بیت ظهور تبلیغات
صفحه 12 از 14 نخستنخست ... 2891011121314 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 140

موضوع: غذا و تغذيه انسان

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #111

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    روزه وصال مخصوص رسـول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

    ـ رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در امر روزه سنت‌هائي هم مخصوص به خود داشت، از آن جمله روزه وصال است كه عبارت است از روزه بيشتر از يك‌روز، به طوري كه در ميان آن‌ها افطــار نشـــود، رســول خــدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله خــودش چنيــن روزه‌اي داشــت، ولكــن امت را از آن نهي مي‌كرد و مي‌فرمود: شما طــاقت آن را نداريد و اگــر مي‌بينيد كــه مــن روزه وصال مي‌گيرم و چند روز پياپي بدون افطار و سحري به سر مي‌برم براي اين است كه خداي تعالي مــرا از غــذاهــاي آسمــانـي خـود سير و از شراب‌هاي بهشتــي‌اش سيــراب مـي‌ســــازد! (1)
    1- مطـالــب بــالا از تــرجمــه تفسيــر الميــزان 20 جلــدي، ـ ج: 6 ص: 445 ـ و از تــرجمــه 40 جلــدي ـ ج: 12 ص: 180 ـ خلاصه و طبقه‌بندي شده است.
    روزه وصال مخصوص رسول اللّه (ص) (335)




    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #112

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    غذاي اهل بيت رسول اللّه و تهيه و پخت آن

    در تفسير كشاف است كه از ابن عباس روايت آمده كه حسن و حسين بيمار شدند و رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله با جمعي از صحابه از ايشان عيادت كرد، مردم به علي عليه‌السلام گفتند چه خوب است براي بهبودي فرزندانت نذري كني، علي و فاطمه و فضه كنيز آن دو نذر كردند كه اگر كودكان بهبودي يافتند سه روز روزه بدارند، بچه‌ها بهبودي يافتند و اثري از آن كسالت باقي نماند، بعد از بهبودي كودكان، علي از شمعون خيبري يهودي سه من قرص جو قرض كرد و فاطمه يك من آن را دستاس و سپس خمير كرد و پنج
    (336) غذا و تغذيه انسان
    قرص نان به عدد افراد خانواده پخت و سهم هر كسي را جلوش گذاشت تا افطار كنند، در همين بين سائلي (به در خانه آمده) گفت: سلام بر شما اهل بيت محمد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله من مسكيني از مساكين مسلمينم، مرا طعام دهيد كه خدا شما را از مائده‌هاي بهشتي طعام دهد، خاندان پيامبر آن سائل را بر خود مقدم شمرده، افطار خود را به او دادند و آن شب را جز آب چيزي نخوردند و شكم گرسنه دوباره نيت روزه كردند، هنگام افطار روز دوم طعام را پيش روي خود نهادند تا افطار كنند، يتيمي بر در سراي ايستاد، آن شب هم يتيم را بر خود مقدم و در شب سوم اسيري آمد و همان عمل را با او كردند.
    صبح روز چهارم كه شد علي دست حسن و حسين را گرفت و نزد رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آمدند، پيامبر اكرم وقتي بچه‌ها را ديد كه چون جوجه ضعيف از شدت گرسنگي مي‌لرزند، فرمود: چه قدر بر من دشوار مي‌آيد كه من شما را به چنين حالي ببينم، آن گاه
    غذاي اهل بيت رسول اللّه وتهيه و پخت آن (337)
    با علي و كودكان به طرف فاطمه رفت و او را در محراب خود يافت و ديد كه شكمش از گرسنگي به دنده‌هاي پشت چسبيده (در نسخه‌اي ديگر آمده كه شكمش به پشت چسبيده) و چشم‌هايش گود افتاده از مشاهده اين حال ناراحت شد، در همين بين جبــرئيــل نــازل شد و عرضه داشت: اين سوره را بگيـر، خــدا تو را در داشــتن چنين اهل بيتـي تهنيت مي‌گــويــد، آن گــاه سـوره انســان را قرائـت كـرد.
    مؤلف: اين روايت به چند طريق از عطاء از ابن عباس نقل شده، بحراني آن را در غاية‌المرام از ابي المؤيد موفق بن احمد صاحب كتاب فضائل اميرالمؤمنين و او به سند خود از مجاهد از ابن عباس نقل كرده و نيز از او به سند ديگري از ضحاك از ابن عباس نقل كرده و نيز از حمويني صاحب كتاب "فرائدالسمطين" به سند خود از مجاهد از ابن‌عباس نقل كرده است. و صـاحـب مجمـع البيان از تفسير واحدي روايت كرده است.
    (338) غذا و تغذيه انسان
    و خلاصه اين روايت را تفسير قمي از پدرش از عبداللّه بن ميمون از امام صادق عليه‌السلام روايت كرده كه فرمود: نزد فاطمه عليهاالسلام مقداري جو بود، با آن عصيده‌اي درست كرد، (عصيــده، غــذايـي است كه جــو را با روغن آغشته نموده و سپس مي‌پزند،) همين كه آن را پختنــد و پيش روي خود نهادند تا تناول كنند، مسكيني آمد و گفت خدا رحمتتان كنــد مسكينــي هستــم، علــي عليه‌السلام برخــاست و يك سوم آن طعــام را به ســائل داد.
    چيزي نگذشت كه يتيمي آمد و گفت: خدا رحمتتان كند، باز علي برخاست و يك سوم ديگـــر را بــه يتيــم داد.
    پــس از لحظــه‌اي اسيــري آمــد و گفــت خــدا رحمتتــان كنــد باز علي عليه‌السلام ثلث آخر را هم به او داد و آن شب حتي طعم آن غذا را نچشيدند و خــداي تعــالي اين آيات را در شــأن ايشــان نــازل كرد و اين آيــات در مــورد هــر مؤمني كه در راه خدا
    غذاي اهل بيت رسول اللّه وتهيه و پخت آن (339)
    چنين كند جاري است. (1)
    1- الميـــزان ج :20 ص: 199 .
    (340) غذا و تغذيه انسان




    امضاء


  4. Top | #113

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    فصل هشتم:موضوع غذا در قصص انبياء

    پيامبران و دستور خوردن غذاهاي پاكيزه به آنان
    «يــا اَيُّهَا الـرُّسُلُ كُلُـوا مِنَ الطَّيِّبـاتِ وَ اعْمَلُوا صالِحا اِنّيبِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ!»
    «اي رسولان ما از غذاهاي پاكيزه و حلال تناول كنيد و به نيكوكاري و اعمال صــالــح بپــردازيــد كه مـن به هـر چــه مي‌كنيــد آگــاهـم!» (51 / مؤمنـون)
    (341)
    خطابي است به عموم پيامبران، به اين‌كه از طيبات بخورند!
    گــويــا مــراد از خــوردن از طعــام‌هاي پــاكيــزه ارتــزاق و تصــرف در آن بــاشــد، حــال چــه به خوردن باشد و يا به هر تصرف ديگر.
    سياق آيات شهادت مي‌دهند به اين كه جمله «كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ،» در مقام منت نهادن بر انبياء است، در نتيجه جمله بعدي هم كه مي‌فــرمــايد: «اعْمَلُوا صالِحا» در اين مقام است كه بفرمايد در مقابل اين منـت و شكــرگـزاري از آن، عمــل صــالــح انجام دهند.
    در مجمــع‌البيــان در ذيــل آيــه فــوق از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت آورده كه فرمود: خداي تعالي خودش طيب و پاكيزه است و جز پاكيزه قبول نمي‌كند و به مؤمنين همان دستوري را داده كه به رسولان خود داده و فرموده: «يا اَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ!»
    و از يــك ســو هميــن خطــاب را متــوجــه مــؤمنيــن كــــرده و فــــرمــوده:
    (342) غذا و تغذيه انسان
    «يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ!» (172 / بقره)(1)
    1- الميزان ج :15 ص: 42 .
    پيامبران و دستور خوردن غذاهاي پاكيزه به آنان (343)


    امضاء


  5. Top | #114

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    آزمايش يهود به وسيله صيد ماهي



    «وَ اسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتي كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ اِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ اِذْ تَأْتِيِهِمْ حيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعا وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتِيِهِمْ كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمـا كـانُـوا يَفْسُقُونَ،»
    «
    ايشان را از دهكده‌اي كه نزديك دريا بود بپرس، چون به حرمت شنبه تعدي كردند چون ماهي‌هايشان روز شنبه دسته دسته سوي ايشان مي‌آمدند و روزي كه شنبــه نمي‌گـرفتنــد نمي‌آمدند، بـدينسـان به سزاي آن عصيان كه مي‌كردند مبتـلايشـان مي‌كرديم،» (163 / اعراف)
    «
    وَ اِذْ قالَتْ اُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْما نِ اللّهُ مُهْلِكُهُمْ اَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذابا شَديدا
    (344)
    غذا و تغذيه انسان
    قالُوا مَعْذِرَةً اِلي رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ،»
    «
    و چون گروهي از آن‌ها گفتند براي چه گروهي را كه خدا هلاكشان مي‌كند يا عذاب سختشان مي‌كند پند مي‌دهيد، گفتند: پنددادن ما عذر جويي به پيشگاه پــروردگـارتـان است و به اين اميـد كه شايد پرهيزكاري كنند.» (164 / اعراف)
    «
    فَلَمّا نَسُــوا مــا ذُكِّــرُوا بِــهِ اَنْجَيْنَـا الَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِآ وَ اَخَذْنَا الَّذينَ ظَلَمُــوا بِعَــذابٍ بَئيسٍ بِمــا كــانُــوا يَفْسُقُـــونَ،»
    «
    و چون چيزهايي را كه بدان تذكرشان داده شده بود به غفلت سپردند كساني را كه از بدي منع مي‌كردند رهانيديم و كساني را كه ستم كرده بودند به سزاي آن عصيان كه مي‌كـردند به عذابي سخت دچار كرديم،» (165 / اعراف)
    «
    فَلَمّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ،»
    آزمايش يهود به وسيله صيدماهي (345)
    «
    وقتي از آن‌چــه نهـي شده بودند سرپيچيدند گفتيمشان بوزينگان مطرود شويد
    (166 /
    اعراف)
    خــداونــد متعال حدود و مقرراتي براي روز شنبه يهود جعل فرموده بود و آن اين بود كه به خــاطــر بــزرگــداشت ايـن روز شكار ماهي را ترك كنند.
    و تجاوز يهوديان اهالي آن منطقه از حدود خدايي روز شنبه بود كه ماهي‌ها روي آب آشكار مي‌شدند و ايشان ممنوع از صيد بودند و اما بعد از روز شنبه كه مجاز در صيد بودند ماهي‌ها نزديك نمي‌آمدند و اين خود امتحاني بوده از خداي تعالي و خداوند به اين جهت ايشان را به چنين امتحاني مبتلا كرد كه فسق و فجور در ميان ايشان رواج يافته بود و حرص بر اين اعمال، ايشان را وادار به مخالفت امر خدا و صيد ماهي و به
    (346)
    غذا و تغذيه انسان
    دست آوردن هزينه فسق و فجورشان مي‌كرد و تقوائي كه ايشان را از مخالفت باز بدارد نــداشتنــد لــذا فــرمــود: «اين‌چنين ما ايشان را مي‌آزماييم به خاطر فسقي كه مرتكب مي‌شدند
    عده‌اي بودند كه اين گروه خلافكار را موعظه مي‌كردند. و گروهي ديگر به آن‌ها كه موعظه مي‌كردند اعتراض مي‌كردند كه چرا مردمي را كه خدا هلاكشان خواهد كرد مــوعظـه مي‌كنيـد؟
    گــروهي كه اعتــراض مي‌كــردند خــود از اهل تقوا بودند و از مخالفت امر خدا پــروا داشتنــد جــز اين كه ديگــران را كه اهــل فســق بودند نهي از منكر نمي‌كردند.
    از گفتار عده‌اي كه سكوت كردند برمي‌آيد كه اهل فسق و فجور مسأله تجاوز و عصيان را به حدي رسانده بودند كه علنا مرتكب فسق مي‌شدند و ديگر نهي از منكر در
    آزمايش يهود به وسيله صيدماهي (347)
    ايشان اثر نمي‌كرده، چيزي كه هست آن امت ديگر كه سكوت نكرده و هم‌چنان نهي از منكر مي‌كردند مأيوس از موعظه نبودند و هنوز اميدوار بودند بلكه در اثر پافشاري بر مــوعظــه و نهـي از منكر دست از گناه بردارند و لااقل چند نفري از ايشان، تا اندازه‌اي بـه راه بيـاينــد.
    علاوه بر اين، غرضشان از اصرار بر موعظه اين بوده كه در نزد خداي سبحان معذور باشند و بدين وسيله مخالفت با فسق و انزجار خود را از طغيان و تمرد اعلام داشتـه بـاشنـد.
    و لـــذا در پــاسـخ امـت ســاكــت اظهــار داشتنــد: «تا هم نزد پروردگارتان معــذور بــاشيــم و هــم شــايــد ايشــان از گنــاه دســت بــردارنــد
    و در اين كه گفتند: «نزد پروردگارتان» و نگفتند: «نزد پروردگارمان،» اشاره است
    (348)
    غذا و تغذيه انسان
    به اين كه نهي از منكر به ما اختصاص ندارد، شما هم كه سكوت كرده‌ايد مسؤوليد و بايد اين سكوت را شكسته و اين قوم را نصيحت كنيد، براي اين كه اعتذار به سوي پروردگار به خاطر مقام ربوبيتيش بر هر كسي واجب است و همه مربوبين اين پروردگار بايد ذمه خود را از تكاليفي كه به ايشان شده و وظائفي كه به آنان محول گشتــه فــارغ ســازنــد، همــان طور كه ما مربوب اين رب هستيم شما نيز هستيد، پس آن‌چه كــه بـر مــا واجــب است بر شمــا نيز واجــب است.
    «
    فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ اَنْجَيْنَا الَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِآ،»
    «
    و چــون چيــزهايي را كــه بــدان تــذكــرشان داده شده بود به غفلت سپردند كساني را كــه از بــدي منــع مي‌كــردنـد رهانيديم....» (165 / اعراف)
    آزمايش يهود به وسيله صيدماهي (349)
    مقصود از فراموشي تذكرها بي‌تأثير شدن آن در دل‌هاي ايشان است، هر چند به ياد آن تذكرها بوده باشند، زيرا اخذ الهي مسبب از بي اعتنايي به اوامر او و اعراض از تذكرهاي انبياي او است و گرنه اگر مقصود فراموشي باشد عقوبت معنا نداشت چون فراموشي به حسب طبع خودش مانع از فعليت تكليف و حلول عقوبت است.
    در خود آيه دلالت هست بر اين كه نجات يافتگان از ايشان تنها همان اشخاصي بوده‌اند كه نهي از منكر مي‌كردند و خداوند مابقي ايشان يعني مرتكبين صيد ماهي در روز شنبه و آن كساني را كه سكوت كرده بودند و تازه به دسته اول اعتراض مي‌كردند كه چــرا ايشــان را موعظه مي‌كنيد، همه را به عذاب خود هلاك كرده است.
    و نيز آيه دلالت مي‌كند كه خداوند اعتراض كنندگان را به خاطر سكوتشان و ترك نكــردن مــراوده با ايشــان شــريك ظلم و فسق متجاوزين شناخته است.
    (350)
    غذا و تغذيه انسان
    و نيز آيه شريفه دلالت مي‌كند بر يك سنت عمومي الهي - نه اين كه اين روش تنها اختصاص به بني‌اسرائيل داشته باشد- و آن سنت اين است كه جلوگيري نكردن از ستــم ستــم‌گــران و مــوعظــه نكــردن ايشــان در صــورت امكـان و قطع نكردن رابطه با ايشان در صورت عدم امكان مــوعظــه، شــركت در ظلــم است و عــذابي كه از طرف پروردگار در كمين ستم‌گران است در كميــن شــركــاي ايشـان نيز هست! (1


    امضاء


  6. Top | #115

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    آزمـايش تـاريخـي نهـي از خـوردن آب

    1- الميزان ج :8 ص: 384 .
    آزمايش تاريخي نهي از خوردن آب (351)
    «فَلَمّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ اِنَّ اللّهَ مُبْتَليكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَاِنَّهُ مِنّي اِلاّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ اِلاّ قَليلاً مِنْهُمْ فَلَمّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذينَ امَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاقُوا اللّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِاِذْنِ اللّهِ وَ اللّهُ مَعَ الصّابِرينَ،»
    «و همين كه طالوت سپاهيان را بيرون برد گفت خدا شما را با نهري امتحان كند، هر كه از آن بنوشد از من نيست و هر كس از آن ننوشد از من است مگر آن كس كه با مشت خود كفي بردارد و لبي‌تر كند و از آن همه لشكر به جز اندكي، همه نوشيدند و همين كه او با كساني كه ايمان داشتند از نهر بگذشت گفتند امروزه ما را طاقت جالوت و سپاهيان وي نيست آن‌ها كه يقين داشتند به پيشگاه پروردگار
    (352) غذا و تغذيه انسان
    خويش مي‌روند گفتند: چه بسيار شده كه گروهي اندك به خواست خدا بر گروهي بسيار غلبه كرده‌اند و خدا پشتيبان صابران است!» (249 / بقره)
    تمامي بني‌اسرائيل از پيامبر خود درخواست فرماندهي كردند و همگي پيمان محكم بستند كه آن فرمانده را نافرماني نكنند و كثرت جمعيت آنان آن قدر بود كه بعد از تخلف جمعيت بسياري از آنان از شركت در جنگ، تازه باقي مانده آنان جنودي بودند و اين جنود هم در امتحان آب نهر كه داستانش مي‌آيد كه اكثرشان رفوزه و مردود شدند و به جز اندكي از آنان در آن امتحان پيروز نشد و تازه آن عده اندك هم هماهنگ نبودند، به خاطر اين كه بعضي از آنان يك شب، آب خوردند و معلوم شد كه دچار نفاق هستند، پس در حقيقت آن‌چه باقي ماند، اندكي از اندك بود، در عين حال پيروزي نصيب آن
    آزمايش تاريخي نهي از خوردن آب (353)
    انــدك شـد، چـون ايمـان داشتند و در بـرابـر لشكـر بسيـار انبوه جالوت صبر كردند.
    آيه شريفه خواسته است لشكريان طالوت را با دو آزمايش به سه طائفه تقسيم كند اول آن‌هائي كه از طالوت نبودند چون از نهر نوشيدند، دوم آن‌هائي كه از وي بودند چون از نهر ننوشيدند، سوم آن‌هائي كه مردد بودند و وضعشان در آزمايش نهر معلوم نشد، چون مشتي آب برداشتند و نوشيدند و آزمايشي ديگر وصفشان را روشن مي‌كنــد و آن اين است كه اگر در حال جنگ به خدا اعتماد نموده، در برابر دشمن مقاومت كنند از طالوت خواهند شد و اگر دچار قلق و اضطراب شوند، از طائفه دوم خواهند گرديد.
    در مجموع اين گفتار اشاره‌اي است به يك حقيقت كه از سراپاي اين داستان استفاده مي‌شود و آن اين است كه خداي تعالي قادر است عده‌اي بسيار قليل و از نظر روحيه
    (354) غذا و تغذيه انسان
    مردمي ناهماهنگ را بر لشكري بسيار زياد ياري دهد! (1)



    امضاء


  7. Top | #116

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    غذاي ابراهيم عليه‌السلام براي فرشتگان

    «وَ لَقَــدْ جآءَتْ رُسُلُنــآ اِبْــراهيــمَ بِالْبُشْري قالُوا سَلما قالَ سَلمٌ فَما لَبِثَ اَنْ جآءَ بِعِجْلٍ حَنيذٍ،»
    «فرستادگان ما در سر راه خود نزد ابراهيم آمدند تا به او كه مردي سالخورده و داراي همسري پير و نازا بود مژده دهند كه به زودي فرزنددار مي‌شوند، نخست سلام كردند و ابراهيم جواب سلام را داد و چيزي نگذشت كه گوساله‌اي چاق و
    1- الميـــــــــــــــزان ج :2 ص: 441 .
    غذاي ابراهيم (ع) براي فرشتگان (355)
    بـريـان بـرايشـان حـاضـر ساخت.» (69/ هود)
    «فَلَمّا رَءآا اَيْــدِيَهُــمْ لا تَصِــلُ اِلَيْــهِ نَكِــرَهُــمْ وَ اَوْجَــسَ مِنْهُـمْ خِيْفَةً قالُوا لا تَخَــفْ اِنّآ اُرْسِلْنـا اِلـي قَـوْمِ لُـوطٍ،»
    «ولي وقتي ديد دستشان به آن غذا نمي‌رسد رفتارشان را ناپسند و خصمانه تشخيص داده، از آنان احساس ترس كرد، فرستادگان ما گفتند: مترس ما مأموران عذاب به سوي قوم لوطيم.» (70 / هود)
    «حَنيذ» گوشتي است كه روي سنــگ داغ شــده از آتش، بـريـان كننــد.
    «قديد» به معناي گوشتي است كه به وسيله سنگ داغ شده به وسيله خورشيد كباب شده باشد، بعضي گفته‌اند، حَنيذ نام كبابي است كه آب و چربي از آن بچكد.
    (356) غذا و تغذيه انسان
    و آيه شريفه «فَراغَ اِلي اَهْلِه فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمينٍ،» (26 / ذاريات) كه راجع به همين داستان است خالي از مختصر تأييدي براي معناي دوم نيست، زيرا اگر بخواهند گوشت گوساله را به وسيله سنگ داغ شده با آتش و با تابش خورشيد كباب كنند به ناچار بايد آن را قطعه قطعه كنند و در اين صورت بيننده نمي‌تواند تشخيص دهد گوساله‌اي كه اين قطعــات از آن گــرفتــه شــده چــاق بــوده يا لاغــر، تنهــا وقتــي مي‌تــوانــد بفهمـد چــاق بــوده كه حيــوان را درستـي در تنور و يا آتشي ديگر كباب كرده باشند.
    «فَما لَبِثَ اَنْ جآءَ بِعِجْلٍ حَنيذٍ،» (69 / هود) يعني در آوردن گوساله بريان هيچ درنگ نكــرد و بلافاصله آن را براي ميهمانان آورد در حــالي كه آب و روغن از آن مي‌چكيد.
    ابراهيم عليه‌السلام بعد از آن كه آن گوساله بريان را جلو فرشتگان گذاشت، دست ميهمانان را ديد كه به غذا نمي‌رسد مثل اين كه نمي‌خواهند نان و نمك او را بخورند (و
    غذاي ابراهيم (ع) براي فرشتگان (357)
    اين خود نشانه دشمني و شر رساني است،) لذا در دل خود احساس ترس از آن‌ها كرد، فرشتگان براي اين كه او را ايمني و دل‌گرمي داده باشند گفتند: مترس كه ما به سوي قوم لوط فرستاده شده‌ايم.
    آن هنگام ابراهيم عليه‌السلام فهميد كه ميهمانانش از جنس فرشتگانند كه منزه از خوردن و نــوشيــدن و امثــال اين امــوري كه لازمــه داشتن بــدن مــادي است مي‌باشند و بـراي امـري عظيـم ارسال شده‌اند. (1)



    امضاء


  8. Top | #117

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    تأويل طعام زندانيان همراه يوسف عليه‌السلام

    1- الميزان ج :10 ص: 477 .
    (358) غذا و تغذيه انسان
    «وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيانِ قالَ اَحَدُهُمآ اِنّي اَرينيآ اَعْصِرُ خَمْرا وَ قالَ الاْخَرُ اِنّي اَرينيآ اَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسي خُبْزا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْويلِهآ اِنّا نَــريكَ مِــنَ الْمُحْسِنيــنَ،»
    «و با يوسف دو جوان ديگر هم، زنداني شدند يكي از آن‌ها گفت من در خواب ديدم كه انگور (براي شراب) مي‌فشارم، ديگري گفت من ديدم كه بر بالاي سر خود طبق ناني مي‌برم و مــرغــان هــوا از آن مي‌خــورنــد، اي يــوســف تو ما را از تعبيــر آن آگــاه كــن كـه تــو را از نيكـوكـاران مي‌بينيـم.» (36 / يوسف)
    «قالَ لا يَأْتيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهآ اِلاّ نَبَّأْتُكُما بِتَأْويلِه قَبْلَ اَنْ يَأْتِيَكُما ذلِكُما مِمّا عَلَّمَني رَبّيآ اِنّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ هُمْ بِالاْخِرَةِ هُمْ كفِرُونَ،»
    تأويل طعام زندانيان همراه يوسف (ع) (359)
    «يوسف در پاسخ آن‌ها گفت من شما را قبل از آن كه طعام آيد و تناول كنيد به تعبير خوابتان آگاه مي‌سازم كه اين علم را خداي من به من آموخته است زيرا كه من آئين گروهي را كه به خــدا بي ايمــان و به آخــرت كــافــرند ترك گفتم.»
    (37 / يوسف)
    «...يصحِبَيِ السِّجْنِ اَمّآ اَحَدُكُما فَيَسْقي رَبَّهُ خَمْرا وَ اَمَّا الاْخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْــرُ مِــنْ رَأْسِــه قُضِــيَ الاَْمْـــرُ الَّــذي فيــهِ تَسْتَفْتِيــانِ،»
    «...يوسف گفت، اي دو رفيق زنداني من اما يكي از شما ساقي شراب شاه خواهد شد و اما آن ديگري بدار آويخته مي‌شود تا مرغان مغز سر او را بخورند اين امري كه درباره آن از من خواستيد قطعي و حتمي است.» (41/ يوسف)
    (360) غذا و تغذيه انسان
    دو زنداني نام‌برده بردگان پادشاه بوده‌اند. وقتي آن دو زنداني با حسن ظن ناشي از ديدن سيماي نيكوكاران در چهره يوسف عليه‌السلام به آن جناب روي آوردند و درخواست كردند كه وي خواب‌هايشان را تعبير كند، يوسف عليه‌السلام فرصت را براي اظهار و فاش ساختن اسرار توحيد كه در دل نهفته مي‌داشت غنيمت شمرده، از موقعيتي كه پيش آمده بود براي دعوت به توحيد و به پروردگارش كه علم تعبير را به او افاضه فرموده، استفاده كرد و گفت: كه اگر من در اين باب مهارتي دارم ، پروردگار مرا تعليمم داده و سزاوار نيست كه براي چنين پروردگاري شريك قائل شويم.
    و خــلاصــه به بهــانه اين پيشامد نخست مقداري درباره توحيد و نفي شركاء صحبــت كــرد، آن‌گــاه به تعبيــر خــواب آن دو پـرداخت.
    و در پاسخ آن دو چنين فرمود: هيچ طعامي - به عنوان جيره زندانيان - براي شما
    تأويل طعام زندانيان همراه يوسف (ع) (361)
    نمي‌آورند مگر آن كه من تأويل و حقيقت آن طعام و مآل آن را براي شما بيان مي‌كنم، آري من به اين اسرار آگاهي دارم و همين خود شاهد صدق دعوت من است به دين توحيد. يوسف عليه‌السلام خواسته است معجزه‌اي براي نبوت خود ارائه داده باشد، نظير گفتــار مسيــح عليه‌السلام به بنــي‌اســرائيــل كه فــرمــود: «شمــا را از آن‌چــه مي‌خوريد و آن‌چه در خانه‌هايتان ذخيره مي‌كنيد خبر مي‌دهم اگر اهل ايمــان بــاشيــد مسلمــا در اين امر بــرايتــان نشانه‌اي از حقيقت است.» (49 / آل عمران)(1)


    امضاء


  9. Top | #118

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    طعام سال‌هاي فراواني و عسرت مصريان در رؤياي شاه


    1- الميزان ج :11 ص: 234 .
    (362) غذا و تغذيه انسان
    «وَ قالَ الْمَلِكُ اِنّي آ اَري سَبْعَ بَقَرتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلتٍ خُضْرٍ وَ اُخَرَ يابِستٍ يآاَيُّهَا الْمَلَأُ اَفْتُوني في رُءْييَ اِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُـرُونَ،»
    «شاه گفت: من در رؤيا هفت گاو فربه را ديدم كه هفت گاو لاغر آن‌ها را مي‌خورند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشكيده، كه خشكيده‌ها بر سبزه‌ها پيچيــدنــد و آن‌هــا را از بين بردند. اي بزرگان! اگر تعبير رؤيا مي‌كنيد مرا دربــاره رؤيـايـم نظـر دهيد!» (43 / يوسف)
    «قالَ تَزْرَعُونَ سَبْــعَ سِنيــنَ دَأَبــا فَمــا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ في سُنْبُلِهآ اِلاّ قَليلاً مِمّا تَــأْكُلُـونَ،»
    «... گفت هفت سال پياپي كشت مي‌كنيد، هر چه درو كرديد آن را جز اندكي كه
    طعام سال‌هاي فراواني و عسرت مصريان در ... (363)
    مي‌خوريد، در خوشه گذاريد!» (47 / يوسف)
    «ثُــمَّ يَــأْتي مِــنْ بَعْــدِ ذلِــكَ سَبْــعٌ شِــدادٌ يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ اِلاّ قَليلاً مِمّا تُحْصِنُونَ،»
    «آن گاه از پي اين سال‌ها هفت سال سخت بيايد كه آن‌چه از پيش براي آن نهــاده‌ايـد مگــر انــدكي كه محفوظ داريد به مصرف مي‌رسانيد.» (48 / يوسف)
    «ثُــمَّ يَــأْتــي مِـنْ بَعْـدِ ذلِـكَ عـامٌ فيـهِ يُغـاثُ النّاسُ وَ فيـهِ يَعْصِـــرُونَ،»
    «عاقبت از پي اين سال‌ها سالي بيايد كه در اثناي آن، باران زيادي نصيب مردم شــود و در آن ســال مــردم عصيــر (ميــوه‌هــا و دانـه‌هـاي روغني) مي‌گيرند.»
    (49 / يوسف)
    پادشاه مصر به كرسي‌نشينان خود گفت من در خواب مي‌بينم كه هفت گاو چاق را
    (364) غذا و تغذيه انسان
    هفت گاو لاغر مي‌خوردند و نيز هفت سنبله سبز و سنبله‌هائي خشك ديگر را مي‌بينم حــال حكــم ايــن رؤيــا را بــرايــم بيــان كنيـد اگر از تعبير خواب سررشته‌اي داريد.
    بــزرگــان گفتنــد آن‌چــه كــه ديــده‌اي اضغــاث احــلام و خواب‌هاي مختلف و در هم شده است و مـا تعبيــر اين گــونــه خواب‌ها و يا همــه خــواب‌ها را نمي‌دانيم، بلكه تنها خواب‌هاي صــالــح و صحيــح را مي‌توانيم تعبير كنيم.
    يكي از دو رفيق زنداني يوسف كه از زندان نجات يافت و بعد از چندين سال به يادش آمد آن‌چه را كه يوسف بعد از تعبير خواب او درخواست كرده بود گفت: من تأويل آن‌چه را كه پادشاه در خواب خود ديده در اختيارتان مي‌گذارم، مرا اجازه دهيد تا در زندان نزد يوسف بروم و خبر تأويل اين خواب را برايتان بياورم.
    او در زندان نزد يوسف آمد و گفت: اي يوسف، اي صديق! نظر بده ما را درباره
    طعام سال‌هاي فراواني و عسرت مصريان در ... (365)
    رؤيائي كه ملك ديده، آن‌گاه متن رؤيا را نقل كرده و گفته است كه مردم منتظرند من تأويل رؤياي او را از تو گرفته برايشان ببرم.
    يوسف فرمود: بايد هفت سال پشت سرهم و به طور مستمر كشت و زرع كنيد و آن‌چه را درو مي‌كنيد در سنبله‌اش بگذاريد تا فاسد نگردد و همه را بدين گونه انبار كنيد مگــر انــدكي كه آذوقــه آن سال شما است!
    اين كه يوسف عليه‌السلام دستور داد كه گندم را نكوبند وهم‌چنان در سنبله‌اش بگذارند براي اين بود كه جانور نمي‌تواند داخل سنبله شود و در نتيجه گندم هر چه هم بماند خــراب نمي‌شــود به خــلاف ايــن كــه آن را بكوبند و از سنبله جدا كنند كه خيلي زود فاسد مي‌شود.
    كلمه «شِداد» اگر از باب «شَدُّ عَلَيْه،» و به معناي حمله آوردن باشد اين كلام مشتمل
    (366) غذا و تغذيه انسان
    بر يك تمثيل لطيفي خواهد بود، زيرا سال‌هاي قحطي چون درنده‌اي خون‌آشام است كه به مردم حمله مي‌آورد و ايشان را دريده و مي‌خورد، كه اگر مردم ذخيره‌اي داشته بـاشنــد اين درنــده متــوجــه آن ذخيــره‌ها شده و از خود مردم منصرف مي‌شود.
    معناي آيه اين است كه پس از هفت سال فراواني، هفت سال قحطي پديد مي‌آيد كه بر شما حمله مي‌كنند و آن‌چه شما از پيش اندوخته كرده‌ايد مي‌خورند مگر اندكي را كه انبار كرده و ذخيره نموده‌ايد.
    «عاقبــت از پــي اين سال‌ها ســالي بيــايــد كه در اثنــاي آن، بــاران زيــادي نصيب مـردم شود و در آن سال مردم عصير (ميوه‌ها و دانه‌هاي روغني) مي‌گيرند.» (49 / يوسف) (1)
    1- الميـــــــــزان ج :11 ص: 251 .
    طعام سال‌هاي فراواني و عسرت مصريان در ... (367)


    امضاء


  10. Top | #119

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    اصحاب كهف به دنبال غذاي پاكيزه

    «وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْما اَوْ بَعْــضَ يَــوْمٍ قــالُــوا رَبُّكُــمْ اَعْلَــمُ بِمــا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا اَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِه اِلَي الْمَدينَةِ فَلْيَنْظُرْ اَيُّها اَزْكي طَعـامـا فَلْيَـأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِــرَنَّ بِكُـمْ اَحَدا،»
    «چنين بود كه بيدارشان كرديم تا از هم‌ديگر پرسش كنند، يكي از آن‌ها گفت: چه قدر خوابيديد؟ گفتند روزي يا قسمتي از روز خوابيده‌ايم گفتند پروردگارتان بهتر دانــد كه چــه مــدت خواب بوده‌ايد، يكي‌تان رابا اين پولتان به شهر بفرستيد تا بنگرد طعام كدام يكي‌شان پاكيزه‌تر است و خوردني از آن جا براي شما بياورد و
    (368) غذا و تغذيه انسان
    بــايــد سخــت دقــت كنــد كــه كســي از كار شما آگـاه نشود!» (19 / كهف)
    ...پيشنهادمي‌كند يك‌نفر را به شهر بفرستند تاطعامي برايشان بخرد و غذائي تهيه كند.
    «يكي‌تان را با اين پولتان به شهر بفرستيد تا بنگرد طعام كدام يكي‌شان پاكيزه‌تر است و خوردني از آن جا براي شما بياورد،» مقصود از «طعام كدام يكي‌شان،» اهل شهــر است، يعني كــدام يك از اهل شهر طعــام بهتــري دارد از او بخــرد و بيـاورد.
    كلمــه «اَزْكــي» «پاكيزه‌تر» از مــاده زكات است و زكات طعام پاكيزه آن است. (1)
    1- الميزان ج :13 ص: 364 .
    اصحاب كهف به دنبال غذاي پاكيزه (369)


    امضاء


  11. Top | #120

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,169
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,093
    مورد تشکر
    6,867 در 2,110
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    غــذاي موسي در سفـري به جستجوي خضر


    «وَ اِذْ قــالَ مُوسي لِفَتيـهُ لا اَبْرَحُ حَتّي اَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ اَوْ اَمْضِيَ حُقُبا،»
    «و چون موسي به شاگرد خويش گفت: آرام نگيرم تا به مجمع دو دريا برسيم، يا مدتي دراز بسر برم.» (60 / كهف)
    «فَلَمّا بَلَغا مَجْمَــعَ بَيْنِهِما نَسِيــا حُـوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبيلَــهُ فِي الْبَحْـرِ سَرَبا،»
    «و همين كه به جمع ميان دو دريا رسيدند ماهيشان را از ياد بردند و آن ماهي را كه خود را به طرف دريا پيش گرفت،» (61 / كهف)
    «فَلَمّا جــاوَزا قــالَ لِفَتيــهُ اتِنــا غَــداءَنا لَقَــدْ لَقينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَبا،»
    «و چــون بگــذشتنــد به شاگردش گفت: غذايمان را پيشمان بيار كه از اين
    (370) غذا و تغذيه انسان
    سفــرمــان خستگــي بسيــار ديـديم!» (62 / كهف)
    «قالَ اَرَاَيْتَ اِذْ اَوَيْنا اِلَي الصَّخْرَةِ فَاِنّي نَسيتُ الْحُوتَ وَ ما اَنْسانيهُ اِلاَّ الشَّيْطـانُ اَنْ اَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبيلَهُ فِي‌الْبَحْرِ عَجَبا،»
    «گفت: خبرداري كه وقتي به آن سنگ پناه برديم من ماهي را از ياد بردم و جز شيطان مرا به فراموش كردن آن وا نداشت، كه يادش نكردم و راه عجيب خود را پيش گرفت،» (63 / كهف)
    «قـالَ ذلِـكَ ما كُنّا نَبْغِ فَارْتَدّاعَلي اثارِهِما قَصَصا،»
    «گفت: اين همان است كه مي‌جستيم و با پي‌جويي نشانه قدم‌هاي خويش بــازگشتنــد،» (64/ كهف)
    غذاي موسي در سفري به جستجوي خضر (371)
    مجمع البحرين آن قسمت از زمين است كه به يك اعتبار در آخر شرقي مديترانه و به اعتبــار ديگــر در آخر غربي خليج فارس قرار دارد و به نوعي مجاز آن را محل اجتماع دو دريــا خـوانـده‌اند.
    «نَسِيا حُوتَهُما» از دو آيه بعد استفاده مي‌شود كه ماهي مذكور ماهي نمك خورده و يا بريان شده بوده و آن را با خود برداشته‌اند كه در بين راه غذايشان باشد، نه اين كه ماهي زنده‌اي بوده. وليكن همين ماهي بريان شده در آن منزل كه فرود آمدند زنده شده و خود را به دريا انداخته است و جوان همراه موسي نيز زنده شدن آن را و شنايش را در آب دريا ديده است.
    چيزي كه هست يادش رفته بود كه به موسي بگويد و موسي هم فراموش كرده بود كه از او بپرسد ماهي كجاست و بنابراين اين كه فرموده: «نَسِيا حُوتَهُما» هر دو، ماهي
    (372) غذا و تغذيه انسان
    خود را فراموش كردند، معنايش اين مي‌شود كه موسي فراموش كرد كه ماهي در خورجين است و رفيقش هم فراموش كرده به وي بگويد ماهي زنده شد و به دريا افتاد.
    آيات مورد بحث صريح نيست در اين كه ماهي مزبور بعد از مردن زنده شده باشد، بلكه تنها از ظاهر «فراموش كردند ماهيشان را» و از ظاهر كلام رفيق موسي كه گفت: «من مــاهــي را فــرامــوش كــردم،» اين معنــا استفــاده مي‌شود كه ماهي را روي سنگي لب دريا گذاشته بوده‌اند و به دريــا افتــاده و يــا مــوج دريــا آن را به طرف خود كشيده اسـت و در اعمــاق دريــا فــرو رفتــه و ناپــديــد شده است.
    اين معنا را روايات تأييد مي‌كند، زيرا در آن‌ها آمده كه قضيه گم شدن ماهي علامت ديــدار با خضــر بـوده نه زنده شدن آن ـ و خـدا داناتر است.
    بعد از آن كه از مجمع البحرين گذشتند موسي به جوان ملازم خود فرمود تا
    غذاي موسي در سفري به جستجوي خضر (373)
    چاشتشان كه عبارت از همان ماهيي بوده كه با خود برداشته بودند بياورد زيرا از مسـافـرت خود خستـه شده به تجـديـد نيرو نيازمند شـده‌اند.
    مراد از «غَداء» عبارت است از هر چه كه با آن چاشت كنند.
    اين جريان در مجمع البحرين بوده حاصل پاسخي كه به موسي داده اين مي‌شود كه غذايي نداريم تا با آن سد جوع كنيم، چون غذاي ما همان ماهيي بود كه زنده شد و در دريا شناور گشت. آري، وقتي به مجمع البحرين رسيديم و در كنار آن صخره منزل كرديم (ماهي به دريا رفت،) و من فراموش كردم به شما خبر دهم.
    مــوســي گفــت: اين جــريــان كه دربــاره مــاهــي اتفاق افتاد همان علامتي بود كه ما در جستجويش بوديم، لاجرم از همان جا برگشتند و درست از آن جا كه آمده بــودنــد (با چــه دقتــي) جــاي پــاي خود را گرفته پيش رفتند.
    (374) غذا و تغذيه انسان
    از جمله «ذلِكَ ما كُنّا نَبْغِ، ـ ما هم درپي اين‌قصه بوديم،» كشف مي‌شود، كه موسي عليه‌السلام قبلاً از طريق وحي مأمور بوده كه خود را در مجمع البحرين به عالم برساند و علامتي به او داده بودند و آن داستان گم شدن ماهي بوده، حال با خصوص قضيه زنده شدن و به دريا افتادن و يا يك نشاني مبهم و عمومي‌تري از قبيل گم شدن ماهي و يا زنده شدن آن ـ و يا مرده زنده شدن و يا امثال آن بوده است و لذا مي‌بينيم حضرت موسي به محضي كه قضيــه مــاهــي را مي‌شنود مي‌گويد: «ما هم در پي اين قصه بوديم،» و بي‌درنگ از همان جا برگشته خــود را به آن مكان كه آمده بود مي‌رساند و در آن‌جا به آن عالم بـرخـورد مي‌نمايند. (1)
    1- الميــزان ج :13 ص: 470 .
    غذاي موسي در سفري به جستجوي خضر (375)


    اصحاب كهف به دنبال غذاي پاكيزه

    «وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْما اَوْ بَعْــضَ يَــوْمٍ قــالُــوا رَبُّكُــمْ اَعْلَــمُ بِمــا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا اَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِه اِلَي الْمَدينَةِ فَلْيَنْظُرْ اَيُّها اَزْكي طَعـامـا فَلْيَـأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِــرَنَّ بِكُـمْ اَحَدا،»
    «چنين بود كه بيدارشان كرديم تا از هم‌ديگر پرسش كنند، يكي از آن‌ها گفت: چه قدر خوابيديد؟ گفتند روزي يا قسمتي از روز خوابيده‌ايم گفتند پروردگارتان بهتر دانــد كه چــه مــدت خواب بوده‌ايد، يكي‌تان رابا اين پولتان به شهر بفرستيد تا بنگرد طعام كدام يكي‌شان پاكيزه‌تر است و خوردني از آن جا براي شما بياورد و
    (368) غذا و تغذيه انسان
    بــايــد سخــت دقــت كنــد كــه كســي از كار شما آگـاه نشود!» (19 / كهف)
    ...پيشنهادمي‌كند يك‌نفر را به شهر بفرستند تاطعامي برايشان بخرد و غذائي تهيه كند.
    «يكي‌تان را با اين پولتان به شهر بفرستيد تا بنگرد طعام كدام يكي‌شان پاكيزه‌تر است و خوردني از آن جا براي شما بياورد،» مقصود از «طعام كدام يكي‌شان،» اهل شهــر است، يعني كــدام يك از اهل شهر طعــام بهتــري دارد از او بخــرد و بيـاورد.
    كلمــه «اَزْكــي» «پاكيزه‌تر» از مــاده زكات است و زكات طعام پاكيزه آن است. (1)
    1- الميزان ج :13 ص: 364 .
    اصحاب كهف به دنبال غذاي پاكيزه (369)


    امضاء


صفحه 12 از 14 نخستنخست ... 2891011121314 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی