نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

موضوع: سکانس هایی از زندگی دختر زیبایی که پیر شد

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    14,032
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض سکانس هایی از زندگی دختر زیبایی که پیر شد








    سکانس هایی از زندگی دختر زیبایی که پیر شد



    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    14,032
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سكانس اول:

    دختر بچه كه بودم، دختران زيباي جوان رو كه مي ديدم خيلي حسرت مي خوردم.
    دوست داشتم زود به سن و سال اونها برسم تا بتونم خودمو به رخ همه بكشم.
    بتونم زيبايي خودمو نشون بدم.
    برنامه هاي ماهواره اي هم تأثير زيادي روي من گذاشته بود.
    زنان و دختران توي ماهواره هميشه عزيز و نور چشم بودند
    و مدام ازشون فيلم و تصوير پخش مي شد....



    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    14,032
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سكانس دوم:

    وقتي به زيبايي رسيدم و بر و رويي پيدا كردم،
    به خاطر نوع لباس پوشيدنم خيلي مورد توجه بودم،
    اينقدر جلوه داشتم كه ناخودآگاه پسرا و مرداي زيادي كه با من برخورد داشتند،
    نمي تونستند حرفي نزنند.
    خيلي از پسرا در كوچكترين برخورد سعي مي كردند نظرم رو جلب كنند
    و رابطه دوستانه برقرار كنند.
    متلك شنيدن هم شده بود كار هر روزم...

    جوان بودم و لذت مي بردم از اينكه مي ديدم چشم ها به من توجه دارن،
    خوشم مي آمد كه مورد توجه باشم.
    بنابرين سعي مي كردم تنگ ترين و كوتاهترين لباس ها رو انتخاب كنم
    و با غليظ ترين آرايش بيام بيرون...



    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    14,032
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    سكانس سوم:

    خوشگلي هم شده بود واسه من دردسر.
    دوستام خيلي بهم توصيه مي كردند فقط سوار تاكسي بشم
    و يا از اتوبوس خط واحد استفاده كنم.
    بعضي وقت ها خبرهاي حوادث جديد رو كه از سايت ها مي خوندم
    از اينكه اين بلاها سر خودم بياد مي ترسيدم.
    ولي اينها باعث نمي شد خودم رو آرايش نكنم و يا تو لباس پوشيدنم تغييري بدم.
    تو تردد توي خيابون و جاده ها آرامش نداشتم
    و نمي شد يه روز بدون متلك شنيدن و درخواست دوستي نداشتن به دانشگاه برسم.
    تو دانشگاه هم كه درس و مشقم شده بود دل دادن و قلوه گرفتن...

    نه پسراي كلاس آرامش داشتند و مي تونستند با تمركز درس بخونند
    و نه من...
    مدام حواسمون پرت همديگه بود...




    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    14,032
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    سكانس
    چهارم:

    به خاطر خوشگليم خواستگار زياد داشتم.
    هر روز تقريبا اين مراسم خواستگاري تو كوچه،
    خيابون و يا دانشگاه انجام مي شد و نتيجه اش ناز كردن من بود.
    مونده بودم به كدوم روي خوش نشون بدم.
    آخه همه زيبايي منو مي ديدند و بدون اينكه شرايط ديگه
    رو بسنجند مي اومدند اظهار عشق مي كردند.
    آخه درس خوندن بهترين كاري بود كه همه طرف حسابهام بلد بودند
    انجام بدهند، فقط چون حس مي كردند دوستم دارند مي اومدند
    و سرآپايي خواستگاري مي كردند...

    گذشت تا با آرمين آشنا شدم،
    يه پسر خوش تيپ و از خانواده ثروتمند،
    خودشو برام مي كشت،
    مدام جلو راهم سبز شد تا دلم رو برد...




    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    14,032
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سكانس پنجم:

    چشمان آرمين انگار تو گلچين كردن دختراي زيبا مهارت خاصي داشت.
    انگار شغلش ديدن و پسنديدن بود و اين خيلي عذابم مي داد.
    من خيلي بيشتر از قبل به خودم مي رسيدم
    ولي انگار تو بازار و كوچه و خيابون، تنوع جنس دختران،
    بيشتر از من براي آرمين بود...

    احساس اينكه زيبايي من در چشم آرمين جلوه اي نداره ناراحتم مي كرد،
    هر وقت با كسي در حال صحبت كردن مي ديدمش از دستش عصباني مي شدم،
    خونه شده بود جهنم،
    و من در اين جهنم در حال سوختن...




    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    14,032
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    سكانس ششم:

    ديگه نگاه مردم برام مهم نيست.
    حالا فهميدم ديده شدن و پسنديده شدن و زيبايي زياد
    مهمترين عامل بر هم زننده آرامش در زندگي من بوده.
    يكي از دوستام حرف جالبي زد، گفت:
    خيلي ها با نگاه به قيافه تو و خوشگلي تو،
    زيبايي و خوبي همسرشون رو فراموش كردند،
    حالا هم خيلي ها با نشون دادن خودشون به شوهرت،
    تو رو از چشم شوهرت مي اندازند،
    اين حكايت همون" از هر دست بگيري از همون دست پس مي دي"، هست....




    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    14,032
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    سكانس هفتم:


    جلوي آينه ايستادم و خودمو تو سن 45 – 50 سالگي خوب نگاه مي كنم.
    يادم مياد از زيبايي خيره كننده اي كه حالا هيچي ازش نمونه جز حسرت...

    ديگه هيچ لوازم آرايشي تو دنيا نمي تونه
    منو به شكل قبليم برگردونه.
    من موندم و حسرت اون پسنديده شدن هايي كه ديگه هيچي ازش نمونده بود.
    من كه عادت داشتم هميشه براي ديگران خودمو درست كنم،
    حالا ديگه كاري براي انجام دادن نداشتم.
    تو جامعه هم انگار نگاه مردم با چندشي مشمئز كننده همراه شده،
    ديگه خودم هم از خودم متنفرم...


    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    14,032
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سكانس هشتم:



    تازه فهميدم همه اين مدت ها يكي با من بوده كه نمي خواسته من زندگيم اينجوري باشه.
    منو واسه خودم مي خواسته و زشتي و زيبايي ظاهري من براش مهم نبوده...
    خدايي كه هيچ كجا، نه در قرآن كريم،
    و نهدر زبان اوليا و اوصيا و رسولانش
    كارهاي منو قبول نداشته
    و اون رو گناه مي دونسته...







    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. زیبایی، دانایی و نیکویی -- دکتر الهی قمشه ای
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن فیلم
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-08-2017, 22:02
  2. هواپیمای ضد زیردریایی P-3 Orion (کابوس هولناک زیردریایی ها)
    توسط حسنعلی ابراهیمی سعید در انجمن عمليات ها
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 19-04-2016, 20:09
  3. پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 14-10-2015, 12:28
  4. Root کردن چیست و چه کارایی هایی دارد ؟
    توسط رایکا در انجمن مقالات آموزش و ترفندها
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 29-03-2013, 22:00
  5. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 03-04-2010, 15:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi