و آنان را مورد تقدير و تشويق قرار مى دادند.
    روى انس بن مالك ان رسول الله صلى الله عليه و آله لما اقبل من غروه تبوك استقبله سعد الانصارى فصافحه النبى (ص ) ثم قال له : ما هذا الذى اكنب يديك . قال : يا رسول الله ! اضرب بالمرو المسحاه فانفقه على عيالى . فقبل يده رسول الله (ص ) و قال هذه يد لا تمسها النار(165)


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #84

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    انس بن مالك مى گويد: موقعى كه رسول اكرم از جنگ تبوك مراجعت مى كرد، سعد انصارى به استقبال آمد. حضرت با او مصافحه كرد و دست سعد را زبر و خشن ديد. فرمود چه صدمه و آسيبى به دستت رسيده است . عرض كرد: يا رسول الله من با وسايل كشاورزى كار مى كنم و درآمدم را خرج معاش خانواده ام مى نمايم .
    رسول اكرم دست او را بوسيد و فرمود: اين دستى است كه آتش با آن تماس پيدا نمى كند.
    اگر كسى آماده كار كردن هست ، لكن به علت فرسودگى و ضعف شديد يا بيمارى ، قدرت كار ندارد و حداقل امرار معاش و سد جوع در دسترس نيست ، او فقير و گرسنه است و اين فقر بى اندازه مذموم است زيرا چنين فقرى ممكن است آدمى را به گناه و ناپاكى ، به دزدى و تجاوز به اموال مردم ، يا به كفرگويى و اسائه به مقام مقدس بارى تعالى وادار نمايد. اين فقر در نظر اسلام بسيار مذموم است و در اين باره روايات بسيارى رسيده ، از آن جمله است :
    الفقر سواد الوجه فى الدارين (166)
    اينچنين فقر، روسياهى در دنيا و آخرت است .
    كاد الفقر ان يكون كفرا(167)
    اين قبيل فقرها ممكن است به كفر و بى دينى منجر گردد.
    عن على عليه السلام قال : الفقر يخرس الفطن عن حجته ، والمقل غريب فى بلديه (168)
    على (ع) فرموده است : انسانى كه فقير است در مقام استدلال ، زبانش بند مى آيد، و افراد كم بضاعت در بلد خود همانند غربيان زندگى مى كنند.
    اين فقر است كه نبى اكرم درباره آن فرموده است :
    اللهم انى اعوذبك من الكفر والفقر. فقال رجل : ايعدلان ؟ قال : نعم (169)
    رسول اكرم فرمود: بارالها! من از كفر و از فقر به تو پناه مى برم . مردى كه اين جمله را از حضرت شنيد عرض ‍ كرد: يا رسول الله ! آيا كفر و فقر، معادل يكديگرند؟ حضرت در پاسخ فرمود: بلى .
    خلاصه اينكه فقرى كه آدمى فاقد حداقل زندگى باشد و نتواند سد جوع نمايد بسيار مذموم است و آدمى را در خطر گناهان دنيوى و اخروى مى اندازد و روايات در اين باره بسيار آمده كه بعضى از آنها مذكور افتاد.
    فقر ممدوح كه در روايات آمده آن فقرى است كه انسان به قدر كفاف و آن مقدارى كه براى خود و خانواده اش لازم است و كفايت مى كند واجد باشد و اين زندگى كه هم آبرو محفوظ است و هم اسير ثروتمندى و سرمايه دارى نيست آنقدر محبوب رسول اكرم بود كه دعا مى كرد و مى گفت :
    اللهم اجعل قوت آل محمد كفافا(170)
    پيغمبر مى فرمود: خوشا به حال آن كسانى كه اسلام آورده و معاش او به قدر كفاف باشد، يعنى درآمدش ‍ براى زندگيش وافى و كافى باشد.
    رسول اكرم با جمعى در بيابان به كسى كه شترانى را به چرا برده بود و تحت مراقبت داشت گذر كردند؟ حضرت از او درخواست نمود كه مقدارى شير بدهد كه آنان بنوشند. جواب داد: شيرى كه در پستان شتران است براى صبح است و آنچه دوشيده ايم و در ظرف است براى شب ، و خلاصه ، به حضرت جواب مثبت نداد. پيغمبر اكرم درباره او دعا كرد، گفت :
    اللهم اكثر ماله و ولده (171)
    بارالها! مال و فرزندان او را بسيار گردان .
    بعد از آنجا گذشتند و به كسى رسيدند كه به چراندن گوسفندان اشتغال داشت . براى گرفتن شير، نزد او فرستاده . آن مرد رفت و آنچه در پستانهاى گوسفندان بود دوشيد و آنچه را هم كه در دست داشت نيز آورد و به حضرت تقديم نمود و بعد هم گوسفندى آورد و گفت : اينها چيزى بود كه در نزد من بود و اگر ميل دارى باز زيادتر كنم .
    قال رسول الله : اللهم ارزقه الكفاف
    پيغمبر درباره او دعا كرد و گفت : بار الها! به او به قدر كفاف عنايت بفرما.


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #85

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فقال لع بعض اصحابه ، يا رسول الله : دعوت للذى ردك بدعا عامتنا نحبه و دعوت للذى اعطاك بدعاء كلنا نكرهه . فقال : ان ما قل و كفى خيرمما كثر و الهى (172)
    وقتى پيغمبر، دعاى دوم را درباره مردى كه صاحب گوسفندان بود نمود بعضى از اصحاب گفتند: يا رسول الله ! درباره آن كسى كه شما را رد كرد دعايى نموده اى كه تمام ما آن دعا را دوست داريم ، و درباره كسى كه به شما اعطاى شير نموده دعايى فرمودى كه هيچيك از ما به آن دعا ميل نداريم . حضرت فرمود: آنچه كم باشد و امر زندگى را كفايت كند بهتر از مال بسيار است كه آدمى را غافل كند و انسان را از مسير فضيلت منحرف نمايد.
    غنا نيز مانند فقر، درجات و مراتبى دارد، بعضى از آنها در روايات ، ممدوح شناخته شده و بعضى از آنها مذموم . يكى از رواياتى كه غنا را ممدوح شناخته اين حديث است كه از رسول اكرم نقل شده :
    نعم العون على تقوى الله الغنى (173)
    غنا براى پيمودن راه تقوا يار و مدد كار خوبى است .
    عن ابيعبد الله عليه السلام قال : سلوا الله الغنى فى الدنيا و العافيه و فى الاخره المغفره و الجنه (174)
    امام صادق (ع) فرمود: از خدا در دنيا غنا و عافيت را بخواهيد و در آخرت مغفرت و بهشت را.

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #86

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    امام صادق (ع) فرموده است :
    خمس من لم تكن فيه لم يتهنا بالعيش : الصحه و الامن والغنى والقناعه و الانيس ‍ الموافق (175)
    پنج چيز است كه اگر كسى آنها را نداشته باشد عيش و زندگى گوارا ندارد:
    سلامت تن ، امنيت ، غنا و تمكن ، قناعت ، و همسر موافق .
    غناى مذموم آن تمكن و ثروتى است كه آدمى را به سركشى و طغيان وا دارد، غرور و مستى بياورد، به مقدسات الهى بى اعتنا شود، و به بندگان تهيدست خدا تكبر بفروشد و خلاصه اينكه مسير انسانى را از آدمى سلب كند. قرآن شريف در اين باره مى فرمايد:
    كلا، ان الانسان ليطغى ان راه استغنى (176)
    آدمى وقتى خود را مستغنى و بى نياز ببيند و تمكن مالى در خويشتن بيابد به سركشى و طغيان مى گرايد.
    عن على عليه السلام قال : استعينوا بالله من سكره الغنى فان له سكره بعيده الافاقه (177)
    على (ع) مى فرمود: از مستى غنا و ثروت به خدا پناه ببريد كه مستى ثروت بسيار دير برطرف مى شود.
    امام سجاد (ع) در جمله اولى كه موضوع بحث امروز است از پيشگاه الهى درخواست غنا و تمكن مالى مى نمايد، او از خدا غنا مى طلبد تا به خانواده هاى بى بضاعت كمك كند، غنا مى خواهد تا يتيمان بى سرپرست را كفالت نمايد، تمكن مالى تقاضا مى كند تا در پرتو آن موجبات رضاى الهى را فراهم آورد، غنا مسئلت مى نمايد تا به زندگى خانواده خود بهبود بخشد و گشايشى در گذران آنان فراهم آورد،و اين مطلب از جمله دومى كه امام (ع) بعد از درخواست غنا، از پيشگاه الهى مسئلت نموده است روشن مى شود:
    و اوسع على فى رزقك
    بارالها! رزق خود را كه به من عطا مى فرمايى وسيع گردان .
    در روايات اولياى گرامى اسلام تاكيد شده است كه افراد غنى و متمكن در زندگى خانواده خود سختگير ننمايند.


    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 14-11-2023 در ساعت 19:52
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #87

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    عن على بن موسى الرضا عليه السلاام قال : صاحب النعمه يجب عليه التوسعه عن عياله (178)
    حضرت رضا (ع) مى فرمايد: بر صاحبان نعمت واجب است كه بر عيالات خود توسعه دهند و به زندگى آنان گشايش بخشند.
    عن ابيحمزه قال ، قال على بن الحسين عليه السلام : لان ادخل السوق و معى الدراهم ابتاع به لعيالى لحما و قد قرموا احب الى من ان اعتق نسمه (179)
    ابى حمزه مى گويد حضرت على بن الحسين مى فرمود: اگر من داخل بازار شوم و با من چند درهم پول باشد و به وسيله آن براى خانواده خود گوشت تهيه كنم كه به آن نياز بسيار دارند براى من اين عمل محبوبتر است از اينكه بنده اى را آزاد نمايم .
    عن ابن عباس رضى الله عنه قال : قال النبى صلى الله عليه و آله : من دخل السوق فاشترى تحفه فحملها على عياله كان كحامل صدقه الى قوم محاريف و ليبدء بالاناث قبل الذكور فانه من فرح ابنته فكانما اعتق رقبه من ولد اسمعيل (180)
    عبدالله بن عباس مى گويد، رسول اكرم مى فرمود: هر كس داخل بازار شود و تحفه اى ، مثلا ميوه اى ، بخرد و آن را براى خانواده خود بياورد همانند صدقه اى است كه انسانى براى جمعيت محتاجى ببرد و سپس ‍ مى فرمود وقتى وارد منزل مى شود اول ، پيش از پسر بچه ها، از دختر بچه ها شروع كند و تحفه را به آنها بدهد. بعد از آن فرموده هر كس دختر خود را در منزل شاد كند همانند اين است كه بنده اى را از فرزندان اسمعيل آزاد كرده باشد.
    خلاصه اينكه اگر كسى قدرت مالى دارد و بخواهد پيوستگى خود را با مكتب اسلام و تعاليم قرآن شريف محفوظ بدارد حتما بايد زندگى عائله خود را توسعه دهد و آنان را در تنگنا و مضيقه نگذارد و رسول اكرم در اين باره فرموده است :
    ليس منا من وسع عليه ثم قتر على عياله (181)
    پيغمبر اكرم مى فرمود: كسى كه وسعت مالى دارد و داراى تمكن است ولى بر خانواده خود سخت بگيرد و آنان را از زندگى مرفه محروم دارد از ما نيست و به ما بستگى ندارد.
    امام سجاد (ع) در جمله اول دعا كه موضوع بحث امروز است از خداوند درخواست غنا و تمكن مالى دارد. در جمله دوم از توسعه رزق سخن مى گويد و شايد تمناى غنا را براى رفاه اهل بيت خويش خواسته است . در جمله سوم عرض مى كند:
    و لا تفتنى بالنظر
    بارالها! با توجه و التفات به اموالى كه در دست ثروتمندان است مرا مورد آزمايش و امتحان قرار مده .
    دعاى سوم امام (ع) ناظر به غناى نفس و بى اعتنايى به دارايى و اموال سرمايه داران و مال اندوزان دنياست و اين همان چيزى است كه خداوند در قرآن شريف به پيمبر گرامى فرموده و او را مخاطب ساخته است :
    و لا تمدن عينيك الى مامتعنا به ازواجا منهم زهره الحيوه الدنيا لنفتنهم فيه و رزق ربك خير و ابقى (182)
    اى رسول معظم ! چشمان خود را به اموال و زينتهاى دنيوى كه به اصناف كفار اعطا نموده ام مگشاى كه اين ثروت و سرمايه را به منظور آزمايش و امتحانشان داده ام . و رزق و روزى پروردگارت كه براى اهل ايمان مقرر گرديده بمراتب بهتر و عالى تر است و همواره باقى و برقرار خواهد بود.
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #88

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در ذيل اين آيه حديثى از رسول اكرم است كه فرموده :
    من اتبع بصره بما فى ايدى الناس طال همه ولم يشق غيظه (183)
    كسى كه چشم خود را براى نگاه كردن به اموال و ثروت دگران بگشايد اندوهش طولانى خواهد بود و غيظ و غضبش هرگز شفا نمى يابد.
    طبع بشر حريص و فزون طلب است ، هر قدر ثروت بيندوزد و مال گردآورد حرص و طمعش بيشتر مى شود، همواره در باطن با خود به جنگ و ستيز است ، از نظر دارايى ، احساس كمبود مى كند و سرانجام با ناكامى از دنيا مى رود مگر آنكه خود را اصلاح كند و عنان حرص را به دست عقل واقع بين و مآل انديش ‍ بسپارد و خويشتن را از سركشى و طغيان آن برهاند.
    شكى رجل الى ابيعبد الله عليه السلام انه يطلب فيصيب ولا يقنع و تنازعه نفسه الى ما هوا كثر منه و قال علمنى شيئا انتفع به . فقال ابوعبدالله (ع): ان كان مايكفيك يغنيك فادنى مافيها يغنيك و ان كان ما يكفيك لا يغنيك فكل ما فيها لايغنيك (184)
    مردى به شكايت نزد امام صادق (ع) آمد، عرض كرد: من از پى مال مى روم و آن را به دست مى آورم اما از درآمد خويش قانع نمى شوم و همواره با نفس خود در جنگم و از آن بيشتر مى خواهد، عرض كرد به من چيزى بياموزيد كه از آن منتفع شوم ، يعنى درمانم نماييد. حضرت فرمود: اگر آن مقدار درآمد كه امر ترا كفايت مى كند بى نيازت مى سازد چيز جزئى از مال ترا غنى مى نمايد و اگر درآمدى براى تو كافى است و بى نيازت نمى كند تمام آنچه در دنياست بى نيازت نخواهد نمود.
    در واقع ، امام (ع) مى خواهد بفرماييد: اگر مايلى از جنگ درونى خلاص شوى و از شر حرص رهايى يابى هدف خود را از كسب مال ، اداره زندگى شرافتمندانه قرار ده ، در اين صورت ، مال قليلى ترا غنى و بى نياز مى سازد و كفاف زندگيت را مى نمايد، اما اگر هدف در كسب مال ، ثروت اندوزى و سرمايه دارى باشد تمام اموال جهان براى تو كافى نيست و هرگز از جنگ داخلى و سركشى حرص ، آزاد نخواهى شد. بنابراين علاج اين حالت در اختيار خود انسان است و شخص حريص بايد تمرين كند و عقل خود را به قضاوت بياورد و بگويد: چرا من اين قدر مى دوم و براى چه تا اين اندازه در گردآورى مال مى كوشم و بدون اينكه نفعى ببرم بايد آنها را بگذارم و بگذرم . وقتى توطين نفس نمود و خود را به عمل ناروا و غيرعاقلانه خويش متوجه ساخت مى توان بر هواى نفس خود و حرص خويش غلبه كند و خود را از آن بلا و بدبختى برهاند، و اين حالت ، در منطق اخبار و روايات ، غناى نفس است .
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 22-11-2023 در ساعت 15:20
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #89

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    عن النبى صلى الله عليه و آله : ليس الغنى من كثره العرض ولكن الغنى من النفس (185)
    رسول اكرم مى فرمود: غنا و بى نيازى از كثرت اموال دنيوى نيست ، بلكه از بى نيازى نفس است و بايد روح آدمى احساس بى نيازى كند و از دنيا آن را بخواهد كه محترمانه صرف زندگيش شود.
    عن على عليه السلام قال : الغنى الا كبر الياس عما فى ايدى الناس (186)
    على (ع) فرموده است : غناى بزرگ و بى نيازى مهم ، نااميدى و ياس از آن چيزهايى است كه در دست مردم است ، يعنى بى اعتنايى و عدم توجه به اموال ثروتمندان و هستى افراد متمكن ، كسى كه داراى اين حالت نفسانى باشد او در واقع غنى بزرگ اجتماع است ، يعنى به اموال ثروتمندان بزرگ و سرمايه داران مهم اعتنا ندارد.
    ابى بصير مى گويد از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: عثمان به وسيله دو نفر از غلامان خود دويست دينار طلا براى ابوذر فرستاد و گفت : نزد او ببرد و سلام مرا به وى برسانيد و بگوييد: اين دويست دينار است كه عثمان براى شما فرستاده كه نياز خود را برطرف نمايى و حوايج خويشتن را تاءمين كنى .
    قل ابوذر: هل اعطى احدا من المسلمين مثل ما اعطانى ؟ قالا لا. قال انما انا رجل من المسلمين يسعنى ما يسع المسلمين . قالا له : انه يقول هذا من صلب مالى و بالله الذى لا اله الا هو ما خالطها حرام و لا بعثت بها اليك الا من حلال . فقال : لا حاجه لى فيها و قد اصبحت يومى هذا و انا من اغنى الناس . فقالا له : عافاك الله و اصلحك ، مانرى فى بيتك قليلا ولا كثيرا مما يستمتع به . فقال : بلى تحت هذا الاكاف الذى ترون رغيفا شعير قد اتى عليهما ايامه (187)
    ابوذر گفت : آيا به هيچيك از مسلمانان چنين مبلغى را داده است ؟ گفتند: نه . ابوذر گفت : من يكى از مسلمانانم ، گشايشى كه براى من است بايد براى همه مسلمين باشد. به ابوذر گفتند كه عثمان اين مبلغ را از مال شخصى خود فرستاده و قسم ياد كرده است كه من آن را به حرام نيالوده ام و براى شما جز حلال نفرستاده ام . ابوذر گفت : من احتياجى به اين پول ندارم و امروز صبح نموده ام و از غنى ترين مردمم . غلامان گفتند: خداوند عافيت بخشد، ما كه در اطاق شما كم يا زياد چيزى كه از آن بهره مند شوى نمى بينم .
    گفت : زيرا اين پالان ، سفره من است و در آن دو قرضه نان جوين دارم ، به اين پول محتاج نيستم و به خدا قسم هرگز آن را نمى گيرم .

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #90

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    امام جواد (ع) هم در موضوع غناى نفس و بى نيازى روح ، چنين فرموده است :
    الغنى قله تمنيك و الرضا بما يكفيك والفقر شره النفس و شده القنوط(188)
    مى فرمايد: غنا عبارت از كمى تمنيات درونى و راضى بودن به همان عبارت چيزى است كه زندگى انسان را كفايت كند. فقر نفسانى عبارت از حدت و شدت نوميدى از لياقت خود و ياس از اموالى است كه در دست مردم است .
    در عصر جاهليت ، ثروتمندى و تمكن مالى داراى ارزش انسانى بود و مردم تصور مى كردند كه افراد مالدار، گروه برتر و ممتاز اجتماع اند و عقيده داشتند كه امور مهم مردم ، خواه جنبه معنوى داشته باشد و خواه جنبه مادى ، بايد به اين گروه سپرد شود و آنان عهده دار گردند و تا آنجا به اين پندار باطل معتقد بودند كه وقتى وحى الهى بر رسول گرامى نازل شد و آن حضرت به رسالت مبعوث گرديد لب به اعتراض گشودند.

    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 28-11-2023 در ساعت 17:30
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 9 از 24 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi