نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: ریشه و داستان جالب ضرب المثل “با شیطان ارزن كاشته”

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    21,268
    صلوات
    66410
    دلنوشته
    410
    روز 10محرم،عاشورای حسینی،ازتمامی عزیزان التماس دعا دارم.الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَد
    تشکر
    23,478
    مورد تشکر
    18,479 در 11,148
    وبلاگ
    23
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ریشه و داستان جالب ضرب المثل “با شیطان ارزن كاشته”

    مورد بهره گیری:
    در مورد افرادی هست كه برای سود اکثر با افراد حیله گر و مكار معامله می‌كنند.





    روزی روزگاری شیطان از دره‌ي خوش آب و هوایی كه روستایی در آن قرار داشت می‌گذشت.


    مردم آن روستا به علت داشتن آب كافی و زمین حاصلخیز كشاورزی پررونقی داشتند و به جهت همین كشاورزی مفید و پربركت و نعمت فراوان با یكدیگر بسیار مفید وصمیمی رفتار می‌كردند.



    زمانی كه شیطان وارد این روستا شد و رفتار مفید مردم را دید خواست تا در كنار انها بماند و مشغول كشاورزی شود.








    او سر نخستین زمینی كه رسید به مرد كشاورز درود كرد و خواست تا به او كمك كند.



    چند روزی كه مفید كار كرد و باعث اعتماد صاحب زمین شد به او توصیه كرد تا با هم شریك شوند و محصول نهایی را بین خودشان تقسیم كنند.


    مرد كشاورز كه تلاش و كوشش وی را دید قبول كرد. به امید اینكه با هم بذر بیشتری می‌كارند و محصول بیشتری برداشت می‌كنند و سود بیشتری خواهند برد.





    انها سال اول با هم كار كردند زمین را شخم زدند بذر چغندر را كاشتند و آب و كود مناسب به آن دادند.


    زمین كه سبز و آباد شد شیطان به شریكش گفت: زمین برای توست و برگ‌هاي سبز نوید محصول خوبی می دهند، پس آن چه روی زمین هست برای تو و آن چه زیرزمین هست برای من.


    وقت برداشت محصول مرد صاحب زمین برگ‌هاي سبز را چید





    و برای خوراك دام خود برد و بقیه را هم انبار كرد تا بفروشد. شیطان چغندرها را كه اصل محصول بودند را از زیر زمین برداشت كرد، فروخت و سود خوبی برد.



    بعد از مدتی برگ‌هاي چغندر در انبار گندید و خراب شد و تمام زحمات كشاورز از بین رفت.





    سال بعد شیطان باز هم به مرد كشاورز توصیه شراكت داد و مرد ساده‌لوح پذیرفت. ك



    شاورز تصمیم گرفت زرنگی كند و بگوید هرچه داخل زمین هست برای من و هرچه روی زمین هست برای تو. به همین علت شیطان گفت: امسال ارزن بكاریم. انها دوباره با یكدیگر زمین را شخم زدند.


    بذر پاشیدند و آب و كود مناسب به آن دادند





    تا اینكه موقع برداشت محصول شد و هریك از شركاء سهم خود را از زمین برداشت كردند. شیطان با خوشحالی تمام خوشه‌هاي پربار ارزن را از روی زمین برداشت كرد.


    نوبت مرد ساده‌لوح كه شد هرچه زمین را كند جز ریشه‌ي شاخه‌هاي ارزن هیچ نیافت



    امضاء

  2. تشكرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی