صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 90

موضوع: عرفان در سوره یوسف

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سلامت روحی حضرت یوسف علیه السلام

    حضرت یوسف علیه السلام در سلامت کامل بود. فیوضات الهی را دریاوار جذب می کرد. سی سال آینده او را یکباره به او نشان می دهند، می گویند: این نتیجه سلامت تو است که می دانیم این سلامت نیز می ماند.
    « یٰا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سٰاجِدِینَ» (1)


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #82

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    لطف پروردگار نسبت به بندگان

    خدایا! ما نسبت به تو زیاد بی تربیتی داشتیم، اما همه آرامش ما به این است که این ها جنبه گردن کشی نداشته است، خودت نیز می دانی که به خاطر ضعف، جهل، غفلت، غلبه شهوت و کوچکی ما بوده است که ما مرتکب گناه شدیم.
    کدام گناهی را مرتکب شدیم که بعد از انجام آن پشیمان نشدیم؟ ما بی تربیت هستیم، اما نه مانند شیطان. بی ادبی ما اگر آن گونه بود، به ما نیز «اخرج» می گفتی و ما دیگر به نماز، روزه و ماه رمضان راه پیدا نمی کردیم.
    این ها همه نشانه این است که به ما نهیب «اخرج» نزدی. به ما نگفتی:
    « قٰالَ فَاخْرُجْ مِنْهٰا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ * وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلیٰ یَوْمِ اَلدِّینِ» (2)
    ص:126
    ________________________________________
    1- 1) - یوسف (12) : 4؛ «[ یاد کن ] آن گاه که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند!»
    2- 2) - اعراف (7) : 13 - 14؛ «خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت [ که عرصه فروتنی و فرمانبرداری است ] فرود آی؛ زیرا تو را نرسد که در این جایگاه بلند، بزرگ منشی کنی پس بیرون شو که قطعاً از خوارشدگانی.»
    بلکه از طریق پیغمبر صلی الله علیه و آله به ما پیغام دادی؛
    « وَ إِذٰا سَأَلَکَ عِبٰادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ اَلدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ» (1)
    اگر آمدند و از خدا پرسیدند، به آنها بگو: من نزدیک شما هستم، هنوز شما را از خودم جدا نکرده ام. برای این که بدانید شما را از خودم جدا نکرده ام، مرا بخوانید، ببینید جواب شما را می دهم.
    سحر برخیزید، گریه کنید، ناله بزنید، دعا کنید، همین که نمازها و ایمان خود را ادامه دهید، این جوابی است که به شما داده ام. همین که در نیمه شب، همه خوشی شما در این است که با من مناجات کنید، دلیل بر این است که جواب شما را داده ام.
    چه دلیلی از این بالاتر؟



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #83

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    جذب قلوب بندگان و هدایت آنان


    اگر خدا به ما مهر «اخرج» زده بود، کسی اسم خدا را نزد ما می آورد، بدمان می آمد. در قرآن می فرماید:
    « اِشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ اَلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ» (2)
    اگر اسم مرا نزد شما می آوردند، متنفر می شدید. اما اکنون شخصی اسم مرا نزد شما می برد، آرام می گویید: «یا ارحم الراحمین، یا ربّ، یا الله، یا أکرم الاکرمین» دلیل بر این است که شما را از خودم جدا نکرده ام. اگر شما را از خود جدا می کردم،
    ص:127
    ________________________________________
    1- 1) - بقره (2) : 186؛ «هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [ بگو: ] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم.»
    2- 2) - زمر (39) : 45؛ «و هنگامی که خدا به یگانگی یاد می شود [ و نامی از معبودانشان به میان نمی آید ] دل های کسانی که به آخرت ایمان ندارند، نفرت پیدا می کند!»
    قطره ای اشک از چشم شما بیرون نمی آمد. این اشک را من خودم از چشم شما سرازیر می کنم تا شما را بشویم و پاک کنم.
    وقتی اسم مرا می شنوید چه حالی پیدا می کنید؟
    « إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ اَلَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اَللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» (1)
    در روایت آمده است که حضرت ابراهیم علیه السلام گوینده را ندید، فقط لحن بسیار با محبتی را شنید که می گوید:
    «سبّوح قدّوس ربّ الملائکه و الروح»
    گفت: همه اموال من برای تو، یک بار دیگر بگو. یک بار دیگر گفت. گفت:
    فرزندانم نثار تو، یکبار دیگر بگو. باز گفت. حضرت علیه السلام گفت: جانم به قربانت، باز هم بگو. (2)والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    ص:128
    ________________________________________
    1- 1) - انفال (8) : 2؛ «مؤمنان، فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دل هایشان ترسان می شود، وهنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان می افزاید.»
    2- 2) - شرح فصوص (جندی) : 217 - 216؛ «إنّ ملائکه الله تعالی قالوا: لا بدّ مع هذا الخیر و البرکه و النعمه و المال و الوجاهه و النبوّه و الملک و الکتاب الذی أعطی الله إبراهیم أن یحبّه، و لیس ذلک بجنب هذه العطایا کثیرا، فقال الحق لهؤلاء الملائکه: جرّبوه، فتجسّدوا له فی صور البشر، و ذکروا الله له بالتنزیه، فقالوا: سبّوح قدّوس ربّ الملائکه و الروح، فلمّا سمع إبراهیم علیه السلام هذه الکلمات، أخذه الوجد و الهیمان فی الله تعالی، و استدعی منهم أن یعیدوا علیه الکلمات، فطلبوا من ماله أجراء علی إعاده الکلمات، فأعطی ثلث ماله، فذکروا الذکر، فاستعاده منهم کرّه أخری، و أعطاهم الثلث الثانی، فسبّحوا له الله بالمذکور من الذکر، فطاب وقت إبراهیم و ازداد هیمانه فاستعاد الکلمات منهم، و أعطاهم الثلث الباقی، فأعادوا له، فلمّا تمّ امتحانهم له، ذکروا أنّهم ملائکه الله، فلهذا نسبت هذه الحکمه إلی إبراهیم علیه السلام.»



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #84

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    6 مقام اجتبا و تأویل احادیث

    اشاره

    سلامت روح، مقدمه مقامات معنوی

    سلامت تمام وجود مبارک حضرت یوسف علیه السلام سبب شد تا فیوضات خاصّ حضرت حقّ به او برسد. به طوری که قرآن کریم نقل می کند؛ مقامات با عظمتی را مانند مقام «اجتبا» ؛ یعنی انتخاب او از میان همه بندگان به عنوان انتخاب اصلح و مقامِ با عظمتی چون مقام علمِ تأویل احادیث؛ یعنی درک اسرار خواب های واقعی و مقام اتمام نعمت؛ یعنی کامل شدن همه نعمت ها بر او و مقام صدّیقی، انسانی که همه باطن و ظاهر او صدقِ محض است و مقام دانش گسترده که فوق دانش همه مردم است، البته به تعبیر قرآن: علیم و در نهایت به مقام مخلَصین - نه مخلِصین - برسد.
    یقیناً اگر در وجود مبارک او عیب، نقص و بیماری باطنی وجود داشت، به مقدار همان نقص، عیب و بیماری، از فیوضات حضرت حقّ محروم می شد. حقّش بود که چنان سلامتیی را دارا شود؛ چون معلّمِ آگاه و پاکی مانند حضرت یعقوب علیه السلام را داشت که در کنار این معلّم، متعلّم بسیار فوق العاده ای بود؛ یعنی آنچه از ارزش ها که در این معلّم بود، به او منتقل شد




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #85

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    قابلیت گسترش ظرفیت حضرت یوسف علیه السلام

    خیلی عجیب است که خدا در قرآن می فرماید: پدر به او گفت: آنچه را که خدا در حقّ تو انجام می دهد، همانی است که در حقّ پدران تو؛ حضرت ابراهیم و اسحاق علیهما السلام انجام می داد:
    « کَمٰا أَتَمَّهٰا عَلیٰ أَبَوَیْکَ مِنْ قَبْلُ إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ إِنَّ رَبَّکَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ» (1)
    یعنی پسرم! چنین ظرفیتی برای تو به وجود خواهد آمد. آن ظرفیت عظیم و گسترده معنوی پدرانت - ابراهیم و اسحاق علیهما السلام - در تو نیز به وجود خواهد آمد.
    حضرت یوسف علیه السلام کنار این معلّم، به تحصیل معرفت کامل معنوی نائل شد و از همان زمان تحصیل، علم را به عمل تبدیل کرد و به تعبیر قرآن مجید، غرق در ذکر الله شد. به معنای آسان تر، از همان ابتدای جوانی، خدا محور همه شؤون زندگی ایشان شد و هر قدمی که برداشت، به عشق خدا برداشت


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #86

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    مفهوم ذکر در قرآن

    در قرآن مجید پروردگار به همه خطاب می کند؛
    « وَ اُذْکُرُوا اَللّٰهَ کَثِیراً» (2)
    بندگان من! غرق در یاد کثیر من شوید. (3)آنهایی که راه را رفتند، جاده را طی
    ص:132
    ________________________________________
    1- 1) - یوسف (12) : 6؛ «چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد؛ یقیناً پروردگارت دانا و حکیم است.»
    2- 2) - جمعه (62) : 10؛ «و خدا را بسیار یاد کنید.»
    3- 3) - الکافی: 2/496، حدیث 1؛ «عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَا مِنْ مَجْلِسٍ یَجْتَمِعُ فِیهِ أَبْرَارٌ وَ فُجَّارٌ فَیَقُومُونَ عَلَی غَیْرِ ذِکْرِ اللَّهِ عز و جل إِلَّا کَانَ حَسْرَهً عَلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ.» الکافی: 2/498، حدیث 11 و 12 و 13 «وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ فِیمَا نَاجَی اللَّهُ بِهِ مُوسَی علیه السلام قَالَ یَا مُوسَی لَاتَنْسَنِی عَلَی کُلِّ حَالٍ فَإِنَّ نِسْیَانِی یُمِیتُ الْقَلْبَ.» «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ اللَّهُ عز و جل یَا ابْنَ آدَمَ اذْکُرْنِی فِی مَلَإٍ أَذْکُرْکَ فِی مَلَإٍ خَیْرٍ مِنْ مَلَئِکَ.» «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ اللَّهُ عز و جل مَنْ ذَکَرَنِی فِی مَلَإٍ مِنَ النَّاسِ ذَکَرْتُهُ فِی مَلَإٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ.»
    کردند و به آنجایی که باید برسند، رسیدند، می فرمایند:
    «لیس الذکر الکثیر بالعدد»
    نمی خواهد خدا در این آیه بگوید که روزی هزار «سبحان الله» بگویید:
    «بل الذکر الکثیر بالحضور»
    «ذکر کثیر» ؛ یعنی احاطه ای که با همه وجود خود را در محضر حضرت حق حاضر بدانی. خداوند متعال از کثیر، عدد را منظور نظر نگرفته است



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #87

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تقسیم بندی مراحل ذکر


    صدرالمتألهین شیرازی قدس سره وقتی این آیه را تحلیل می کند و این حضور را توضیح می دهد، انسان را بهت زده می کند.
    ایشان می گوید: این حضور با شش مرحله تحقّق پیدا می کند.
    اول؛ ذکر زبان، دوم؛ ذکر اعضای بدن، سوم؛ ذکر نفس، چهارم؛ ذکر قلب، پنجم؛ ذکر نفس و ششم؛ ذکر سرّ است؛ یعنی آن حقیقت نهایی باطن انسان. خدا فرموده است:
    «الانسان سرّی و انا سرّه» (1)
    ص:133
    ________________________________________
    1- 1) - منهاج النجاح فی ترجمه مفتاح الفلاح: مقدمه 2/91، فصل 10؛ تفسیر المحیط الأعظم: 3/67.
    انسان رمز من است و من نیز رمز انسان هستم. وجود ما مغز است و بدن ما پوست مانند پوست گردو. قلب ما مغز و سرّ ما روغنِ مغز است که اگر آن روغن نباشد، یا باشد، اما کاربردی نداشته باشد، مغز پژمرده می شود و می پوسد.
    آن وقت به این شخص، انسان خشک، بی حال، بی مهر، بی محبت، بی سود و بی منفعت می گویند. سرّ، همان روغنِ وجود است. در این زمینه بحث های زیبایی شده است که خواندنی، یافتنی و درک کردنی است.
    فرزند از آن مرد الهی سؤال کرد: پدر! چه شده است که به اینجا رسیدی؟ گفت:
    نمی توانم برای تو بگویم. مگر قابل بیان است؟ ولی وقتی خودت راه را برسی و لذت آن را درک کنی، می فهمی. من که نمی توانم لذّت را با لفظ برای تو معنی کنم.
    اگر من لفظ لذت را بر زبان جاری کنم، تو چه می فهمی که حقیقت آن چیست؟ آن کسی که عسل نخورده است، با شنیدن لفظ عسل چه مزه ای را درک می کند



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #88

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ذکر زبانی در حضرت یوسف علیه السلام

    همه این شش مرتبه ذکر در حضرت یوسف علیه السلام بوده است. اما ذکر زبان، اقرار به وحدانیت حضرت حق است. در این زمینه نباید کسی ساکت باشد. این اقرار به وحدانیت گاهی به طور آزاد است که من می گویم: «لا اله الا الله» و راست می گویم.
    همین نیز فقط مهم است؛ چون در آیه اول سوره مبارکه منافقون می بینید؛
    « إِذٰا جٰاءَکَ اَلْمُنٰافِقُونَ قٰالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ» (1)
    ص:134
    ________________________________________
    1- 1) - منافقون (63) : 1؛ «چون منافقان نزد تو آیند، می گویند: گواهی می دهیم که تو بی تردید فرستاده خدایی و خدا می داند که تو بی تردید فرستاده اویی.»
    منافقان همه اهل نفاق هستند، یا رسول الله! وقتی نزد تو می آیند، می گویند:
    یقیناً ما شهادت می دهیم که تو فرستاده خدا هستی،
    « وَ اَللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّ اَلْمُنٰافِقِینَ لَکٰاذِبُونَ» (1)
    ولی من شهادت می دهم که این ها در این شهادت به رسالت تو دروغ می گویند. (2)این ذکر نیست، دروغگویی است. این که من بگویم: «لا اله الا الله» و راست نگویم؛ یعنی به لوازم توحید نیز ملتزم نباشم، نه به او علاقه داشته و نه کاری دارم و نه به دنبال شؤونش هستم و نه می خواهم حرف او را گوش کنم، این شهادت دروغ است.
    البته اگر خودم را در محضر او بدانم، در برابر او چنین بی ادبیِ سنگینی را نخواهم کرد که در مقابل او دروغ بگویم


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #89

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    صداقت در ذکر زبانی

    کسی که نزد اهل دلی می رفت، با شوق و ذوق می گفت: شب چهارشنبه در جمکران بودم. آن اهل دل گفت: برای چه به جمکران رفتی؟ گفت: آقا امام زمان علیه السلام
    ص:135
    ________________________________________
    1- 1) - منافقون (63) : 1؛ «و خدا گواهی می دهد که یقیناً منافقان دروغگویند.»
    2- 2) - الکافی: 2/396 - 397، حدیث 2 - 3؛ «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ قَالَ کَتَبْتُ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنْ مَسْأَلَهٍ فَکَتَبَ إِلَیَّ « إِنَّ اَلْمُنٰافِقِینَ یُخٰادِعُونَ اَللّٰهَ وَ هُوَ خٰادِعُهُمْ وَ إِذٰا قٰامُوا إِلَی اَلصَّلاٰهِ قٰامُوا کُسٰالیٰ یُرٰاؤُنَ اَلنّٰاسَ وَ لاٰ یَذْکُرُونَ اَللّٰهَ إِلاّٰ قَلِیلاً مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذٰلِکَ لاٰ إِلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ لاٰ إِلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ مَنْ یُضْلِلِ اَللّٰهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلاً » «نساء: 42 1- 143» لَیْسُوا مِنَ الْکَافِرِینَ وَ لَیْسُوا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَیْسُوا مِنَ الْمُسْلِمِینَ یُظْهِرُونَ الْإِیمَانَ وَ یَصِیرُونَ إِلَی الْکُفْرِ وَ التَّکْذِیبِ لَعَنَهُمُ اللَّهُ.» «عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ صلی الله علیه و آله قَالَ قَالَ إِنَّ الْمُنَافِقَ یَنْهَی وَ لَایَنْتَهِی وَ یَأْمُرُ بِمَا لَایَأْتِی وَ إِذَا قَامَ إِلَی الصَّلَاهِ اعْتَرَضَ قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَا الِاعْتِرَاضُ قَالَ الِالْتِفَاتُ وَ إِذَا رَکَعَ رَبَضَ یُمْسِی وَ هَمُّهُ الْعَشَاءُ وَ هُوَ مُفْطِرٌ وَ یُصْبِحُ وَ هَمُّهُ النَّوْمُ وَ لَمْ یَسْهَرْ إِنْ حَدَّثَکَ کَذَبَکَ وَ إِنِ ائْتَمَنْتَهُ خَانَکَ وَ إِنْ غِبْتَ اغْتَابَکَ وَ إِنْ وَعَدَکَ أَخْلَفَکَ.»
    شب های چهارشنبه در جمکران است. گفت: می دانم، تو برای چه رفتی؟ رفتی امشب دویست بار؛ یعنی صد بار در رکعت اول و صد بار در رکعت دوم به دروغ « إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ» (1)گفتی و آمدی؟ واقعاً تو راست می گویی؟ یعنی تو بنده هوی، هوس، پول، مقام و خودت نیستی؟ رفتی رو به روی خدا، دویست بار به خدا دروغ گفتی و آمدی؟ چرا رفتی؟ اقلاً اگر امشب نمی رفتی، دویست دروغ در نامه عملت نبود.
    اگر «لا اله الا الله» بگوید و راست بگوید، این ذکر زبان است. به پیغمبر صلی الله علیه و آله راست بگوید: « اشهد أنّک رسول الله» ، به حضرت ابی عبدالله علیه السلام راست بگوید:
    «اشهد انّک الامام البرّ التقیّ الرضیّ الزکیّ الهادی المهدیّ» (2)و دروغ نگوید. آن کسی که دروغ می گوید، به امام نیز دروغ می گوید که تو امام هستی؛ چون امام او طاغوت است





    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #90

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    9,656
    صلوات
    114
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    11,549
    مورد تشکر
    13,182 در 4,874
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    رفتار و گفتار صادقانه حضرت یوسف علیه السلام

    حضرت یوسف علیه السلام مناجات هایی در زندان، چاه و روی تخت حکومت دارد که وقتی کسی تنها در خانه اش این مناجات ها را می خواند، می خواهد با همه وجود چشم شود و گریه کند؛ چون ایشان راست می گوید. می دانید چه زمانی مردم «لا اله الا الله» را راست می گویند؟ آن وقت که خدا را مانند آفتاب وسط روز باور داشته
    ص:136
    ________________________________________
    1- 1) - فاتحه (1) : 5؛ «تنها تو را می پرستیم و از تو یاری می خواهیم.»
    2- 2) - إقبال الأعمال: 590؛ «قال لی مولای الصادق علیه السلام فی زیاره الأربعین تزور عند ارتفاع النهار وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَهُ التَّقْوَی وَ أَعْلَامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَهُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّهُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیَا.»
    باشند. این ذکر است.
    وقتی در زندان افتاد، خرابی زندان و مأمورهای خشن را دید، خدا در قرآن می فرماید:
    « قٰالَ رَبِّ اَلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمّٰا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ» (1)
    گفت: مولای من، این زندان نزد من عزیزتر از کاخ عزیز مصر و دعوت آن زن است. این راست گفتن خیلی کار می خواهد که به خدا راست بگوید که: این اتاق تنگ و تاریک، با این مأمورهای خشن که اگر کسی دیر بجنبد، او را شلاق می زنند، نان خشک برای او می آورند و تحقیرش می کنند، برای من از کاخ محبوبتر است، اگر راست نمی گفت که خدا نقل نمی کرد؛ چون خدا دروغ را نقل نمی کند



    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی