نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: دستورالعملی از: فقیه ربانی حاج آقا مصطفی خمینی

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    13,497
    صلوات
    3210
    دلنوشته
    11
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    9,136
    مورد تشکر
    7,955 در 2,262
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض دستورالعملی از: فقیه ربانی حاج آقا مصطفی خمینی




    دستورالعملی از: فقیه ربانی حاج آقا مصطفی خمینی

    در قبله ایمان , شهر خون و قیام و دامن خورشید فروزنده اسلام چشم به جهان گشود. کوچکی خود را در فضای ملکوتی ناله های نیمه شب و گستره عزم و نظم , قاطعیت و صراحت پدر به سرآورد.
    با راهنمایی پدر, علوم نقلی حوزه را فرا گرفت و حقایق حکمت و عرفان را به جان نوشید در دوران جوانی به درجه اجتهاد نائل شد.
    لحظه لحظه های عمراو, عرصه آیه های قرآن و آواهای نیایش و زیارات بود.
    گستره اعمال روزانه او مهبط فرشتگان بود و شب هنگام , نفس را چونان یک جنایتگر, که در کمین ربودن ایمان وانسانیت اوست , محاکمه می کرد و کارهای خود را زیر ذره بین قرار می داد وانگیزه ها را با دقت تمام وارسی و نقد می کرد.
    شبهای او بستراشکها و نیایش بود. در هر نیمه شبی نقاب از رخساره رمزها می گشود واسراری رااز عالم بالا شهود می نمود.از هر سپیده ای عروجی ساخت و ضمیر خود را به فرامرز طبیعت رهنمون کرد.
    او, در آن عصر سرگردانی و بیگانگی بشر و در آن روزگار بی فروغ نیرنگ و دروغ , فریادی شد یادآورانسانیت و شیونی گشت یادآور غربت حق و حقیقت .او, جامعه بشری را که به نام تمدن هویت انسانی خود را وداع کرده بود, صلای بازگشت به فطرت , داد.
    هنگامی که نور تشیع ناب را در زندان عجز و پلیدی خود گرفتار کرده و پروانگان به خون نشسته رااز فروغ روی یار محروم کردند, در قم , قد راست می کند, پیام ملکوتی پدر را بر آلاله های عاشق خورشید می خواند و آنها را به قیام و هجرت از خود, دعوت می کند.
    سخنان شورآفرین و ستم براندازاو, بنیاد رژیم پهلوی را به لرزه می افکند و در قلب آن شب پرستان وحشت می افکند. مزدوران رژیم , جغد گونه بر ویرانه های ایمان امت اسلامی می نشیند, خاموشی خورشید را می طلبند.
    با دستگیری او, پدر در زندان , می گوید :[ این برای مصطفی خوب است آبدیده می شود].
    بلندای زندگی او, به طول انقلاب ایران است .او, پروانه ناآرام و خورشیدانقلاب بود. همه جا و در همه حال یار و فدایی پدر بود.او, در کنارامام , هم جان می گرفت و نور می یافت و هم هستی اش را در پیکره به ضعف نشسته انقلاب پانزده خرداد, تزریق می نمود.
    لذا خون او, جان این انقلاب می شود و شهادتش لطف خفیه الهی را بر این ملت فرو می بارد وامید آینده اسلام , خود, عامل حیات اسلام می شود.
    در یاد کرد روز شهادت او, قطره ای از مواعظ آن عزیز را, در تفسیر مبارکش بر قرآن کریم , می آوریم برای تبرک جستن به نام او, و بهره وری او یاداو.
    این موعظه نیکو, بااین که نیم سطری از کتاب سلوک اوست , نشانه نیزنگری و ژرفای آن بزرگمرداست .

    امضاء


  2. تشكر

    parsa (12-03-2010)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    13,497
    صلوات
    3210
    دلنوشته
    11
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    9,136
    مورد تشکر
    7,955 در 2,262
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : دستورالعملی از: فقیه ربانی حاج آقا مصطفی خمینی



    ژرفایی و نکته بینی او دراین مواعظ حسنه , درست آورد مسافرت روحانی و سیراو در آفاق وانفس و جهادش با حیله ها و وسوسه های نفس و خناسگریهای شیطان پلید می باشد.
    دراینجا به یکی از نکته های دقیق این دستورالعمل اشاراتی کوتاه داریم :
    از موانع پنهان قرب حق[ غل] است . غل غیراز کینه و حقداست . غل یک نوع خودخواهی است که در جهت ارضای آن , خوشبختی و سعادت دیگران را به شمار نمی آید.
    اگر من برای اثبات شخصیت خود, وقوع حادثه ای را, که در آن دیگران ضرر می بینند, آرزو کنم , مصداق غل است . توفیق خودم را به بهای بی توفیقی هم کلاسیها و همکارانم بخواهم[ غل] است .
    این امر را پوششهای بسیار و مصادیق فراوانی است , که بایداز خدا شناخت آنها را طلب کرد.
    تنها, با نور عفو, گذشت و خدمت به دیگران است که می توان این مرض رااز قلب زدود. چنانچه از عدم اتقان کارافراد, یاازاشتباه آنان خوشحال شوم , غل در قلبم لانه دارد.
    صحنه آزمایش, هنگامی است که به عللی کاری یا خدمتی بر عهده دیگری نهاده شده است .اگر من , آرزوی توفیق او را بکنم واو را دراین راستا, یاری دهم , پاک نفسم .
    ولی اگر شرمساری و ناموفقی او را آرزو کنم و یااز چنین پیش آمدی براو ناراحت واندوهگین نشوم , میکرب غل , در وجودم لانه کرده است . در این راستاست که خداوند به ما دستور می دهد که با توسل به اسم [ربوبی] او, پیراستن دل راازاین مرض طلب کنیم :[ ربنا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوالله].
    بدان ای برادرم , دوست عزیز و بزرگوارم .
    پس از فهم آنچه دراین سطور آمد و بعداز آن که به علوم عادی آگاه گردیدی و رسوم ظاهری را بر پاداشتی , باید تلاشی بی امان را برای رسیدن به برترین مقصد, والاترین هدف , شیرین ترین مسلک و دلپذیرترین شیوه پیشه کنی و آن :[ جان جهان شدن] است .
    رسیدن به این مقام والا و بلند, جز با دور کردن پستیها, تیرگیها و حجابهای ماده و مدت و جلب صفات کمال و برتراز راه عمل به دستور شرع انور و حرکت بر مقتضای ایمان و کوشش دراجرای فرامین الهی واحکام عملی - بدنی و قلبی نشاید.
    هرگاه دریافتی , خدا نعمتهای ظاهری و باطنی گرانقدری , به تو بخشوده و بهره های آشکار و نهان بی شماری نصیبت فرموده و با ارسال پیام آورانی از عالم ملکوت وابلاغ کتابهای آسمانی , وسایل تکامل و ترقی و رسیدن به مقام امن :[ بقاء بالله] را برایت آماده کرده است و آنچه را برای بهزیستی در دنیا و قوام یافتن زندگی سعادتبخش , لازم می نمود, به طور کامل , بی کم و کاست و حتی از کامل هم بیشتر, برای تو برقرار نمود.
    بر توست او را براین نعمت سپاس گذاری ,از غیراو روی گردانده و با تمام هستی محواو گردی , بگونه ای که لحظه ها, حرکات , ساعات و آنات زندگی ات خدانمای , شود. با همه اعضاء و در تمام کارها ستایشگر, سپاسگزار, ثناگوی و نغمه خوان او باشی و دراین بستر, همه حرکتهای خود را با نظام شریعت حضرت ختمی مرتبت , صلی الله علیه و آله , همسو و همگون سازی .
    شگفتا! آیا وجدانت اجازه می دهد, با توان و قدرتی که اوارزانی ات داشته , بر خوان گسترده اش او را, نافرمانی و سرکشی کنی ؟ آیا می پسندی , توان , اراده و حکمت او را در آنچه ناروا شمرد به کارگیری و بی حرمتی روا داری ؟ پناه می بریم به خدای دانای شنوااز شیطان رانده شده از درگاه خدا.
    پس ای عزیز! به این اصطلاحات خنک و خیالهایی که بیشتر آن بیهوده است بسنده نکن , بایسته است عمر گرانمایه ات را در ستایش او به کارگیری , بگونه ای که زبان , قلب , کارها و همه احوال تو نمایشگاه حمد او گردد و قلبت سرشاراز محبت او, خوشنود به داده های او و تسلیم فرمان او, باشد شیفته معروف باشد و بر منکرات کینه ورزد. .
    جهاداکبر را پیشه کن , تاالگویی حق نماگردی و مشمول پاداش شهیدان , که در سخنان معصومین آمده است , گردی .

    امضاء


  5. تشكر

    parsa (12-03-2010)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    13,497
    صلوات
    3210
    دلنوشته
    11
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    9,136
    مورد تشکر
    7,955 در 2,262
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : دستورالعملی از: فقیه ربانی حاج آقا مصطفی خمینی


    وقتی چنین شد واهل حال گشتی والهامهای قلبی به تو روی آورد, بهشتی را که بندگان صالح خدا با کار شایسته و پالایش دلهای سخت , بدان رسند, به ارث بری .
    علامت آن : پیدایی عشق و علاقه به انابه و توبه است چه , پدیدار شدن پشیمانی و تضرع درانسان ,اولین گامی است که بنده در ساحت قدس ربوبی می گذارد و شیرینی دلپذیر قرب او را, می چشد.
    معبودا! کینه رااز دل ما بزدای , تا لیاقت جلوس بر مادبه ات را بیابیم .
    بارالها! طعم عفو, شیرینی آمرزش و رحمت خود را بر ما بچشان , تااز سیاهیهای ذلت بیرون بیابیم و لباس کفر و نفاق رااز تن بدریم . به تو شکوه می بریم که تو ملجا هر شکایتی.
    از ره رفته ای چنین نقل شد:
    حمد را سه رویه است . نخست : وقتی که نعمتی از خدا به تو رسید, عارف به دهنده آن بشوی . دیگر آن که به آنچه تو را بخشود, خرسند باشی سوم آن که تا نیرویش در بدن توست , نا فرمانی اش نکنی .
    از سقطی , در باب جایگاه و شرایط حمدی که مقصود را برآرد, چنین رسیده است .
    از او پرسش شد, چگونه می توان حق طاعت او را پاس داشت ؟ گفت : من سی سال از گفتن یک ( الحمد الله ) استغفار کرده و آمرزش خواستم .
    پرسیده شد: چگونه ؟
    گفت : در شهر بغداد آتش سوزی در گرفت , مغازه ها و خانه های بسیاری بسوخت . خبر دادند: مغازه من نسوخته است .
    گفتم : [الحمدلله] . در حقیقت , من , براین که مغازه ام , در بین بقیه مغازه ها, سالم مانده است , شادمان شدم واین , خلاف دین و مروت است زیرا مروت حکم می کرد که :از سوختن مغازه ها و خانه های دیگران اندوهگین گردم.
    من , در پی بررسی درستی و نادرستی این سخن نیستم , ولی به خوبی دریافته ام که انسان را نفسی فریب دهنده , حیله گر, تیز و دمخور با شیطان رانده شده است .
    نهایت هم نفس اماره , کشاندن انسان به دامن این دمخور خبیث است .
    بسیار دیده می شود که انسان بر خوانی پراز نعمت نشسته , مشغول خوردن است و هیچ توجهی به صاحب نعمت ندارد و حتی یک مرتبه او را به زبان نمی آورد و گاهی پیش می آید که غذای سفره باب طبع او نیست : هم کم است و هم پایین , ولی خدا را به یاد می آورد و بسیار حمد و سپاس او می کند, بی خبرازاین که این حمد و سپاس در ورای خود نوعی کفر,الحاد و ناخوشنودی به داده خدا را در بر دارد.او, می خواهد بااین حمد زبانی , خشم و ناراحتی درونی خود را فرو نشاند. به خدااز شر دشمنان شیطان و نفس اماره پناه می بریم .

    پاورقی ها:

    1. علامه بزرگوار, حاج آقا مصطفی خمینی را تفسیری جامع وارجمند بر قرآن است .اگر چه مجال ادامه آن را نیافت , ولی در همین زمان اندک , روشن نوینی را در تفسیر قرآن پی ریخت .او, همه دانشها را در جهت به نطق در آوردن قرآن به کار گرفت و هر آیه را با نگاه فقهی ,اخلاقی , عرفانی فلسفی ,اجتماعی و... کندوکاو کرد.
    در پایان تفسیر بیشتر آیات , عنوانی را به[ اخلاق و موعظه] اختصاص داد. و بااین فرازاخلاق و پند واندرز, خواننده را با خود, به ملکوت آسمانها می برد و راههای سلوک را به رهروان کوی یار, نشان می دهد.
    موعظه ای که پیش دید شماست موعظه ای است که در پایان تفسیر آیه [ الحمدلله رب العالمین] سوره[ فاتحه الکتاب] آمده است .
    (تفسیرالقرآن الکریم , ج 1.268)

    امضاء


  7. تشكرها 2

    parsa (12-03-2010), توحید صمدی (10-03-2010)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi