بیت ظهور تبلیغات
صفحه 28 از 29 نخستنخست ... 18242526272829 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 271 تا 280 , از مجموع 284

موضوع: تاریخ تحولات سیاسی ایران

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #271

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    دمکرات و اعتدالی


    اسامی دو حزب بظاهر مخالف ولی در باطن هر دو غربگرا و آزادی طلب بعد از مشروطیت. دمکراتها به دلیل شعارهای تندتر و افراطی، بیشتر مورد توجه جوانترها و انقلابیون بودند و تجار و سیاستمداران محافظه کار به اعتدالیون توجه داشتند.
    حزب دمکرات را حزب دمکرات عامیون و گاه اجتماعیون عامیون هم گفته اند؛ و حزب اعتدالی را اجتماعیون اعتدالیون هم خوانده اند.
    تعداد دمکراتها در مجلس دوم، 28 و اعتدالیون 36 نفر بوده است. یکی از بندهای اساسنامه دمکراتها، انفکاک کامل قوه سیاسی از قوه روحانی بود. روزنامه های وابسته به دمکراتها عبارت بود از: ایران نو در تهران، شفق در تبریز و نوبهار در مشهد؛ و از رؤسای دمکرات می توان از سید حسن تقی زاده، حسینقلی خان نواب، سلیمان میرزا، وحیدالملک و سیدمحمدرضا مساوات نام برد.
    بعضی از رؤسای اعتدالیون عبارتند از: میرزا محمدصادق طباطبائی، سپهدار تنکابنی، سردار محیی، دولت آبادی، ناصرالملک نایب السطنه و فرمانفرما.
    بررسی روند حزب دمکرات، ممکن است نکات مفید و آموزنده ای در بر داشته باشد؛ چرا که با وجود ضعفهای زیاد و مرام نسبتاً سکولار حزب دمکرات، جوانان پرشور و انقلابیون صادقی جذب این حزب شده و از این طریق نیروی ملی پرشوری بوجود آمده بود.
    جوانان دمکرات، افرادی شعاری، احساساتی، ملی، وطن پرست، آزادیخواه، مردمی و عدالت طلب بودند؛ اما عمقی نمی اندیشیدند، از معارف عمیق دینی و علمای مذهبی بطور کامل تبعیت نمی کردند، خود را محور مسائل می دیدند و با نوعی تلفیق سطحی بین اسلام و غرب، مسائل را التقاطی مطرح می کردند. این صفات و برخی مشخصه های دیگر باعث شد که این نیروی اجتماعی و سیاسی مهم، به دلیل ناسالم بودن تشکیلات و مرام حزبی، علی رغم سر و صدای زیاد، کمتر بتواند در سالهای پرآشوب تاریخ تحولات، منشاء خدمات عالیه و اهداف بزرگ ملی شود.



    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #272

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    رژی و رویتر

    منظور از رژی، امتیازنامه رژی است که به نامهای امتیازنامه انحصار دخانیه و یا امتیازنامه توتون و تنباکو نیز شهرت داشته است. طبق این امتیاز نامه که از سوی ناصر الدین شاه قاجار و به دسیسه و دلالی امین السلطان - صدر اعظم وقت - به امضا رسید، خرید و فروش کل توتون و تنباکو که در ممالک محروسه ایران بعمل می آمد، تا انقضای مدت پنجاه سال به ماژور تالبوت و شرکای او واگذار شد.
    این امتیاز نامه که امضای آن در نوروز 1269 شمسی / 1308 قمری انجام گرفت - چنانکه در کتابهای تاریخ مشهور است - به قیام بزرگ تحریم تنباکو انجامید و سرآغاز فصل نوین تاریخ ایران در سال 1309 قمری شد.
    عنوان امتیاز نامه رویتر، از نام بارون جولیوس رویتر گرفته شده است. انگلیسیها خود این امتیاز را یکی از عجیب ترین امتیازاتی می دانستند که در طول تاریخ وجود داشته است؛ و با شگفتی اظهار می داشتند که تاکنون در تاریخ دیده نشده است دولتی طی یک امتیازنامه، همه منابع حیاتی کشور خود را به یک فرد خارجی تسلیم و تفویض کند. رویتر - که خبرگزاری معروف رویتر هم به نام اوست - یهودی زاده بود. او و نمایندگانش، این امتیاز را به سال 1289 قمری تحصیل کردند و برای بدست آوردن حق انحصاری همه امتیازات یک کشور، حدود دویست هزار لیره رشوه به میرزا حسین خان سپهسالار، میرزا ملکم خان، حاج محسن خان معین الملک و چند نفر دیگر دادند. این امتیاز به دلایل متعدد، از جمله مخالف علمای بزرگ، به مرحله عمل نرسید، اما اختلاف تا 17 سال باقی ماند؛ تا در سال 1906 قمری، بعد از آنکه اجازه کشتیرانی در رود کارون به انگلستان و امتیاز بانک شاهنشاهی و استخراج و بهره برداری معادن ایران به رویتر داده شد، او دعاوی خود صرفنظر کرد و اصل امتیاز نامه را مسترد داشت.



    امضاء


  4. Top | #273

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    رنسانس

    به دوره تاریخ اروپا می گویند که بعد از پایان قرون وسطی در مغرب زمین اتفاق افتاد. به گفته مورخان، شروع این دوره، سال 1453 میلادی مطابق با 857 قمری - سال فتح قسطنطنیه و متلاشی شدن امپراتوری روم شرقی به دست سلطان محمد فاتح از سلاطین آل عثمان - بوده است. رنسانس در معنا عبارت است از عصر نوزایی و حیات مجدد؛ و آنچه غربیان سعی دارند القا کنند، این است که تاریخ تحولات غرب، تاریخ تحول بشریت و مدار هستی است، در حالیکه نه قرون وسطای آنان به ما مربوط است و نه عصر رنسانس اروپا، مستقیماً به تاریخ تحولات ما ارتباط دارد. شروع رنسانس در تاریخ تحولات ایران از این نظر مرتبط و قابل تحلیل است که این اتفاق حدود نیم قرن قبل از شروع عصر جدید در ایران یعنی استقلال و حاکمیت مجدد ایران از سوی قزلباشان صفوی رخ داده است و تحولات جدید ایران در نتیجه مذهب شیعه و شیعیان در ایران هر چند با نقطه آغاز رنسانس غرب از نظر زمانی قرابت دارد، در ماهیت و مبانی و شیوه ها کاملاً متفاوت و غیر مرتبط با آن است.





    امضاء


  5. Top | #274

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    روسوفیل


    سیاست تمایل به روسها است در مسائل داخلی و خارجی. این سیاست در ایران، دو دوره خیانت بار دارد: یکی دوران تزارها و حکومت تزاری، دوم دوران حکومت کمونیستی شوروی و سیاست بازان و احزاب دست نشانده چپگرای ملحد داخلی.
    البته ذکر این نکته خالی از لطف نخواهد که روسها از دو قرن قبل، سابقه بسیار بدی در ذهنیت مردم ایران داشته اند؛ تلخی ترکمانچای و داغ قفقاز مسئله ای نبود که هیچگاه از ذهن و خاطره و حافظه تاریخی ایران پاک شود و لذا طرفداران روس در ایران، هیچگاه مورد اقبال عامه قرار نمی گرفتند و همیشه نزدیکی و ارتباط با روسیه در هر شکل و قالبی، سؤال و شماتت و ظن ملی را در پی داشته است
    .





    امضاء


  6. Top | #275

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    سکولاریزم و سکولاریزاسیون

    واژه سکولاریزاسون در اصل از واژه لاتینی سکولار به معنای قرن گرفته است. در زبان کلاسیک مسیحیت، سکولوم به معنای زمانی است که در آن بسر می بریم. پس سکولاریزاسیون به معنای به حاشیه راندن دین است. اما سکولاریزم در مفهومی غیرمقدس و غیرروحانی بکار می رود؛ و در تعریف و مفهوم فرهنگی و فکری عبارت است از به حاشیه راندن دین و کنار نهادن آن و کاهش نفوذ دین در جامعه و متن زندگی مردم. از این رو سکولاریزم یک ایدئولوژی، مسلک و مرامی است که پیشفرضها، و مبانی و مقولات خاص خود را دارد؛ و برای معادل فارسی آن می توان از بین واژه های دنیامداری، دنیاگرایی، دنیازدگی، دنیاپرستی و نادینی گرفتن، یکی را برگزید. عربها در ترجمه این واژه، لفظ علمانیت را بکار برده و برای را بکار برده و برای معادل سکولاریزاسیون، و در زبان فارسی عرفی شدن، دنیوی شدن و غیرمقدس و غیرروحانی شدن را وضع کرده اند و آن فرایندی است که طی آن، اندیشه دینی و اعمال دینی و نهادهای دینی، نقش و اهمیت اجتماعی خود را از دست می دهند.
    از نظر مبانی نظری سکولاریزم، سکولارها اصول و بنیادهای زیر را برای خود قائلند:
    1. عقل محوری و عقل بسندگی (البته معاش و عقل جزوی و عقل نازل به دنیا)،
    2. اومانیسم (بشرگرایی)
    3. نسبی گرایی (در قلمرو معرفت و ارزشهای اخلاقی)،
    4. مخالفت با سنت،
    5. تجددگرایی و مدرنیسم،
    6. اباحیگری،
    7. الحاد و بی دینی در امور و شئون زندگی،
    8. علم پرستی (البته فقط علم تجربی و آنهم با شرایط دنیابین و جزوی و سطحی خودشان)،
    9. اعتقاد به نظام حقوقی غیردینی در روابط افراد و تفسیر مبنای آن براساس حقوق حقوق طبیعی (حقوق طبیعی و طبیعتی که سکولار شده و از اصابت و ماهیت و اصل الهی خود جدا می شود).
    در هر حال، سکولایزم و سکولاریزاسیون، بصورت ایدئولوژیهای عریض و طویل بشری در آمده اند و به معنای روش علمی دیگر نمی توان آن را محدود کرد. این دو واژه، صددرصد در مفهومی مقابل دین و دیانت و شریعت قرار می گیرند و در نهایت به قانون و اصولی می رسند که مستقل از منشاء قدسی و الهی است.




    امضاء


  7. Top | #276

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    سیاست امحای منابع - سیاست زمینهای سوخته

    در دوران صفویه، وقتی قزلباشان و نیروهای جنگی و صفوی به این نتیجه می رسیدند که در برابر دشمن خارجی تاب مقاومت ندارند، عقب نشینی می کردند و مناطقی را نیز در مرزها به دشمنان می دادند اما بعداً با اجرای سیاست امحای منابع، از نفوذ و پیشروی عمیق دشمن به خاک ایران جلوگیری می کردند؛ و این سیاست بدینصورت بود که منابع غذایی و تدارکاتی را در مسیر عقب نشینی خود و پیشروی دشمن نابود می کردند و با این شیوه نه تنها به درون خانه می خزیدند، مبادی ورودی دشمن را هم در مدخل نفوذ بیگانه مسدود می کردند. این سیاست به هنگام شکست اسماعیل اول در برابر عثمانیها و جنگ چالدران به اجرا در آمد و با وجود آنکه عثمانیها به دلیل تعداد بیشتر و سلاح برتر توانستند حتی تبریز را به اشغال خود درآورند، موفق نشدند صفویه را نابود کنند و زیاد در داخل خاک ایران پیش بروند.



    امضاء


  8. Top | #277

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    سیاست موازنه منفی - سیاست موازنه مثبت - سیاست نیروی سوم

    در دورانی که قدرتهای خارجی برای نفوذ بیشتر و کسب امتیازات استعماری در ایران تلاش می کردند، قائلین به سیاست موازنه منفی معتقد بودند که به هیچیک از دولتهای بیگانه، بویژه به دو قدرت اصلی استعمارگر یعنی روسیه و انگلیس، نباید امتیاز داد؛ چرا که با امتیاز ندادن به دیگران، می توان کشور را با این موازنه حفظ کرد. از این رو، موازنه منفی را موازنه عدمی هم می گویند. از بزرگان و رجال این سیاست می توان میرزای شیرازی، شیخ فضل الله نوری، مدرس، امام خمینی و تا حدود زیادی میرزاتقی خان امیرکبیر و رجال دیگر را نام برد. سیاست موازنه عدمی در انقلاب اسلامی ایران، بصورت شعار نه شرقی، نه غربی جلوه گر بود.
    در مقابل موازنه منفی، سیاست موازنه مثبت قرار داشت که معقتدان به آن می گفتند برای حفظ کشور باید در مقابل هر امتیازی که به روس داده می شود، یک امتیاز هم به انگلستان داد؛ و در حقیقت با به حراج گذاردن دارایی و منافع ثروت کشور، آنهم بطور مساوی، همه اجانب را راضی نگه داشت. بی تردید قائلین به این سیاست را باید خائن و وطن فروش دانست.
    طرفداران سیاست استفاده از نیروی سوم هم اعتقاد داشتند که برای مقاومت در برابر قدرتهای خارجی بخصوص روسیه و انگلستان در دوران قاجار، باید از یک قدرت سوم برای کم کردن نفوذ قدرتهای بزرگتر استفاده کرد؛ قدرت سوم که سابقه استعماری نداشته و در ضمن قدرتمند هم باشد. از نظر این گروه، در زمان قاجار امریکا و فرانسه و البته آلمان بعنوان نیروی سوم مطرح می شدند. قائلین به سیاست وحدت اسلامی و پان اسلامیسم هم این قدرت را در امپراتوری عثمانی می دیدند.
    تفکر نیروی سوم اگر به دست طراحان سیاست موازنه منفی و معتقدین به آن در شرایط اضطرار و با برنامه ریزی و در حد اکل میته اجرا می شد و امروز اجرا شود، نتیجه بخش می بود و خواهد بود؛ اما اگر در راستای سیاست موازنه مثبت و یا بدون برنامه و با خوشبینی دنبال شود، همان قدرت سوم، به یک استعمارگر جدید تبدیل می شود و در مواقع حساس، کشور را در قبال خود به آن دو قدرت بزرگتر و دارای منافع نزدیک می فروشد و یا معامله می کند؛ آنچنانکه که در گذشته چنین شد. برای نمونه اول می توان از استفاده از امریکا بجای انگلیس در قضیه ملی شدن صنعت نفت نام برد؛ و از مورد دوم، دلخوش کردن رجال ایران به ناپلئون در جنگ با روسها را مثال زد که در نهایت با پیمان شکنی ناپلئون، ایران تنها ماند.
    سوداگریها، دخالتها و مطامع سیاسی و اقتصادی اروپاییان در سالهای اخیر که گاه حتی شکل دخالت در امور کشور هم پیدا می کرد، هشدار و مراقبت زیادی را در استفاده از سیاست نیروی سوم می طلبد و این مسئله را خاطرنشان می سازد که با توجه به تجارب مسلم تاریخی که به قیمت بسیار سنگینی برای تاریخ و تحولات سیاسی کشور ما بدست آمده، سیاست و موفق و موافق با استقلال واقعی، همانا استفاده از سیاست موازنه منفی است؛ باید برای تعمیق این سیاست کوشید و هماهنگ با شرایط کشور برای آن برنامه ریزی کرد، تا راههای پیچیده و مرموز نفوذهای آرام اجانب به کشور سد شود.



    امضاء


  9. Top | #278

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سیاست تقریب

    عبارت است از نزدیکی بین مذاهب اسلامی؛ که از جنبه های مختلف دینی، فلسفی، فکری، جغرافیایی و سیاسی مطرح بوده است. بسیاری از علما، رجال، مصلحین و سیاسیون و حتی سلاطین در مسیر این تفکر حرکت کرده اند؛ البته نحوه پیگیری و نیات و شرایط و همچنین زاویه ورود هر یک به این سیاست متفاوت بوده است. نادرشاه افشار برای ارضای حس جاه طلبی و رفع عطش قدرت، می خواست با تمسک به این سیاست، قتلهای بسیار انجام داد و حتی تا آنجا پیش رفت که تشیع را در ایران محدود کرد و سپس از رسمیت انداخت؛ در نتیجه منفور مردم و بزرگان ایران شد.
    افراد دیگر همچون سیدجمال الدین اسد آبادی به نحوی دیگر به این سیاست تمسک جستند. مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء، یا مرحوم آیت الله بروجردی و یا حتی امام خمینی در زمینه های مختلف و البته با شرایط و اصول خود به سیاست تقریب نزدیک شده و در صدد برقراری نوعی وحدت و اتحاد فرهنگی و سیاسی در دنیای اسلام برآمده اند.
    سیاست تقریب ممکن است به سیاست نیروی سوم نزدیک و یا به سیاست موازنه منفی تبدیل شود و حتی بعنوان مکملی در زمینه نظریه ام القری مطرح شود.




    امضاء


  10. Top | #279

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سیویلیزاسیون و پروغرش

    این دو واژه از دوران قبل تاکنون به انحای مختلف در نوشته های منورالفکران مطرح بوده؛ واژه اول به معنای تمدن و دومی به معنای ترقی و پیشرفت است. این دو واژه از نوشته های میرزافتحعلی آخوندزاده و ملکم خان و میرزاآقاخان کرمانی گرفته تا منورالفکران دوره مشروطه و رضاخان و حتی امروز در معانی مختلف و در قالب شعارهای متفاوت، مرکز توجه بسیار بوده است. به هر حال در دهه های قبل این دو لفظ نه با معانی معادل فارسی، بلکه به همان لفظ فرنگی بکار می رفت. ذکر این نکته ضروری است که تمدن و ترقی از دوره صفویه کاملاً مطرح و جامعه ایران بخوبی و بطور بومی با اصول آن آشنا بوده است، اما چون این دو واژه در دوران انحطاط پس از ترکمانچای از سوی منورالفکران طرح شد، بی تردید نوعی گسستن از گذشته و رویکرد جدید و فضاسازی غربی را در خود ملحوظ داشت. همچنین باید متذکر شد که نقد ریشه ای یک یا چند واژه، دلیلی بر تأیید یا رد آنها نیست؛ بلکه هدف، بررسی ریشه ای قضیه است و اینکه در ساخت تحقیق، این نقد باید انجام گیرد. نیز مرسوم بدون یک مفهوم، دلیل درستی کامل و یا جای نقد و بررسی نداشتن آن نیست. شاید اولین فایده ریشه ای نقد آن باشد که ما نسبت خود را با این مفاهیم بهتر درک می کنیم.





    امضاء


  11. Top | #280

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,202
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    شایسته سالاری


    به اتخاذ سیاست و روش و تدبیری گفته می شود که بر اساس آن، معیار ترقی و مسئولیت پذیری در بین راهبران را شایستگی و لیاقت آنان تعیین می کند، نه روابط قبیله ای، خانوادگی، نژادی، صنفی و یا مانند آن. بنظر می رسد دولت شیعه مذهب صفوی در ازمنه ای این سیاست را شعار خود قرار داده بودند و رژیم و دولت قاجاریه و پهلوی در بیشتر مواقع در مقابل آن قرار داشته اند.






    امضاء


صفحه 28 از 29 نخستنخست ... 18242526272829 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی