صفحه 39 از 39 نخستنخست ... 293536373839
نمایش نتایج: از شماره 381 تا 387 , از مجموع 387

موضوع: زخمه های قلم۩`✾` ۩ دل نوشته ها , از عاشورا تا اربعین ۩`✾` ۩

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #381

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    July 2014
    شماره عضویت
    6991
    نوشته
    2,409
    صلوات
    200
    دلنوشته
    2
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    191
    مورد تشکر
    667 در 489
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    امضاء

    دلتنگم..

    برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
    سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #382

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2021
    شماره عضویت
    13950
    نوشته
    367
    تشکر
    121
    مورد تشکر
    80 در 29
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    به کربلا نرفته‌ها! حسین را صدا کنید
    میان اشک‌های خود خدا خدا خدا کنید

    زیارت حریم عشق اگر نصیب‌تان نشد
    به جای دیدن حرم دری به گریه وا کنید

    نجف به سمت کربلا پیاده... اربعین... سحر...
    عجب حکایتی شده نظر به جاده‌ها کنید

    قسم به شوق زائران به بهترین مسافران
    در این مسیر با صفا به عشق اقتدا کنید

    رفیق‌های محترم! قدم‌زنان سوی حرم
    برای دل‌شکسته‌ها برای ما دعا کنید

    مسافران کربلا! کمی به یاد دوستان
    میان بین‌الحرمین اقامه‌ی عزا کنید





  4. Top | #383

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    15,351
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    12,771
    مورد تشکر
    13,940 در 4,575
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
    کربلا منتظر ماست بیا تا برویم

    ایستاده ست به تفسیر قیامت زینب
    آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

    خاک درخون خدا می شکفد می بالد
    آسمان غرق تماشاست بیا تا برویم

    تیغ در معرکه می افتد و بر می خیزد
    رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم

    از سراشیبی تردید اگر بر گردیم
    عرش زیر قدم ماست بیا تا برویم

    دست عباس به خونخواهی آب آمده است
    آتش معرکه برپاست بیا تا برویم

    زره از موج بپوشیم و ردا از طوفان
    راه ما از دل دریاست بیا تا برویم

    کاش ای کاش که دنیای عطش می فهمید
    آب مهریه زهراست بیا تا برویم

    چیزی از راه نمانده ست چرا برگردیم
    آخر راه همین جاست بیا تا برویم




    امضاء



  5. Top | #384

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    3,671
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    برقامت رعای محمد(ص) صلوات
    تشکر
    7,262
    مورد تشکر
    7,166 در 2,112
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    غریبی، بی‌کسی، منزل بـه منزل
    خبر دارد ز حالم چوب محمل

    چهل روز اسـت در سوز و گدازم
    فقط خاکستری جا مانده از دل

    چه بارانی دو چشم آسمان اسـت
    چه طوفانی دل این کاروان اسـت







    امضاء



  6. Top | #385

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    15,267
    تشکر
    1,065
    مورد تشکر
    1,571 در 1,003
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    حماسه زینب

    چهل روز گذشت.. ..
    در آن غروب خون آلود،
    هنگامی که خنجر شقاوت ها و نامردی ها،
    گلوی آخرین مبارز را درید،

    آن گاه که زنان و فرزندان داغدیده
    در میان رقص شعله های آتش خیمه های‎شان،
    به سوگ مردان در خون غلتیده خود نشسته بودند،

    دشمن به جشن و سرور ایستاد،
    خیابان ها و کاخ ها را برای جشن ها مهیا ساخت
    و به انتظار ماند تا در میان دل های چون لاله پرخون اسیران،
    به برپایی جشنی تمسخرآمیز بپردازد.

    اما زینب، این ستون پابرجای کاروان اسرا،
    همه چیز را به گونه ای دیگر رقم زد.

    به راستی چه کسی می داند چگونه زینب
    با وجود سنگینی کوهی از مصیبت ها بر شانه هایش،
    بغض غم ها را فرو داد و قدم بر قله رفیع عزت و آزادگی گذاشت.

    با سخنان زینب، کربلا به بلوغ رسید و خون شهدا جوشید،
    و جوشید تا آن جویبار خونی که در غریبانه ترین حالت ممکن
    بر زمین جاری شده بود، در اربعین حسینی، رودی خروشان شد.

    چهل روز بود که یزیدیان جز رسوایی و بدنامی
    چیزی ندیده بودند و بزم و شادی شان آلوده به شرم و ندامت شده بود.

    چهل روز بود که درخت اسلام ریشه در خون شهدا،
    استوارتر و راسخ تر از همیشه، به سوی فلک قد می کشید.
    چهل روز بود......




    امضاء


  7. Top | #386

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    95,825
    صلوات
    31803
    دلنوشته
    76
    صلی الله علیک یا مولاتنا یا زینب کبری علیها السلام
    تشکر
    77,344
    مورد تشکر
    202,301 در 62,625
    وبلاگ
    205
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    رسیدم از سفر ای همسفر کجا هستی
    به زیر سنگ لحد بین بوریا هستی

    اسیر رفتم از اینجا اسیر تر شده ام
    چه پیر رفتم و اکنون چه پیر تر شده ام

    تو را به نیزه، مرا با تو، از قفا بردن
    ولی به کعب نی و تازیانه ها بردن

    توان نمانده بگویم هر آنچه را دیدم
    بدون سایه ی عباس کوچه ها دیدم
    ----
    شکسته بال ترینم، کبود می آیم
    من از محله ی قوم یحود می آیم

    از آن دیار که من را به هم نشان دادن
    به دست های یتیمت دو تکه نان دادن

    از آن دیار که بوی طعام می پیچید
    از آن دیار که طفلت گرسنه می خوابید

    کسی که سنگ به اطفال بی پدر می زد
    به پیش چشم علمدار بیشتر می زد

    از آن دیار که چشمان خیره سر دارد
    به دختران اسیر آمده نظر دارد

    از آن سفر که اگر کودکی به جا می ماند
    تمام طول سفر زیر دست و پا می ماند

    به کودکی که یتیم است خنده سر دادند
    به او به جای عروسک سر پدر دادند

    به جای آن همه گل با گلاب آمده ام
    من از جسارت بزم شراب آمده ام

    از آن دیار که آتش به استخوان می زد
    به روی زخم لبان تو خیزران میزد






    امضاء





    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************






  8. Top | #387

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    4141
    نوشته
    2,010
    صلوات
    600
    دلنوشته
    2
    اللهم صلی علی محمد و ال محمد
    تشکر
    1,691
    مورد تشکر
    3,932 در 1,625
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    چهل روز است دل،دلـبر نـدارد
    حسین انگشت و انگــشتر ندارد


    چهل روز است زهرا گشـته گریان
    حسین بر خون خود گردیده غلطان


    چهل روز است زینب می کِشد آه
    کنار علقمه شرمنده شد ماه



    امضاء

صفحه 39 از 39 نخستنخست ... 293536373839

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی