صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

موضوع: اشعار به مناسبت ولادت حضرت زینب(س)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    72,997
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    67,575
    مورد تشکر
    185,911 در 55,326
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    با خبر کرد نسيمي همه ي دنيا را
    مطلاطم شده ديدند دل دريا را


    گل سرخي که مي از قطره ي شبنم مي زد
    مست مي کرد ز بوي نفسش صحرا را

    چه صفايي چه هوايي چه دلي داشت زمين
    شور مي داد ز حال خوش خود بالا را


    چشمهايي به روي چشم دگر وا شد و بعد
    دل مجنون کسي برد دل ليلا را

    بين آغوش برادر چقدر آرام است
    چقدر ناز ربودست دل بابا را


    گوييا بار دگر حضرت پيغمبر ديد
    عکسي از ماه رخ کودکي زهرا را

    زينت خانه ي مهتاب به دنيا آمد
    زينب حضرت ارباب به دنيا آمد


    چهره اش منعکس از طلعت روي زهراست
    عشق بازيش از آن حال و هوايش پيداست

    حضرت زينب کبري خودش اقيانوسيست
    گرچه چشمان پر از گوهر نابش درياست


    اگر عباس علمدار صف کرب و بلاست
    از ازل تا به ابد پرچم زينب بالاست

    مادري کرد براي سه امامش زينب
    پس ولايت به پرستاري او پا برجاست


    سوره ي مريم قرآن نمي از تفسيرش
    وسعت روح بزرگش چقدر نا پيداست

    بهترين خوبترين خواهر دنيا آمد
    حضرت فاطمه ي ديگر دنيا آمد





    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************




  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    72,997
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    67,575
    مورد تشکر
    185,911 در 55,326
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    امشب ز اوج آسمان باران اختر می‌چکد
    از انتهای کهکشان مینای کوثر می‌چکد

    از دست ساقی تا سحر جرعه ز ساغر می‌چکد
    بر دل رسیده کیمیا از دیده ها زر می چکد

    امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

    بر مقدم او از سما اختر نشانی می شود
    ساغر به رقص آید کنون می جاودانی می شود

    رنگین کمان در سجده اش قامت کمانی می شود
    با یک اشاره از ازل دل آسمانی می شود

    عشق از پی تفسیر او سرگشته معنا بود
    امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

    از نور روی او قمر رو سوی انجم میکند
    خود را به پشت ابر ها خورشید هم گم میکند

    چون غنچه ای لب وا کند طاها تبسم میکند
    زهرا به اشک شوق خود در دل ترنّم میکند

    او زیور هفت آسمان و زینت بابا بود
    امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

    شد از هم اکنون صبر عالم واله و شیدای او
    شمس و قمر پروانه ای بر چهره مهتاب او

    او بی قرار و در کنارش جد و مام و باب او
    تا آنکه آغوش حسینش میشود محراب او

    در عشق او پیغمبر فرهنگ عاشورا بود
    امشب شب مولودی دردانه زهرا بود






    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************




  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    72,997
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    67,575
    مورد تشکر
    185,911 در 55,326
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    درخت معرفت داده ثمر حیدر، ثمر زهرا
    در ایجاد جهان دارد اثر حیدر، اثر زهرا

    دلیل آفرینش هست اگر حیدر، اگر زهرا
    ندا آمد در این خانه : خبر حیدر! خبر زهرا!


    فروغ چشم پیغمبر بر این خانه شده نازل
    حدیث قدسی دیگر بر این خانه شده نازل

    دوباره سوره کوثر بر این خانه شده نازل
    محمد، باز یک دختر بر این خانه شده نازل


    درخت بردبار روبروی بادها زینب
    فهیمه، عالمه، معصومه و روح دعا زینب

    نبوت مسلک و عبد ولایت آشنا زینب
    بود ذکر همه کروبیان امروز یازینب

    که هست او؟ خواهر طوفان، که هست او دختر کولاک
    مفسر زاده و تفسیر وحی خواجه ی لولاک

    طنین خطبه اش تیری به قلب دشمن سفاک
    جمالش در حجاب از دیدگان کور هر ناپاک

    سلام ای مادر غم ها، درود ای عمه ی سادات
    ثنایت می کنم هر آینه ای فاطمه مرآت

    ببین دل ها چگونه باز افتاده به زیر پات
    که گفته دست نامحرم به تو نزدیک شد، هیهات

    سری بر نیزه ها شد قاری قرآن تو عمه
    تنی صد پاره در گودال شد حیران تو عمه

    حرم غارت شده، جان اسیران، جان تو عمه
    سر عباس روی نیزه شد گریان تو عمه




    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************




  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    72,997
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    67,575
    مورد تشکر
    185,911 در 55,326
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    عاشق شدیم عاشق و حیران ما شدند
    قومی اسیر زلف پریشان ما شدند

    آنقدر عاشقیم که عشاق روزگار
    مبهوت اشتیاق گریبان ما شدند

    روح القدس شدیم و تمامی شاعران
    گرم غزل سرایی دیوان ما شدند

    یوسف شدیم و بهر تماشای حال ما
    صد ها عزیز راهی زندان ما شدند

    آنقدر آمدیم و مسلمان او شدیم
    آنقدر آمدند و مسلمان ما شدند




    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************




  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    72,997
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    67,575
    مورد تشکر
    185,911 در 55,326
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    ما عشقیم عاشق حیران زینبیم
    تکفیرمان کنید مسلمان زینبیم

    ما را نوشته اند برای گدا شدن
    سائل شدن اسیر شدن مبتلا شدن

    از آن طرف خلاصه دری باز می شود
    می ارزد انتظار به این آشنا شدن

    عشاق سنگ خورده دیوار زینبیم
    پس واجب است غرق تماشای ما شدن

    وقتی مسیر جای قدمهای زینب است
    میلی نمی کنیم به جز خاک پا شدن

    اول طواف بعد منا پس چه بهتر است
    بعد از دمشق راهی کرببلا شدن

    این کعبه را برای نماز آفریده اند
    این کیست که فرشته گلیم آورش شده

    بال و پر فرشته نخ معجرش شده
    دیگر نیاز نیست به گهواره بردنش

    از این به بعد خانه مولا چه دیدنی است
    با زینبی که فاطمه دیگرش شده


    دیروز دختر وجنات خدیجه بود
    حالا خدیجه آمده و دخترش شده






    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************




  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    72,997
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    67,575
    مورد تشکر
    185,911 در 55,326
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    این گونه بود فاطمه شد ریشه بقا
    این گونه بود فاطمه شد ام امّها

    زینب طلوع بود ولی ابتدا نداشت
    زینب غروب بود ولی انتها نداشت

    زینب رسول بود ولی مصطفی نشد
    شهر نزول بود اگر چه حرا نداشت

    زینب اگر نبود کسی فاطمی نبود
    زینب اگر نبود کسی مرتضی نداشت

    زینب اگر نبود حسینی نمی شدیم
    زینب اگر نبود زمین کربلا نداشت

    زینب هر آنچه گفت تماماً حسین بود
    اصلا به غیر نام حسین اعتنا نداشت

    زینب اگر نبود مسلمان نداشتیم
    باور کنید ذکر حسین جان نداشتیم

    جایی پریده است که پیدا نمی شود
    حتی عروج این همه بالا نمی شود

    دیدند صبح آمده اما در آسمان
    خورشید شهر فاطمه پیدا نمی شود

    یا ایها الرّسول چرا آفتاب صبح
    در آسمان شهر تماشا نمی شود

    فرمود: زینب آینه روی دخترم
    آن که مقام بی حدش املا نمی شود

    چون بی نقاب آمده بیرون ز حجره اش
    امروز آفتاب هویدا نمی شود

    حقش نبود کعبه نیلو فرش کنند
    حقش نبود سر زده بی معجرش کنند

    لبهاش تشنه بود ولی رود نیل بود
    بالش شکسته بود ولی جبرئیل

    زینب فرشته،آینه،حوریه،عاطفه
    از جنس خانواده ای از این قبیل بود

    گودال هم که رفت فقط سر به زیر بود
    شرمنده بود از این که قتیلش قلیل بود

    کوچه به کوچه لشگر کوفه شکست خورد
    از دست خانمی که تماماً اصیل بود

    ویرانه کرد کاخ بلند یزید را
    زینب تبر نداشت ولیکن خلیل بود

    (علی اکبر لطیفیان)





    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************




صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی