بیت ظهور تبلیغات
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

موضوع: ۝ღĦღ۝ یادش به خیر چه روزایی بود...(خاطرات شما از اولین روزه هایی که گرفتید)۝ღĦღ۝

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    452
    تشکر
    16
    مورد تشکر
    788 در 379
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar ۝ღĦღ۝ یادش به خیر چه روزایی بود...(خاطرات شما از اولین روزه هایی که گرفتید)۝ღĦღ۝








    سلام دوستان بزرگوار در این تاپیک میخواهیم از خاطرات اولین روزه ها یاد کنیم روزه های کله کنجشکی ، روزه های کامل و ... خلاصه روزه ای که در اوایل سن تکلیف گرفته شده از خواهرا و برادرا تقاضا دارم خاطرات خودشون رو برامون ارسال کنن تا با کمک هم به یک مجموعه خاطرات شیرین و جذاب دسترسی پیدا کنیم منتظر حضور دوستان هستم





  2. تشكرها 19

    *❀*نازبانو*❀* (16-07-2012), mahsa (16-07-2012), فاتح خیبر (16-07-2012), محامین (21-07-2012), محب المهدی (16-07-2012), محب الحسین (23-07-2012), محب الزهرا (08-03-2013), مدير اجرايي (16-07-2012), ناجی دلها (01-07-2014), نرگس منتظر (21-07-2012), انام*خادمه امام حسن مجتبی(ع) (01-08-2013), بیقرار ظهور (17-07-2012), خادمه صدیقه طاهره(س) (16-07-2012), سابحات (10-08-2012), ساجده (07-08-2012), شهیده (22-07-2012), شهاب منتظر (17-07-2012), عهد آسمانى (16-07-2012)

  3. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    1634
    نوشته
    486
    تشکر
    5,386
    مورد تشکر
    2,611 در 525
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سلام
    من اولین روزه هام رو طبعا قبل از سن تکلیف و کله گنجشکی گرفتم
    یادمه از اول دبستان مامانم رو مجبور میکردم من رو سحر بیدار کنن
    چقدر هم حس قشنگی داشت وقتی تو جمع فامیل همه ازم میپرسیدن امسال روزه هاتو گرفتی با افتخار بگم که بزرگ شدم(آخه اکثر بچه های فامیل روزه نمیگرفتن و من بین بچه های فامیلمون از همون بچگی مذهبی ترین بودم و من رو واسه بقیه مثال میزدن....حتی یادمه یه بار وقتی 5سالم بیشتر نبود پسر خالم یه دروغی گفت بهش گفتم خدا کارتو دوست نداره...گفت خدا وجود نداره...من کلی براش داشتم اثبات میکردم خدا هست...جالب تر اونکه بزرگترها هم سعی کردن از اون دفاع کنن تا حرفای من رو بشنون و من جلو همشون واستادم)
    اما روزه اصلیم رو هم قبل از سن تکلیف گرفتم و اولین سالی که همه روزه هام رو کامل گرفتم همون سوم دبستان بود
    منتها دوم دبستان که هنوز روزه به ما واجب نبود توی مدرسه بچه ها دور هم جمع میشدیم ببینیم کی روزه است...بعد تا آخر ماه رمضان میشمردیم ببینیم کی بیشتر روزه گرفته
    حواسمون بود که کی میره طرف آب خوری های مدرسه تا مچش رو بگیریم که روزه نگرفته
    خداروشکر در این زمینه خانواده من حتی وقتی بچه بودم اذیت نمیکردن که بچه ای و نباید روزه بگیری اما بعضی خانواده ها وقتی بچشون دبیرستان هم بود بهش میگفتن که تو ضعیفی و نباید روزه بگیری
    یکی از دوستانم عینکی بود و میگفت مامانم گفته چشمات ضعیفه و نباید روزه بگیری
    خلاصه روزه گرفتن تو بچگی و حس قشنگ بنده خدا شدن رو آدم دیگه تو بزرگی تجربه نمیکنه....یا حداقل به اون راحتی تجربه نمیکنه
    امضاء

    دلم به مستحبی خوش است
    که جوابش واجب است
    السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه




  5. تشكرها 19

    mahsa (16-07-2012), فاتح خیبر (16-07-2012), قیام (17-07-2012), محامین (21-07-2012), محب المهدی (16-07-2012), محب الحسین