عرفا از مراقبه به دو تعبیر سخن می گویند: یک تعبیر از آن، مراقبه به همان معنی کلی است که در همه ی ادیان و مذاهب مطرح است و عبارت از یک روش، طریق، سلوک خاص و مجموعه ی دستور العمل های ظاهری و باطنی است که نهایتاً انسان را آماده ی دریافت حقیقت غایی می گرداند و به عبارت بهتر او را یاری می کند تا به آخرین نقطه ی تعالی که اتصال به حقیقت غایی است برسد (1)
در این تعبیر مراقبه علاوه بر توجه به خدا و ملاحظه ی او یادآور اعمال عبادی، ریاضت ها، اوراد و آدابی طی یک سلوک خاص است و زمان و مکان خاص، به صورت برجسته ای در آن نمایان می شود. (2)
مراقبه به تعبیر کلی وقت را برای خدا صرف کردن و قلب را برای او صاف نمودن است. عارفان مراقبه را نوید بخش زندگی بهتری برای انسان دانسته اند که در آن روشنایی، زیبایی شکوه و کمال است.
حجاب بین انسان و این نوع حیات که حیات خداوندی و زندگی الهی است جز آرزوهای واهی و خواهش های نفسانی چیزی نیست و چنانچه او وقت و عمر خود را صادقانه در این سلوک طی کند می تواند به این لذت جاودانه دست پیدا کند.
در تعبیر دوم، مراقبه به عنوان منزل یا مقامی از منازل و مقامات سلوک (3) مورد توجه است پل ارتباط این دو تعبیر، ویژگی های مشترک میان آن ها، مثل تداوم تدریجی و فرآیند بودن، و عناصر تشکیل دهنده ی آن ها مثل محافظت و مواظبت و ملازمت و مراقبت و ملاحظه ی دائمی حق است.