صفحه 17 از 21 نخستنخست ... 7131415161718192021 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 210

موضوع: تواضع و آثار آن ** متن سخنرانی های استاد حسین انصاریان **

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #161

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سؤال دوزخ از گناهکاران

    به خدا این مسأله بسیار مهم است در سورۀ ملک ، که مأموران دوزخ به دوزخیان می گوید چرا به جهنم آمدید ؟ می گویند : به خاطر نفهمیدن ، اگر ما فهمیده بودیم مانند امیرالمؤمنین علیه السلام ، امام حسین علیه السلام ، سلمان ، مقداد و عمّار در بهشت بودیم .
    آنها فهمیده بودند که مملوک هستند ، سینه سپر نکردند ، شصت سال پیشانی خود را در خانۀ این مالک روی خاک گذاشتند و گفتند : «سبحان ربی الاعلی و بحمده » ، گفتند : «یا لطیف ارحم عبدک الضعیف » ، با ادب در مقابل حق ایستادند به خاطر فهمشان گفتند :
    ص:312
    ________________________________________
    1- (1)) - ملک الشعرای بهار.
    « اهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِیمَ » (1)
    دو شب مانده به تمام شدن ماه رمضان ، مثل مادر داغدیده گریه کردند که چرا ماه رمضان تمام می شود ، نفهم ها می گویند : چرا ماه رمضان آمد ؟
    « هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ » (2)
    نادان می گوید : چرا روزه بگیرم. چرا نماز بخوانم ، چرا زکات بدهم؟ اما هیچ وقت أبی عبدالله نمی گوید : چون من حسینم و عزیز خدا هستم ، پس هر چه از باغ های مدینه به دست می آورم ، خودم و خانواده ام می خورم ، این کار را نمی کند ، چون فهمیده است ، در زیارت ایشان می خوانیم ،
    «أشهد أنّک قد أقمت الصلاه و آتیت الزکاه »
    چون می فهمید .
    اسلام احترام زیادی به مردم فهمیده گذاشته است ، (3) تا جایی که آمده اعلان کرده اگر از کوچه ای عبور می کنید ، خانۀ یک عالم ربّانی در یک کوچه هست ، نگاه کردن به در خانۀ آن عالم ثواب دارد . اگر عالمی از کنار قبرستانی عبور کند ، از اول قبرستان تا آخر ، تا این عالم در آنجا حرکت می کند ، خدا به احترام او عذاب را از کلّ اهالی قبرستان برمی دارد . همه این ها به خاطر فهم ، علم و معرفت ، او می باشد .


    امضاء


  2. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

  3. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  4. Top | #162

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    وجود آداب نادرست در مجالس ختم

    با یک دنیا تأسف ختم هایی که برگزار می گردد به تدریج از عالم ربّانی خالی می شود . فقط یک خوش صدا قرآن و شعر می خواند و در اوج تعریف از میّت و صاحب مرده ها مراسم برگزار می شود ، بسیاری از مرده ها را بی حساب و کتاب در جهنّم وارد می کنند ، آیا قاری و خوانندۀ خوش صدا میت را به فردوس می برند ،
    ص:313
    ________________________________________
    1- (1)) - فاتحه (1) : 6؛ «ما را به راهِ راست راهنمایی کن .»
    2- (2)) - زمر (39) : 9؛ «آیا کسانی که معرفت و دانش دارند و کسانی که بی بهره از معرفت و دانش اند ، یکسانند ؟»
    3- (3)) - الکافی: 1/ 37 - 39، حدیث 1 - 2؛ «عنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ مِنْ حَقِّ الْعَالِمِ أَنْ لَاتُکْثِرَ عَلَیْهِ السُّؤَالَ وَ لَاتَأْخُذَ بِثَوْبِهِ وَ إِذَا دَخَلْتَ عَلَیْهِ وَ عِنْدَهُ قَوْمٌ فَسَلِّمْ عَلَیْهِمْ جَمِیعاً وَ خُصَّهُ بِالتَّحِیَّهِ دُونَهُمْ وَ اجْلِسْ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لَاتَجْلِسْ خَلْفَهُ وَ لَاتَغْمِزْ بِعَیْنِکَ وَ لَاتُشِرْ بِیَدِکَ وَ لَاتُکْثِرْ مِنَ الْقَوْلِ قَالَ فُلَانٌ وَ قَالَ فُلَانٌ خِلَافاً لِقَوْلِهِ وَ لَاتَضْجَرْ بِطُولِ صُحْبَتِهِ فَإِنَّمَا مَثَلُ الْعَالِمِ مَثَلُ النَّخْلَهِ تَنْتَظِرُهَا حَتَّی یَسْقُطَ عَلَیْکَ مِنْهَا شَیْ ءٌ وَ الْعَالِمُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْغَازِی فِی سَبِیلِ اللَّهِ. ابِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَا مِنْ أَحَدٍ یَمُوتُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَحَبَّ إِلَی إِبْلِیسَ مِنْ مَوْتِ فَقِیهٍ. عنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ مُحَادَثَهُ الْعَالِمِ عَلَی الْمَزَابِلِ خَیْرٌ مِنْ مُحَادَثَهِ الْجَاهِلِ عَلَی الزَّرَابِیِّ.»
    خداوند در قرآن می فرماید :
    « فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ » (1)
    «ذهاب » یعنی رفتن ، به چه سمتی عبور می کنید ؟
    تواضع سر رفعت اندازدت تکبّر به خاک اندر اندازدت (2)
    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    ص:314
    ________________________________________
    1- (1)) - تکویر (81) : 26؛ «پس [ با انکار قرآن و روی گرداندن از آن ] کجا می روید ؟»
    2- (2)) - سعدی شیرازی.



    امضاء


  5. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

  6. Top | #163

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    20- خودشناسی

    اشاره

    تشبیه انسان به زمین

    وجود مبارک رسول مطهّر اسلام ، انسان را مانند زمین معرفی کرده اند . در مرحلۀ اول حقیقت آفرینش انسان از زمین است ، در رحم مادر رشد می کند ، به نقطه ای می رسد که از درون زمین ، روح ظهور می کند و حیات آشکار می شود . به تعبیر وجود مبارک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همه انسانها ، مانند زمین هستند ، در برابر زمین وجودشان ، به دو گروه تقسیم شده اند ، تا همۀ مردم برخورد خودشان را نسبت به زمین وجودشان ، از نظر آثار و نتایج ببینند ، یا کنار زمین وجود خودشان بنشینند و به این آثار وصل شوند . این دو تعبیر در قرآن است ، «یَرَهُ » به معنای دیدن است .
    ضمیر « یَرَهُ » هاء می باشد که به انسان بر می گردد ، « جَزٰاءً بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ »



    امضاء


  7. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

  8. Top | #164

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    جایگاه خلقت انسان

    به این حقیقت رسیدند که انسان در طول حضرت حق است و در عرض هیچ کس نمی باشد ، در عرض آسمان و زمین نیست ، تمام موجودات مادون انسان هستند ، و انسان مافوق همه می باشد و مادون پروردگار است ؛ یعنی استعداداً جایگاه او در خلقت پایین تر از خدا است ، و بالاتر از غیر خدا می باشد . وقتی که به دنیا می آید در مسیر ظهور این ارزش است .
    این خودشناسی است . انسان جایگاه خود را به وسیلۀ انبیا و ائمه علیهم السلام می شناسد ، خداوند ما را در چه جایگاهی قرار داده است ؟! انسان مادون الله ، و مافوق ماسوی الله می باشد ، اگر آسمان ها و زمین و موجودات دیگر ، مقام انسان را دارا بودند ، پروردگار نمی فرمودند :
    « لایسعنی ارضی و لاسمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المؤمن » (1)آسمان ها و زمین گنجایش مرا ندارند ، زیرا بسیار کوچک هستند ،
    اما دل بندۀ مؤمن گنجایش مرا دارد . معنای آن بسیار لطیف و پیچیده است و من قادر نیستم آن را برای شما توضیح دهم . پیغمبر صلی الله علیه و آله می فرماید :
    «ربّ حامل فقه الی من هو أفقه منه » (2)دورنمایی ، از این روایت برای شما می گویم







    امضاء


  9. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

  10. Top | #165

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    توحید پیامبران و ائمه علیهم السلام


    آیا توحید پیغمبر عظیم الشأن اسلام و پیامبران و ائمه کامل بوده است ؟ این
    ص:322
    ________________________________________
    1- (1)) - عوالی اللآلی: 4/7، حدیث 7؛ «فی الحدیث القدسی یقول الله عز و جل لا یسعنی أرضی و لا سمائی و لکن یسعنی قلب عبدی المؤمن.» و نیز در بحار الأنوار: 39/55، باب 4؛ «وَ رُوِیَ أَیْضاً فِی الْحَدِیثِ الْقُدْسِیِّ لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لَاأَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ.»
    2- (2)) - الکافی: 403/1، حدیث 1؛ «عنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله خَطَبَ النَّاسَ فِی مَسْجِدِ الْخَیْفِ فَقَالَ نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ حَفِظَهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یَسْمَعْهَا فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَیْرُ فَقِیهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَی مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ ثَلَاثٌ لَایُغِلُّ عَلَیْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ وَ اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ فَإِنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِیطَهٌ مِنْ وَرَائِهِمْ الْمُسْلِمُونَ إِخْوَهٌ تَتَکَافَأُ دِمَاؤُهُمْ وَ یَسْعَی بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ.»
    مطلب را باید جستجو کنیم ، باید به قرآن مراجعه کنیم ، خداوند در آخرین آیۀ سورۀ بقره می فرماید :
    « آمَنَ الرَّسُولُ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ » (1)
    «أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ » مربوط به توحید است ، آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله آیه توحید را به طور کامل درک کرده است ؟ اگر درک نکرده بود پس خدای حکیم یک پیغمبر ناقص برای ما فرستاده است . و این امر بر خدای حکیم ، قبیح است ، که ناقصی را به سوی انسان ها بفرستد و امر کند ناقصان را کامل کن . آیا امکان دارد ناقص ، بتواند ناقصان را کامل نماید ؟ مانند این است به فقیر و تهیدست بگویند ، برو تهیدستان را غنی کن .
    آیا پیغمبر صلی الله علیه و آله به طور کامل خدا را شناخته است ؟ در روایت آمده است که: (2) احدی در این عالم مانند پیغمبر ، خدا را نیافته بود . چقدر خدا را یافته بود ؟ پروردگار می فرماید : هر کس ، هر چه دربارۀ من می گوید بوی شرک می دهد حتی فلاسفه ، تنها حرفی را دربارۀ من قبول کنید که از زبان عباد مخلص من می شنوید .
    در شناخت من ، به هیچ استاد ، عالم و فیلسوفی در این عالم تکیه نکنید ، آنها مرا نیافته اند ، « إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِینَ » (3)خداوند در این آیه می فرماید : انبیا و پیغمبر صد در صد مرا یافته اند . خداوند انسان های کامل را برای ما فرستاده ، که ما ناقصان را کامل کنند . عالم را فرستاده ، که ما جاهلان را عالم کند.
    «ولکن یسعنی قلب عبدی المؤمن »
    قلب بندۀ مؤمن من ، گنجایش مرا دارد . آسمان ها و زمین گنجایش مرا ندارند .
    معلوم می شود شما از آسمان و زمین بالاتر هستید ، از همۀ موجودات برتر هستید .
    شما مافوق همۀ موجودات و فقط مادون پروردگار هستید ، یک رباعی از بابا طاهر مطرح می کنم ، انسان های فهمیده بسیار از این مسائل در فشار قرار می گیرند .
    ص:323
    ________________________________________
    1- (1)) - بقره (2) : 285؛ «پیامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده ، ایمان آورده.»
    2- (2)) - بحار الأنوار: 136/51، باب 5، حدیث 2؛ «[ إکمال الدین ] عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ أَقْرَبَ النَّاسِ إِلَی اللَّهِ عز و جل وَ أَعْلَمَهُمْ وَ أَرْأَفَهُمْ بِالنَّاسِ مُحَمَّدٌ وَ الْأَئِمَّهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ فَادْخُلُوا أَیْنَ دَخَلُوا وَ فَارِقُوا مَنْ فَارَقُوا أَعْنِی بِذَلِکَ حُسَیْناً وَ وُلْدَهُ علیه السلام فَإِنَّ الْحَقَّ فِیهِمْ وَ هُمُ الْأَوْصِیَاءُ وَ مِنْهُمُ الْأَئِمَّهُ فَأَیْنَ مَا رَأَیْتُمُوهُمْ فَإِنْ أَصْبَحْتُمْ یَوْماً لَاتَرَوْنَ مِنْهُمْ أَحَداً فَاسْتَعِینُوا بِاللَّهِ وَ انْظُرُوا السُّنَّهَ الَّتِی کُنْتُمْ عَلَیْهَا فَاتَّبِعُوهَا وَ أَحِبُّوا مَنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ وَ أَبْغِضُوا مَنْ کُنْتُمْ تُبْغِضُونَ فَمَا أَسْرَعَ مَا یَأْتِیکُمُ الْفَرَجُ.» شرح أصول الکافی، مولی محمد صالح المازندرانی: 227/5؛ «وقد کان رسول الله صلی الله علیه و آله أعلم الناس جمیعا باتفاق الأمه ؤدلت علیه روایات العامه أیضا، روی مسلم أنه صلی الله علیه و آله قال: إنی لأعلمکم بالله وأیضا قال: أنی أعلمهم بالله وأشدهم خشیه.»
    3- (3)) - صافات (37) : 40؛ «جز بندگان خالص شدۀ خدا [ که از هر کیفری در امانند ، ].»
    بابا طاهر (1) انسان عالم و عارفی بود ، درس خوانده و می دانست که چه می گوید ، غیر از این رباعیات ، نزدیک چهار صد کلمۀ قصار دارد ، تا جایی که من تحقیق کردم بیش از 50 حکیم و فیلسوف بر این کلمات شرح نوشتند و هنوز هم جای شرح دارد .
    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    چه موقع می خواهی خود را بشناسی ، خداوند در سورۀ مبارکه یونس می فرماید : فرعون وقتی خود را شناخت که در حال جان دادن در میان امواج آب بود .
    به خدا اعلان کرد ، پروردگار هم جواب او را داد:
    « آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ » (2)
    اکنون خودت را شناختی ، همه روابط تو را با این عالم قطع کرده ایم ، اکنون وقت خودشناسی نیست.
    امیرالمؤمنین می فرماید : «الناس » یعنی «کل الناس » ، «الف و لام » از نظر ادبی الف و لام استغراق است ، به معنای کل است ، البته این کل ها استثناء دارد ، اما بسیار محدود ، «الناس نیام » (3) فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام بسیار عجیب است ، تا کسی به ادبیات عرب وارد نباشد ، ظرافت این سخنان را نمی یابد ، نمی فرماید:
    «الناس نائمون » مردم خوابشان برده است ، علی علیه السلام می فرماید : «الناس نیام » مردم خود خواب هستند ؛ یعنی خواب با ذاتشان وحدت پیدا کرده است ، اگر این طوری باشند ، با هیچ تلنگری بیدار نمی شوند .
    به قدری پیغمبر صلی الله علیه و آله برای بیدار کردن مردم سعی کرد ، اما آنها هدایت نشدند ، که خداوند در قرآن می فرماید :
    ص:324
    ________________________________________
    1- (1)) - شرح حال باباطاهر عریان در کتاب ارزش عمر و راه هزینۀ آن، جلسه 6 آمده است.
    2- (3)) - یونس (10) : 91؛ «[ به اوگفته شد : ] اکنون [ که به نابودی خود یقین داری و زمان بازگشت به خدا سپری شده ایمان می آوری ؟ !] در حالی که پیش از این عصیان می ورزیدی.»
    3- (4)) - بحار الأنوار: 134/50، باب 3، و نیز 43/4، باب 5؛ «قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا. قَالَ علی علیه السلام النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا.»
    « فَلاٰ تَذْهَبْ نَفْسُکَ عَلَیْهِمْ حَسَرٰاتٍ » (1)
    از غصّۀ بیدار کردن مردم ، دارد جان تو از دست می رود . خدا به او فرمود :
    « ذَرْهُمْ » (2)
    مرگ و پایان فرصت
    کدام تلنگر این افراد را بیدار می کند . امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید :
    «فإذا ماتوا انتبهوا »
    بعد از مرگ ، صدای خدا ، برزخ و قیامت و دو ملکی که برای سؤال می فرستد آنها را بیدار می کند . تازه متوجه می شوند که وقت تمام شده است .
    در هنگام مرگ می فهمند که مافوق همۀ موجودات و مادون خدا می باشند ، در آنجا بیدار می شوند، وقتی بیدار می شوند که می بینند مادون کلّ موجودات هستند ، یعنی از آن جایگاه بلند سقوط کردند و از نظر ارزش آخرین نقطۀ موجودات هستند که خدا در قرآن می فرماید : نزد من ارزشی ندارند که آنها را ذکر کنم یا به آنها ارزش دهم .
    وقتی فهمیدند جایگاه آنها در دنیا چه بوده ، مادون الله و مافوق سوی الله ، بعد از مردن می بینند که از این مادون الله و مافوق سوی الله سقوط کرده اند ،
    « ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِینَ » (3)
    یعنی پایین تر از آن نبوده که به آنجا بروند ، به یک رباعی از باباطاهر توجه کنید .
    امان روزی که در قبرم نهند تنگ
    حتی برای دفع یک کرم توان انسان را می گیرند ، حرکتی نمی تواند بکند . بچه ها
    ص:325
    ________________________________________
    1- (1)) - فاطر (35) : 8؛ «پس مبادا جانت به سبب حسرت هایی که بر آنان می خوری از بین برود.»
    2- (2)) - انعام (6) : 91؛ «آنان را رها کن.»
    3- (3)) - تین (95) : 5؛ «آن گاه او را [ به سبب گناهکاری ] به [ مرحلۀ ] پست ترینِ پَستان بازگرداندیم .»
    در روزگار قدیم این رباعیات را بلد بودند ، همۀ این اشعار ، حکیمانه و عالمانه است .
    رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : در قیامت اولین دادگاهی که انسان را می برند . در این دادگاه از او سؤال می کنند:
    «عن عمرک فیما أفنیت » (1)آن مقدار زمانی که به تو داده ایم ، در کجا صرف کرده ای ؟ آیا ارزش دارد که انسان به خاطر شکم و شهوت آخرت خود را فنا کند ؟ همه عمر خود را در راه شکم و شهوت حرام سپری کنند ، اروپا و آمریکا برای ما فرهنگ سازی می کنند . من میلیاردها چرخ را در این عالم گرداندم ، اما انسان از این لحظات استفاده نکرده است



    امضاء


  11. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

  12. Top | #166

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    سؤال و جواب در روز قیامت


    عمر خود را در کجا هزینه کرده اید ؟ در آن دادگاه شما دو سه جواب منطقی می دهید ، می گویید : خدایا مقداری از آن را هزینۀ کسب حلال کردیم ، می گویند کاری به آن مقدار نداریم ، مقداری را در عبادت هزینه کردیم ، می گویند : این عبادت بسیار ارزش دارد . مقداری از عمر خود را برای اهل بیت علیهم السلام کرده ام ، می گویند : بسیار پرقیمت خرج شده است .
    دیگر جوابی برای گفتن ندارم ، هفتاد سال را این گونه خرج کرده ام . قیامت پنجاه دادگاه دارد ، بعد ما را برای دادگاه دوم می برند ، با این جواب ها ما به دادگاه دوم نمی رسیم ، بعد از این دادگاه به ما چه می گویند ؟
    می گویند : قبل از بهشت پیغمبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام منتظر تو هستند ، جام آبی از حوض کوثر برای تو آماده کرده اند . این آب را برای چه قبل از بهشت به ما
    ص:326
    ________________________________________
    1- (1)) - تحف العقول: 249؛ «و روی عن الإمام سید العابدین علی بن الحسین علیه السلام موعظته علیه السلام لسائر أصحابه و شیعته و تذکیره إیاهم کل یوم جمعه أیها الناس اتقوا الله و اعلموا أنکم إلیه راجعون فتجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء تود000 قبض الملک روحک و صیرت إلی قبرک وحیدا فرد إلیک روحک و اقتحم علیک ملکاک منکر و نکیر لمساءلتک و شدید امتحانک ألا و إن أول ما یسألانک عن ربک الذی کنت تعبده و عن نبیک الذی أرسل إلیک وعن دینک الذی کنت تدین به و عن کتابک الذی کنت تتلوه و عن إمامک الذی کنت تتولاه و عن عمرک فیما أفنیت و عن مالک من أین اکتسبته و فیما أنفقته.»
    می دهند ؟ برای اینکه اگر سیاهی در قلب ما باشد به وسیله این آب از بین برود ،
    « نَزَعْنٰا مٰا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ » (1)
    با دست علی علیه السلام و پیغمبر صلی الله علیه و آله یک شربت به ما می دهند که دل ما هم مانند دل علی ، پاک شود ، اما دیگران چه جوابی باید به خدا بدهند ؟ در قیامت چه کار باید بکنند ؟
    در دادگاه اول می گویند : عمر خود را در چه راهی صرف کردی ؟ جاسوسی ، به هم زدن زندگی ، ظلم ، پایمال کردن حقّ و ریختن آبروی مردم ، یا مسخره کردن انبیا ، مسجد ، مؤمنین و عالم ربّانی ، این افراد «أَسْفَلَ سٰافِلِینَ » هستند . چقدر پست بودی ، انبیای مرا مسخره کرده ای ؟ مگر ابراهیم علیه السلام ، پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله ، علی علیه السلام مسخره داشتند ؟ چادر فاطمه زهرا را مسخره کردی ؟ به همین راحتی ، موها و سینۀ خود را ظاهر کردی ، چه کسی را مسخره کردی ؟ فاطمۀ مرا مسخره کردی ؟
    « یٰا حَسْرَهً عَلَی الْعِبٰادِ مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ » (2)
    زهرا و خدیجه را استهزا کردی ؟ یعنی آنها را با داشتن عفّت ، عصمت ، پاکدامنی و حجاب ، نپذیرفتید و سرمشق خود را زنان و دختران لندن و پاریس قرار دادید ؟
    حالا نوبت من می باشد:
    « اللّٰهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ » (3)
    امان روزی که قاضیمان خدا بود
    اینان خود را شناختند ، با شناخت خود ، از انبیا نسبت به تکلیف خود کسب
    ص:327
    ________________________________________
    1- (1)) - حجر (15) : 47؛ «آنچه از دشمنی و کینه در سینه هایشان بوده برکنده ایم.»
    2- (2)) - یس (36) : 30؛ «ای دریغ و افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایتشان نمی آمد مگر اینکه او را مسخره می کردند !»
    3- (3)) - بقره (2) : 15؛ «خدا آنان را [ به کیفر این کار منافقانه در دنیا و آخرت ] عذاب خواهد کرد.»
    معرفت کردند ، بذر معرفت را در این زمین ، پاشیدند ، بعد از پاشیدن بذر معرفت ، با طاعت ، عبادت ، اخلاص و خدمت به خلق خدا این بذرها را آبیاری کردند و وجودشان تبدیل به سه حقیقت شد ، «رَحْمَهِ اللّٰهِ » ، «رِضْوٰانَ اللّٰهِ » و «جنه الله » .
    گروه دوم که خود را نشناختند و عمل خوبی روی این زمین انجام ندادند تا زمین لجنزار ، متعفّن و بدبو شد ، گندیدند و مردند و رفتند و تبدیل به «سخط الله » ، «غضب الله » و «نٰارُ اللّٰهِ » شدند .
    گر بماندیم زنده بردوزیم
    چراغ بدنی مانند ما ، اعلان خاموشی می کند . کسی ماندنی نیست ، به همین زودی خواهد آمد که همۀ ما را در پیشگاه خدا نگاه می دارند ، شما که خیالتان راحت است و به پرسش ها جواب دادید و عبور کردید .
    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته






    امضاء


  13. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

  14. Top | #167

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    21 فاعلیت پروردگار

    اشاره


    حکما و فلاسفه در حدّ خود ، مباحث قابل توجهی را در کتاب های خود تدوین کرده اند ، از جمله بحث فاعل و قابل است . البته آنها این بحث را در رابطه با پروردگار و موجودات عالم هستی مطرح می کنند ، و معنای بحث آنها این است که هر قدرت و هر توانمندی که دارای هنر ترسیم فعلی یا ترسیم نقشی باشد ، اگر صفحه در برابر ترسیم او قرار بگیرد ، او کار ترسیمش را صورت خواهد داد . اگر ترسیم فعلی باشد ، ترسیم فعلی را صورت می دهد ، مثالی که این مطلب را آسان می توان دریافت کرد ، مانند : نجّار و تخته است .
    در دانش آنها به نجار فاعل می گویند ؛ یعنی توانمند و قدرتمندی که می تواند کاری را از خودش ظهور دهد ، صفحه و تابلویی که برای نجار هنرمند می باشد ، تخته است ، او این هنر را دارد که ترسیم عملی انجام بدهد ؛ یعنی نقش عملی به وجود بیاورد ، بر روی تخته ای که قابلیت شکل گیری و منبّت کاری را دارد ، نقشی که در باطن نجار است ، شروع می کند آن نقش را آشکار می کند ، تخته ای چهارگوش در انبار افتاده که هیچ شکلی ندارد ، هیچ نقشی ندارد ، بعد از مدتی آن را تبدیل به یک مبل و صندلی زیبایی می کند ، که انواع خم ها ، شکل ها ، صورت ها ، نقش ها و منبّت ها را دارد .
    ص:335
    اگر تخته این قابلیت ذاتی را نداشت ، به شکلی که نجار می خواست ، در نمی آمد . نجّار هم فاعل عاقل است ، نمی آید وقت ، فعل ، قلم و نقشی که در باطن دارد جایی به کار ببرد که لیاقتی وجود ندارد .
    این بحث را به خاطر خدا مطرح کردند ، این بحث یک سلسله مشکلات فکری ، وسوسه ها و تردیدهایی که نسبت به عالم و حقّ وجود داشته است ، معالجه کرده است . البته مایۀ این بحث ، از مدرسۀ انبیای الهی گرفته شده است ، لذا ما زیباترین مطالب را در هر کتابی ببینیم و ریشه یابی کنیم ، مشاهده می کنیم که در فرهنگ انبیای خدا یافت می شود . از این فرهنگ ، همۀ علوم بهره گرفتند .
    وقتی آیات قرآن را قرائت می کنید ، آیا در آیات آن دقت می کنید ؟ خداوند متعال حدود بیست و پنج پیامبر را در قرآن نام می برد ، و هنرمندی های آنها را بیان می کند و جالب این است که هنری را که بیان می کند ، معلوم می شود قبل از آن پیامبر این هنر وجود نداشته است ، پروردگار تعلیم هنر را به خود نسبت می دهد






    امضاء


  15. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

  16. Top | #168

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    هنرمندی پیامبران


    در قرآن وقتی که سخن از ادریس به میان می آورد ، می فرماید :
    « عَلَّمْنٰاهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ » (1)
    معلوم می شود هنر خیاطی قبل از این پیامبر نبوده است ، صنعت « لَبُوسٍ » در ارتباط با سوزن ، نخ ، پارچه و طراحی لباس است ، قبل از حضرت ادریس علیه السلام مردم سوزن ، نخ و پارچه را نمی شناختند ، به هنر خیّاطی و مد لباس آشنا نبودند ، پوست حیوانات را به صورت یک لنگ به خود می بستند و به صورت یک روپوش روی دوش می انداختند ، مجموع لباس انسان این گونه بوده است که در قرآن اشاره می کند که شما بشرها از پوست حیوانات ، برای خود خانه ، چادر ، خیمه و لباس
    ص:336
    ________________________________________
    1- (1)) - انبیاء (21) : 80؛ «و به سود شما صنعتِ ساختنِ پوشش های دفاعی را به او آموختیم.»
    درست می کنید . هنر بافندگی که امروز به صورت یک صنعت بسیار مهم در جهان مطرح است ، ریشه از یک پیغمبر الهی دارد .
    هنر شکل دادن به آهن برای ابزار مبارزه و دفع ظلم دشمن ، این هنر حضرت داود علیه السلام بوده است که در قرآن مطرح است ، هنر سدّ سازی صنعتی ، نه اینکه فقط یک مقدار خاک را جلوی یک رودخانه بریزند تا پشت آن آب جمع شود ، بلکه سدّی که فلز آب کرده در آن به کار رفته است و بین دو کوه عظیم این سدّ زده شده ، خراب هم نشد ، فشار حوادث هم نتوانسته آن را خراب کند ، این هنر را خداوند در قرآن به ذوالقرنین نسبت می دهد . قبل از حضرت نوح علیه السلام سفر آبی وجود نداشت ، مردم در خشکی ها زندگی می کردند ، خداوند در قرآن می فرماید : به نوح دستور دادیم:
    « وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا » (1)
    ما به تو آموزش می دهیم که زیر نظر ما کشتی درست کنی ، مردم کشتی ندیده بودند ، همه سفرهای دریایی و کشتی های عظیم ، ریشه از نبوت یک پیامبر می گیرد ، کلاً تمدّن جهان برگرفته شده از انبیا است و انسان ها هم نمک به حرام ترین موجودات نسبت به انبیا هستند .
    اگر تخته و چوب لیاقت ذاتی نداشت ، نجّاری در جهان به وجود نمی آمد ، درب ، پنجره و صندلی پیدا نمی شد ، اگر چوب را خدا برای شکل گیری لیاقت ذاتی نمی داد ، مردم چگونه در خانه ها و پنجره های خود را درست می کردند .
    خداوند همه را به خود نسبت می دهد ، خداوند می فرماید : این حیوانات حلال گوشت ، مرغ ، خروس ، حیواناتی که در زندگی شما نقش مهمی را بر عهده دارند ، از آنها تعبیر می کند به «ذَلُولٌ » ، رام بودنی که در اوج رامی می باشند .
    شتر با این هیکل قوی اگر رام بشر نبود ، چه کسی می توانست میلیون ها سال در
    ص:337
    ________________________________________
    1- (1)) - هود (11) : 37؛ «و با نظارت ما و [ بر اساس ] وحی ما کِشتی را بساز.»
    این کویرهای بی در و پیکر بار جابجا کند . به قدری شتر رام است که اگر به یک موش یاد بدهند که از کاشان تا کرمان این کویر را باید طی کرد ، مهار شتر را به موش بدهند و بگویند با دهان خود این نخِ ابریشمی که بسته به افسار شتر بگیر ، یک تکان بده ، شتر با تکان دادن دهان موش بلند می شود و دنبال موش راه می افتد و تا کرمان می رود ، لکن اگر این حیوان ، رام نبود با آن هیکل قوی اولین انسانی که می خواست مهارش را بگیرد او را پاره پاره می کرد .
    گاو رام انسان است با اینکه شاخ دارد . الاغ رام است با اینکه قویّ است ، مرغ و خروس رام هستند با اینکه پر قوی دارند . والاّ اگر رام نبودند ، تمام این مرغداری های صنعتی باید مرغ ها را با هزار ترفند اسیر می کردند که به ملت بدهند .
    همه حیوانات قابل خوردن و قابل باربری ، رام بشر هستند ، خداوند می فرماید :
    رام شما قرار دادم ولی قدر نشناس ترین موجود آفرینش نسبت به خدا همین بشر است





    امضاء


  17. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

  18. Top | #169

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    کم بودن انسان های صالح


    قدرشناسان ، حال ، گذشته و آینده بسیار کم هستند ، خداوند این آیه را برای همیشه نازل کرده است .
    « وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبٰادِیَ الشَّکُورُ » (2)
    قدر شناسان کم هستند ، حتی کسانی که ادعای دینداری می کنند .
    اگر قدر شناسان زیاد بودند ، امام عصر ظهور کرده بود ، در همه کشور ما صبح های جمعه دعای ندبه است ، در همۀ شهرها با جمعیت هایی که گاهی جا نمی شود و در بیابان فرش می اندازند ؛ یعنی این مجموعه ندبه خوان های ایران ، عراق ، شیعیان افغان ، پاکستان و اروپا ، سیصد و سیزده نفر صالح واقعی پیدا
    ص:338
    ________________________________________
    1- (1)) - اشاره است به سورۀ غافر آیۀ 79؛ «خداست که چهارپایان را برای شما پدید آورد تا بر بعضی از آنها سوار شوید ، و از [ گوشت ] بعضی از آنها بخورید .» توحید المفضل: 100؛ «انقیاد الحیوانات المسخره للإنسان و سببه أَ مَا تَرَی الْحِمَارَ کَیْفَ یَذِلُّ لِلطَّحْنِ وَ الْحَمُولَهِ وَ هُوَ یَرَی الْفَرَسَ مُودَعاً مُنَعَّماً وَ الْبَعِیرَ لَایُطِیقُهُ عِدَّهُ رِجَالٍ لَوِ اسْتَعْصَی کَیْفَ کَانَ یَنْقَادُ لِلصَّبِیِّ وَ الثَّوْرَ الشَّدِیدَ کَیْفَ کَانَ یُذْعِنُ لِصَاحِبِهِ حَتَّی یَضَعَ النِّیرَ عَلَی عُنُقِهِ وَ یَحْرِثَ بِهِ وَ الْفَرَسَ الْکَرِیمَ یَرْکَبُ السُّیُوفَ وَ الْأَسِنَّهَ بِالْمُوَاتَاهِ لِفَارِسِهِ وَ الْقَطِیعَ مِنَ الْغَنَمِ یَرْعَاهُ وَاحِدٌ وَ لَوْ تَفَرَّقَتِ الْغَنَمُ فَأَخَذَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهَا فِی نَاحِیَهٍ لَمْ یَلْحَقْهَا وَ کَذَلِکَ جَمِیعُ الْأَصْنَافِ الْمُسَخَّرَهِ لِلْإِنْسَانِ کَانَتْ کَذَلِکَ إِلَّا بِأَنَّهَا عُدِمَتِ الْعَقْلَ وَ الرَّوِیَّهَ فَإِنَّهَا لَوْ کَانَتْ تَعْقِلُ وَ تَتَرَوَّی فِی الْأُمُورِ کَانَتْ خَلِیقَهً أَنْ تَلْتَوِیَ عَلَی الْإِنْسَانِ فِی کَثِیرٍ مِنْ مَآرِبِهِ حَتَّی یَمْتَنِعَ الْجَمَلُ عَلَی قَائِدِهِ وَ الثَّوْرُ عَلَی صَاحِبِهِ وَ تَتَفَرَّقُ الْغَنَمُ عَنْ رَاعِیهَا وَ أَشْبَاهُ هَذَا مِنَ الْأُمُور.»
    2- (2)) - سبأ (34) : 13؛ «و از بندگانم اندکی سپاس گزارند .»
    نمی شود ؟ خیر . چرا ایشان نمی آید ؟ زیرا خدا به او گفته در زمین تأمین جانی نداری . مانند پدران خود کشته می شوی . مگر یازده امام قبلی را نکشتند ؟
    شبی که خدا به او تأمین جانی دهد ، متوجه می شود که لحظۀ ظهورش است ، در همۀ جمعیت ها و کسانی که ادعای دینداری دارند اکثرشان را که ارزیابی می کنید متوجه می شوید که بی دین هستند .
    « وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبٰادِیَ الشَّکُورُ »
    در شهری بودم که در داشتن موقوفات ، (1) سومین شهر کشور است ، اول مشهد و بعد شیراز و بعد، آن شهر است . مدیر اوقاف ، آن سالی که من آنجا منبر می رفتم ، مدیر مؤمن ، مطمئن ، توانمند که مورد تأیید همه بود ؛ یعنی عالمان و مردم آن شهر ، او را قبول داشتند ، انسان بزرگواری بود . می گفت : موقوفات این شهر حدوداً به سیصد ، چهارصد سال قبل بر می گردد . می گفت : زمانی که به این شهر آمدم ، اول همه موقوفات این شهر را شناسایی کردم ، درآمد این موقوفات را ارزیابی کردم ، دیدم امسال که سال اول مسؤلیت من است ، درآمد آن بسیار کم است ؛ یعنی کسانی که موقوفات را اجاره کرده بودند ، اجاره سی سال قبل را می دادند این زد و بندها بین مدعیان آن شهر بود ، من در آن شهر قیمت واقعی را لحاظ کردم تا حق مردم شهر ضایع نشود ، این رشوه خواری و پارتی بازی بین یهودی ها ، ارمنی ها و سنی های آن شهر نبوده ؛ زیرا در آنجا یهودی ، ارمنی و سنی ندارد ، این مال مردم خواری در میان مدعیان مسلمان بود .
    امام عصر علیه السلام اگر وارد آن شهر شود و بگوید درآمد موقوفات باید سه میلیارد باشد ، همانجا کنار دروازه شهر سرش را می برند . مردم توقع دارند امام زمان علیه السلام می آید به تمام مستأجران موقوفه دار بفرماید هیچ اجاره ندهید ، به کلّ ملت هم بفرماید : سهم امام و خمس (2) را به شما بخشیدم . این توقع فعلی جامعه است .
    ص:339
    ________________________________________
    1- (1)) - تهذیب الأحکام: 130/9؛ «وَ کَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُإِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ علیه السلام فِی الْوُقُوفِ وَ مَا رُوِیَ فِیهَا فَوَقَّعَ علیه السلام الْوُقُوفُ عَلَی حَسَبِ مَا یُوقِفُهَا أَهْلُهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ.» و نیز در الکافی: 37/7، حدیث 35؛ «سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ اشْتَرَیْتُ أَرْضاً إِلَی جَنْبِ ضَیْعَتِی بِأَلْفَیْ دِرْهَمٍ فَلَمَّا وَفَّیْتُ الْمَالَ خُبِّرْتُ أَنَّ الْأَرْضَ وَقْفٌ فَقَالَ لَایَجُوزُ شِرَاءُ الْوَقْفِ وَ لَاتُدْخِلِ الْغَلَّهَ فِی مَالِکَ ادْفَعْهَا إِلَی مَنْ أُوقِفَتْ عَلَیْهِ قُلْتُ لَاأَعْرِفُ لَهَا رَبّاً قَالَ تَصَدَّقْ بِغَلَّتِهَا.»
    2- (2)) - الکافی: 545/1، حدیث 14 - 13؛ «کَتَبْتُ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام الْخُمُسُ أُخْرِجُهُ قَبْلَ الْمَئُونَهِ أَوْ بَعْدَ الْمَئُونَهِ فَکَتَبَ بَعْدَ الْمَئُونَه. عن أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ کُلُّ شَیْ ءٍ قُوتِلَ عَلَیْهِ عَلَی شَهَادَهِ أَنْ لَاإِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ فَإِنَّ لَنَا خُمُسَهُ وَ لَایَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَشْتَرِیَ مِنَ الْخُمُسِ شَیْئاً حَتَّی یَصِلَ إِلَیْنَا حَقَّنَا.»
    اکثر مردم پول امام عصر علیه السلام را نمی دهند ، کسانی که پرداخت می کنند ، نزد مرجع تقلید می روند ، گردن کج می کنند ، کاسبی رونق نداشته ، در انتقال دولت به دولت همه چیز ما به هم ریخته است ، می گویند : مقداری از آن را به ما ببخشید .
    اگر به تخته قابلیت ذاتی نداده بودند ، یک پنجره چهارسانتی در این دنیا پیدا نمی شد . پس به نجار فاعل عالم می گویند ، وقتی فاعل هنرمند نقشی را می زند و ترسیمی را به وجود می آورد ، ترسیم فعلی و عملی است ، ولی هنر نقاش با قابلیت ذاتی تخته به هم گره دارد ، اگر قابلیت در تخته نباشد نجّار اصلاً به وجود نمی آمد ، یا اگر قابلیت را از تخته ها بگیرند ، کل نجارها بیکار می شوند ، باید شغل عوض کنند





    امضاء


  19. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

  20. Top | #170

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,692
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,838
    مورد تشکر
    12,762 در 4,218
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    خلاقیت کمال الملک [1]

    کمال الملک غفاری یک نقاشِ بسیار هنرمند ایرانی است که برای قاجاریه کار می کرد و بعد که قاجاریه منقرض شدند ، رضاخان تحمل این هنرمند کم نظیر را نداشت ، او را به نیشابور تبعید کرد و در همانجا رحلت کرد .
    هر نوکر استعماری این گونه می باشد . استعمارگران دائم نقاش های پانصد سال قبل خود را به رخ دنیا می کشند ، هر سال قیمت تابلوهای آنها را بالا می برند ، نوکرهایی در کشورها مختلف قرار می دهند ، یکی از اهداف آنها این است که عالمان و هنرمندان را سرزنش کنند ، مسائل حقیقی را تعطیل کنند ، با دوز و کلک بازار آنها گرم شود ، اخلاق مردم را فاسد کنند ، کار آنها این گونه است .
    کمال الملک نقاش بسیار قابل و کاملی بود ، نقاش فاعلی بود ، وقتی نقش را می کشید مانند این بود که انسان طبیعت را نگاه می کند ، کجا نقاشی می کرد ؟ روی صفحه ای که قابلیت آن را داشت ، روی آب که نقاشی نمی کرد ، آب که قابلیت پذیرش نقش را ندارد ، روی دیوار ، پارچه مخصوص ، در و پنجره نقاشی می کرد ،
    ص:340
    ________________________________________
    1- (1)) - محمد غفاری (منسوب به ابوذر غفاری) ابن میرزا بزرگ کاشانی، از مفاخر هنر نقاشی ایران ولادت در قریۀ کله (کاشان) 1264 ه .ق - وفات در نیشابور 27 مرداد ماه 1319 ه .ش. وی پس از طی تحصیلات مقدماتی در کاشان به تهران عزیمت کرد و در مدرسۀ دارالفنون به کسب دانش پرداخت و در نقاشی که هنر مورد علاقه اش بود به موفقیت های بزرگی نایل آمد. محمد غفاری به دربار ناصرالدین شاه راه یافت و مدتها در کاخ گلستان به تهیۀ تابلوها و ایجاد آثار نفیس پرداخت و بر اثر استعداد شگرفی که از خود نشان داد در سال 1310 (ه .ق) به لقب کمال الملک مفتخر گردید. کمال الملک با هزینۀ شخصی به اروپا مسافرت کرد و پس از سه سال مطالعه در آثار نقاشان اروپا به ایران برگشت. وی در سال 1329 ه .ق مدرسۀ صنایع مستظرفه را در تهران افتتاح کرد و در آن مدرسه شاگردان هنرمندی پرورش داد، در سال 1307 ه .ش از کار کناره گرفت و به ملک شخصی خود حسین آباد نیشابور رفت و تا آخر عمر به انزوا گذرانید و در آن جا از یک چشم نابینا شد. مدفن وی در جوار آرامگاه شیخ عطار در نیشابور است. از آثار مهم او تابلوهای «یهودی فالگیر بغدادی»، «زرگر بغدادی و شاگردانش»، «میدان کربلا»، «عرب خوابیده»، «صورت سردار اسعد بختیاری»، «صورت خود نقاش»، «نوازندگان دربار قاجار»، «شکارچی»، «باغچه و حوض کاخ گلستان» را باید بام برد.
    یعنی هر صفحۀ قابلی را که پیدا می کرد ، قلم خود را در آنجا به کار می برد ، صفحه قابل هم نقش فاعل را قبول می کرد .
    این بحث را فلاسفه دارند ، چرا امام زمان نمی آید ؟ زیرا قابلیت در مردم به وجود نیامده است که بیاید نقش تربیتی ، الهی و ملکوتی خود را به صورت فعلی در بیاورد . این بحث در همه جا جریان دارد





    امضاء


  21. تشكر

    مدير محتوايي (29-10-1397)

صفحه 17 از 21 نخستنخست ... 7131415161718192021 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی