منابع مقاله:پنج آموزه اخلاقی درشرح چهل حدیث
فصلنامه علوم حدیث، شماره 14، سیدحسن اسلامی؛
معلمی از دانش آموزی پرسید: (چه کسی تو را آفرید؟). آن دانش آموز، برخلاف انتظار و به جای پاسخ معهود، گفت: (هنوز آفرینش من تمام نشده است)
این مسئله، محوری ترین بحث اخلاق عملی است. تنها با این فرض می توان از اخلاق و راههای کمال نفس وروح، دم زد که بپذیریم انسان، موجودی پایان یافته و پرونده ای مختومه نیست. همه دستور العمل های اخلاقی و توصیه های عملی، بااین موضوع آغاز می شوند که انسان، قابل تغییر است و این تغییر، دامنه گسترده ای دارد و از سمک تا سماک و از ثری تاثریا را در برمی گیرد.
اگر این اصل را نپذیریم و یا در آن، اندک تردیدی داشته باشیم،دیگر نمی توان از اخلاق سخن گفت و راه هرگونه حک و اصلاح در وجودانسان، بسته می شود. کسی که معتقد باشد سرشت انسان، پلید است و امکان دگرگونی آن نیست و یا آدمی را به درختی تلخ سرشت تشبیه کند که آبیاری آن با آب شیرین و انگبین بی فایده است،از اخلاق، طرفی نمی بندد و این وادی را بیهوده می پیماید. این رویکرد ضد تربیت را در ابیات زیر از فردوسی به خوبی می توان دید:
درختی که تلخ است وی را سرشت گرش بر نشانی به باغ بهشت ور از جوی خلدش به هنگام آب به بیخ، انگبین ریزی و شهد ناب سرانجام گوهر به کار آورد همان میوه تلخ بار آورد
شرح چهل حدیث امام خمینی(ره)، مجموعه تقریرات و درسهای ایشان است در عرصه اخلاق عملی که طالبان علوم دینی، مخاطبان آن بوده اند. این کتاب، بر اساس سنتی دیرپا در باب حفظ و کتابت چهل حدیث که خاستگاه آن، حدیثی از رسول اکرم بوده شکل گرفته است. این احادیث، در زمینه های گوناگونی است و عرصه های متنوعی را دربر می گیرد; اما آنچه همه آنها را به هم می پیوندد، انسان است و نسبت او با خالق خود.
هر حدیث، دریچه ای است به سوی جلوه ای و جنبه ای از نهاد پنهان آدمی یا صفتی از صفات حق تعالی. عمده این احادیث (33 حدیث) درباب اخلاق و دیگر احادیث آن، ناظر به مباحث عرفانی است.
امام(ره)، پس از نقل هر حدیث و ترجمه آن، به توضیحات واژگانی و ساختاری آن می پردازد و آن گاه به تفصیل، مباحث مرتبط با آن را بیان می کند.
این کتاب، سرشار از نکات آموزنده و دقایق مسائل نفس است; لیکن بهره مندی از آن، به چند دلیل دشوار می نماید و آن را ازدسترسی عموم، دور می سازد. نخست آنکه این کتاب، ناظر به عمده علوم اسلامی است و از نتایج تفسیر، عرفان، اخلاق نظری، فقه،تاریخ، اصول فقه، ادبیات و واژه شناسی، بهره گرفته است وخواننده آن نیز باید به اجمال با این مباحث، آشنا باشد.
دوم اینکه نثر و ساختار کتاب (که متعلق به شش دهه پیش است)،سرشار از واژگان تخصصی است که فهم آن را برای خواننده امروزی،اندکی دشوار می نماید.
![]()




نقل قول


