صفحه 20 از 31 نخستنخست ... 1016171819202122232430 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 307

موضوع: تاریخ تحولات سیاسی ایران

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #191

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    ناصرالدین شاه بعد از آنکه در چند جلسه آنها حضور یافت، گفت: ما که چیزی نفهمیدیم؛ هی می گویند یک چیزی است، هیچ چیز نیست. این دعوتنامه برای اکثر رجال قاجار هم فرستاده شد. از سوی دیگر، روزنامه قانون را چاپ کرد. البته تا زمانی که قاجاریان حامی او هستند و لژ او باز و سور و سات براه است، حرفی نمی زند؛ اما وقتی فرار می کند و به خارج از کشور می رود، روزنامه قانون را چاپ می کند و به شاه فحش می دهد.
    چهره دیگر این گروه که قضاوت درباره او سخت تر است، میرزا حسین خان سپهسالار است (باین مدرسه سپهسالار که نام فعلی آن مدرسه عالی شهید مطهری است). او بیشتر از ملکم خان مطرح است؛ در یک مقطع از سیاست، به روس و در مقطعی دیگر به انگلستان تمایل دارد؛ اندیشه ترقی و اصلاحات هم در شخصیت و کارنامه وی وجود دارد. او به لحاظ سیاسی، قوی و زیرک بوده است و از نظر ثبت اصلاحات، حتی به نظر برجسته می آید و افکار نو بر او غلبه دارد؛ و اگر آن جنبه های منفی امتیاز رویتر و وابستگی اش نبود، شاید در حد امیر کبیر قدر و مرتبه داشت. تند خویی و دلبستگی به منافعش باعث می شد که بین روس و چهره ای منفی از وی ساخت.
    چهره دیگر در این گروه، محمد حسن خان اعتماد السلطنه - وزیر انطباعات ناصر الدین شاه - است. او به زبان فرانسه مسلط بود و روزنامه های فرانسوی زبان را برای شاه ترجمه می کرد. اعتماد السلطنه از چهره های روشنفکری و به عبارتی، وزیر ارشاد آن زمان بود؛ هم مطبوعات را تقریباً اداره میکرد و هم با دستگاه ناصر الدین شاه قاجار ارتباطی عمیق داشت.






    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #192

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    پس، در طول هفتاد - هشتاد سال - از ترکمانچای تا قیام تنباکو - سه گروه منور الفکر وجود داشت: 1. گروهی که صبغه سیاسی آنها غلبه داشت؛ 2. دسته ای که جنبه فرهنگی آنها غالب بود؛ 3. افرادی که هم سیاسی بودند، هم فرهنگی. و به نظر می رسد که رد پای جریان ماسونری را در هر گروه می توان دنبال کرد.
    این سه جریان را در دو سطح می توان تحلیل کرد:
    یکی در قالب نظریه توطئه؛ و اینکه تا چه حد با خارج ارتباط داشتند. آیا پول می گرفتند؟ رشوه هایی که برخی می گرفتند، چگونه بود؟ چرا به جانب سیاست روس و انگلیس متمایل شدند؟ چرا رشوه و پول می گرفتند؟ ارتباط آنها به چه نحو بود و چرا حمایت می شدند؟ اسنادی از این دست در تاریخ هست؛ که اگر منکرش شویم، تاریخ را خوب نشناخته ایم.
    و اما سطح دیگر تحلیل، نقد اندیشه هایشان است؛ که از این نظر نباید افراط و تفریط کرد. بعنوان مثال، اگر افراط کنیم و فقط خیانتهای آنها را برشمردیم، دیگر نمی توانیم بین میرزاابوالحسن خان ایلچی و سپهسالار تفکیک فکری قائل شویم؛ در حالیکه مهم است بدانیم وابستگی هم درجاتی دارد، مثلاً سپهسالار که متفکر و خط اصلاحگرای اش هم قوی است، با میرزا ابوالحسن خان ایلچی که اصولاً خط اصلاحگری ندارد، و کتاب زشت حاجی بابا با الگوی این شخص نوشته شده، متفاوت است.







    امضاء


  4. Top | #193

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    تذکر یک نکته:تقسیم روشنفکر به خوب و بد، مورد قبول نیست. وقتی می گوییم روشنفکر، منظورمان همان جریانی است که آل احمد درباره افراد آن می گوید یک طبقه مخصوص شدند؛ و این فرق دارد که با موقعی که به هر هوشمند و فرزانه و آگاهی، روشنفکر می گوییم. بحث ما فقط درباره طبقه ای است که خود را مانند انتلکتو آل اروپا می دانستند و برای خود صفاتی قائل بودند، مردم آنها را متجدد می دیدند و با آنها سنخیتی نداشتند؛ و به همین دلیل است که به این جریان، جریان سکولاریسم ایران می گوییم و تقسیم افراد این طبقه به روشنگر خوب و بد یا مثبت و منفی درست نیست. آنچه مرحوم آل احمد می گوید، این است که اینها بصورت یک طبقه در ایران مطرح شدند؛ و منظور ما هم همین است طبقه خاص است با افکار و اطوار و موقعیت خاصی که خود را وارث جریان خاصی در اروپا می دانستند. در مقابل و اطوار و موقعیت خاصی که خود را وارث جریان خاصی در اروپا می دانستند. در مقابل این جریان، میرزای شیرازی - رهبر تحریم تنباکو - و جریان روحانیت شیعه هست که خیلی اصیل است و نمی توان آن را با جریان منورالفکری سکولار قاطی کرد. به این طبقه، روحانیت می گوییم؛ و با همین ملاک جلو می رویم، یعنی اندیشه دینی را با توجه به موازنه منفی و سکولاریسم را با توجه به موازنه مثبت تحلیل می کنیم و بین اینها حالتهای بینابینی در نظر می گیریم. اگر بخواهیم به این جریانات نمره بدهیم، به یک طرف نمره های از صفر تا 10 و 9 و به طرف دیگر بین 20 تا 14 تعلق می گیرد و نمرات متوسط بین این دو محدوده از آن جریانات و تفکرات بینابینی - یعنی بین اندیشه دینی و سکولاریسم یا بین موازنه مثبت و منفی - خواهد بود.





    امضاء


  5. Top | #194

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    کتاب حاجی بابا نوشته جیمز موریه - نماینده انگلستان در ایران - است. روی اینکه حاجی بابا چه کسی بوده، بحث است. یکی از کسانی خارج رفته حاجی بابا افشار است که طبیب است و فرد خوشنامی هم نیست. در تاریخ و در اسناد و مدارک مربوط به او درج است که طبیب بوده ولی بعداً به خدمت دستگاه قاجار در آمده است. نقل است که یکی از نمایندگان خارجی می نویسد که دیده است او شرب خمر می کرد. وقتی به او گفته شد که شما مسلمان هستید، چرا شراب می خورید، پاسخ داد که من طبیبم و اینجا هوا سرد است؛ می خواهم بدنم گرم شود. می گویند این فرد همان حاجی بابا بوده است. او خودش هم وقتی این کتاب نوشته شد، خیلی ناراحت شد.
    پیشتر عنوان شد که دیپلماتهای خارجی، دانشجویان را خارج از کشور بردند و پولهای آنها را حیف و میل کردند. اینک مشخص شده است که چند برابر بیشتر از حد معمول پول و صورتحساب از محصلین ایرانی درآورده اند، و از آن طرف هم جوانها را تحت فشار قرار می دادند. و این مسائل در خاطرات این دانشجویان منعکس است.
    یکی از این دیپلماتها، حاجی بابا است؛ منتها می گویند حاجی بابا در کتاب جمیز موریه نمادین است، و شاید منظور حاجی ابوالحسن خان ایلچی باشد. به هر حال، این کتاب زننده است؛ داستان یک جوان ایرانی است که به شکل بدی درباره او بحث شده است. توصیه نمی کنم این کتاب را بخوانید؛ چون از آن کتابهایی است که در آن نه به اسلام، که به ایرانی هم توهین شده است. در این کتاب، ایرانیان مردمی دغلباز، حیله گر و پست معرفی شده اند؛ و این کتاب باعث شد که تا یک قرن در ذهن اروپاییان، ایرانی موجودی خبیث و رذل باشد. ایرانیان از همان ابتدا از این کتاب نفرت داشتند. کتابی است که برای خرد کردن روحیه مردم ایران، با پول انگلستان و به دست نمایندگان انگلستان چاپ شده است و اینک ارتجاع روشنفکری ایران و ناشران آزادیخواه (!) ما این کتاب را بعنوان یک سند افتخار پشت شیشه هایشان نصب می کنند و تاکنون یک نفر هم این کتاب را نقد نکرده است. این کتاب، زمانی در ایران قاچاق بود؛ و حتی در زمان همان پادشاهان هم کسی این کتاب را نمی خواند، چرا که می گفتند در آن پر از فحش و ناسزا است. در دوره رضاخان نیز این کتاب به علت توهین به ایران و ایرانی گاه ممنوع الچاپ بوده است.







    امضاء


  6. Top | #195

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    جمع بندی مطالب منورالفکران تاریخی ایران، این نتیجه را بدست می دهد که اولاً این جریان در مقابل جریان استعمار ضعیف بوده و هست؛ و بطور کلی، هر سه گروه در تماس با غرب ضعیف، بلکه شیفته غرب بوده اند. ثانیاً افراد این گروه در برابر استبداد هم جبهه مهمی نبودند، یا از وابستگان استبداد (استبداد قاجار) بودند و یا اینکه مبارزه ای نداشتند یا فقط زمانی که منافعشان بخطر می افتاد، مبارزه می کردند، روزنامه به اصطلاح قانون را چاپ می کردند، و از دموکراسی و مردم حرف می زدند. و بدین ترتیب بود که متأسفانه از همان ابتدای اجرای طرحشان، واژه هایی چون قانون، آزادی، مردم، را آلوده کردند؛ و گر نه این واژه ها در فرهنگ ما آلوده نیست. منورالفکرانی که ذکر آنها رفت، وقتی می خواستند به دین و دینداران حمله کنند، به تقلید از جریانات رنسانس اروپایی و لیبرالیسم غرب، به این الفاظ متوسل شدند و با همین الفاظ شروع کردند مخالفان خود را بکوبند. راجع به ارتباط اینها با قاجارها، بعداً بحث می کنیم.







    امضاء


  7. Top | #196

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    جمع بندی مرحوم آل احمد از جریان روشنفکری ایران و اینکه برخورد افراد این جریان با استبداد چگونه بوده، خواندنی است. او هم از جریان غرب و هم از احزاب چپ نقدهای خوبی دارد (چون ابتدا وابسته به احزاب چپ بود و بعداً از آنها بریده بود). اما از آنجا که تفکرش الهی نبود، حرفهای غلطی می زند، منتها نقد او از این جریانات نسبتاً منصفانه بوده است، آل احمد در این باره که روشنفکر ایرانی در رابطه با استبداد چه کرد، جمع بندی مختصر و خواندنی در کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران دارد. او در صفحه پنجاه از این کتاب می نویسد:
    و اما روشنفکران ایرانی از اول آشنایی با فرهنگ تا به امروز مدام گرفتار یک دور و تسلسل احمقانه است میان روحانیت و حکومت؛ این دو قدرت اصلی که در هر قدمی که بر می دارد، باید حسابشان را نگه دارد. در اینجا مردم که هنوز خوابند و هنوز قدرتی و بازار خرید آرا و آثار او نشده اند؛ روحانیت نیز از همان آغاز دم خروس کمپانی تنباکو را در جیب ملکم خان دید و او و فرنگی بازیهایش را تکفیر کرد. ناچار می ماند فقط و فقط حکومت. از قضیه تنباکو بگیر تا امروز، در تمامی این صد ساله اخیر، روشنفکر ایرانی با هوایی از اروپا و امریکا در سر و مردد میان قدرت حکومتها و عزلت عارفانه، خسته از مردم و بی خبری شان، و کلافه از تحجر تا آخرین دقایق حساس برخوردهای سیاسی، میان روحانیت و حکومت اغلب طرف حکومت را گرفته اند، چرا که تنها حکومتها قادر بوده اند با اتکا به پول نفت، بهترین مزدها را به او و آرای او بدهند و در مقابل آرای به تعدیل شده اش، رفاه زندگی اش را تأمین کنند.






    امضاء


  8. Top | #197

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بنابراین، تصویری که برای ما در نوشته ها و مطبوعات و کتابها ساخته اند که یک جریان منزهی این طرف بوده است به نام منورالفکری، وقتی نویسنده اشک تمساح می ریزد که بیچاره دارد بین قطب تحجر و زور حکومت له می شود و فقط هم به فکر دمکراسی و آزادی و پیشرفت این کشور است، هدف این است که تصویر زیبایی از 200 سال قبل به اینطرف بسازند و در این زمینه توجیهاتی بکنند. این خط در دوره مشروطه هم وجود داشت. آقای سناتور ملک زاده - پسر ملک المتکلمین، و از سناتورهای دوره محمدرضا - در کتاب پنج خود به نام تاریخ مشروطیت ایران، مبین افکار طبقه سکولار ایران است. او در آنجا به نحوی می نویسد که سکولاریسم ایران از دوران مشروطه به این فکر افتاد که خود را تطهیر کند. این خط فکری اینک شدت گرفته است. او می خواهد بگوید که عنصر ترقیخواه فقط ما منورالفکرها هستیم، منزه بودیم و هستیم. می گوید که اختیار و زمام این مردم جاهل در دست حکومت و روحانیت و آلت بدون اراده آن دو مقام است و فعلاً از طبقه عوام برای منظوری که پیش گرفته ایم، کاری ساخته نیست. از یکی از جلسات سری مشروطه خواهان نقل شده است که قدرت در این مملکت در دست دو طبقه است: یکی دولتی ها و دیگر روحانیون؛ و تا حال این دو طبقه به واسطه سازشی که با هم دارند، در مملکت حکومت می کنند؛ و در جای دیگر ذکر می کنند که ما داریم له می شویم تا بدینوسیله خود را نجات دهند. الآن هم همین است؛ و اگر روی افکاری که اینها در این انجمنها داشتند، بررسی صورت گیرد، می توان پی برد که سابقه تاریخی این انجمنهای سری که در کشور ما است، به کجا برمی گردد. حاصل این بررسی این است که مشخص می شود نباید فریب این اسامی زیبا را خورد؛ بلکه باید دید پشت این اسامی، چه اهداف و افکار و طبقه ای نهفته است، و چه گروهی برای چه منظوری تلاش می کند؟








    امضاء


  9. Top | #198

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    فصل دوازدهم: گفتار سوم: علل و عوامل مظلومیت و شهادت شیخ فضل الله نوری (اتحاد موقت سکولاریزم و تسامح علیه اصولگرایی دینی و ورود خط التقاط و تساهل در یک انقلاب مقدس ملی)

    یکی از بحثهای بسیار سنگین تاریخ ایران، بحث درباره شیخ فضل الله نوری است. شیخ فضل الله نوری از شخصیتهای است که در دهه سوم انقلاب، بهتر می توان راجع به او حرف زد؛ زیرا شیخ مربوط به بخش فرهنگی مشروطه است و چنانکه عنوان شد، مشروطه نمونه کوچکی از انقلاب اسلامی بوده است. مباحث مربوط به مشروطه را از جنبه های مختلف می توان ریشه یابی کرد؛ ولی این بحث در بعضی جاها بسیار عمیق می شود، از جمله در قسمت مربوط به تهاجم فرهنگی مشروطه که از بخشهای حساس و پیچیده آن است. همچنین در مشروطه، هم نقاط مثبت، حاکی از رشد و ترقی وجود دارد و هم قسمتهای پر رمز و راز. قسمت تهاجم فرهنگی و انحطاط نهضت مشروطیت، از بخشهای بسیار مهم انقلاب مشروطه است که با دهه سوم انقلاب ایران سنخیت زیادی دارد. در این قسمت هم یک قهرمان به نام شیخ فضل الله نوری هست. در بحث از ایشان، صورت ساده مسئله این است که بگوییم سکولارها و روشنفکران غرب زده، شیخ را دار زدند. اما به همین مختصر نمی توان اکتفا کرد. ساده اندیشانه است اگر بپذیریم روشنفکران آنقدر قدرت داشتند که بتوانند فردی چون شیخ فضل الله را که مجتهدی صاحب صاحب مقامات و دارای نفوذ مردمی بوده و به خودش، چندین هزار خطبه عقد در تهران خوانده - یعنی اینقدر به مردم تهران نزدیک بوده - است را بالای دار ببرند و جو عمومی چنان باشد که مردم دست بزنند. لاجرم به اینجا می رسیم که در اعدام شیخ، عده ای از روحانیون ضعیف النفس و کم ایمان یعنی آخوندهای درجه سوم و چهارم هم دست داشته اند؛ یعنی علاوه بر سکولار غربگرا، سکولار شبه دینی نیز دی این ماجرا دخالت داشته است. بحث انجمنهای سری هم این بود که حرفهای ما را مردم نمی پذیرند، پس باید حرفهای خود را از زبان روحانیون نقل کنیم. و این، یک بحث جدی است.
    امضاء


  10. Top | #199

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    بنابراین، بحث درباره شیخ فضل الله نوری را در دهه سوم انقلاب اسلامی بهتر از دهه های اول و دوم انقلاب می توان مطرح کرد. در این مورد، زندگی شیخ فضل الله نوری از چند جنبه ارزشمند است:
    یکی از جنبه تاریخ روحانیت شیعه؛ چرا که او یکی از قله های روحانیت بوده است، یعنی تحقیق در زمینه مبارزات سیاسی روحانیون شیعه، خواه ناخواه به شیخ فضل الله می رسد. شیخ فضل الله نوری نقطه عطفی در روحانیت است که براحتی نمی توان از او عبور کرد.
    دوم از لحاظ نقش مهم شیخ فضل الله نوری در تاریخ تحولات ایران؛ چرا که شیخ فردی مؤثر در مشروطیت و تحریم تنباکو بود، بنابراین از جنبه تاریخ تحولات ایران هم نمی توان شیخ را نادیده گرفت و عبور از شیخ و نادیده گرفتن او سبب می شود که بخشی از تاریخ ایران خوب درک نشود.
    سوم به لحاظ اندیشه سیاسی شیخ فضل الله نوری در دو نهضت اسلامی شیعی تحریم تنباکو و مشروطه؛ بخصوص در نهضت مشروطیت، که اندیشه مشروطه مشروعه را طرح کرد. بنابراین، شیخ فضل الله در اندیشه سیاسی شیعه هم - که یکی از آنها نظریه ولایت فقیه است - نقشی جدی داشت. کتابهای شیخ فضل الله مشهور و مطرح بوده است و از منابع شناخت تفکر سیاسی او بشمار می رود. شیخ فضل الله نوری وقتی در روند مشروطه انحراف دید، به حضرت عبدالعظیم(ع) مهاجرت کرد و در آنجا لوایحی منتشر کرد که از روی آنها می توان به افکار سیاسی شیخ پی برد. ایشان در این لوایح - که بسیار هم خواندی است - راجع به انحراف در یک جنبش از زاویه فرهنگی و تهاجم فرهنگی بحث می کند.


    امضاء


  11. Top | #200

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,787
    صلوات
    512
    دلنوشته
    5
    تعجیل در فرج مولانا صاحب الزمان
    تشکر
    12,195
    مورد تشکر
    13,210 در 4,360
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    چند ویژگی جالب توجه درباره شیخ هست: یکی اینکه از جمله رهبران مشروطه بوده که در قیام تنباکو فعالانه شرکت داشته است. بسیاری از رهبران تحریم تنباکو در زمان مشروطه فوت شده بودند؛ از جمله میرزای شیرازی، میرزا جواد آقای تبریزی (رهبر روحانی تبریز)، میرزا حسن آشتیانی که در تهران و مرحوم آقا سید علی اکبر فال اسیری که در شیراز فوت کرده بودند. دو نفر از زعمای تنباکو در نهضت مشروطه حضور داشتند که موضع هر دو شریعت خواهانه و نقششان هم کاملاً برجسته بود؛ و به هر دوی آنها در کتابهای تاریخ نگاری سکولارها اهانت زیادی شده است! این دو نفر، یکی مرحوم شیخ فضل الله نوری در تهران و دیگری مرحوم و دیگری مرحوم آقا نجفی اصفهانی در اصفهان است. شیخ فضل الله، هم قبل از شهادتش، هم موقع شهادتش و هم بعد از شهادتش مظلوم است؛ و این، امر مهمی است، چرا که اگر کار ایشان را مثلاً با شهید مظلوم بهشتی مقایسه کنیم، پی می بریم که شهید مظلوم در زمان حیاتشان مظلوم بودند ولی روز بعد از شهادت، با آن تعابیری که امام فرمودند، به یک اسطوره و قهرمان ملی تبدیل شدند، اما اگر کتابهای تاریخ سکولار را باز کنیم، می بینیم که مظلومیت شیخ از ابعاد مختلف هنوز ادامه دارد. باید بحث کرد که مظلومیت شیخ از چه زاویه است. شیخ فضل الله با سابقه مبارزاتی که داعیه رهبری دارند، سابقه مبارزه داشته باشند یا نه. البته مقصود این نیست که بودن یا نبودن فرد سابقه در در مبارزه تعیین کننده است؛ اما بینش سیاسی و اجتماعی و فهم مسائل کسی که با سابقه فعالیت اجتماعی وارد مسائل و مطالب سیاسی می شود، با دیگران فرق دارد. شیخ در مقایسه با رهبران دیگر مشروطه، بویژه در تهران، از سابقه مبارزاتی بیشتری برخوردار بود؛ لذا فریب شعارها و آب و رنگها را نمی خورد، و علت اینکه در راستای خط تبلیغاتی سکولاریزم مشروطه، شیخ را مدام بعنوان یک عنصر استبدادی و طرفدار محمدعلی شاه و... معرفی می کنند نیز همین است. شبیه از دوره تحریم تنباکو که فشار استبداد و استعمار خیلی زیاد بود، مبارزه می کرده و بنابراین حدود 15 تا 20 سال از همه رهبران مشروطه مبارزتر و فعالتر بوده است. آنچه برخی مورخان و سیاسیون سکولار نوشتند و گفتند که شیخ مبارز نبوده، بلکه مرتجع و عافیت طلب بوده، صحت نداشت است؛ و در جواب آنها باید گفت چگونه یک آدم عافیت طلب، بر سر دوراهی مرگ و زندگی، مرگ را انتخاب می کند.



    امضاء


صفحه 20 از 31 نخستنخست ... 1016171819202122232430 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی