نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: استاد

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    18,732
    صلوات
    57941
    دلنوشته
    374
    یکشنبه ۷مهر:فرماندهان پیشکسوتان ومسئولان،شادی روح امام خمینی الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآل محمد
    تشکر
    19,843
    مورد تشکر
    17,065 در 10,339
    وبلاگ
    12
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    joheh1 استاد

    پسر بچه نه ساله ای تصمیم گرفت جودو یاد بگیرد .





    پسر دست چپش را دریک حادثه از دست داده بود ولی جودو را خیلی دوست داشت به همین دلیل پدرش او را نزد استاد جودوی ژاپنی معروفی برد




    و از او خواست تا به پسرش تعلیم دهد .



    استاد قبول کرد .






    سه ماه گذشت اما پسر نمی دانست چرا استاد در این مدت فقط یک فن را به او یاد می دهد .




    یک روز نزد استاد رفت و با ادای احترام به او گفت: "




    استاد ، چرا به من فنون بیشتری یاد نمی دهید ؟"





    استاد لبخندی زد و گفت : "




    همین یک حرکت برای تو کافی است ."





    پسر جوابش را نگرفت ولی باز به تمرینش ادامه داد .




    چند ماه بعد استاد پسر را به اولین مسابقه برد .




    پسر در اولین مسابقه برنده شد .




    پدر و مادرش که از پیروزی بسیار شاد بودند ، بشدت تشویقش می کردند.



    پسر در دور دوم و سوم هم برنده شد تا به مرحله نهایی رسید .




    حریف او یک پسر قوی هیکل بود که همه را با یک ضربه شکست داده بود .




    پسر می ترسید با او روبرو شود ولی استاد به او اطمینان داد که برنده خواهد شد .




    مسابقه آغاز شد و حریف یک ضربه محکم به پسر زد .


    پسر به زمین افتاد و از درد به خود پیچید .


    داور دستور قطع مسابقه را داد .




    ولی استاد مخالفت کرد و گفت :"


    نه ،


    مسابقه باید ادامه یابد ."





    پس از این دو حریف باز رو در روی هم قرار گرفتند و مبارزه آغاز شد ،




    در یک لحظه حریف اشتباهی کرد و پسر با قدرت او را به زمین کوبید و برنده شد!





    پس از مسابقه پسر نزد استاد رفت و با تعجب پرسید : "


    استاد من چگونه حریف قدرتمندم را شکست دادم ؟ "



    استاد با خونسردی گفت : "


    ضعف تو باعث پیروزی ات شد !



    وقتی تو آن فن همیشگی را با قدرت روی حریف انجام دادی تنها راه مقابله با تو این بود که دست چپ تو را بگیرد در حالی که تو دست چپ نداشتی . "










    امضاء

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی