یادداشتها:
۱) Bad faith
۲) همین تقسیم را در آثار دیگران نیز میتوان دید: ر. ک: مک کواری، فلسفه وجودی ص۱۳ـ۱۲ و نیز بهرام جمالپور، انسان و هستی، ص۷۰ـ. ۶۹
۳) ملکیان، مصطفی، جزوه درس کلام جدید ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ نیمسال دوم تحصیلی۷۵ـ۷۴
۴) کرکگور همزمان در دو جبهه به ستیز و نقادی پرداخته یکی مسیحیت رایج که به زعم او از ارتداد و بی دینی بدتر است (مستعان، ۸۴،۱۳۷)
دیگری تفکر انتزاعی محض، خاصه فلسفه هگل. برای اطلاع بیشتر ر. ک: دکتر مهتاب مستعان، کرکگور متفکر عارف پیشه، ص۸۷ـ. ۷۱
۵) کرکگور، سورن، انفسی بودن حقیقت است. ترجمه: مصطفی ملکیان، فصلنامه نقد و نظر ش۴ و،۳ پاییز ،۱۳۷۴
مقاله مذکور از جمله متون مهم کرکگور است که از کتاب تعلیقه غیرعلمی نهایی اخذ و ترجمه شده است.
۶) (Fideism) ایمانگرایی دیدگاهی است که نظامهای اعتقادات دینی را موضوع ارزیابی عقلانی نمیداند.
دو نوع ایمان گرایی از شهرت بیشتری برخوردار است یکی مبتنی بر آثار کرکگور و دیگری مأخذ از آراء ویتگنشتاین. در این باره
ر. ک: عقل و اعتقادات دینی، ص۸۵ـ۷۸ و نیز نقد و نظر، ش۴ و،۳ پاییز ۱۳۷۷ ـ مقاله ایمانگرایی، محمد لگنهاوزن، ترجمه سیدمحمود موسوی.
۷) (Fear and trembling) از این اثر دو ترجمه به فارسی موجود است با مشخصات کتابشناختی زیر: ترس و لرز غزل دیالکتیکی از جوهانس سیلنتیو،
مترجم: دکتر سیدمحسن فاطمی، نشر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، چ،۲ تهران، ۱۳۷۴ و ترجمه دوم از دکتر عبدالکریم رشیدیان، نشر نی، چ،۱ نشر نی، ۱۳۷۸ (سیلنتو نام مستعار کرکگور است که بسیاری از آثار خود را با این نام منتشر ساخته است در مقاله حاضر ترجمه اول مورد توجه قرار گرفته است)
۸) نزدیک به همین معنا، مارسل و سارتر از تعبیر تعهد (engagement) استفاده میکنند. ر. ک: فلسفه وجودی، ص. ۱۸۷
۹) Anxiety، این واژه را در فارسی به اضطراب، دلهره و نگرانی نیز ترجمه کردهاند. کرکگور بحث مبسوطی در این باره
را در کتاب مفهوم دلهره طرح کرده است، اما در نهایت این مفهوم را کاملاً روشن نساخته است: ر. ک: مک کواری، فلسفه وجودی، ص. ۱۶۶
۱۰) Leap
۱۱) به نظر کرکگور زندگی هر انسانی میتواند سه مرحله داشته باشد: اول مرحله استحسانی یا زیباشناسی (Aesthetic) نمونه این نحوه زندگی
ژان دوان هوسباز و عاشقپیشه است. دوم، مرحله اخلاقی (Moral) که فرد به لحاظ تأملات انسانی وظیفه شناس شده و خیر خود را تشخیص میدهد.
نمونه این نحوه زندگی سقراط است و بالاخره سوم، مرحله دینی که فرد و جودی از تعهد به قوانین کلیه اخلاقی و وظایف معقول عرفی فراتر میرود.
لنگرگاه ایمانی همین مرحله است: ر. ک کاپلستون، فلسفه معاصر، ص، ۱۹۵ ترجمه علی اصغر حلبی.
۱۲) ذبح فرزندش اسحاق (در متون یهودی ـ مسیحی اسحاق ذبیح است و در متون اسلامی از اسماعیل نام برده شده است)
با ملاکهای عقلی و اخلاقی در تناقض است زیرا اولاً: ابراهیم(ع) میتواند اعتراض کند
که چرا برای تقرب به تو باید عمیقترین احساسات خود را که خودت در من قرار دادی زیر پا بگذارم و فرزندم را سر ببرم؟!
ثانیاً: من میخواهم به تو نزدیک شوم پس چرا دیگری باید کشته شود؟ گناه و تقصیر او چیست؟
ثالثاً: خود فرزند هم میتوانست اعتراض کند که تقرب پدر به خدا چه ربطی به من دارد؟! ملکیان، اگزیستانسیالیسم
، ص. ۶۴
۱۳) در مورد تجدید میثاق یا تأیید مکرر تصمیم ر. ک: مک کواری، فلسفه وجودی، ص.