نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: ╫▄*.*▄╫حاکمیت جهان پس از امام مهدی (ع)╫▄*.*▄╫

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    285
    نوشته
    914
    تشکر
    2,358
    مورد تشکر
    2,589 در 847
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ╫▄*.*▄╫حاکمیت جهان پس از امام مهدی (ع)╫▄*.*▄╫


    حاکمیت جهان پس از امام مهدی (ع)


    چکیده


    ظهور و قیام امام زمان(عج) _ که در دوره پایانی جهان رخ می‌دهد _ سبب‌ساز تغییرات و دگرگونی‌های وسیع می‌شود و جهان را در جایگاهی مطلوب و ایده‌آل قرار می‌دهد. در روایات، تصویری روشن و شفاف از عصر ظهور ارائه شده است؛ اما درباره وضعیّت جهان پس از پایان زندگی امام(عج) و ماندگاری دولت عدل جهانی تا برپایی قیامت، ابهاماتی وجود دارد. در نوشتار حاضر، وضعیّت حاکمیّت جهان پس از پایان زندگی حضرت مهدی(عج) و به‌دنبال آن، پایایی یا عدم پایایی وضعیّت مطلوب عصر ظهور بررسی می‌شود. در این راستا، سه نظریه «رجعت معصومین»، «جانشینی اولیای صالح»، و «برپا شدن قیامت با پایان یافتن زندگی حضرت مهدی(عج)» مطرح شده و مورد ارزیابی قرار گرفته و در پایان، ماندگاری دولت مهدوی(عج) تا برپایی قیامت به دست آمده است.


    مقدمه

    از دیرباز عالمان مسلمان _ اعم ار محدّثان، مفسران و متکلمان _ در آثار خود به‌موازات دیگر موضوعات و بحث‌های علمی، به گفت‌وگو دربارۀ ظهور مردی از خاندان نبوی، به‌نام مهدی(عج) پرداخته‌اند که در دورۀ پایانی جهان و پیش از برپایی قیامت رخ می‌نماید و با ظهور او وضعیّت جهان به‌یک‌باره دگرگون می‌شود.


    مطالعه و بررسی روایات اسلامی درباره ظهور و قیام منجی و پیامدهای آن نشان می‌دهد این پدیده موجبات تغییر و تحولاتی عظیم را در شئون مختلف زندگی بشری فراهم آورده، جامعه را در مسیر نیل به سعادت و کمال قرار می‌دهد که نتیجۀ آن تحقق مدینۀ فاضله و آرمان‌شهر موعود خواهد بود.


    اما سؤال این‌جاست که پس از این‌که جهانیان برکت حضور امام(عج) را از دست دادند، چه روی خواهد داد؟ آیا حکومت سراسر عدلی که در عصر حضور امام تشکیل شد، پس از ایشان پایدار می‌ماند و تا برپایی قیامت ثبات خواهد داشت، یا نه؛ با فقدان امام، موقعیت جهان متزلزل شده، دچار آسیب می‌شود و سرانجام در اثر روند قهقرایی، قیامت در زمان بدترین مردم برپا خواهد شد؟


    واقعیّت این است که اگرچه دربارۀ واقعۀ بزرگ ظهور و مقدّمات و پیامدهای آن پژوهش‌های زیادی صورت گرفته، دامنۀ همۀ آن‌ها محدود به زمان حیات منجی شده است و درباره سرنوشت جهان در فاصلۀ پایان زندگی منجی تا وقوع قیامت ابهاماتی وجود دارد. در این پژوهش سعی شده از طریق بررسی وضعیّت حاکمیّت جهان پس از پایان زندگی حضرت مهدی(عج) به پرسش‌های مذکور پاسخ داده شود.
    اطلاعات مورد نیاز برای نگارش نوشتار حاضر با استفاده از روش کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده و با تجزیه و تحلیل آن‌ها نتیجه حاصل شده است؛ بنابراین شیوه تحقیق از نوع توصیفی _ تحلیلی است.


    پایان زندگی امام

    پس از این‌که حضرت ولیّ عصر(عج) با برپایی قسط و عدل، سعادت را برای بشر به ارمغان آورد و جهانیان از عطر عدالت مهدوی سرمست شدند، زندگی این‌جهانی آن حضرت به‌پایان می‌رسد. در این‌که آیا آن بزرگوار با مرگ طبیعی از این جهان خواهند رفت یا با شهادت، اختلاف وجود دارد. برخی با استناد به روایت امام صادق(عج) که می‌فرماید: «ما منّا الّا مسموم أو مقتول؛ هیچ‌یک از ما [اهل‌بیت] نیست، مگر آن‌که مسموم یا کشته می‌شود» (خزاز رازی، 1401: 227؛ مجلسی، 1403: ج27، 217)، بیان می‌دارند که اهل‌بیت(علیهم السلام) همگی با مقام رفیع شهادت از دنیا می‌روند، نه با مرگ طبیعی و حضرت مهدی(عج) نیز از این امر مستثنیٰ نیست. آنان برای تقویت قول خود روایت زیر را شاهد می‌آورند:


    امام صادق(ع) فرمود:
    فإذا تمّت سبعون السنهأتی الحجّه الموت فقتلته امرأه من بنی‌تمیم إسمها سعیده و لها لحیه کلحیه الرّجل بهاون صخر من فوق سطح و هو متجاوز فی الطریق؛ (یزدی حائری، 1422: ج2، 139)


    هنگامی‌که هفتاد سال گذشت، مرگ حجت خدا فرا می‌رسد. پس زنی از بنی‌تمیم به نام سعیده _ که مانند مردان ریش دارد _ سنگ بزرگ هاون را هنگام عبور امام(عج) از پشت بام به‌سوی آن حضرت پرتاب می‌کند و ایشان را به قتل می‌رساند.


    در ردّ این نظر، شهید صدر، روایت اول را به دلیل مرسل بودن شایستۀ اثبات تاریخی نمی‌داند (نک: صدر، 1384: 531) و درباره روایت دوم معتقد است:


    استفاده از هاون در عصر مهدوی که با تمدّن و مدنیتی پیشرفته شکل گرفته، غیرمحتمل است. شاید کسی مقصود از هاون را ابزاری پیشرفته بداند، همان‌طور که ما شمشیر را بر هرگونه ابزار جنگی اطلاق کرده‌ایم، ولی سیاق کلی خبر، کشته شدن امام به این‌ وسیله را نفی می‌کند. (همو: 532)


    با این اوصاف، نمی‌توان شهادت حضرت مهدی(عج) را قطعی و یقینی دانست؛ زیرا:


    اولاً: روایت اول که دلالت بر مرگ غیرطبیعی عموم اهل‌بیت(علیهم السلام) دارد را می‌توان به مورد امام مهدی(عج) تخصیص زد. افزون بر این، گفته شد که این روایت مرسل است.


    ثانیاً: نقل إلزام الناصب درباره کشته شدن حضرت توسط زنی به نام سعیده، اساساً شایستگی اثبات تاریخی ندارد؛ زیرا نه از معصوم، بلکه از شخصی ناشناس (نک: یزدی حائری، 1422: ج2، 138) نقل شده و علاوه بر مضامین غریبی که دارد، روایتی مرسل و بدون سند است.
    در هر صورت، زندگی زمینی حضرت ولی عصر(عج) پایان می‌یابد و موقعیت جهان پس از ایشان به نوع حاکمیّت وابسته است.


    دربارۀ دوران پس از امام و وضعیت جهان پس از ایشان، تصویر چندان روشنی از روایات به دست نمی‌آید و تنها با توجه به گزارش‌های مختلف روایات از وضعیت حاکمیت پس از امام، می‌توان موقعیت جهان را پیش‌بینی کرد.


    حاکمیت جهان پس از امام


    به‌طور کلی، برای حاکمیت جهان پس از امام مهدی(عج) سه وضعیت مختلف از روایات قابل استنباط است:


    1. رجعت یا بازگشت معصومین(علیهم السلام) به دنیا برای به عهده گرفتن رهبری جهان، پس از حضرت مهدی(عج)؛
    2. به حاکمیت رسیدن اولیای صالح پس از پایان زندگی امام؛
    3. برپایی قیامت، چهل روز پس از پایان زندگی امام.
    نظریۀ اول: رجعت معصومان
    نظریۀ اول راجع به وضعیت حاکمیت پس از امام، بیان‌گر رجعت معصومین(علیهم السلام) است.

    ادامه دارد...
    امضاء

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  2. تشكرها 2

    مدير محتوايي (24-10-1397), ناظرسایت (04-10-1397)

  3. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    285
    نوشته
    914
    تشکر
    2,358
    مورد تشکر
    2,589 در 847
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    معنای رجعت

    رجعت در لغت به‌معنای «بازگشت» و در اصطلاح به بازگشت و احیای عدّه‌ای پیش از قیامت کبری اطلاق می‌شود (خرمشاهی، 1377: ج1، 1097).‌

    به‌طور کلی، رجعت در گسترۀ خود، شامل معانی زیر می‌شود:

    1. بازگشت برخی اموات به دنیا _ هرچند غیر از امامان معصوم باشند _ به‌ویژه مؤمنان خالص و ناب، و کافران ستیزه‌جو و کینه‌ورز؛

    2. بازگشت عده‌ای از معصومین؛ مانند امیرالمؤمنین(ع)، امام حسین(ع) و چه‌بسا خود پیامبر اکرم(ص). ترتیب این بازگشت، به‌سان ترتیب قبلی امامت آنان در دنیا نخواهد بود.

    3. بازگشت همۀ امامان معصوم(علیهم السلام) به ترتیب از آخر (صدر، 1384: 541).

    به‌طور ‌عام، از مهم‌ترین مصادیق رجعت، بازگشت همه یا تعدادی از معصومین(علیهم السلام) به دنیا، و به‌دست گرفتن رهبری جهان پس از حضرت مهدی(عج) است.

    رجعت در روایات

    روایات عدیده‌ای در باب رجعت از معصومان(علیهم السلام) وارد شده است. علامه مجلسی در جلد 53 بحارالأنوار بیش از دویست حدیث درباره رجعت آورده است و شیخ حرّ عاملی در کتاب پر ارج إیقاظ پانصد و بیست حدیث در این‌باره نقل کرده است. تعدادی از آن‌ها به عنوان نمونه در زیر آمده است:

    1. امام صادق(ع) فرمود:
    أیام الله ثلاثه؛ یوم یقوم القائم و یوم الکّره و یوم القیامه؛ (فتال نیشابوری، 1375: ج2، 392؛ حلی، 1421: 89؛ فیض کاشانی، 1371: 284؛ مجلسی، 1403: ج53،63)

    ایام‌ الله سه روز است؛ روز قیام قائم، روز رجعت و روز رستاخیز.

    2. همچنین فرمود:

    أَوَّلُ مَنْ یَرْجِعُ إِلَى الدُّنْیَا الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ(ع) فَیَمْلِکُ حَتَّى یَسْقُطَ حَاجِبَاهُ عَلَى عَیْنَیْهِ مِنَ الْکِبَرِ؛ (حلّی، 1421: 120)

    اوّل کسى که به‌دنیا برمى گردد حسین‌بن على است، به‌قدرى سلطنتش طول مى کشد که ابروانش روى چشمانش را می‌گیرد.

    3. باز از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

    ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّه عَلَیْهِمْ خُرُوجُ الْحُسَیْنِ(ع) فِی سَبْعِینَ مِنْ أَصْحَابِهِ عَلَیْهِمُ الْبَیْضُ الْمُذَهَّبُ لِکُلِّ بَیْضَه وَجْهَانِ الْمُؤَدُّونَ إِلَى النَّاسِ أَنَّ هَذَا الْحُسَیْنَ قَدْ خَرَجَ حَتَّى لَا یَشُکَّ الْمُؤْمِنُونَ فِیهِ وَ أَنَّهُ لَیْسَ بِدَجَّالٍ وَ لَا شَیْطَانٍ وَ الْحُجَّه الْقَائِمُ بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ فَإِذَا اسْتَقَرَّتِ الْمَعْرِفَه فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ أَنَّهُ الْحُسَیْنُ(ع) جَاءَ الْحُجَّه الْمَوْتُ فَیَکُونُ الَّذِی یُغَسِّلُهُ وَ یُکَفِّنُهُ وَ یُحَنِّطُهُ وَ یَلْحَدُهُ فِی حُفْرَتِهِ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ(ع) وَ لَا یَلِی الْوَصِیَّ إِلَّا الْوَصِیُّ؛ (کلینی، 1375: ج8، 206؛ حلی، 1421: 165)

    تأویل آیۀ مبارکه به خروج امام حسین(ع) است با هفتاد تن از اصحابش که بر سر آن‌ها کلاه‌خودهایى طلایى است از دو رو، و به مردم اعلام می‌کنند که این حسین(ع) است که خروج کرده است تا مؤمنان به او شک نکنند که او دجّال و شیطان است، در حالی‌که حجّت [بن الحسن] در میان مردم است. پس از استقرار یافتن معرفت در دل‌های مؤمنان که او خود حسین است، مرگ امام دوازدهم که حجّت است فرا رسد و همان امام حسین(ع) است که او را غسل مى دهد و کفن می‌کند و حنوط مى نماید و به خاک مى سپارد، و متصدى تجهیز جنازۀ وصى نشود جز وصى و امام.

    4. و نیز می‌فرماید:

    و یملک أمیر المؤمنین فی کرّته أربعه و اربعین ألف سنه؛ (حلی، 1421: 167)

    و امیرالمؤمنین(ع) در رجعت خود، چهل و چهار هزار سال حکومت می‌کند.

    موضوع رجعت، علاوه بر روایات، در بسیاری از ادعیه و زیارات مأثوره هم آمده
    است. به‌عنوان مثال در زیارت جامعه کبیره _ که از معتبرترین زیارات موجود به شمار می‌رود _ آمده است:
    و جعلنی ممّن ... یحشر فی زمرتکم و یکّر فی رجعتکم و یملک فی دولتکم و یشرف فی عافیتکم و یمکّن فی أیّامکم و تقّر عینه غداً برؤیتکم؛ (صدوق، 1413: ج2، 615)

    [خداوند] مرا از کسانی قرار دهد که ... در گروه شما محشور می‌شود و با شما رجعت می‌کند و در دولت شما به سامان می‌رسد و در سلامت و عافیت شما مشرف می‌گردد و فردا چشمانش به دیدن شما روشن می‌شود.

    در زیارت امام حسین(ع) نیز می‌خوانیم:

    فقلبی لکم مسلّم ... انّی من المؤمنین برجعتکم؛ (ابن‌قولویه، 1356: 218)
    قلب من تسلیم فرمان شماست ... من به رجعت شما باور دارم.

    در زیارت رسول اکرم(ص) آمده است:
    إنّی لَمِن القائلین بفضلکم، مقّر برجعتکم؛ (طوسی، 1411ب: ج1، 289)
    من به مقام والای شما معتقدم، به رجعت شما باور دارم.

    دیدگاه‌ها دربارۀ رجعت

    دیدگاه‌ها در باب رجعت متفاوت است؛ در حالی که اکثر علما با متواتر دانستن روایات رجعت، آن را از ضروریات تّشیع می‌دانند، عدۀ دیگری اعتقاد به رجعت را لازمۀ مذهب شیعه ندانسته، انکار آن را بلامانع تلقی می‌کنند. در ذیل، نظرات هر دو دسته آورده می‌شود:
    شیخ مفید (413ق): نظر شیخ مفید دربارۀ رجعت این است که ایمان به رجعت، به آل محمد(علیهم السلام) اختصاص دارد؛ به این معنا که خداوند مردمی از امّت پیغمبر(ص) را پس از مردن و پیش از روز قیامت زنده می‌گرداند و این عقیدۀ خاندان پیغمبر و از معتقدات شیعیان آن‌هاست و قرآن مجید نیز بر آن گواه است (نک: مفید، 1413ب: 32).

    سید مرتضی علم‌الهدی (436ق): وی معتقد است با وجود این‌که گروهی از مخالفان، رجعت را امری ناممکن می‌دانند، امری ممتنع و محال نیست و این موضوع با اجماع شیعۀ امامیّه و اتّفاق‌ نظر علما ثابت می‌شود (نک: شریف مرتضی، 1405: ج1، 125).

    علامه مجلسی (1110ق): ایشان معتقد است رجعت مسئله‌ای است که شیعیان در تمام اعصار بالاتفاق به آن معتقد بوده‌اند و میان آن‌ها همچون آفتاب نیم‌روز مشهور و معلوم بوده است؛ وی با استناد به قریب دویست روایت _ که به‌طور متواتر از چهل و چند نفر از محدثان بزرگ و موثّق و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آن‌ها نقل شده است _ در تواتر چنین مسئله‌ای شک نمی‌کند (نک: دوانی، 1378: 1228).

    شیخ محمدحسین کاشف الغطاء (1227ق): از نظر ایشان ملازمه‌ای میان تشیّع و اعتقاد به رجعت وجود ندارد و اعتقاد به رجعت، لازمۀ مذهب تشیع نیست و انکار آن زیانی ندارد. وی رجعت را همانند برخی از اخبار غیبی (پیش‌گویی‌ها) می‌داند که وقوع آن‌ها پیش از قیامت صورت می‌گیرد و امر مشهوری است، مانند نزول حضرت مسیح، ظهور دجّال، شورش سفیانی و... و این‌ها ربطی به اساس دین‌داری ندارد و از اصول دین نیست؛ نه انکار آن موجب خروج از دین و ارتداد است، و نه اعتراف صرف به آن موجب ورود به جمع دین‌داران و مسلمانان می‌شود (نک: کاشف الغطاء، بی‌تا: 99 - 101).

    علامه طباطبایی (1360 ش): علامه درباره روایات رجعت قائل به تواتر معنوی است و معتقد است روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) در این رابطه، به تواتر معنوی به ما رسیده است (نک: طباطبایی، 1374: ج2، 107).

    شهید سید محمد صدر (1377 ش): وی اعتقادی به تواتر روایات رجعت ندارد و اجماع شیعه در موضوع رجعت را برای عالمان اسلامی ثابت نشده، بلکه مورد اختلاف می‌داند. ایشان معتقد است عدّه‌ای از علما رجعت را نه از اصول دین می‌دانند و نه از فروع آن، و اعتقاد به آن را نیز واجب نمی‌شمرند و معتقدند دانش آن را باید به خداوند سپرد. ولی در مقابل، عدّه‌ای به استناد روایاتی که علامه مجلسی ادعای تواتر آن‌ها را دارد، معتقد به رجعت شده و آن را به‌عنوان یک اصل پذیرفته‌اند. ایشان بر این اساس بیان می‌کند نوعی باور عمومی _ و نه اجماع _ در نتیجۀ این روایات پدید آمده است که نباید در حد یک «اصل مسلم» به آن بها داد (نک: صدر، 1384: 545).

    ادامه دارد..
    امضاء

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  5. تشكر

    مدير محتوايي (24-10-1397)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی