صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 83 , از مجموع 83

موضوع: ویژه نامه اربعینی حسینی{ رسیدم از سفر ای برادر جان... }

  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    در غروب عطش آلود، وقتی برق شقاوت
    خنجری آبگون بر حنجره آخرین شهید نشست.

    وقتی صدای شکستن استخوان در گوش سم‏ها پیچید
    و آنگاه که خیمه‏ها در رقص شعله‏ها گم شدند،
    جلادان همه چیز را تمام شده انگاشتند.

    هشتاد و چهار کودک و زن، در ازدحام نیزه و شمشیر،
    از ساحل گودالی که همه هستی‏شان را در آغوش گرفته بود گذشتند.

    تازیانه در پی تازیانه، تحقیر و توهین و قاه‏قاهی که
    با آه آه کودکان گره می‏خورد، گستره میدان شعله‏ور را می‏پوشاند.

    دشمن به جشن و سرور ایستاده است و نوازندگان،
    دست افشان و پایکوبان، در کوچه‏های آراسته،

    به انتظار کاروانی هستند که با هفتاد و دو داغ،
    با هفتاد و دو پرچم، با شکسته‏ ترین دل و تاول‏زده ‏ترین پا،
    به ضیافت تمسخر و طعنه و خاکستر و خنده آمده است.

    زنان با تمامی زیورآلاتشان به تماشا آمده‏اند.
    همه را اندیشه این است که با فرو نشستن سرها
    بر نیزه، همه سرها فرو شکسته است.

    اما خروش رعدگونه زینب‏علیها السلام، آذرخش خشم
    سجادعلیه السلام و زمزمه حسین ‏علیه السلام بر نیزه، همه چیز را شکست.

    شهر یکپارچه ضجه و اشک و ناله شد
    و باران کلام زینب جان‏ها را شست و آفتاب را
    از پس غبارها و پرده‏ها به میهمانی چشم‏های بسته آورد.

    چهل روز گذشت. حقیقت، عریان‏تر
    و زلال‏تر از همیشه از افق خون سربرآورد.

    کربلا به بلوغ خویش رسید و جوشش
    خون شهید، خاشاک ستم را به بازی گرفت.

    خونی که آن روز در غریبانه‏ترین غروب،
    در گمنام‏ترین زمین، در عطشناک‏ترین لحظه بر خاک چکه کرد،

    در آوندهای زمین جاری شد
    و رگ‏های خاک را به جنبش و جوشش و رویش خواند.

    چهل روز آسمان در سوگ قربانیان کربلا گریست
    و هستی، داغدار مظلومیت‏ حسین‏ علیه السلام شد.

    چهل روز، ضرورت همیشه بلوغ است
    ، مرز رسیدن به تکامل است
    و مگر ما سرما و گرما را به «چله‏» نمی‏شناسیم

    و مگر میعادگاه موسی در خلوت طور،
    با چهل روز به کمال نرسید.

    اینک، چهل روز است که هر سبزه می‏روید، هر گل می‏شکفد، هر چشمه می‏جوشد
    و حتی خورشید در طلوع و غروب، سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است.

    چهل روز است که انقلاب از زیر خاکستر قلب‏ها شراره می‏زند.
    آنان که رنج پیمان‏شکنی بر جانشان پنجه می‏کشید
    و همه آنان که شاهد مظلومیت کاروان تازیانه و اشک و اندوه بودند

    و همه آنان که وقتی به کربلا رسیدند که تنها
    غبار صحنه جنگ و بوی خون تازه و دود خیمه ‏های نیم سوخته را دیدند،
    اینک برآشفته‏ اند، بر خویش شوریده ‏اند.
    شلاق اعتراض بر قلب خویش می‏کوبند و اسب جهاد زین می‏کنند.

    چهل روز است که یزید جز رسوایی ندیده و جز پتک استخوان کوب، فریادی نشنیده،
    چهل روز است استبداد بر خود می‏پیچد و حق در سیمای کودکانی داغدار
    و دیدگانی اشکبار و زنانی سوگوار رخ نموده است.

    اینک، هنگامه بلوغ ایثار است.
    هنگامه برداشتن بذری است که در تفتیده ‏ترین روز
    در صحرای طف در خاک حاصلخیز قتلگاه افشانده شد.










    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #82

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    گرچه اشک گرمی ارمغان آورده ام مادر
    نسیم سردم و بوی خزان آورده ام مادر

    نیاید کس بـه استقبال من زیرا کـه می سوزد
    ز هرُم شعله اي کز سوز جان آورده ام مادر

    بـه این بی دست و پایی بی پر و بالی نمیدانم
    چه باعث شد کـه رو در آشیان آورده ام مادر

    اگر من زنده برگشتم ز صحرای شهادت ها
    ز صدها مرگ تدریجی نشان آورده ام مادر

    رهانیدم ز طوفان ظلم ها کاروانی را
    کـه اینک بی برادر کاروان آورده ام مادر

    حسینت را نیاوردم من و از داغ جانسوزش
    دل خونین و چشم خون فشان آورده ام مادر

    بـه جا از یوسفت ماندست یک پیراهن خونین
    کـه با خون دل ان را ارمغان آورده ام مادر

    کمک کن زینبت را تا کنار قبر پیغمبر
    کـه مانند تو جسمی ناتوان آورده ام مادر








    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #83

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    نمی دانم که خواستم بروم نشد یا اصلا خواستنی درکار نیست
    هرچه هست اراده ارباب است و دعوتش…

    دارم به جا ماندن خودم می خندم که گریه ام نگیرد وسط این همه تصاویری
    که نشان میدهد تلویزیون که ۵ کیلومتر مانده است به کربلا…

    دارم میخندم که گریه ام نگیرد که اگر بگیرد…
    که اگر بگیرد همینجا وسط همین تنهایی حوض دلم خودم را غرق از اندوهی و حسرتی می کنم
    که شاید به سر من بخورد سنگ حوضچه لحظه های تنهایی ام که بلکه آدم بشوم یک شب آخر…

    به حرف های من فکر نکن که خودم هم نمی فهمم که چه می گویم فقط میگویم
    که بخندم که گریه ام نگیرد این شب اربعینی که همه رفته اند و شاید من هم….

    پاهایم درد گرفت از بس سرپا ایستادم مقابل پاهایی که ایستادند د
    ر مقابلم و در اغوشم گرفتند و گفتند حلال بفرمائید…ما هم …

    خب حق بدهید دیگر که به تته پته بیفتم وقتی میخواهم از کربلایی صحبت کنم
    که از دوسالگی ام دارم با پای برهنه در کوچه های دلم دنبال علم و دسته اش میافتم
    و حالا که سال ها گذشته و بابایم هم پیر شده و شاید بابای هم تو الان دیگر نیست هنوز دارم
    به خودم وعده می دهم که می ایم…حق بدهید که بخندم که گریه ام نگیرد که اگر بگیرد…

    دست هایم درد گرفت از بس که دست تکان دادم پشت سر انهایی که رفتنشان را فقط تماشا کردم
    و بدرقه اشان کردم و باز موقع رفتن انها هم به خودم خندیدم که مبادا گریه ام بگیرد که اگر بگیرد…

    میبینی اشک های تو هم دارند تکان میخورند و از گوشه چشمت دنبال روزنه ای می گردند
    که ارام بشنینند روی گونه هایت و بخندند به ما…

    خواستم بگویم که حق بدهید که همه وسعت بغضم را باز نکنم همین وسط؛ که دیدم
    قبلا دخترکی این کار را کرده است و همه وسعت بغضش را مقابل سر بابایش باز کرده است
    و دق کرده است و بعد…

    راستی او هم پاهایش خیلی درد می کرد وقتی که با سلسله همراهش کردند…

    او هم پیاده رفت….



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

aza, emamhosien, imam hossein pbuh, karbala, moharram & safar cermony, muharram, osaraeahlebet, safar, sayyedoshohada, مقالات پیرامون اربعین, متن فارسی و عربی زیارت اربعین, مجلس عزای سیّدالشّهدا (ع), مجموعه فعالیتهای فرهنگی آیه های انتظار در ماه محرم, محرم و صفر, مراسم های عزاداری, چهل منزل عاشقی, نهضت حسینی, ویژه نامه اربعین حسینی, ویژه نامه اربعین سال 89, ویژه نامه اربعین سال 90, ویرایش برچسب ها arbaien, یک عمربود هجرتو یک اربعین نبود, گام به گام تا اربعین شهیدان, گریه بر حضرت ابا عبدالله (ع), پیامک های تسلیت اربعین حسینی, پیاده روی اربعین اعلام آمادگی برای یاری امام عصر(ع), zyenab, اباعبدالله الحسین (ع), اربعین حسینی و اسراء کربلا, اربعین در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام, اربعین در شعر شاعران, اربعین، ستون عصاره عترت, اس ام اس تسلیت فرار رسیدن اربعین, اشعار اربعین, برنامه هیئت‌های مذهبی به مناسبت اربعین, تحلیل مبنای تاریخی اربعین حسینی, تصاویر ویژه اربعین ، اربعین در قاب تصویر, حضرت زینب (س), روایت عشق و شهادت, زیارت نامه اربعین, شرحی بر زیارت اربعین, عزای اربعین حسینی, عزاداری ها

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi