صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 29 , از مجموع 29

موضوع: اشعار به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,427
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,823
    مورد تشکر
    199,739 در 61,115
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    درخت معرفت داده ثمر حیدر، ثمر زهرا
    در ایجاد جهان دارد اثر حیدر، اثر زهرا

    دلیل آفرینش هست اگر حیدر، اگر زهرا
    ندا آمد در این خانه : خبر حیدر! خبر زهرا!

    جلیله می رسد دیگر/ جمیله می رسد دیگر
    جهالت خوار خواهد شد/ عقیله می رسد دیگر

    فروغ چشم پیغمبر بر این خانه شده نازل
    حدیث قدسی دیگر بر این خانه شده نازل

    دوباره سوره کوثر بر این خانه شده نازل
    محمد، باز یک دختر بر این خانه شده نازل

    به دامن گل بریز امشب/ گل خنده رسان بر لب
    زمین را نورباران کن/ که آمد حضرت زینب

    درخت بردبار روبروی بادها زینب
    فهیمه، عالمه، معصومه و روح دعا زینب

    نبوت مسلک و عبد ولایت آشنا زینب
    بود ذکر همه کروبیان امروز یازینب

    به طاق آسمان ماه او/ مسیر و شاخص راه او
    یدالله، فوق ایدیهم/ یدالله یدالله او

    که هست او؟ خواهر طوفان، که هست او دختر کولاک
    مفسر زاده و تفسیر وحی خواجه ی لولاک

    طنین خطبه اش تیری به قلب دشمن سفاک
    جمالش در حجاب از دیدگان کور هر ناپاک

    ندانم چیست این بانو/ ندانم کیست این بانو
    حسین و مجتبا و فاطمه- یا - حیدر ثانیست این بانو

    سلام ای مادر غم ها، درود ای عمه ی سادات
    ثنایت می کنم هر آینه ای فاطمه مرآت

    ببین دل ها چگونه باز افتاده به زیر پات
    که گفته دست نامحرم به تو نزدیک شد، هیهات

    تو ایوب بلا، زینب/ تویی ام البکاء، زینب
    امان از شام و از کوفه/ امان از کربلا زینب

    سری بر نیزه ها شد قاری قرآن تو عمه
    تنی صد پاره در گودال شد حیران تو عمه

    حرم غارت شده، جان اسیران، جان تو عمه
    سر عباس روی نیزه شد گریان تو عمه

    اسیری ماجرا دارد/ غم و درد و بلا دارد
    ۰۰۰ و دخت فاطمه بودن/ عبور از کوچه ها دارد





    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************








  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    7,986
    صلوات
    2514
    دلنوشته
    2
    شادی روح مطهر همه مادران؛ خصوصا مادر خانم فامطمی عزیز
    تشکر
    508
    مورد تشکر
    422 در 198
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    خوب است که از زینب کبری بنویسم
    از حضرت صدیقه صغری بنویسم


    تا نقش ببندد به دلم نام عقیله
    از آمدن دختر زهرا بنویسم


    از حال و هوای قدم تازه رسیده
    از پشت در و جمع گداها بنویسم


    با کسب اجازه بنویسم خود زهرا
    یا روی زمین شاخه طوبی بنویسم


    وقتی شده چون فاطمه سر تا قدم او
    شاید بشود ام ابیها بنویسم


    تنها نه فقط چشم مدینه شده روشن
    از روشنی چشم دو دنیا بنویسم


    من منتظرم حضرت جبریل بیاید
    یک اسم پر از عطر و مُسما بنویسم


    جبریل کنار پر قنداقه رسیده
    باید ملکی محو تماشا بنویسم


    حالا که رسیده به علی مژده مولود
    بگذار که من زینت بابا بنویسم


    بانو به خدا زیر قدم‌های تو جنت
    دستان تو را عرش مُعلی بنویسم


    وقتی که به لبهای حسین آمده لبخند
    بد نیست که یک چند تمنا بنویسم


    هر چند که دیری ست تمنای من این است
    از کربُ و بَلای شده امضا بنویسم


    سیدحجت بحرالعلومی







    امضاء


  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,427
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,823
    مورد تشکر
    199,739 در 61,115
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد
    امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد

    امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد
    با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد

    میلاد شیر دخت علی، شیر داور است
    سر تا قدم حقیقت زهرای اطهر است

    باید دوباره خلقت پیغمبری چنین
    آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین

    بخشد خدا به ختم رسل کوثری چنین
    کز دامنش ظهور کند دختری چنین

    فخررسول وفاطمه "زِینِ اَب"است این
    امّ الکتاب صبر و رضا، زینب است این

    بَدرُ المنیر و شمس ضُحای علی است این
    بعد از بتول عقده گشای علی است این

    یادآور صدای رسای علی است این
    آیینه تمام نمای علی است این

    گفتار وحی در سخنش آفریده اند
    یا صورتی ز پنج تنش آفریده اند

    این مریم مقدس طاهاست، زینب است
    این یادگار ام ابیهاست، زینب است

    این نورچشم حضرت زهراست، زینب است
    این افتخار عصمت کبراست، زینب است

    در وصف او من آنچه بگویم شکست اوست
    آثار بوسه های علی روی دست اوست

    زینب که لحظه هاست همه یادواره اش
    زینب که سال هاست سراسر هزاره اش

    زینب که دل برد ز پیمبر نظاره اش
    زینب که خلقت است مطیع اشاره اش

    زینب که با صدای علی حرف می زند
    در شهر کوفه جای علی حرف می زند

    این است بانویی که پیام آوری کند
    هنگام خطبه معجزه حیدری کند

    یک عمر بر حسین و حسن مادری کند
    با دست بسته بر اسرا رهبری کند

    باران رحمت است که ریزد ز ابر او
    دین زنده از قیام حسین است و صبر او

    ای در تن مطهر تو جان پنج تن
    ایمان تو حقیقت ایمان پنج تن

    از کودکیت شمع شبستان پنج تن
    چشم تو آبیار گلستان پنج تن

    یادآور تکلم زهرا بیان توست
    اعجاز ذوالفقار علی در زبان توست

    حیدر ثنات گفته که این حیدر من است
    کوثر دعات کرده که این کوثر من است

    خون حسین گفته پیام آور من است
    قرآن دهد شعار که احیاگر من است

    صبر و رضا به مادری ات کرده افتخار
    خون خدا به خواهری ات کرده افتخار

    ایثار و صبر جمله ای از مکتب تواند
    آیات نور گوهر لعل لب تواند

    تو آسمانی و شهدا کوکب تواند
    بالای نیزه محو نماز شب تواند

    بسیار زن که صابر و نستوه بوده است
    کی مثل تو "رَأیتُ جَمیلا" سروده است

    بر شکر قتلگاه تو از داور آفرین
    بر استقامت تو ز پیغمبر آفرین

    بر ذوالفقار نطق تو از حیدرآفرین
    بر خطبة دمشق تو از مادر آفرین

    وقتی شدی به کوفه پیام آور حسین
    لبخند فتح زد به سر نی سر حسین

    از حنجر حسین تو، خنجر شکست خورد
    با خطبه تو خصم ستمگر شکست خورد

    تنهایی و ز، صبر تو لشکر شکست خورد
    طغیان و ظلم تا صف محشر شکست خورد

    تو یک تنه تمام سپاه ولایتی
    حق است اینکه دختر شاه ولایتی

    پیغمبر حسین تویی با خطاب فتح
    نازل به سینه ات شد از اوّل کتاب فتح

    گردیده امّتت سپه بی حساب فتح
    روی تو شد به برقع خون آفتاب فتح

    "میثم" هماره با تو مگر گرم گفتگوست
    کز معجز تو بار مضامین به نخل اوست


    حاج غلامرضا سازگار






    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************






  5. تشكر


  6. Top | #24

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,427
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,823
    مورد تشکر
    199,739 در 61,115
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    در زمین و آسمان ها خیمه ی شادی به پاست
    مٱذنه تا مٱذنه لبریز عطر ربناست

    ذکر تعجیل قنوت استجابت آمده
    سائلان مژده که حاجات همه امشب رواست

    زینت گلخانه ی مولا شکوفا گشته و...
    بیت حیدر با شمیم بنت زهرا آشناست

    کهنه زخمی که میان سینه ها مانده هنوز
    با صدور نسخه ی تکمیلی زینب دواست


    معجزه در بین چشمانش تلاطم می کند
    خاک با فیض نگاه دختر زهرا طلاست

    نام زینب پنج نقطه نور ساطع می کند
    یعنی ابن بانو خودش تلفیقی از آل عباست


    در شب میلاد غرق رحمت اخت الحسین
    بانی عیدی ما قطعا خود خون خداست

    بانویی که سفره ی الطاف خود را پهن کرد
    خانه ی دل را برای عشق پاکش رهن کرد

    با وجود او غم و غصه به آخر می رسد
    لطف مادر بیشتر از سوی دختر می رسد

    ماهمه از سایلان فیض عام زینبیم
    رزق ما از سفره ی بانو مکرر می رسد


    دم به دم مشمول لطف دختر زهرا شود
    سایلی که خاضعانه پشت این در می رسد

    زودتر با دست پر از پیش زینب می رود
    محضر او هر کسی با دیده ای تر می رسد


    هیبت والای رفتارش به زهرا رفته است
    واژه واژه از کلامش عطر مادر می رسد

    ذوالفقار خطبه هایش باز قلع و قمع کرد
    تا به میدان می رسد انگار حیدر می رسد


    مطمینم در شلوغی های روز واقعه
    چادر بانو به داد اهل محشر می رسد

    مایه ی آرامش جان و دل بی تاب ماست
    آسمان ها خاک پای خواهر ارباب ماست

    از ازل دستان این سایل دخیل زینب است
    تا ابد محتاج لطف بی بدیل زینب است

    هر کسی که شد حسینی مطمئنا شاکرِ
    نغمه ی انا هدیناه السبیل زینب است

    اولین گلبانوی دامان زهرا و علی
    دومین زهرای این قوم و قبیله زینب است

    هرکسی با نام زیبای کسی مٱنوس شد
    بر لبان ما فقط ذکر اصیل زینب است


    انتظام شعر های دفتر اشعار من
    متشکل از همان فرم شکیل زینب است

    کوثر کوثر کویر عشق را سیراب کرد
    ساغر ما جرعه ای از سلسبیل زینب است


    در میان روضه های جانگداز کربلا
    گریه هایم نذر آقای قتیل زینب است

    هرشب جمعه به یاد روضه های خواهری
    گریه می بارم به یاد لحظه های آخری....


    که برادر جان من افتاده ای از پا چرا؟؟
    مانده ای تنها میان دشتی از غم ها چرا؟؟

    تکیه بر نیزه مزن ای تکیه گاه زینبین
    روی خاک افتاده ای اینگونه بی سقا چرا؟؟


    می روی و خیمه ها می ماند و لشکرکشی...
    بی تو من می مانم و این قوم بی پروا چرا؟!

    بعد از این پنجاه سالی که کنارم بوده ای
    می زنی حرف از جدایی با منِ تنها چرا؟؟


    از سر تلّ با دوچشم خیسِ دریا دیده ام
    بین گودال عطش..از خون تو...دریاچه را

    آنقدر با چشم های نیمه باز خود مگو
    "آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟"


    زینت دوش نبی روی زمین جان می دهی
    پاره پاره پیکرت پاشیده در صحرا چرا؟؟

    وای اگر در روزهای پر خطر زینب نبود
    "کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود"



    شاعر : اسماعیل شبرنگ





    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************






  7. تشكر


  8. Top | #25

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,427
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,823
    مورد تشکر
    199,739 در 61,115
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    این گونه بود فاطمه شد ریشه بقا
    این گونه بود فاطمه شد ام امّها

    زینب طلوع بود ولی ابتدا نداشت
    زینب غروب بود ولی انتها نداشت

    زینب رسول بود ولی مصطفی نشد
    شهر نزول بود اگر چه حرا نداشت

    زینب اگر نبود کسی فاطمی نبود
    زینب اگر نبود کسی مرتضی نداشت

    زینب اگر نبود حسینی نمی شدیم
    زینب اگر نبود زمین کربلا نداشت

    زینب هر آنچه گفت تماماً حسین بود
    اصلا به غیر نام حسین اعتنا نداشت

    زینب اگر نبود مسلمان نداشتیم
    باور کنید ذکر حسین جان نداشتیم

    جایی پریده است که پیدا نمی شود
    حتی عروج این همه بالا نمی شود

    دیدند صبح آمده اما در آسمان
    خورشید شهر فاطمه پیدا نمی شود

    یا ایها الرّسول چرا آفتاب صبح
    در آسمان شهر تماشا نمی شود

    فرمود: زینب آینه روی دخترم
    آن که مقام بی حدش املا نمی شود

    چون بی نقاب آمده بیرون ز حجره اش
    امروز آفتاب هویدا نمی شود

    حقش نبود کعبه نیلو فرش کنند
    حقش نبود سر زده بی معجرش کنند

    لبهاش تشنه بود ولی رود نیل بود
    بالش شکسته بود ولی جبرئیل

    زینب فرشته،آینه،حوریه،عاطفه
    از جنس خانواده ای از این قبیل بود

    گودال هم که رفت فقط سر به زیر بود
    شرمنده بود از این که قتیلش قلیل بود

    کوچه به کوچه لشگر کوفه شکست خورد
    از دست خانمی که تماماً اصیل بود

    ویرانه کرد کاخ بلند یزید را
    زینب تبر نداشت ولیکن خلیل بود

    (علی اکبر لطیفیان)




    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************






  9. تشكر


  10. Top | #26

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,427
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,823
    مورد تشکر
    199,739 در 61,115
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    خدای من! صدف بحر نـور، گوهر زاد
    ادب کنید که دخت رسول، دختر زاد

    چه دختری که ز مردان دهر، بهتر زاد
    بـرای حیــدر کـرار، بـاز، حیــدر زاد

    به جلوۀ حسنینش خجسته خواهر زاد
    یقیـن کنیـد کـه ام‌الحسین دیگر زاد

    سلام باد بر این خواهر و به خواهری‌اش
    خـدای داده مقــام حسیــن‌ پروری‌ اش


    محمدنـد و علـی هر دو محـو دیدارش
    نشان بوسـۀ زهــرا بــه مـاه رخسارش

    هــزار مریــم و هاجـر شـده گرفتارش
    شـرف گرفتـه شرافت بـه ظل دیوارش

    عفـاف و عصمت و ایثار، جنس بازارش
    فقط به روی حسین است و چشم بیدارش

    برات عفو خدا ریخته است در قدمش
    یقیـن کنیـد بود قلب فاطمه حرمش


    چـه دختـری که جلال پیامبـر دارد
    ز خردسالی خـود صـولت پـدر دارد

    فرشته‌ای‌ ست ولی صورت بشـر دارد
    نه! بلکه طینتی از حور، خوب‌تر دارد

    بـه سیـدالشهـدا الفتــی دگـر دارد
    از آن جمال، محال است چشم بردارد

    فقط نه محو جمالش نبی شده امشب
    حسینِ فاطمـه هم زینبی شده امشب


    حجـاب فاطمه از چادرش نمودار است
    ز کودکی به علی مثل مادرش یار است

    مقـــام ام‌ابیهـــایی‌اش ســزاوار است
    چو ذوالفقار، زبانش به خطبه کرار است


    حسین از وی و وی از حسین، سرشار است
    نمــاز نافلـه‌اش را خـدا خریـدار است

    زهی نمـاز شب آن حقیقت زهرا
    که سیدالشهدا گفت التماس دعا


    جمال اوست به چشم علی تماشایی
    خطابه‌‌هاش همـه حیدری و زهرایی

    نکــرده شـوی بــود مادر شکیبایی
    گرفتـه سایـه‌اش از آفتــاب زیبایی

    نهـاده چهـر بـه خاک درش توانایی
    نخوانـده درس، معلـم بـود به دانایی

    ز خردسـالی پرواز کرده تا حیدر
    به ذوالفقار زبانش نوشته یاحیدر


    در آسمــان علـی اختــری چنین باید
    ز کوثـــر نبــوی کوثــری چنین باید

    کنـار خـون خـدا خواهـری چنین باید
    به حلم و صبر و رضا مادری چنین باید


    به بانـوان جهـان رهبـری چنین باید
    به حق که فاطمه، دختری چنین باید

    نه صبر رفت ز دستش؛ به صبر فرمان داد
    کنـار مقتـل خون بـر امام خود جان داد


    تو کیستی که علی‌گونه رهبری کردی؟
    به صبـر و همت و ایثار، مادری کردی

    سلام بر تو که خون را پیمبری کردی
    تو بـا خطابـه‌‌ات اعجاز حیدری کردی

    تو بـا امــام شهیــدان برابـری کردی
    تو مثـل فاطمـه اسـلام‌پروری کردی

    حسین، فلک نجات است و ناخداش تویی
    علــی زبـان خـدا باشـد و صداش تویی


    سلام بر تـو که تـو هم فرشتـه هم بشری
    سلام بر تو که هم تیغ خشم و هم سپری

    سلام بر تو که در صبـر، مادر و پدری
    سلام بر تو که بر هفت شهر نور، دری


    سلام بر تو که در بحر معرفت گهـری
    سلام بر تو کـه تیـغ زبـان دادگــری

    سلام بر تو که آیینۀ حسینی تو
    شـرار سوختۀ سینۀ حسینی تو


    تو مثـل مادر خـود بی‌نهایتی زینب
    تو کـل کرب‌و‌بـلا را حـکایتی زینب

    تو چون حسین، چراغ هدایتی زینب
    تو در صحیفـۀ ایثــار، آیتـی زینب


    تو بحــر موج‌فــزای عنـایتی زینب
    تو فوق مـدح و ثنـا و روایتی زینب

    مصائب تـو بـه چشمت قلیـل بود قلیل
    سر بریده به چشمت جمیل بود جمیل

    صدای توست صـدای خـدای ذوالمنت
    سلام گـرم همـه انبیا بـه جـان و تنت

    زبان تـو تبـر و خطبه‌هــای بت‌شکنت
    روان و روح بزرگ علـی‌ست در بـدنت


    یزیــد، لاشـۀ مـردار گشت با سخنت
    حسین بوسه زد از زیر چوب بر دهنت

    هماره تا که بود آب و خاک و آتش و باد
    نثار خاک رهت اشک چشم «میثم» باد


    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************






  11. تشكر


  12. Top | #27

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,427
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,823
    مورد تشکر
    199,739 در 61,115
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    ناجی مهرّی و در این جامـــــــــه ی یار آمدی
    در شب بیـــــــــــماریم از بهر تیــــــمار آمدی


    می گدازد خرمن عمرم درین پر ســــــــوز تب
    در چنین حالی به بالینــــــم چو بهــــــیار آمدی

    می زدم صد ضّجه از این درد عالـــــم سوز تا
    داغ من دیدی و براین عــــــــبد بـــــسیار آمدی

    بر سر بالین در بـــــــــندان درد و سـوز و زخم
    هان تو ای هاتف به نـــــــــــیکویی پدیدار آمدی

    در شـــــــــب تار اســـــیر درد عالم ســـــوز هم
    هان چه بیخواب و چه بی خواب و چه بیدار آمدی


    از تو گویم ای همه مهد امیـــــــد و لطف و مهر
    ای تو که با نام نیــــــــکوی پرســــــــــتار آمدی







    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************






  13. تشكر


  14. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    2,380
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    10
    هدیه ی به صدیقه ی شهیده
    تشکر
    3,845
    مورد تشکر
    3,847 در 1,704
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    امشب ز اوج آسمان باران اختر می‌چکد

    از انتهای کهکشان مینای کوثر می‌چکد

    از دست ساقی تا سحر جرعه ز ساغر می‌چکد

    بر دل رسیده کیمیا از دیده ها زر می چکد

    امشب شب مولودی دردانه زهرا بود



    بر مقدم او از سما اختر نشانی می شود
    ساغر به رقص آید کنون می جاودانی می شود

    رنگین کمان در سجده اش قامت کمانی می شود
    با یک اشاره از ازل دل آسمانی می شود

    عشق از پی تفسیر او سرگشته معنا بود
    امشب شب مولودی دردانه زهرا بود



    از نور روی او قمر رو سوی انجم میکند
    خود را به پشت ابر ها خورشید هم گم میکند

    چون غنچه ای لب وا کند طاها تبسم میکند
    زهرا به اشک شوق خود در دل ترنّم میکند

    او زیور هفت آسمان و زینت بابا بود



    امشب شب مولودی دردانه زهرا بود
    شد از هم اکنون صبر عالم واله و شیدای او
    شمس و قمر پروانه ای بر چهره مهتاب او

    او بی قرار و در کنارش جد و مام و باب او
    تا آنکه آغوش حسینش میشود محراب او

    در عشق او پیغمبر فرهنگ عاشورا بود

    امشب شب مولودی دردانه زهرا بود



    امضاء




  15. Top | #29

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    84,427
    صلوات
    31137
    دلنوشته
    70
    شادی روح پدران و مادارن آسمانی
    تشکر
    75,823
    مورد تشکر
    199,739 در 61,115
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    ای که بوی کربلا می آید از میلاد تو
    هر گلی یابد صفا چون می نماید یاد تو

    گل بخوانندت ولی گلها همه مست تو اند
    سدره و طوبی بود یک شاخه از شمشاد تو

    خسته بودم از سراب کاذب آزادی ام

    تا اسیرت شد دلم ، گردیده ام آزاد تو


    کاروان سالار عشقی ، قبله اهل دلی
    با ورودت بیت عترت می شود دلشاد تو


    ای گل زهرا نسب ای غنچه باغ علی

    عشق و مستی هم بود در این جهان همزاد تو


    مقدمت بوی بهشت فاطمیون می دهد
    فخر بنماید خدا بر عالم ایجاد تو


    آرزومند دعایت در نماز شب حسین

    همره او اهل گیتی طالب امداد تو




    امضاء



    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************






صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی