صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 22 , از مجموع 22

موضوع: اشعار شهیدان گمنام (تقدیم به آشناترین شهیدان گمنام ایران زمین )

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,806
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,627
    مورد تشکر
    13,378 در 4,968
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    چقدر از منش این شهدا دور شدیم
    آنقدر خیره به دنیا شده و کور شدیم

    معذرت از همه خوبان و همه همرزمان
    ما برای شهدا وصله ی ناجور شدیم

    شهدا در همه جا فاتح اصلی بودن
    عجب اینجاست که ما این همه مغرور شدیم

    شکر ، با سابقه ی دوستیِ با شهدا
    ما عزیز دل مردم شده مشهور شدیم

    و از آن برکت خون شهدامان حالا
    ما مدیر کل و مسئول شده مسرور شدیم

    و اگر حرفی خلاف شهدامان گفتیم
    یحتمل مصلحتی بوده مجبور شدیم

    پرکشیدن چه مستانه و رفتند و ما
    در میان قفس نفس چه محصور شدیم



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,806
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,627
    مورد تشکر
    13,378 در 4,968
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم
    بایداین بار به غوغای قیامت برسم

    من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش
    لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم

    آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد
    که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟

    طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من
    نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

    سیب سرخی سر نیزه ست... دعا کن من نیز
    این‌چنین کال نمانم به شهادت برسم



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی