صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3910111213
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 124 , از مجموع 124

موضوع: غذا و تغذيه انسان

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #121

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    4,385
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,069
    مورد تشکر
    6,780 در 2,038
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    موسي عليه‌السلام و درخواست غذا در ازاي ساخت ديوار

    «...فَانْطَلَقا حَتّي اِذا اَتَيا اَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما اَهْلَها فَاَبَوْا اَنْ يُضَيِّفُوهُما فَوَجَدا فيهــا جِــدارا يُـريـدُ اَنْ يَنْقَــضَّ فَـاَقـامَـهُ قالَ لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ اَجْرا،»
    «... پس برفتند تا به دهكده‌اي رسيدند و از اهل آن خوردني خواستند و آن‌ها از مهمان كردنشان دريغ ورزيدند، در آن جا ديواري يافتند كه مي‌خواست بيفتد، پس آن را به‌پا داشت و گفت: كاش براي اين كار مزدي مي‌گرفتي!» (77 / كهف)
    (376) غذا و تغذيه انسان
    مراد از «اِسْتَطْعَم» طلب طعام است به عنوان ميهماني و لذا دنبالش فرمود: پس از ايـن كـه ميهمانشان كننـد مضـايقه نمـودند.
    مقصود موسي از اين كه گفت خوب است در برابر عملت اجرتي بگيري اين بوده كه با آن اجرت غذايي بخرند تا سد جوع كنند. (1)



    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #122

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    4,385
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,069
    مورد تشکر
    6,780 در 2,038
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    وحـي به مـادر مـوسي بـراي شيـردادن او

    «وَ اَوْحَيْنــا اِلـي اُمِّ مُـوســي اَنْ اَرْضِعيــهِ فَــاِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَاَلْقيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخــافـي وَ لا تَحْــزَني اِنّا رادُّوهُ اِلَيْكِ وَ جــاعِلُــوهُ مِنَ الْمُــرْسَليــنَ،»
    1- الميزان ج :13 ص: 474 .
    وحي به مادر موسي براي شيردادن او (377)
    «و به مادر موسي وحي كرديم كه او را شير بده، همين كه بر جان او بيمناك شدي او را به دريا بينداز و مترس و غمگين مباش كه ما وي را به تو برگردانيده و از پيامبرانش مي‌كنيم!» (7 / قصص)
    «وَ حَــرَّمْنــا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقالَتْ هَلْ اَدُلُّكُمْ عَلي اَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُــمْ وَ هُــمْ لَــهُ نــاصِحُــونَ،»
    «ما قبلاً پستان همه زنان شيرده را بر او حرام كرده بوديم، در نتيجه پستان احدي را نگرفت، خواهرش گفت: آيا مي‌خواهيد شما را به خانداني راهنمايي كنم كه براي شما سرپرستي اين كودك را به عهده بگيرند خانواده‌اي كه خيرخواه اين كــودك بـاشند؟» (12 / قصص)
    (378) غذا و تغذيه انسان
    در حالي كه شدت و بيچارگي بني‌اسرائيل به حد نهايت رسيده بود مادر موسي به وي حامله شد و كسي نفهميد و او را زاييد باز كسي نفهميد و ما به مادر او وحي كرديم كه به موسي شير بده و مادامي كه از جانب فرعون احتمال خطري نمي‌دهي به شيردادن ادامه بده و چون ترسيدي بر او كه لشكريان فرعون خبردار شوند و او را گرفته مانند هزاران كودك كه همه را كشتند به قتل برسانند - او را به دريا بينداز - كه به طوري كه از روايــات بــر مي‌آيــد دريــاي مــذكــور همــان نيل بوده - و ديگر از كشته شدن او مترس و از جدايي او غمگين مشو، كه ما دوباره او را به تــو برمي‌گــردانيــم و او را از پيــامبـران قــرار مي‌دهيــم، تا رســولي به سوي آل فرعون و بني‌اسرائيل بوده باشد!
    «وَ اَصْبَحَ فُؤادُ اُمِّ مُوسي فارِغا،» (10 / قصص) مراد از فراغت قلب مادر موسي اين است كه: دلش از ترس و اندوه خالي شد و لازمه اين فراغت قلب اين است كه ديگر
    وحي به مادر موسي براي شيردادن او (379)
    خيال‌هاي پريشان و خاطرات وحشت‌زا در دلش خطور نكند و دلش را مضطرب نكند و دچار جزع نگردد و در نتيجه اسرار فرزندش موسي را كه مي‌بايست مخفي كند، اظهار نكند و دشمنان پي به راز وي نبرند.
    قلــب مــادر مــوســي بــه سبــب وحــي، از تــرس و انــدوهــي كه باعث مي‌شد سر فرزندش فــاش گردد خــالي شد، آري، اگــر ما قلب او را به وسيله وحي تثبيت نمي‌كرديم و وثــوق به محافظت خداوند از موسي پيدا نمي‌كرد، نزديك بود كه سرگذشت فرزندش‌را با جزع و فزع اظهارنمايد.
    مــادر مـوســي به خــواهــر موسي - كه دخترش باشد - گفت: دنبال موسي را بگيــر، ببين چــه بر ســرش آمــد و آب، صنـدوق او را به كجـا برد؟
    خواهر موسي هم‌چنان دنبال او را گرفت، تا آن كه موسي را از دور ديد كه خدام
    (380) غذا و تغذيه انسان
    فرعون او را گرفته‌اند، در حالي كه فرعونيان متوجه مراقبتش نشدند.
    موسي قبل از آن كه خواهرش نزديك شود از مكيدن پستان زنان امتناع ورزيده بود. ما موسي را طوري كرديم كه از احدي غير از مادرش پستان قبول نكرد و از مكيدن پستان زنان شيرده ديگر امتناع ورزيد، در نتيجه هر چه زن شيرده آوردند پستانش را قبول نكرد، همين كه خواهرش آمد و وضع را بديد، به آل فرعون گفت: آيا مي‌خواهيد شما را به خانداني راهنمايي كنم كه آنان تكفل و سرپرستي اين كودك را به نفع شما به عهـده بگيرند؟ خانداني كه خيرخواه وي باشند.
    پس فرعونيان پيشنهادش را پذيرفتند و او ايشان را راهنمايي به مادر موسي كرد، پس موسي را تسليم مادرش كردند، در نتيجه او را با اين نقشه‌ها به مادرش برگردانيديم تا با مشاهده فــرزنــدش يقيــن پيــدا كند و تحقق وعده خدا را به چشم
    وحي به مادر موسي براي شيردادن او (381)
    ببيند، چون مادر موسي قبل از اين جــريــان وعده خدا را شنيده بود و مي‌دانست كه وعده او حق است و ايمــان بــه آن نيــز داشت، ولــي ما موسي را به او برگردانديم تا بـا ديـدن او يقين به حقــانيت وعــده خــدا كند.
    و مراد از وعده خدا تنها وعده برگرداندن موسي نيست، بلكه مطلق وعده الهي است، به دليل اين كه فرموده: «ولي بيشتر مردم نمي‌دانند،» يعني يقين پيدا نمي‌كنند و غالبا در وعده‌هاي خدا گرفتار شك و ريبند و دل‌هايشان مطمئن به آن نيست و حاصل معناي آيه اين است كه: مادر موسي با مشاهده حقانيت اين وعده‌اي كه خدا به او داد، يقين پيدا كرد، به اين كه مطلق وعده‌هاي خدا حق است. (1)
    1- الميزان ج:16 ص: 11 .
    (382) غذا و تغذيه انسان



    امضاء


  4. Top | #123

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    4,385
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,069
    مورد تشکر
    6,780 در 2,038
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    فصل نهم:غـذاها و مـائده‌هاي آسماني

    غذاهاي آسماني مريم

    «فَناديها مِنْ‌تَحْتِهَا اَلاّ تَحْزَني قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ‌تَحْتَكِ سَرِيّا،»
    «پس وي را از طرف پائين ندا داد: غم مخور كه پروردگارت جلوي تو نهري جاري ساخت،» (24 / مريم)
    (383)
    «وَ هُزّي اِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَـةِ تُسـاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبا جَنِيّا،»
    «تنه درخت را سوي خود تكان بده كه خرماي تازه بر تو بيفكند،» (25 / مريم)
    «فَكُلــي وَ اشْــرَبـي وَ قَــرّي عَيْنــا فَاِمّا تَــرَيِــنَّ مِنَ الْبَشَرِ اَحَدا فَقُولي اِنّي نَــذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْما فَلَنْ اُكَلِّــمَ الْيَــوْمَ اِنْسِيّـا،»
    «بخور و بنوش و چشمت روشن‌دار، اگر از آدميان كسي را ديدي بگو من براي خـدا روزه كـلام نـذر كرده‌ام پــس امروز با بشري سخن نمي‌گويم،» (26 / مريم)
    «فَاَجاءَهَا الْمَخاضُ اِلي جِذْعِ النَّخْلَةِ...!» (23 / مريم)
    «درد زائيدن او را مجبور كرد و به كنار تنه درخت خرمائي آورد تا در آن‌جا حمل خــود را بـزايـد! و از خجـالت و شـرمش از مـردم گفت: اي كاش قبل از اين مرده بودم!»
    «فَنــاديهـا مِـنْ تَحْتِهَـا اَلاّ تَحْـزَنـي...تُسـاقِـطْ عَلَيْـكِ رُطَبـا جَنِيّا»(24 و 25 / مريم)
    (384) غذا و تغذيه انسان
    اگر تكان دادن را به ساقه درخت و خرما ريختن را به نخله نسبت داده، خالي از اشعار به اين نكته نيست كه نخله خشك بوده و در همان ساعت سبز شده و برگ و بار آورده و كلمه «رُطَب» به معناي خرماي پخته و رسيده است، چون قبل از رسيدنش آن را بســر مي‌گوينــد و كلمــه «جَنِــي» چيــزي را مي‌گـوينـد كـه در دم چيده شده باشد.
    «فَكُلي وَ اشْرَبي وَ قَرّي عَيْنا...!»
    از رطب تــازه رسيـده بخــور و از جــوي آبــي كــه زيــر پايت جاري شده بياشام و بـدون اين كه اندوهي به خود راه دهي خوشنود باش !
    اگر به خوردن و آشاميدن سفارش كرد براي اين بود كه هر كدام از اين دو يكي از نشانه‌هاي مسرت و خوشوقتي است و كسي كه گرفتار مصيبتي است ديگر نمي‌تواند از
    غذاهاي آسماني مريم (385)
    غذاي لذيذ و آب گوارا لذت ببرد و مصيبت، شاغل او از اين كارها است.
    و معناي آيه اين است كه از رطب تازه بخور و از جوي آب بياشام و از عنايتي كه خــدا به تو كرده خـرسنــدي كن بدون اين كه غمگين و محزون شوي.
    در مجمع البيان در ذيل آيه «قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ‌تَحْتَكِ سَرِيّا،» نقل كرده كه بعضي گفته‌اند: جبرئيل با پــاي خود بــه زميــن زد، آبــي گــوارا پيــدا شــد، بعضــي ديگر گفته‌اند: بلكــه عيســي وقتــي با پاي خود به زمين زد آبي جوشيد و جاري گرديد و اين معنا از امام ابي جعفر عليه‌السلام نيز روايت شده است.
    و در كتاب خصال از علي عليه‌السلام روايت كرده كه در ضمن چهار صد بند فرمود: هيچ غــذا و دوائــي زن حاملــه نمي‌خــورد كــه بهتر از خــرمـاي تازه باشد و لذا است كه خــداي تعـالي به مـريـم فرمود: «وَ هُزّي اِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَـةِ تُسـاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبا جَنِيّا،»
    (386) غذا و تغذيه انسان
    «فَكُلــي وَ اشْــرَبــي وَ قَـــرّي عَيْنـــا!»
    مؤلف: اين معنا به طرق اهل سنت در رواياتي چند از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و از طرق شيعه از امام باقر عليه‌السلام روايت شده است. (1)



    امضاء


  5. Top | #124

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    4,385
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,069
    مورد تشکر
    6,780 در 2,038
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    معجــزه آب زمـزم


    «رَبَّنــا اِنّــي اَسْكَنْــتُ مِنْ ذُرِّيَّتــي بِــوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُــوا الصَّلــوةَ فَــاجْعَــلْ اَفْئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوياِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ
    1- الميزان ج :14 ص: 55 .
    معجزه آب زمزم (387)
    مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُـمْ يَشْكُــرُونَ،»
    «پروردگارا، من ذريه‌ام را در سرزميني گود و بدون آب و گياه جاي دادم، نزد بيت محرمت، پروردگار ما، بدين اميد كه نماز به پا دارند، پس دل‌هائي از مردم را متمــايـل به ســوي ايشــان كن و از ميـوه‌ها روزيشـان ده، باشد كه شكرگزارند!»
    (37 / ابراهيم)
    در محلي كه فعلاً چاه زمزم قرار دارد درختي بود، هاجر عليه‌السلام پارچه‌اي كه همراه داشت روي شاخه درخت انداخت، تا در زير سايه آن راحت باشد، همين كه ابراهيم خــانـواده‌اش را در آن جا منزل داد و خواست تا به طرف ساره برگردد، هاجر كه راستي ايمانش شگفت‌آور و حيرت‌انگيز است يك كلمه پرسيد: آيا ما را در سرزميني
    (388) غذا و تغذيه انسان
    مـي‌گــذاري و مــي‌روي كــه نــه انيســي و نــه آبـــي و نـــه دانــــه‌اي در آن هسـت؟
    ابراهيم گفت:
    «خـدائي كه مــرا به اين عمــل فــرمــان داده، از هــر چيــز ديگري شما را كفايت است!»
    ايــن را گفــت و راهــي شــام شــد، هميــن كه به كوه كداء كه كوهي در ذي طوي اســت رسيــد نگـاهـي به عقــب و در درون اين دره خشــك انداخت، گفت:
    «پروردگارا، من ذريه‌ام را در سرزميني گود و بدون آب و گياه جاي دادم، نزد بيت محرمت، پروردگار ما، بدين اميد كه نماز به پا دارند، پس دل‌هائي از مردم را متمايل به سوي ايشان كن و از ميوه‌ها روزيشان ده، باشد كه شكرگزارند!» اين را بگفت و برفت.
    پس همين كه آفتاب طلوع كرد و پس از ساعتي هوا گرم شد، اسماعيل تشنه گشت، هاجر برخاست و در محلي كه امروز حاجيان سعي مي‌كنند بيامد و بر بلندي صفا
    معجزه آب زمزم (389)
    برآمد، ديد كه در آن بلندي ديگر، چيزي چون آب برق مي‌زند، خيال كرد آب است، از صفا پائين آمد و دوان دوان بدان سو شد، تا به مروه رسيد، همين كه بالاي مروه رفت، اسماعيل از نظرش ناپديد شد، ناچار دوباره به طرف صفا آمد و اين عمل را هفت نوبت تكرار كرد، در نوبت هفتم وقتي به مروه رسيد، اين بار اسماعيل را ديد و ديد كه آبي از زير پايش جريان يافته، پس نزد او برگشته، از دور كودك مقداري شن جمع‌آوري نموده، جلو آب را گرفت، چون آب جريان داشت و از همان روز آن آب را زمزم ناميدند، چون زمزم معناي جمـع كردن و گرفتن جلو آب را مي‌دهد.
    از وقتي اين آب در سرزمين مكه پيدا شد مرغان هوا و وحشيان صحرا به طرف مكه آمد و شد را شروع كرده، آن جا را محل امني براي خود قرار دادند.... (نقل از تفسير قمي از امام صادق عليه‌السلام ) (1)
    (390) غذا و تغذيه انسان



    امضاء


صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3910111213

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی