مطالعه سيرانديشه فرقه هاى مذهبى وكلامى دو نتيجه سودمند را به همراه دارد:
الف. ره گيرى برخى از شبهات وافكار و نظريه هاى جديد ويافتن ردپاى آنها درمباحث كهن.
دراين رهيابى و در اين پى گيرى و ريشه شناسى, نتايج گوناگونى دربرابر اهل تحقيق و تأمل رخ مى نمايد. چه اين كه بسيارى از شبهات نوين, درگذشته پاسخ لازم را يافته است ونياز چندانى به تلاشهاى فكرى جديد ندارد. وگاه پاسخهاى داده شده, آنچنان سطحى و جمود انديشانه است كه محقق را از محدوديت بينش و تنگ نظريهاى محيط و جوّهاى ساختگى بيمناك ونگران مى سازد و وى را به فروافتادن دوباره در چنان ورطه هايى هشدار مى دهد!
ب. عبرت آموزى از توانفرسايي ها و استعداد سوزي ها وفرصت كشي هايى كه محافل علمى-اسلامى به خاطر طرح مباحث غيرضرورى و موهوم برخود روا داشته اند و ذهن فعال و پويا و سازنده انديشه وران اسلامى را به مباحث بى نتيجه وغير مؤثر درحيات و انديشه بشرى واداشته اند.
بنابراين, در چنين پژوهشهايى هم نكته ها و نوآوريهاى فكرى نهفته است وهم عبرتها و هشدارها.
![]()





نقل قول

