صفحه 34 از 34 نخستنخست ... 243031323334
نمایش نتایج: از شماره 331 تا 336 , از مجموع 336

موضوع: زخمه های قلم{1}۩`✾` ۩ دل نوشته ها , از عاشورا تا اربعین ۩`✾` ۩

  1. Top | #331

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,969
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,578
    مورد تشکر
    2,523 در 1,395
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    خطبه زینب کبری در مسجد شام

    زينب‌ آن‌ خواهر غمين‌ وپريش‌
    که‌ كنون‌ مانده‌ است‌ با دل‌ِ ريش

    زين‌ مصيبت‌ چقدر نالان‌ است‌
    تكيه‌گاه‌ همه‌ اسيران‌ است

    در ميانه‌ بدون‌ ياور ويار
    شده‌ او نيز، كاروان‌ سالار

    ‌ بسكه‌ در بزم‌ آن‌ يزيد پليد
    از يزيد دَني‌ جسارت‌ ديد

    وقت‌ را تا كه‌ او مناسب‌ ديد
    ذوالفقار زبان‌ خويش‌، كشيد

    او كه‌ با درد وغم‌ شده‌ دمساز
    بِنِمود اين‌ چنين‌ سخن‌، آغاز

    مي‌نمايم‌ خداي‌ خويش‌، سپاس
    ‌اين‌ ستايش‌ بُوَد ز روي‌ قياس

    چون‌ خداي‌ بزرگ‌ من‌ فرمود
    هر كسي‌ را كه‌ كار زشت‌ نمود

    يا كه‌ آيات‌ من‌ كند تكذيب‌
    شود اندر حضور من‌ تأديب

    ودرود خدا به‌ پيغمبر
    بر همه‌ خاندان‌ آن‌ سَرور

    بعد، رو بر يزيد دون‌ بنمود
    با كلام‌ رسا چنين‌ فرمود

    اي‌ يزيدي‌ كه‌ خائن‌ وپستي‌
    راه‌ها را به‌ روي‌ ما بستي

    از ره‌ِ مكر، با ريا وفريب‌
    همه‌ آيات‌ را كني‌ تكذيب

    فكر كردي‌ كه‌ در حضور خدا
    ما ذليل‌ رهيم‌ وتو والا؟

    اي‌ كه‌ هستي‌ ز آدميت‌ دور
    مي‌خرامي‌ كنون‌ به‌ كبر وغرور

    از ره‌ِ عُجب‌ وكبر وخودبيني
    ‌بر چنين‌ بارگاه‌، بنشيني

    آنْقَدَر زين‌ پديده‌ سرمستي‌
    باب‌ فكرت‌ به‌ خويشتن‌ بستي

    تو فراموش‌ كردي‌ امر خدا
    چشم‌ داري‌ به‌ لذت‌ دنيا

    همه‌ آنان‌ كه‌ در خطا رفتند
    در ره‌ ناحق‌ شما رفتند

    همگي‌ در عذاب‌ وجدانند
    دور از مهر ولطف‌ يزدانند

    غافل‌ از آن‌ كه‌ زينت‌ دنيا
    مهلت‌ امتحان‌ بُوَد بر ما





    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #332

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,969
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,578
    مورد تشکر
    2,523 در 1,395
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مانده بر دوش زمین ، رنج مسیر سفرت
    آسمان هم شده با گریه ی خود نوحه گرت

    سفر کوفه و دروازه ی ساعات و حلب..
    چه سفرها... چه سفرها که نکرده ست سرت!

    مجلس شام و تنور و طبق و تشت طلا..
    چند تابوت ..که افتاده به آنها گذرت؟

    کوهی از درد :سراسیمه دوان است پی ات
    رودی از ناله سرازیر شده پشت سرت

    راه افتاده به تشییع سرت، شهر به شهر
    پابه پای تو نسیمی که شده همسفرت

    می روی...بر دل گلهای جهان خواهد ماند
    داغ هفتاد و دو پروانه ی بی بال و پرت

    آه دریا ! چه گذشته ست به روزت که چنین
    مانده بر دوش زمین رنج مسیر سفرت؟

    مریم سقلاطونی




    امضاء




  4. Top | #333

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    July 2014
    شماره عضویت
    6991
    نوشته
    15,319
    صلوات
    1600
    دلنوشته
    5
    تقدیم به رئیس جمهور شهید وهمراهان شهیدشان
    تشکر
    1,153
    مورد تشکر
    1,735 در 1,031
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    دل به عشق یوسف زهرا نهاده می‌رویم

    از نجف تا کربلا پای پیاده می‌رویم

    یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام



    مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه

    تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه

    یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


    یابن زهرا سربه کف در سرزمینت آمدم

    تا شوم زوار روز اربعینت آمدم

    یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


    زائر قبر شریف یوسف زهرا شدم

    همسفر با کاروان زینب کبری شدم

    یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


    کربلا یا کربلا یاکربلا یاکربلا

    زینب خونین جگر برگشته از شام بلا

    یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


    ای خدا پروانۀ قبر علی اکبر شدم

    زائر هفتاد و دو آلالۀ پرپر شدم

    یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


    غلامرضا سازگار








    امضاء


    دلتنگم..

    برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
    سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..




  5. Top | #334

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,410
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,294
    مورد تشکر
    29,896 در 7,901
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض







    بحرطویل

    اشعار اربعین حسینی

    روضه حضرت زینب سلام الله علیها

    ***

    کاروان می رسد از راه‌، ولی آه چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب

    دل سنگ شده آب ، از این ناله‌ی جانکاه زنی مویه کنان ، موی کنان

    خسته، پریشان، پریشان و پریشان شکسته ، نشسته‌ ، سر تربت سالار شهیدان

    شده مرثیه خوان غم جانان همان حضرت عطشان

    همان کعبه‌ی ایمان همان قاری قرآن ، سر نیزه‌ی خونبار

    همان یار ، همان یار ، همان کشته‌ی اعدا.

    کاروان می رسد از راه ، ولی آه نه صبری نه شکیبینه مرهم نه طبیبی عجب حال غریبی

    ندارند به جز ماتم و اندوه حبیبی ندارند به جز خاطر مجروح نصیبی

    ز داغ غم این دشت بلاپوش به دلهاست لهیبی به هر سوی که رفتند

    نه قبری نه نشانی فقط می وزد از تربت محبوبهمان نفحه‌ی سیبی

    که کشانده ست دل اهل حرم را.


    کاروان می رسد از راهد و هرکس به کناری

    پر از شیون و زاری کنار غم یاری سر قبر و مزاری

    یکی با تب و دلواپسی و زمزمه رفته

    به دنبال مزار پسر فاطمه رفته یکی با دل مجروح

    و با کوهی از اندوه به دنبال مه علقمه رفته

    یکی کرب و بلا پیش نگاهش سراب است و سراب است

    دلش در تب و تاب است و این خاک پر از خاطره هایی ست

    که یک یک همگی عین عذاب است و این بانوی دلسوخته‌ی خسته رباب است

    که با دیده‌ی خونبار و عزاپوش خدایا به گمانش که گرفته ست

    گلش را در آغوش و با مویه و لالایی خود می رود از هوش:

    «گلم تاب ندارد حرم آب ندارد علی خواب ندارد» یکی بی پر و بی بال

    دل افسرده و بی حال که انگار گذشته ست چهل روز بر او مثل چهل سال و بوده ست پناه همه اطفال

    پس از این همه غربت رسیده ست به گودال همان جا که عزیزش همان جا که امیدش

    همان جا که جوانان رشیدش همان جا که شهیدش

    در امواج پریشان نی و دشنه و شمشیر در آن غربت دلگیر شده مصحف پرپر

    و رفته ست سرش بر سر نیزه و تن بی کفن او، سه شب در دل صحرا

    رها مانده خدایا چهل روز شکستن چهل روز بریدن چهل روز پی ناقه دویدن

    چهل روز فقط طعنه و دشنام شنیدن چه بگویم؟

    چهل روز اسارت چهل روز جسارت چهل روز غم و غربت و غارت

    چهل روز پریشانی و حسرت چهل روز مصیبت چه بگویم؟

    چهل روز نه صبری نه قراری نه یک محرم و یاری ز دیاری به دیاری

    عجب ناقه سواری فقط بود سرت بر سر نی قاری زینب چه بگویم؟

    چهل روز تب و شیون و ناله ز خاکستر و دشنام ز هر بام حواله و از شدت اندوه

    و با خاطر مجروح جگر گوشه‌ی تو کنج خرابه همان آینه‌ی فاطمه جا ماند سه ساله چه بگویم؟

    چهل روز فقط شیون و داغ و غم و درد فراق و فراق و ... فراق و ... چه بگویم؟

    بگویم، کدامین گله ها را؟ غم فاصله ها را؟ تب آبله ها را؟

    و یا زخم گلوگیر ترین سلسله ها را؟ و یا طعنه‌ی بی رحم ترین هلهله ها را؟

    و یا مرحمت دم به دم حرمله ها را؟ چهل روز صبوری و صبوری غم و ماتم دوری و صبوری

    و تا صبح سری کنج تنوری و صبوری نه سلامی نه درودی کبودی و کبودی

    عجب آتش و خاکستر و دودی و کبودی به آن شهر پر از کینه و ماتم

    چه ورودی و کبودی در آن بارش خونرنگ سر نیزه تو بودی و کبودی

    گذر از وسط کوچه‌ی سنگی یهودی و کبودی و در طشت طلا گرم شهودی و چه ناگاه

    چه دلتنگ غروبی ، چه چوبی عجب اوج و فرودی

    و کبودی خدایا چه کند زینب کبری!








    امضاء




  6. Top | #335

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,798
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,731
    مورد تشکر
    206,339 در 64,555
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. Top | #336

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,798
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,731
    مورد تشکر
    206,339 در 64,555
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    سالار من حسین جان!!!!!


    من سرسپردمت حسین
    عشق تو بردتم حسین
    من کشته مردتم حسین

    من اونیم که ازهمه عالم بریده و
    پر حس امید و
    چقدر غم کشیده
    تا در خونه ات رسیده
    اقا جان

    تو اونی که من بی بها رو خریدی و
    بدی ها مو ندیدی و
    تا صدات کردم اومدی و
    بدادم رسیدی
    اقاجان


    تنها پناه من
    ای قبله گاه من
    شوق نگاه من

    خسته ام ا ز عالمی
    که پر ا ز بی پناهیه
    ومسیرش اشتباهیه
    و دیگه روشن شده برام
    که فقط این سیاهیه
    راه نجاتم

    شکر خدا که نوکری تو سرنوشتمه
    خاک تربت سرشتمه

    می میرم واسه دیدن
    حرمت شد بهشتمه


    من سرسپردمت حسین
    من کشته مردتم حسین







    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 34 از 34 نخستنخست ... 243031323334

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi