صفحه 9 از 12 نخستنخست ... 56789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 111

موضوع: آگاهى سوم (علم غيب)

  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    5. در داستان آن مرد شامى و هشام كه درباره امامت با هم بحث مى كردند.
    مرد شامى از هشام پرسيد; در زمان ما امام كيست؟
    هشام اشاره به امام صادق (عليه السلام) كرد و گفت: امروز امام ما همين مردى است كه اينجا نشسته و مردم از گوشه و كنار به سوى او كوچ مى كنند وما را از آسمان و زمين خبر مى دهد و اين علم و دانش را از پدران خود تا رسول خدا به ارث برده است.
    مرد شامى گفت: از كجا اين سخن را تصديق كنم و بپذيرم؟
    هشام گفت: هم اكنون هر چه خواهى از او بپرس.
    امام صادق (عليه السلام) رو به او كرد و فرمود: مى خواهى از جزئيات مسافرتت تا اينجا خبر دهم؟ همه را خبر داد و مرد شامى تصديق كرد و به امامت آن حضرت ايمان آورد.(121)
    ***
    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #82

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    6. سليمان بن حفص مى گويد: بر امام هفتم وارد شدم و خيال داشتم از آن حضرت بپرسم كه امام بعد از شما كيست؟
    پيش از اين كه من سؤال را مطرح كنم حضرت فرمود: اى سليمان! پس از من فرزندم على، وصى و جانشين من وحجت خدا بر مردم است.(122)
    ***
    امضاء




  4. Top | #83

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    7. حمزة بن جعفر مى گويد: يك سال حضرت رضا(عليه السلام) و هارون الرشيد هر دو به حج آمده بودند يك روز در مسجدالحرام بوديم هارون از يك درب خارج شد و حضرت رض (عليه السلام) از درب ديگر، ومن خدمت آن حضرت بودم اشاره به هارون كرد و فرمود: چقدر خانه او دور است و ملاقات نزديك سپس فرمود: طوس! طوس! اى طوس! به زودى من و هارون را در كنار هم قرار مى دهى!(123)
    و بدين ترتيب از اين كه محل دفن هر دوى آنها در خراسان خواهد بود خبر داد.
    ***
    امضاء




  5. Top | #84

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    8. حضرت عبدالعظيم حسنى كه در رى مدفون است مى گويد: بر امام جواد(عليه السلام) وارد شدم و مى خواستم از آن حضرت بپرسم كه آيا قائم آل محمّد (عليهم السلام) همان مهدى موعود است يا غير او است؟
    آن حضرت پيش از اين كه من سؤال خود را عنوان كنم فرمود: اى عبدالعظيم! قائم آل محمّد (عليه السلام) همان مهدى است.(124)
    ***
    امضاء




  6. Top | #85

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    9. احمد بن عيسى مى گويد: پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) را در خواب ديدم كه يك مشت خرما به من مرحمت كرد خرماها را شمردم. بيست و پنج دانه بود. سپس بر امام هادى(عليه السلام)وارد شدم آن حضرت يك مشت خرما به من داد و فرمود اگر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) زيادتر مى داد من هم زيادتر مى دادم.

    احمد بن عيسى مى گويد: خرماها را شمردم همان بيست و پنج دانه بود.(125)
    ***
    امضاء




  7. Top | #86

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    10. حجاج عبدى مى گويد:هنگام حركت از بصره پسرم بيمار بود. براى حضرت عسكرى (عليه السلام) كه در سامرا بودند نوشتم كه در حق او دعا كند. حضرت در جواب من نوشتند:
    خداوند پسرت را رحمت كند كه با ايمان بود!
    پس از چندى از بصره خبر فوت فرزندم رسيد. معلوم شد در همان روزى كه حضرت عسكرى (عليه السلام) نامه نوشته بودند; از دنيا رفته بوده است.(126)
    اين بود نمونه هايى از خبرهاى غيبى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) و امير مؤمنان (عليه السلام) و امامان معصوم (عليهم السلام) پس از او، كه در اين سه بخش نقل شد و خواننده گرامى مى تواند براى مطالعه بيش از اين مقدار به كتاب «اثبات الهداة» كه با ترجمه فارسى آن در هفت مجلد به چاپ رسيده است; مراجعه كند.

    امضاء




  8. Top | #87

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض

    سؤال چهارم


    از آياتى كه براى اثبات آگاهى پيامبران از غيب به آنها استدلال مى شود اين آيه است:
    (عالِمُ الغَيْبِ فَلا يظهِرُ عَلى غيبِهِ أَحداً * إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول...).(127)
    از اين آيه استفاده مى شود كه آگاهى آنان از غيب با تعليم الهى ممكن است امّا اين امكان به فعليت و تحقق رسيده است يا نه؟ معلوم نيست.
    پاسخ
    آياتى را كه در بخش ششم اين كتاب آورديم به منظور پاسخ به همين اشكال و سؤال، به دو گروه تقسيم كرديم:
    1. گروهى كه امكان آگاهى پيامبران از غيب را مى رساند(سه آيه).
    2. گروهى كه تحقق و فعليّت آگاهى از غيب را مى فهماند(هفده آيه).
    بنابراين با مراجعه به آن بخش، پاسخ اين سؤال روشن است و به عبارت ديگر اصلاً چنين اشكال و سؤالى بى وجه است.
    امضاء




  9. Top | #88

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض

    سؤال پنجم
    آيا اعتقاد به اين كه پيامبران و امامان از غيب آگاهند، مستلزم اين نيست كه براى خدا در صفت «عالم به غيب بودن» شريك قرار داده باشيم؟
    پاسخ
    در بحث هاى گذشته بارها گفته شد كه آگاهى پيامبران و امامان و بندگان خاص خدا از غيب، به تعليم الهى است نه ذاتى، و اعتقاد به آگاهى آنان از غيب با اعتقاد به اين كه اين علم از جانب خدا به آنها داده شده است به اين معنا است كه علم خدا ذاتى و علم آنان تعليمى است يعنى آنان براى عالم شدن نيازمند به خدا هستند و اين عين اعتقاد به بندگى و نيازمندى آنان است.«أين التراب وربّ الأرباب؟»; بنده نيازمند كجا و خداى بى نياز كجا؟(128)
    امضاء




  10. Top | #89

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    سؤال ششم
    صحيح است كه علم خدا ذاتى و علم ديگران حتى پيامبران و امامان اكتسابى و تعليمى است و از جانب خدا به آنان اعطا مى شود.
    امّا آيا اين دليل مى شود كه ما آياتى كه بر اختصاص علم غيب به خداوند دلالت دارد(1) و آياتى كه آگاهى از غيب را براى خداوند اثبات و از غير او نفى مى كند(129) و آياتى كه آگاهى از غيب را از رسول گرامى اسلام نفى مى كند(130) اين سه گروه از آيات را حمل بر علم ذاتى و غير اكتسابى كنيم؟ با آنكه ظاهر مفاد «نفى علم غيب» نفى مطلق علم غيب است خواه ذاتى باشد و خواه تعليمى و اكتسابى.
    پاسخ
    در بخش سوم اين كتاب و نيز در موارد ديگر گفته شد كه در زمان پيامبر گرامى اسلام و زمان هاى بعد، حتى تا چند قرن بعد، گاهى كلمه «علم غيب» به معناى «علم غيب ذاتى» استعمال مى شده است وحتى برخى از دانشمندان بزرگ شيعه(131) فرموده اند: با اين كه پيامبر و امام از غيب آگاهى دارند در عين حال نبايد آنان را با كلمه «عالم به غيب» توصيف كنيم زيرا «علم به غيب» فقط به خداوند گفته مى شود و بر كسى كه علم او به تعليم الهى است نبايد اطلاق شود گواه روشن اين مطلب گفتارى است كه از على(عليه السلام) در نهج البلاغه نقل شده است.
    هنگامى كه على (عليه السلام) در بصره از حوادث آينده خبر داد; يكى از ياران او گفت: آيا علم غيب دارى؟ حضرت خنديد و فرمود: اين «علم غيب» نيست يعنى علم غيب ذاتى و بدون تعليم الهى نيست «انّما هو تعلّم من ذى علم»; بلكه اين آگاهى از غيب را رسول خدا به من تعليم كرده است.(132)
    بنابراين «علم غيب» در عصر نزول قرآن و صدور احاديث، به معناى علم ذاتى، هم استعمال مى شده است و هيچ مانعى ندارد كه با در نظر گرفتن آياتى كه آگاهى از غيب را براى پيامبران ثابت مى داند، آيات نفى كننده را حمل بر همان علم غيب ذاتى و بدون تعليم الهى كنيم و خوشبختانه گواه بر اين توجيه در روايات هم آمده است مانند همان گفتار نهج البلاغه، و نيز رواياتى كه از امام هفتم(عليه السلام) در بخش سوم اين كتاب نقل شد كه فرمود: اين آگاهى كه ما داريم «علم غيب» نيست (يعنى علم غيب ذاتى و بدون تعليم الهى) بلكه از رسول خدا به ارث برده ايم و هر چه ما مى دانيم از رسول خدا به ما رسيده است و رسول خدا هم هر چه مى داند از خداوند آموخته است.(133)
    و نيز در روايت ديگر وارد شده است كه از امام هشتم(عليه السلام) پرسيدند :آيا امام به زمان مرگ خود آگاه است يا نه؟
    حضرت در پاسخ فرمودند:« نعم يعلم بالتعليم... ; بله آگاه است امّا آگاهى او به تعليم الهى است».(134)
    و نيز در روايت ديگر، هشام كه يكى از ياران امام صادق(عليه السلام) است آن حضرت را در حضور خود ايشان چنين معرفى كرد: «يخبرنا بأخبار السماء وراثة عن أب عن جد...(135); ما را از خبرهاى غيبى آسمان آگاه مى كند و اين آگاهى از پدرانش به او رسيده است يعنى آگاهى او ذاتى نيست و به تعليم الهى است كه توسط پدرانش به او اعطا شده است».
    امضاء




  11. Top | #90

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,249
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    سؤال هفتم


    از آياتى كه در قرآن مجيد آمده است و در بخش ششم اين كتاب مورد بحث قرار گرفت فقط آگاهى پيامبران از غيب استفاده مى شود، پس براى اثبات آگاهى امامان از غيب چه دليلى داريم؟
    پاسخ
    در اين باره دليل هاى فراوانى داريم:
    1. خبرهاى غيبى نهج البلاغه كه ده مورد آن از باب نمونه در بخش هشتم اين كتاب آمد مى تواند دليل قاطعى بر آگاهى امام از غيب باشد.
    2. صدها خبر غيبى كه در غير نهج البلاغه از على(عليه السلام) و ساير امامان نقل شده و آمار و نمونه هايى از آنها در بخش نهم اين كتاب آورده شد; نيز مى تواند دليل محكم و قطعى بر آگاهى آنان از غيب باشد.
    3. خبرهاى صحيح السند و قطعى كه امامان را وارث علوم انبيا و به ويژه وارث علوم پيامبر گرامى اسلام معرفى مى كند; نيز يكى از دليل هاى قطعى آگاهى امامان از غيب است. در اينجا از باب نمونه ده حديث نقل مى شود:
    الف: كلينى در كافى با سند صحيح از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: حضرت داود، علم پيامبران پيش از خود را به ارث برد و حضرت سليمان از داود ارث برد و پيامبر گرامى اسلام، علوم سليمان را به ارث برد و ما اهل بيت، وارث علوم پيامبر گرامى اسلام هستيم.(136)
    ب: در كتاب كافى با سند صحيح از امام باقر(عليه السلام) روايت شده است كه حضرت باقر (عليه السلام) فرمود:
    علمى كه با حضرت آدم به زمين آمده از زمين به بالا برده نشد و كسانى آن را به ارث بردند، على (عليه السلام) عالم اين امت بود(كه علم آدم (عليه السلام) نزد او بود) و هيچ عالمى از ما نمى ميرد مگر آن كه از اهل بيت خود جانشينى دارد كه علم او را به ارث مى برد....(137)
    پ. در كافى با سند صحيح از امام باقر(عليه السلام) روايت شده است كه آن حضرت در ضمن حديثى فرمود:
    هر علمى كه خداى متعال به فرشتگان و پيامبران آموخته است; ما نيز آن را مى دانيم.(138)
    ت. در كافى با سند موثق از امام باقر(عليه السلام) روايت شده است كه در ضمن حديثى فرمود:
    به خدا سوگند هيچ علمى را خداوند به پيامبر گرامى اسلام نياموخت مگر آن كه آن حضرت، آن علم را به على (عليه السلام) آموخت و علم على (عليه السلام) پس از او به ارث به ما رسيده است.(139)
    ث. در كافى با سند صحيح از امام باقر(عليه السلام) روايت شده است كه آن حضرت فرمود:
    رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)، به على (عليه السلام) فرمود: يا على از نبوت نصيبى براى تو نيست امّا در علم با من شريك هستى.(140)
    ج. در كافى با سند صحيح از امام هشتم(عليه السلام) در ضمن حديثى روايت شده است كه آن حضرت فرمود:
    «استودعنا علمهم نحن ورثة أولى العزم من الرسل».
    «رسول خدا علوم پيامبران را نزد ما به وديعت گذارد و ما أهل بيت وارثان پيامبران اولى العزم هستيم».(141)
    چ. در كافى از امام باقر (عليه السلام) در ضمن حديثى نقل شده است:
    خداوند علوم همه پيامبران را به رسول گرامى اسلام داد و او همه علومش را به اميرمؤمنان على (عليه السلام) آموخت.(142)
    ح. در بصائر الدرجات از امام صادق(عليه السلام) روايت شده است كه در ضمن حديثى فرمود:
    خداوند پيامبران اولوالعزم را با علم، برترى داد و علم و برترى آنان را ما به ارث برده ايم....(143)
    خ: در همان كتاب از امام باقر (عليه السلام) روايت شده است كه در ضمن حديثى فرمود:
    «نحن ورثة أُولى العزم من الرسل».
    «ما اهل بيت، وارثان (علوم) پيامبران اولوالعزم هستيم».(144)
    د.در همان كتاب از اميرمؤمنان على(عليه السلام) روايت شده است كه در ضمن حديثى فرمود:

    خداوند رسول گرامى را بر هر چه آگاه كرد آن حضرت هم مرا بر همان آگاه نمود....(145)
    ذ. نيز از امام هشتم (عليه السلام) روايت شده است:
    آيا خدا نمى گويد: او آگاه از غيب است و كسى را بر غيب خود مطلع نمى سازد مگر رسولى را كه برگزيده است؟ رسول خدا در پيشگاه او برگزيده است و ما وارثان اين رسول هستيم كه او را بر آنچه از غيب كه خواسته، مطلع ساخته است.(146)
    در بخش سوم اين كتاب نيز دو روايت يكى از نهج البلاغه و ديگرى از امالى شيخ مفيد نقل شد كه هر دو حاكى از اين است كه علم امامان از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به آنان به ارث رسيده است.
    و نيز در پاسخ سؤال ششم دو روايت ديگر در اين باره از كتاب «اثبات الهداة» نقل شد به آنجا مراجعه شود.


    امضاء




صفحه 9 از 12 نخستنخست ... 56789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi