


| ❤ |
مدير اجرايي (21-09-2013), شهاب منتظر (21-09-2013)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- جدال عقل و عشق، ساخته اهل جهل است
- ▐◄♥► ▐الا بذکر الله تطمئن القلوب ▐◄♥► ▐
- نماز خوبان(داستانها و حکایاتی از دانشمندان و...
- (¯*~•~* در کشور دل ملال پيش آمده است *~• ~*¯)
- یوگا چیست ؟
- خویشتن پنهان (شرح ده نکته از معرفت نفس)
- زاد السالک
- ๑۩ ๑ نماز شب , پروازی عاشقانه به سوی معبود...
- راهکاری برای رفع غم و اندوه
- رابطه دین و عرفان از دیدگاه استاد مطهری



| ❤ |
1-اولين شاخص عرفان ناب، توحيداست.
مسأله توحيدكه درعرفان محوراست گوهرش شناخت شهودي خداونداست ،نه شناخت فلسفي واستدلالي وعقلي ونقلي درمقابل عرفان هايي است كه اصلااعتقادبه خداندارند مثل [ عرفان طبيعي] -ياازخدايي سخن مي گويندكه متمايزازطبيعتنيست مثل [عرفان هندوئيسم] ياوحدت وجوددر[صوفيه]يا عرفانهايي كه بين خداوخلق اختلاف قائلندولي اين خداخداي واحد نيست وبراي خداشريك قائلند.
مثل[مسيحيت ويهوديت]ويابه خدااعتقاددارندبدون اعتقادبه دين ووحي ومي گويندعقل ماراكفايت ميكندومانيازبچيزي نداريم مثل[سكولاريسم وليبراليسم]
درصورتي كه جهان هم براي پيدايش خودنياز به خدادارد وهم براي بقايش نيازبه خدادارد.
مدير اجرايي (21-09-2013), شهاب منتظر (21-09-2013)



| ❤ |
2-دومين شاخص عرفان ناب،شريعت است.
يعني اهل عمل به احكام ودستورات دين است.وبداندتابه شرع عمل نكندنسبت به خدامعرفت پيدانخواهد كردوعمل به شريعت براي هميشه است نه براي زماني خاص وياافراد خاص مثل صوفيه كه مي گويند[شريعت ازعوام است] درصورتي كه پيامبر(ص)وامامان معصوم(ع)رفتار آنها برطبق شريعت بوده است و[حلال آل محمدحلال است تاروزقيامت .
وحرام آل محمدحرام است تاروزقيامت]وحلال وحرام همان شريعت است واين شريعت براي زمان خاص وعده خاص نيست .برخلاف صوفيه كه ميگويند:
[وقتي به حقيقت رسيدي احتياج به شريعت نيست]درحاليكه درعرفان علم ازعمل جدانيست.
بلكه تنهاباعمل حاصل مي شودوعرفان يعني:معرفت بخداوعشق به خداكه نتيجه اش مي شودعبادت وعبوديت خدا.
ومولي الموحدين علي (ع)درحال عبادت ودرمحراب عبادت به شهادت رسيد.پس شريعت هيچگاه نبايد ترك شود.
مدير اجرايي (21-09-2013), شهاب منتظر (21-09-2013)



| ❤ |
3-سومين شاخص عرفان ناب،اطاعت است.
يعني مطيع بي قيدوشرط دستورات الهي باشد.
وقتي خداراشناخت به دنبالش محبت پيدامي شودوبطورطبيعياطاعت بوجود مي آيدفقط كافي است بداند خداچه مي خواهد،خواسته هايش راتأمين مي كندوكوشش ميكند رضايت اوراجلب كند
واگربداندخداچه چيزي رادوست دارد همان رادوست خواهدداشت واراده اش اراده خداخواهدبودواگراطاعتنبودبايدبدانددرمحبتش اشكال است.
يادرمعرفت وشناختش ويادرهردويعني همدرمحبت وهم درمعرفت اشكال است.
مدير اجرايي (02-10-2013), شهاب منتظر (29-09-2013)



| ❤ |
4-چهارمين شاخص عرفان ناب،ضدعقلاني نيست بلكه فوق عقلاني است.
درادبيات شعري مافراوان به عقل توهين كرده اند.وعقل رامانع سيروسلوك مي دانند برهمين اساس بسياري ازصوفيان
باعقل ومحصولات عقل ميانه خوبي ندارندوعقل رازنديق ميدانندوتعبيرات زيادي دراشعارحافظ ومولوي ضدعقلي است .
آياعرفان يك گرايش ضد عقلي است؟خير
.توضيح:ماحواس داريم وازطريق حواس باعالم خارج ارتباط برقرارمي كنيم ودرفلسفه بحث ازعلومي ميشودكه حواس مااصلاًدخالتي ندارد.
حس خوب است امادرحدخودش، ولي مانبايددرحس متوقف شويم وحواس ماكارعقل رانمي كند ودرجائي عقل كارميكندكه
حس نمي تواندبرسدودرجائي شهودوجودداردكه عقل به آنجانمي رسد.تمام بحث اينست كه عقل كافي نيست نه اينكه لازم
نيست.
پس بين عشق وعقل نزاعي نيست.
مخفي نماند كه امام(رض)وعلامه طباطبائي(ره)وبسياري ازعرفائ واقعي ديگر،هم عارف بوده اندوهم فيلسوف.
مدير اجرايي (02-10-2013), شهاب منتظر (29-09-2013)



| ❤ |
5-پنجمين شاخص عرفان ناب، توازن بين دنياوآخرت است.
يعني:آخرت ودنيا هردومّدنظراست،اينطورنيست كه براي آخرتمبالغه شوددنيافراموش شودويابالعكس ،بلكه به هردونظرداردوتعادل هردورارعايت مي كند.البته اين بمعناي آن نيست كه دنياوآخرت درنزدمايك اندازه ارزش دارد.
[مابااين قيدعرفان هايي كه به آخرت فقط توجه دارندوبه دنيابي اعتنايندمثل اديان هندي ورهبانيت مسيحي وبعضي فرقه هاي صوفي دراسلام را،ازعرفان ناب خارج نموديم]
پيامبراسلام (ص)فرمود:لارهبانية في الاسلام يعني دراسلامرهبانيت نيست .درصورتي كه حسن بصري سرسلسله صوفيه ميگويد:
[خدااگرخيركسي رابخواهداورادچارزن وفرزند نمي كند.]
رياح بن عمرميگويد:شخص به درجه يقين نمي رسد مگراينكهزن خودراچون بيوه اي رهاكندوبچه هاي خودراچون يتيمي رهاكندوبه خانه سگان پناه بردكه به آنهاكلبيون مي گفتندوزندگيشان مانندسگان ولگردبود.
عرفان اسلامي آخرت گرايي افراطي راردميكندولي زهدوقناعت ودوري ازتجمل درش وجوددارد.
[وهمچنين بااين قيدكساني كه عرفانشان دنيامحوراست خارج ميشودمثل:خيلي ازمعنويتهاي امروزيكه دنيا محورندومي گويند معنويت آنچيزي است كه براي ماشادي،آرامش،اميدبه آينده، بياوردمثل:عرفان اوشو،رام الله،ساي بابا،ِاكنكاروعرفان سرخ پوستي وغيره ميتوان نام برد.]
درصورتيكه شادي وآرامش واميد به آينده تنها درسايه عرفان واقعي بوجودمي آيد.
مدير اجرايي (02-10-2013), شهاب منتظر (29-09-2013)



| ❤ |
6-ششمين شاخص عرفان ناب،اخلاق است.
اخلاق يعني:ارتباط انسان باديگرانسانها،وعارف حقيقي كسياست كه ارتباطش باساير مردم بسيارخوب است وبه فكررفع مشكلات مردم است،
مانند:ائمه معصومين(عليهم السلام)كهبه يتيمان وفقراءونيازمندان رسيدگي ميكردندوجهت رفع حوائج مردم تلاش ميكردند.
برخلاف بعضي عرفانهاي امروزي كه ميگويد:ارتباطت باخداخوبباشدبابقيه اگرخوب نباشد اشكال ندارد،رضايت خدامهم است ولي رضايت خلق خدامهم نيست.
درصورتي كه خدادوستي بايدمنتهي به خلق دوستي شود.وعارف واقعي كسي است كه فقط به فكرنجات خودنيست،بلكه به فكرنجات همه انسانهاست،مثل امام(ره)كه انقلابي عظيم ايجاد كردندواين نشأت گرفته
ازعرفان شيعي، علوي وحسيني بود.درصورتي كه بعضي قائلندعرفان وسياست درتضاداست.واكثراين عارف نمايان ضدانقلابندوفعاليت برعليه اسلام وانقلاب مي كنند.
مدير اجرايي (02-10-2013), شهاب منتظر (29-09-2013)



| ❤ |
![]()
7-هفتمين شاخص عرفان ناب،فراگيربودن آنست.
يعني:حضورهميشگي ودائمي دین،دردنياي مسيحيت منظورازدين يعني:روزهاي يكشنبه برونكليساوديگرهیچ.
ودرصوفيه يعني رفتن به خانقاه ويادربعضي ازافرادشيعه دين فقط درمحرموياماه رمضان وديگرهيچ.درصورتيكه خدا درقران مي فرمايد:
[رجالٌ لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكرالله]مومنين كسانيهستند كه تجارت وخريد وفروش آنهاراازيادخداغافل نمي كند.
درعرفان همه كارها ديني است ،ولي بعضي ديني خالص است مثل نماز.وبقيه كارهارنگ ديني دارد مثل غذاخوردن ،خوابيدن وكاركردن خيلي ازعرفانها مي گويد اين ساعت اين كارراكنولي براي بقيه ساعات خير.درصورتي كه دين آمده كه تمام حركات وسكنات انسان ديني والهي شود.
مدير اجرايي (02-10-2013), شهاب منتظر (29-09-2013)



| ❤ |
8-هشتمين شاخص عرفان ناب،دنبال كرامت سازي وكارهاي خارق العاده نيست.
بعضي بين عرفان واعمال خارق العاده ربط قائلند،درصورتي كه اين اعمال ازعرفان بيگانه است.
البته ماوجودكرامت رانفي نمي كنيم ،بلكه كرامت سازي صرف كه اين روزها درجامعه مرسوم
شده رانفي ميكنيم.خيلي هابراي رسيدن به خواسته هاي نفساني دنبال عرفان مي روند،دنبال عرفان
مي روند تاكارهاي خارق العاده يادبگيرند.
درصورتي كه عرفانشيعي گوهرش، معرفت باطني به خداست.ودنبال اين مي گردد كه به خدا نزديك شود[فناءفي الله]اصلاًدنبال كسب قدرت كه چشم مردم راخيره كند نيست.
.مثل انبياءوامامان معصومكه خيلي كم ازخودكرامت نشان مي دادند.ولي يك صوفي ممكن است درعرض يك روزبه اندازه عمرپيغمبر ازخود كرامتنشان دهد.
درثاني غيرعارف هم ممكن است بتواندكارهاي خارق العاده وباطني انجام دهدواصلاً معتقدبه هيچ چيزهم نباشد.
پس صاحب كرامت بودن به تنهائي نشانه عارف بودن حقيقينيست،مثل آنچه دركتاب [تذكرة الاولياء]عطاراست
كه بسياري ازكارهاي خارق العاده درآن ذكرشده وكرامتهايساختگي درآن بيان شده.
مدير اجرايي (02-10-2013), شهاب منتظر (29-09-2013)



| ❤ |
9-نهمين شاخص عرفان ناب،اعتقادبه معادوزندگي پس ازمرگ
درمقابل عرفانهائي كه معادراانكارمي كنندوقائل به تناسخ هستندوميگويند:روح دراين بدن ماتقرب پيداكرده وممكن است درصدهابدن ديگرهم تقرب پيداكندوحلول كندوممكن است
روح مادريك حشره برود.
مثل
[اديان هندي ودرفرقه اهل حق قائل به اين هستند]
منبع:http://erfan-eslami.blogfa.com/post/14/
مدير اجرايي (06-10-2013), شهاب منتظر (02-10-2013)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)