درباره آنش زدن خانه حضرت فاطمه ذکر چند نکته مفید است
نکته اول:
حسين بن على (ع)، برادران، فرزندان و ياران آن حضرت را به بدترين و غير انسانىترين شكل كشتند و خانواده او و خانواده يارانش را شهر به شهر بردند و حتى قاتلان آن حضرت افتخار مىكردند كه پس از كشتن آن حضرت، بر بدنش اسب دواندند و .....
نکته دوم:
يكى از مظاهر مظلوميت اهل بيت پيامبر هجوم به خانه حضرت فاطمه است. هجوم به خانه حضرت فاطمه، مسألهاى نيست كه قابل انكار باشد بلكه هجوم به آن خانه مانند مسأله عاشورا است و در طول تاريخ همواره به عنوان مظلوميت فاطمه زهرا وعلى (ع) مطرح بوده است.
نکته سوم:
طبيعى است كه عاملان اين حوادث تلاش مىكردند كه اين حوادث فراموش شود و در تاريخ نماند و لكن شيعيان آن را حفظ كردند و از مخالفان نيز دانشمندان باانصافى آن حوادث را در كتب تاريخى و حديثى خود ثبت كردند. گرچه نيازى به تأييد ديگران نيست و منابع و مآخذ شيعه در مورد اين حوادث كافى است.
نکته چهارم:
براى نمونه به چند روايت از منابع شيعه و اهل سنت اشاره مىكنيم:
پس از آن كه كار بيعت گرفتن از مردم تمام شد و على (ع) و عدهاى بيعت نكردند، به خانه آن حضرت حمله كردند. در را سوزاندند، على را به زور بيرون آورند، حضرت فاطمه را تحت فشار در قرار دادند و كار به جايى رسيد كه محسن او سقط شد. على را به مسجد بردندولى بيعت نكرد و آنان گفتند: بيعت نكنى تو را به قتل مىرسانيم. روزها و ماهها گذشت. آنان تصميم به قتل على (ع) گرفتند و قرار گذاشتند كه خالد قتل آن حضرت را به عهده بگيرد. اسماء بنت عميس از اين توطئه آگاه شد و كنيز خود را فرستاد تا آن حضرت را از توطئه آگاه سازد. اصل توطئه چنين بود كه وقتى ابوبكر نماز را تمام كرد و سلام گفت، خالد با شمشير على (ع) را بكشد ولى وقتى نماز ابوبكر تمام شد گفت: اى خالد آنچه را دستور دادم نكن، (بحارالانوار، ج 28، ص 308 به نقل از اثبات الوصية).
اهل سنت نيز در كتابهاى كلامى، تاريخى و حديثى مسأله آتش زدن به در خانه را آوردهاند. براى نمونه، به چند روايت اشاره مىكنيم:
بلاذرى مىگويد: ابوبكر كسى را دنبال على فرستاد تا بيايد و بيعت كند ولى حضرت على نيامد. پس از آن عمر بن خطاب در حالى كه آتش به همراه داشت، به سوى خانه على رفت. فاطمه عمر را در در خانه ملاقات كرد و گفت: اى پسر خطاب آيا مىخواهى خانه ما راآتش بزنى؟ عمر بن خطاب گفت: بله، (انساب الاشراف، ج 2، ص 12، تحقيق محمود الفردوس العظم، دار اليقظة العربية).
ابن عبد ربّه مىگويد: آنان كه از بيعت سرباز زدند عبارتند از: على، عباس، زبير و سعد بن عباده. على، عباس و زبير در خانه فاطمه نشستند. ابوبكر عمر را فرستاد تا آنها از خانه فاطمه بيرون بيايند. ابوبكر به عمر گفت: اگر سرباز زدند با آنان بجنگ. عمر به همراه آتش بهخانه فاطمه آمد تا خانه را بر سر آنان آتش بزند. فاطمه او را ديد و گفت: اى پسر خطاب آيا آمدهاى خانه ما را آتش بزنى؟
عمر گفت: بله، مگر اين كه بيعت كنيد، (العقد الفريد، ج 5، ص 12، چاپ مصر، چاپ دوّم، تحقيق محمدسعيد العربان، 1953 و 1372 )ابع
در دیگر منابع اهل سنت هم این جریان نقل شده از جمله:
الملل والنحل الشهرستانى ج 1، ص 57
مناقب آل ابيطالب ابن شهر آشوب ج 3، ص 358 (به نقل از «المعارف» ابن قتيبه)