بیت ظهور تبلیغات
صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 61213141516
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 151 , از مجموع 151

موضوع: حدیث تندرستی (بررسی آداب خوردن و آشامیدن در روایات معصومین (علیهم السلام)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #151

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    10,361
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    8,095
    مورد تشکر
    6,887 در 2,123
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    پی نوشت :
    ...................) Anotates (.................
    1) الکافی: ج 6، ص 204، ح 14 به نقل از امام رضا (علیه السلام).

    2) نظر می رسد استعمال لفظ شکستن نان با دست به آن جهت است که در گذشته مردم نان را خودشان در منزل تهیه می کردند، و هر مرتبه نان زیادی پخت کرده و آن را خشک می کردند تا مدت طولانی بتواند از آن نگهداری و از فاسد شدن آن جلوگیری نمایند. پس چون نان ها به صورت خشک شده نگهداری می شد، در حدیث شریف ق؟تد
    3) بقره: 168.
    4) کهف: 19.
    5) مستدرک علی الصحیحین: ج 4، ص 140، ح 7159.
    6) تحف العقول: ص 175.
    7) غرر الحکم: 7186.
    8) بحارالانوار: ج 66، ص 314، ح 4 به نقل از الغایات: ص 185.
    9) تاریخ دمشق: 14/10/1483، و نیز ر . ک: امالی، صدوق: 364/452.
    10) مستدرک الوسائل: ج 13، ص 23، ح 3 به نقل از مجمع البیان: ج 1، ص 448.
    11) الکافی: ج 6، ص 375، ح 2؛ کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 3، ص 358، ص 4268.
    12) بدیهی است علت حاضر نشدن در جماعت، بوی بد دهان است؛ زیرا موجب اذیت و آزار دیگران می شود.

    13) تهذیب الاحکام: ج 3، ص 255، ح 708.
    14) الجعفریات: ص 244.
    15) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 3، ص 555، ح 4902؛ عیون اخبار الرضا: ج 2، ص 38، ص 112.
    16) یعنی اگر چه در دنیا جاودانه بودن ممکن نیست و به ناچار مرگ زندگی را پایان خواهد، اما در آغاز روز صبحانه خوردن و کفشهای راحت پوشیدن، به قدری عمر را طولانی می کند که همانند زندگی جاوید است.

    17) الکافی: ج 2، ص 288، ح 2.
    18) همان.
    19) همان.
    20) مکاتیب الرسول: ج 2، ص 436، ح 11.
    21) ر . ک: حدیث شهاب بن عبر ربه که در ص 27 گذشت.
    22) المحاسن، ج 2، ص 235، ح 1722.
    23) الجعفریات: ص 27؛ الکافی: ج 6، ص 290، ح 4.

    24) منظور از کلمه وضو در احادیثی که مربوط به خوردن و آداب آن می باشد، شستن دستها بوده و مراد از آن، وضو گرفتن متعارفی نیست که مقدمه نماز است.

    25) دعائم السلام: ج 2، ص 121، ح 412.
    26) الکافی: ج 6، ص 290، ح 1.
    27) الخلاص: ص 23 ح 82.
    28) الکافی: ج 6، ص 290، ح 2.
    29) المحاسن: ج 2، ص 201، ح 1591.
    30) الکافی: ج 6، ص 291، ح 1.
    31) کنز العمال: ج 15، ص 426، ح 41685.
    32) الزهد، احمد ابن حنبل: ص 11.
    33) امالی، طوسی: ص 304، ح 606.
    34) الخصال: ج 2، ص 518، ح 4.
    35) عبس: 24 -32.
    36) الکافی: ج 6، ص 321، ح 1.
    37) المحاسن: ج 2، ص 172، ح 1481.
    38) با توجه به توضیحی که ذیل حدیث ذکر شد، روشن می شود که اگر چه در الفاظ این سه روایت تفاوت به چشم می خورد، از نظر مفهوم تعارضی بین آنها وجود ندارد.

    39) تحف العقول: ص 171.
    40) الکافی: ج 6، ص 293، ح 7.
    41) حیله الاولیاء: ج 8، ص 126.
    42) الکافی: ج 6 ص 295، ص 20؛ تحذیب الاحکام: نج 9، ص 99، ح 431.
    43) کتاب من ال یحضره، الفقیه: ج 3، ص 356، ح 4253.
    44) الکافی: ج 6، ص 292، ح 2.
    45) حلیه الاولیاء: ج 10،ص 114.
    46) الکافی: ج 6، ص 295، ح 19.
    47) از امور جالب توجه آنکه در مجموعه روایات در مورد خوردن، هیچ حدیثی که در آن از صحبت کردن هنگام خوردن غذا تهی شده باشد وجود ندارد و تنها نکته ای که در این روایات وارد شده، این مسئله است که اگر خوردن به واسطه سحبت کردن قطع شد، برای شروع دوباره آن، باید بسم الله گفته شود. بنابراین، زشتی سخن گفتن در هنگام اشتغال به خوردن، غلط مشهور بوده و هیچ سندی ندارد و مستند به گفتار یا کردار امام معصوم (علیه السلام) نیست.
    48) پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود لن یدخل الجنه عبد فی قلبه مثقال حبه من خردل من کبر. (ثواب الاعمال: ص 264، ح 5).
    49) الکافی: ج 6، ص 272، ح 10.
    50) دعائم الاسلام: ج 2، ص 118، ح 396.
    51) سنن الترمذی: ج 4، ص 258، ح 1800؛ عوالی اللثانی: ج 1، ص 145، ح 75.
    52) که با دست راست خوردن، علاوه بر اینکه شرافت و فضیلت بیشتری دارد، از نظر بهداشتی نیز مطلوب تر است.
    53) الکافی: ج 6، ص 326، ح 2.
    54) همان، ح 5.
    55) دعائم الاسلام: ج 2، ص 119، ح 402، بحارالانوار: ج 66،ص 412، ح 10.
    56) البته روایات دیگری نیز وارد شده که توصیه می کند غذا خوردن با سه انگشت بهتر است؛ اگر چه امروزه به علت وجود ابزار مناسب برای خوردن همچون قاشق و چنگال، خوردن با دست از درجه پایین تری از نظر بهداشت برخوردار باشد.
    57) الکافی: ج 6، ص 303، ح 8.
    58) همان: ص 297، ح 3.
    59) الکافی: ج 6، ص 296، ح 1.
    60) از وسط غذا نخوردن به این معنا نیست که قسمت وسط غذا تا آخر دست نخورده مانده و در ظرف باقی بماند؛ بکله به این معناست که شروع خوردن از اطراف غذا باشد؛ زیرا کسی که از وسط غذا می خورد نشانه حرص و ولع زیاد است که معمولا این چنین شخصی با سرعت بیشتری نیز غذا می خورد، لقمه ها را خوب نمی جود و در نتیجه از غذا لذت و وافی را نبرده و حتی از آن غذا خوب سیر نمی شود، به ویژه اگر دیگران در خوردن غذا با او شریک باشند که در آن صورت، موجب می شود که دیگران نیز تحریک شوند و رعایت حال دیگران را نکنند، و در نهایت به واسطه تند و سریع خوردن، هیچ یک سیر نشده و از غذا لذت کافی نبرند. در حالی که اگر همه آنها از جلوی خود غذا برمی داشتند و با طمانیه غذا می خوردند، همه از خوردن لذت می بردند و همه به خاطر رعایت انصاف و مراعات حال یکدیگر، برکت غذا بیشتر می شد و همه آنها سیر می شدند و حتی در این موارد گاهی همان گونه که مشهور است از کم نیز زیاد می آید و این همان زیاد شدن برکت غذاست.
    61) مکارم الاخلاق: ج 1، ص 305، ح 968.
    62) الکافی: ج 4، ص 49، ح 15.
    63) بحارالانوار: ج 66، ص 9؛ به نقل از مکارم الاخلاق.
    64) الکافی: ج 6، ص 297، ح 4؛ بحارالانوار: ج 66، ص 405، ح 7.
    65) الکافی: ج 66، ص 297، ح 7.
    66) همان: ص 291، ح 3.
    67) تحف العقول: ج 48؛ المحاسن: ج 2، ص 214، ح 1640.
    68) الکافی: ج 6، ص 294، ح 12.
    69) تنبیه الخواطر: ج 1، ص 102.
    70) در المنثور: ج 4، ص 552.
    71) الخصال: ص 505، ح 2.
    72) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 3، ص 356، ح 4257.
    73) تاریخ بغداد: ج 4، ص 91.
    74) الکافی: ج 6، ص 300، ح 7.
    75) اشاره به این نکته دارد که خوردن غذاهای ریزی که در کنار سفره و روی زمین ریخته، باعث شفای دردهاست.
    76) المحاسن: ج 2، ص 228، ح 1691.
    77) الکافی: ج 6، ص 300، ح 1.
    78) عیون الخبار الرضا: ج 2، ص 34، ح 68.
    79) یعنی هر کس آنها را از زمین بردارد وبخورد، مهریه حورالعین را پرداخته است و خداوند در بهشت به او از حوریان بهشتی می بخشد.
    80) کنز العمال: ج 15، ص 416، ح 41638.
    81) المحاسن: ص 558 ح 927.
    82) دعائم السلام: ج 2، ص 120، ح 410؛ الجعفریات: ص 28.
    83) الکافی: ج 6، ص 377، ح 1.
    84) دعائم الاسلام: ج 2، ص 121، ح 412؛ بحارالانوار: ج 66، ص 365، ح 42.
    85) الکافی: ج 6، ص 292، ح 5.
    86) همان، ص 291، ح 4.
    87) المحاسن: ج 2، ص 203، ح 1603.
    88) الکافی: ج 6، ص 299، ح 21ت تهذیب الاحکام: ج 9، ص 100، ح 435.
    89) المحاسن: ج 2، ص 236، ح 1723.
    90) دراز کشیدن و خوابیدن دو مفهوم جدا بود و با هم متفاوت است. از این رو این دو حدیث، با آن حدیثی که خوابیدن بعد از غذا را نهی می کند و قساوت قلب را از جمله آثار آن بر می شمرد، تعاضی ندارد. بنابراین خوابیدن بعد از غذا مطلوب نیست اگر چه دراز کشیدن بعد از آن برای مدتی کوتاه مفید است.
    91) الخلاص: ص 54، ح 73؛ روضه الواعظین: ص 339.
    92) کتاب من لا یحزره الفقیه: ج 4، ص 355، ح 5762.
    93) الکافی: ج 6، ص 273، ح 2.
    94) بحارالانوار: ج 66، ص 410، ح 5.
    95) همان: ص 422، ح 37؛ مکارم الاخلاق: ج 1، ص 314، ح 38.
    96) صحیح مسلم: ج 3، ص 1633، ح 188.
    97) سنن الترمذی: ج 4، ص 260، ح 1805؛ الکافی: ج 6، ص 296، ح 1 به نقل از امام علی (علیه السلام).
    98) ر . ک: فصل سوم: ادب هستم از آداب هنگام غذا.
    99) سنن ابن ماجه: ج 2، ص 1096، ح 3295.
    100) دعائم الاسلام: ج 2، ص 120، ح 408.
    101) کنز العمال: ج 15، ص 259، ح 40856.
    102) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 4، ص 9، ح 4968.
    103) الکافی: ج 6، ص 272، ح 2.
    104) المحاسن: ج 2، ص 233، ح 1714؛ بحارالانوار: ج 66، ص 338، ح 1.
    105) عیون اخبار الرضا: ج 2، ص 38، ح 113.
    106) الکافی: ج 6، ص 271، ح 3.
    107) المحاسن: ج 2، ص 246، ح 1765.
    108) همان: ص 248، ح 1772.
    109) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 4، ص 3، ح 4968.
    110) ربیع الابرار: ج 2، ص 679.
    111) تحف العقول: ص 48.
    112) خوردن در بازار، به دو دلیل می تواند نشانه فرومایگی باشد:
    اول: کسیکه در بازار غذا می خورد، در مقابل نگاه های عموم رهگذران اقدام به این کار کرده است و چون انجام این کار نکوهیده است، خود را از فرومایگان قرار می دهد.
    دوم: خوردن در بازار حکایت از آن دارد که انجام دهنده آن حاضر به ترک بازار و حضور در منزل در کنار خانواده خود نبوده و به دنبال سود و در آمد بیشتر است و این عمل دنیاطلبی بیش از حد و فرومایگی است.
    البته دلیل اول قوی تر به نظر می رسد و دلیل زشتی آن نیز در ملا عام بودن است. بنابراین ظاهر این است که اگز کسی در بازار در مکانی که مقابل چشمان دیگران نیست غذا بخورد مصداق این روایت نخواهد بود.
    113) الکافی: ج 2، ص 292، ح 13.
    114) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 2، ص 277، ح 2434.
    115) ر . ک: فصل هفتم، خوردن غذای حرام، ص 85.
    116) مستدرک الوسائل: ج 16، ص 455، ح 20534؛ بحارالانوار: ج 62، ص 310، ح 13.
    117) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ج 20، ص 272، ح 149.
    118) تحف العقول: ص 172.
    119) مصباح الشریعه: ص 237.
    120) المواعظ العددیه: ص 213.
    121) غرر الحکم: ح 8462.
    122) همان: ح 2336.
    123) همان: ح 6153.
    124) تنبیه الخواطر: ج 2، ص 122.
    125) الفردوس: ج 1، ص 291، ح 1138.
    126) الکافی: ج 6، ص 269، ح 4.
    127) المواعظ العددیه: ص 71.
    128) بحارالانوار: ج 62، ص 142، ح 9.
    129) تنبیه الخواطر: ج 2، ص 121.
    130) همان: ص 119.
    131) مائه کلمه، جاحظ: ص 14، ح 16.
    132) نهج البلاغه: حکمت 171.
    133) یعنی گاهی آدمی هنگام مواجه شدن با غذای دلخواه خود، مقدار زیادی از آن می خورد که آن پرخوری او را بیمار می سازد و آن گاه به دلیل یک بار پرخوری، مدتها باید از خوردن غذاهای دلخواه پرهیز کند.
    134) غرر الحکم: ح 2639.
    135) علل الشرایع: ج 2، ص 497، ح 1.
    136) گاهی مراد از ماء الوجه آبرو است. بنابراین معنا باید گفت پرخوری باغث رفتن آبرو می شود.
    137) مصباح الشریعه: ص 239.
    138) مکارم الاخلاق: ج 1، ص 320، ح 1025.
    139) المحاسن: ج 2، ص 222، ح 1667.
    140) غرر الحکم: ح 9922.
    141) مستدرک الوسائل: ج 16، ص 212.
    142) تنبیه الخواطر: ج 1، ص 100.
    143) الکافی: ج 6، ص 269، ح 5.
    144) به نظر می رسد آروغ زدن در عبارت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کنایه از پرخور بودن است، زیرا معمولا آروغ زدن نتیجه زیاد خوردن است. بنابراین کسی که بیش از همه آروغ می زند، از همه بیشتر پرخوری کرده و کمتر گرسنگی کشیده است. به همین دلیل یلی از عواقب آن، گرسنگی در آخرت خواهد بود.
    145) آل عمران: 38.
    146) فرقان: 74./
    147) غرر الحکم: ح 2963.
    148) همان: ص 10065.
    149) تنبیه الخواطر: ج 2، ص 120.
    150) همان: ج 1، ص 61؛ ارشاد القلوب: ص 69.
    151) ارشاد القلوب: ص 69.
    152) بحارالاتنوار: ج 84، ص 258، ص 56به نقل از عده الداعی: ص 284
    153) عده الداعی: ص 284.
    154) تایخ بغداد: ج 4، ص 158.
    155) تنبیه الخواطر: ج 2، ص 116.
    156) سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا: ص 232.
    157) اعراف: 31.
    158) سنن ابن ماجه: ج 2، ص 1112، ح 3352.
    159) الکافی: ج 6، ص 297، ح 8.
    160) هر کس به خداوند و رستاخیز ایمان دارد، نباید از سفره ای که در آن شراب نوشیده می شود، غذا بخورد.
    161) الفردوش: ج 3، ص 242، ح 4711.
    162) همان: ص 638، ح 6000، و نیز ر . ک:: دعائم الاسلام: ج 2، ص 116، 387.
    163) الجعفریات: ص 159.
    164) اشاره به ضرب المثل: از کم زیاد آورد است که معمولا زمانی به کار می رود که مقداری از غذا مقداری باقی بماند و همگی سیر شوند، درحالی که ابتدا گمان می شد غذا به اندازه کافی نیست.
    165) بحارالانوار: ج 66، ص 350، ح 1؛ عیون الخبار الرضا: ج 2، ص 159، ح 24.
    166) تنبیه الغافلین: ص 344، ح 499.
    167) عمل از سر گیر؛ یعنی دیگر هیچ گناهی در نامه عملت نیست و همانند جوانی که تازه مکلف شده و از زمان تکلیف، شروع به انجام اعمال نیک می کند و مواظب است که گناهی در نامه عملش ثبت نشود، تو نیز آگاه باش که گناهانت آمرزیده شد؛ پس اعمالت را از سر گیر.
    168) الکافی: ج 6، ص 296، ح 25.
    169) الفردوس: ج 5، ص 129، ح 7709.
    170) سنن ابن ماجه: ج 2، ص 1096، ح 3295.
    171) تحف العقول: ص 172؛ بشاره المصطفی: ص 25.
    172) باید توجه داشت که منظور از طولانی نمودن زمان خوردن در این حدیث شریف نیست، زیرا با توجه به روایاتی که پرخوری را شدیدا مذمت کرده است (در فصل ششم) و با توجه به روایاتی که نشستن در کنار سفره را از عمر آدمی به حساب نیاورده است (آداب شماره نهم در قسمت آداب هنگام لخوردن از فصل سوم) نتیجه خواهیم گرفت که باید غذا با طمانینه و آهسته خورد تا همه مدت زمان بیشتری در کنار سفره گذراند و هم پرخوری نکرد، و هم غذا را خوب جویده و از آن لذت برد.
    173) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ج 20، ص 291، ح 335.
    174) علل الشرایع: ج 2، ص 519، ح 1.
    175) البته در برخی متون، این عمل را تنها در صورتی جایز شمرده شده که از دیگر همراهان اجازه گرفته شود؛ زیرا با کسب اجازه از همراهان، در حقیقت به آنان اعلام کرده ایم که آنها نیز در صورت تمایل، می توانند چند تایی بخورند، تا به آنها اجحاف نشود.
    176) الفردوس: ج 1، ص 126، ح 337.
    177) الکافی: ج 4، ص 12، ح 6.
    178) تحف العقول: ص 172؛ بشاره المصطفی: ص 25.
    179) ر . ک: فصل سوم، ص 31.
    180) غرر الحکم: ح 2111.
    181) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ج 20، ص 333، ح 824.
    182) تهذیب الاحکام: ج 9، ص 100، ح 433.
    183) عیون اخبار الرضا: ج 2، ص 29، ح 31.
    184) المحسان: ج 2، ص 262، ح 1829.
    185) الکافی: ج 6، ص 317، ح 8.
    186) کنز العمال: ج 6، ص 640، ح 17174.
    187) الکافی: ج 6، ص 300، ح 6؛ مسند الفردوس: ج 4، ص 138، ح 6326.
    188) شکر نعمت نعمتت افزون کند - کفر نعمت از کفت بیرون کند
    189) المحاسن: ج 2، ص 397، ح 2383.
    190) سنن البن ماجه: ج 2، ص 1087، ح 3266.
    191) مسند احمد بن حنبل، ج 9، ص 355، ح 24533.
    192) الکافی: ج 2، ص 96، ح 16.
    193) کنز العمال: ج 15، ص 291، ح 41050.
    194) هنگامی که انسان آب می مکد و سر می کشد، احتمال جهش آب به حلق و ریه او کمتر بوده و بدن تغییر دما به دلیل ورود آب را راحت تر می پذیرد، برخلاف وقتی که آب را ناگهانی سر می کشد که احتمال جهش آب به حنجره و ریه بسیار است و دما، تغییر ناگهانی عارضه ای بر بدنش وارد می سازد.
    195) دعائم الاسلام: ج 2، ص 164، ح 591.
    196) بحارالانوار: ج 62، ص 293.
    197) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 3، ص 353، ح 4243.
    198) مستدرک الوسائل: ج 17، ص 8، ح 20577؛ به نقل از الجعفریات: ص 162، و نیز ر . ک: الکافی: ج، ص 328، ح 1.
    199) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 3، ص 353، ح 4244؛ الکافی: ج 6، ص 383، ح 2.
    ماء الاصفر، مرضی است که به واسطه آب خوردن ایجاد می شود. در این مرض، آب در شکم جکع شده و شکم را بزرگ می کند. (تاج العروس).
    200) الکافی: ج 6، ص 391، ح 6.
    201) از آنجا که ذات مقدس خداوند بی نهایت بزرگ است و قدرت او نیز محدودیتی ندارد، تقرب و نزدیک شدن به او نیز به هز میزان که باشد، هیچ گاه به طور کامل به دست نخواهد آمد. از این رو، اگر چه ذکر درجات یا پاداشهای بسیار زیاد برخی روایات برای کارهای نیک، در نگاه اول بسیار دور از ذهن و بعید به نظر می رسد، اما با توجه به ذات بی نهایت پروردگار و قدرت بی پایان او بسیار ناچیز است.
    برای مثال، مسافت یک میلیون کیلومتر در نگاه اول و بدون مقایسه با مسافت دیگر، مسافت بسیار زیادی به نظر می رسد، ولی وقتی آن را با واحدهای نجومی مانند سال نوری یعنی مسافتی که نور در یک سال می پیماید مقایسه می کنیم، در می یابیم که یک میلیون کیلومتر چه فاصله اندکی است. این مسافت، وقتی کوچک تر و کمتر به نظر می آید که با بی نهایت مقایسه شود.
    202) مستدرک الوسائل: ج 17، ص 26، ح 20647؛ به نقل از مصباح کفعمی: ص 741.
    203) الکافی: ج 6، ص 384، ح 1، و نیز ر . ک: ج 2، ص 96، ح 16.
    204) کنز العمال: ج 15، ص 291، ح 41052 و نیزر.ک: الکافی: ج 6، ص 384، ح 3 حدیثی از امام صادق (علیه السلام) است که مضمون آن شبیه حدیث یاد شده است.
    205) این عبارت، در نسخه خطی آمده است.
    206) مکارم الاخلاق: ج 1، ص 325، ح 1044.
    207) الکافی: ج 6، ص 328، ح 4.
    208) از آنجا که تمام میکروبها؛ رمحیط مرطوب یا در مایع امکان حیات دارند، ماده اوله تمامی امراض آب است تنها با وجود آب است که میکروبها می توانند به حیات خود ادامه دهند.
    209) الکافی: ج 6، ص 328، ح 2.
    210) المحاسن: ج 2، ص 397، ح 2385.
    211) همان: ص 398، ح 2388؛ بحارالانوار: ج 66، ص 456، ح 39.
    212) مصباح الشریعه: ص 253.
    213) تهذیب الاحکام: ج 9، ص 94، ح 410.
    214) همان: ح 411؛ کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 3، ص 353، ح 4246.
    215) شتر تشنه دهانش را داخل آب گذاشته و تا سیراب نشود، از نوشیدن باز نمی ایستد.
    216) دعائم الاسلام: ج 2، ص 130، ح 454.
    217) الکافی: ج 6، ص 381، ح 1؛ الجعفریات: ص 161 و نیز ر . ک: نثر الدر: ج 1، ص 325.
    218) سنن البن ماجه: ج 2، ص 1135، ح 3433؛ کنز العمال: ج 15، ص 291، ح 41049.
    219) منظور از این سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) این است که اگر ظرفی برای نوشیدن آب در دسترس نبود و یا ظروف آلوده و غیر بهداشتی وجود داشت، نوشیدن با کف دست برتری داشته و نوشیدن از آن ظروف غیر بهداشتی یا همانند حیوانات دهان را بر روی نهر و جوی آب گذاشتن، به هیچ وجه پسندیده و مطلوب نیست.
    220) الکافی: ج 6، ص 386، ح 7، و نیز ر . ک: کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 3، ص 353، ح 4242.
    221) کنز العمال: ج 15، ص 269، ح 41083.
    222) الکافی: ج 6، ص 385، ح 5.
    223) شیطان در این گونه روایات به معنای کثیفی و میکروب است.
    224) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 4، ح 4968.
    225) سنن الترمذی: ج 4، ص 304، ح 1887.
    226) معمولا وقتی روی آب گرد و غبار جمع می شد، به روی آن می دمیدند فوت می کردند تا گرد و غبار به کناری برود و سپس از آن می نوشیدند. ولی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در چنین حالتی، دمیدن به آن درست ندانسته و دور ریختن قسمتی از روی آب را که غبار روی آن نشسته بهتر از دمیدن به آن می داند.
    227) السنن الکبری: ج 7، ص 463، ح 14655.
    228) کنز العمال: ج 15، ص 294، ح 41071 به نقل از شعب الایمان.
    229) الفردوس: ج 5، ص 69، ح 7484.
    230) رجال الکشی: ج 2، ص 484، ح 394.
    231) صحیح مسلم: ج 3، ص 205، ح 58.
    232) الخصال: ج 1، ص 340، ح 2؛ الکافی: ج 6، ص 267، ح 4.
    233) بله می توان از ظروفی که نقره خالص نیست و تنها قسمتهایی از آن نقره کاری شده آب نوشید، به شرطی که دهان را بر آن قسمتی که نقره کاری ندارد گذاشته و از آن قسمت آشامید. البته این عمل نیز زمانی مجاز است که ظرف دیگری نباشد و چاره ای ج نوشیدن از چنین ظرفی وجود نداشته باشد. (ر . ک: کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 3، ص 252، ح 4238، الکافی: ج 6، ص 267، ح 5).
    234) دعائم الاسلام: ج 2، ص 129، ح 448؛ صحیح البخاری: ج 7، ص 203، ح 49.
    235) ظاهرا علت این نهی آن است که داخل مشک با کوزه دیده نمی شود و کسی که از چنین ظرفی می نوشد، از پاکیزگی یا نبودن جانور موذی در آن مطمئن نخواهد بود. بنابراین، باید ابتدا آب را به داخل ظرفی که داخلش را می توان دید دیخت و سپس از آن نوشید.
    236) مائده: 91.
    237) بقره: 219.
    238) مائده: 90.
    239) الکافی: ج 6، ص 417، ح 6؛ تهذیب الاحکام: ج 9، ص 124، ح 536.
    240) همان: ج 1، ص 148، ح 15؛ عیون اخبار الرضا: ج 2، ص 15، ح 33.
    241) همان: ج 6، ص 408، ح 2.
    242) تهذیب الاحکام: ج 9، ص 111، ح 481؛ الکافی: ج 6، ص 408، ح 6 - 8.
    243) مکارم الاخلاق: ص 452.
    244) الکافی: ج 2، ص 338، ح 3؛ ج 6، ص 403، ح 5.
    245) ممکن است افرادی که از خوردن شراب پرهیز نمی کنند، بگویند که ما از بسیاری از مقدس نماهایی که ادعای تدین نیز دارند بهتریم، زیرا آنها از دروغ گفتن ابایی ندارند و ما از شراب خوردن، پس از گناه آنان بزرگ تر است؛ زیرا دروغ، سرمنشاء تمامی گناهان است دروغ گو دشمن خداشت. و در نتیجه، این توجیه را دستاویز خود قرار داده و از خوردن شراب پرهیز نکنند.
    این سخن دو پاسخ دارد: الف؛ دروغ و شراب دو راهی است که عاقبت هر دو به هلاکت می انجامد. بنابراین، همان گونه که دروغگو خود را هلاک می کند، شرابخوار نیز خود را به هلاکت می رساند. از این رو، در اینکه آنها هر دو به هلاکت می رسند، شکی نیست، اگر چه کسی که خود را با دروغگویی به هلاکت و خسران ابدی رسانده، راه وحشتناک تری را برگزیده است. این مانند آن است که دو نفر خودکشی کنند، یکی با طناب دار خود را بکشد و دیگری خودسوزی را برای خودکشی انتخاب کند. در چنین حالتی، کسی که با طناب دار اقدام به خودکشی می کند، نمی تواند ادعا کند که از دیگری که خود سوزی را برای کشتن خویش برگزیده بهتر است؛ زیرا هردو نفر، خود را به هلاکت رسانده اند و نتیجه کارشان یکی است.
    ب - در خوردن شراب هیچ توجیهی نمی توان داشت؛ زیرا تمام راه های توجیه شراب خواری از ابتدا توسط خداوند متعال بسته شده است. لذا فرد شرابخوار نمی تواند به این بهانه که بسیار کم شراب می خورد تا مست نشود یا برای معالجه شراب می نوشد، به این کار زشت اقدام کند؛ زیرا این دو بهانه نیز برای شراب خواران پذیرفته نیست و از طرف شارع مقدس حرام شده است.
    بنابراین، کسی که به حکم خداوند خود مخالفت کرده و علم مخالفت را برافراشته است و در نتیجه، نام او در فهرست مخالفان با دستوراهای الهی ثبت می شود و از این طریق، به دامن گناهان دیگری همچون دروغ مصلحتی یا در برخی موارد، دروغ را بهتر از راستگویی می داند در مواقعی که قصد صلح دادن بین دو مومن در میان است. لذا افرادی که دروغ می گویند، غالبا برای خود توجیه به ظاهر شرع پسند یافته و سعی می کنند به طریقی خود را در زمره مخالفان خدای خود قرار ندهند، و یا با اینکه می دانند توجیه آنها نیز خداوند و نزد خودشان پذیرفته نیست، با این حال باز هم توجیه می کنند تا ظاهر خود را صالح و سالم جلوه دهند و به دیگران این گونه می نمایانند که جرئت مخالفت با خدا و دشمنی با او را ندارند و انسان درستکاری هستند.
    دلیل این مدعی آن است که اگر از انسان دروغگو بپرسند که چرا دروغ گفتی؟ پاسخ می دهد: دروغ مصلحتی گفتم. او با این جواب اعلان می کند که من با خداوند مخالفت نمی کنم. و نیز اگر به او بفهمانیم که این توجیه تو صحیح نیست و تنها به جهت فریب و با اقناع خودت بوده است، تا به این واسطه ناراحتی وجدان تو را نیازارد و در نتیجه، راحت تر بتوانی دروغ بگویی، او شرمنده و سرافکنده می شود. اما فرد شراب خوار به هیچ وجه توجیهی برای کار خود ندارد زیرا در هیچ فرضی شراب خواری جایز شمرده نشده است.
    ما با این بیان نمی خواهیم ادعا کنیم که زشتی دروغگویی کمتر از زشتی شراب خواری است، بلکه هدف آن است که بیان کنیم معمولا فردی که دروغ می گوید، اگر به قصد مخالفت با امر خداوند اقدام به این کار نکرده و برای خود توجیه عرف پسندی داشته باشد که اغلب این گونه است از کسی که شراب خوار است، خیانت باطنی کمتری دارد؛ ولی اگر انسان دروغگو با قصد مخالفت با خداوند، آن گونه که شرابخوار قصد می کند، دروغ بگوید، گناهش بزرگ تر از شراب خواری خواهد بود. البته شراب خوار معمولا از گفتن دروغ یا تهمت و افترا نیز پرهیز نمی کند. بنابراین، نتیجه خواهیم گرفت که خبائت باطن فرد شراب خوار، به دلیل مخالفت صریح با دستور شارع مقدس و نیز پرهیز نکردن از دروغ، تهمت، غیبت و... بیش از فرد دروغگو خواهد بود.
    در آخر به خواننده محترم توصیه می کنیم که احادیث این فصل را که مربوط به شراب و شراب خواری است تا آخر ببیند و در پایان، خود به زشتی و پلیدی شراب و شراب خواری پی ببرد.
    246) الکافی: ج 7، ص 214، ح 4.
    247) همان: ص 215، ح 7؛ تهذیب الاحکام: ج 10، ص 90، ح 3.
    248) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 4، ص 58، ح 5091.
    249) الکافی: ج 6، ص 397، ح 5، و نیز ر . ک: امالی، صدوق: ص 502، ح 688.
    250) مومنون: 108.
    جامع الاخبار: ص 424، ح 1181 و نیز ر . ک: امالی، صدوق: ص 502، ح 688.
    251) بحارالانوار: ج 96، ص 275، ح 9؛ به نقل از فقه الرضا (علیه السلام).
    252) همان: ج 72، ص 257، ح 47.
    253) کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 4، ص 355، ح 5762؛ مکارم الاخلاق: ج 2، ص 320، ح 2656.
    254) الکافی: ج 6، ص 400، ح 1 و 2؛ تهذیب الاحکام: ج 9، ص 106، ح 459.
    255) تهذیب الاحکام: ج 9، ص 105، ح 456؛ الکافی: ج 6، ص 399، ح 16 و نیز ر . ک: دعائم الاسلام: ج 2، ص 133، ح 467.
    256) تنبیه الغافلین: ص 147ح 186.
    257) الخصال: ص 179، ح 243؛ معانی الاخبار: ص 329، ح 1.
    258) الکافی: ج 6، ص 400، ح 3ذ تهذیب الاحکام: ج 9، ص 106؛ معانی الاخبار: ص 164، ح 2 و نیز ر . ک: الخصال: ج 2، ص 621، ح 10.
    259) امالی، الصدوق: ص 502، ح 688.
    260) تنبیه الخواطر: ج 2، ص 115، و نیز ر . ک: الکافی: ج 6، ص 397، ح 8.
    261) الخصال: ج 1، ص 179، ح 243.
    262) رحم، یعنی خویشاوندان نزدیک و قاطع رحم، کسی است که با خویشاوندان نزدیک خود ترک مراوده کرده و هیچ نوع ارتباطی با آنان نداشته باشد.
    263) الکافی: ج 3، ص 269، ح؛ کتاب من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 132 ، ح 617.
    264) همان: ج 6، ص 430، ح 9.








    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 61213141516

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی