صفحه 3 از 24 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 233

موضوع: تاریخ تحولات سیاسی ایران

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    فصل دوم: بیش از نیم قرن دوران گذار(از نادرشاه افشار تا آغا محمدخان قاجار)

    زندگی سیاسی نادر شاه، به دو دوره تقسیم می شود: تا 1142 او را قهرمان ملی محسوب کرده اند، چرا که افغانها را از ایران بیرون کرد؛ اما از 1148 به بعد - یعنی در دوران سلطنت خود - به مستبدی خونریز تبدیل شد. سیاست نادر این بود که مذهب شیعه را از رسمی بودن بیندازد؛ اما این سیاست به دلیل عمق اعتقادات و ارادت مردم ایران به خاندان عصمت و طهارت (ع) شکست خورد و نادر منفور مردم شد. لذا نادر را مظهر حماسه و فاجعه ملی خوانده اند.
    بعد از فتح اصفهان توسط افغانها که شاه طهماسب دوم به قزوین گریخت و از حکام ایران یاری خواست، نادر به واسطه دلاوریهایش، سپهسالار لشکر او شد ولی به دلیل نفوذ صفویان نتوانست تا سال 1148 ه. ق. تاجگذاری کند.
    نادر، دختر شاه سلطان حسین را به عقد پسر خود رضاقلی میرزا درآورد؛ که ثمره این ازدواج، شاهرخ بوده است. شاهرخ تا چهل سال بعد از نادر توانست چراغ خاندان افشاریه را در مشهد فروزان نگه دارد؛ چراغی که با سلطنت آغا محمد خان قاجار به خاموشی گرایید.





    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    خصوصیات نادر

    سر سلسله افشاریان فردی با اراده و فرماندهی ماهر در امور نظامی بود. نادر از بزرگترین فرماندهان نظامی قرن هجدهم محسوب شده است؛ و عده ای از صاحبنظران او را از لحاظ نبوغ نظامی، در ردیف سزار و یا ناپلئون دانسته اند. در زمان تاجگذاری او، ایران از نظر اقتصادی آسیب دیده بود؛ و این به دلیل آن بود که هم انحطاط صفویه را پشت سر گذاشته و هم فتنه افغان را تجربه کرده بود. البته ثروتی را هم که نادر از هند به ایران آورد، برای مردم و بهبود وضع اقتصادی کشور بکار نرفت.








    امضاء


  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    حمله نادر به هند


    تعداد نفرات ارتش نادر در حمله به هند، 120 هزار و تعداد نفرات لشگر هند 800 هزار نوشته شده است. نادر در جنگ کرنال، شکست فاحشی بر ارتش هند وارد آورد.
    غنایمی که او در این جنگ و در فتح دهلی بدست آورد، عبارت بودند از: سنگهای قیمتی پادشاه هند، تخت طاووس، زر و سیم، ابزار جنگی، پیشکشهای مهاراجه های هندی، تابلوها و کتابهای نفیس، و روی هم به پول آن زمان 350 میلیون تومان غنایم.
    غنایمی که نادر از هند به ایران وارد کرد، آنقدر فراوان بود که سه سال مردم از پرداخت مالیات معاف شدند.
    پادشاه افشار بعد از بازگشت از هند، پسرش رضاقلی میرزا را به اتهام اینکه قصد ترور وی را داشته است، کور کرد. البته بعضی مورخان معتقدند که یکی از دلایل این اقدام این بود که رضاقلی در زمان غیبت نادر، باقیمانده خاندان صفویه را بدون اجازه مستقیم پدر قتل عام کرده بود. این مطلب به نظر چندان قوت تاریخی ندارد؛ و علت عمده این اقدام نادر، جنون قدرت در وی بوده است.
    نادر در زمان انعقاد صلح با عثمانی، مذهب شیعه را از رسمیت انداخت و از این نظر سرنگونی تخت و تاج خود را به دست خود پی ریزی کرد.
    حکومت پرفراز و نشیب سر سلسله افشاریه در سال 1160 هق. در شب یازدهم جمادی الاول (ژوئن 1747 میلادی) با قتل نادر بپایان رسید. یکی از شاعران درباره شب قتل نادر، شعر عبرت انگیزی سروده است:
    سر شب سر جنگ و تاراج داشت ----- سحرگه نه تن سر نه سرتاج داشت
    به یک چرخش چرخ نیلوفری ----- نه نادر بجا ماند و نه نادری
    بعد از این قتل، علی قلی میرزا (برادر زاده نادر) به سلطنت رسید و خود را عادلشاه نامید. او دستور قتل عام فرزندان و زنان حرم نادر را صادر کرد. خود این بیچاره ها، روی زمین که قسمتی از گنجینه های نادر در زیر آن دفن شده بود، ریخته شد. علی قلی میرزا فقط شاهرخ میرزا فرزند میرزا را باقی گذاشت و از کشتن وی صرفنظر کرد.
    شاهرخ میرزا بعدها در بخشی از ایران به سلطنت رسید و تا زمان آغامحمدخان زنده بود؛ و سرانجام به دستور آغامحمدخان کشته شد. آخرین بازمانده افشاریه، نادر فرزند شاهرخ بود که به دستور فتحعلیشاه قاجار بقتل رسید.
    بزرگترین ضربه ای که نادر به فرهنگ و سیاست ملی و قوام وحدت ایران زد، از رسمیت - انداختن مذهب شیعه بود. البته شایان ذکر است که وی در نهایت شکست خورد و به هدف خود نائل نشد و سیاست رؤیای امپراتوری اسلامی در شرق سرزمینهای مسلمان نشین، با جنازه نادر، به زیر خاک فراموشی رفت.
    بعد از مرگ نادر، وحدت و انتظام ایران از هم گسست؛ چرا که حکومت نادر بر فتح و فتوحات نظامی استوار بود و فرهنگ ایدئولوژی در آن دخالت نداشت. ایران در دوره سرداران و حکام بعد از نادر به چهار منطقه نفوذ تقسیم شد که در هر قسمت آن فرد قدرتمندی حکومت می کرد؛ از جمله این افراد عبارتند از: 1. کریمخان زند، 2. آزاد افغان، 3. علیمردان بختیاری، 4. محمد حسن خان قاجار.
    کریمخان زند: صفت اصلی حکومت وی، نیکوکاری و جوانمردی بود. او خود را وکیل الرعایا نامید. کریمخان توانست بر مدعیان غلبه کند و در قسمتهایی از ایران حکومت را بدست گیرد. یکی از مدعیان قدرت در این زمان محمد حسن خان پدر آغا محمد خان قاجار بود که در جنگ بین کریم خان و محمد حسن خان قاجار - کریم خان سپاهی به فرماندهی شیخ علی خان زند به جنگ محمد حسن خان قاجار گسیل می دارد. در منطقه مازندران در میانه شهرسازی و شهر بارفروش جنگ میان سپاه شیخ علی خان زند و محمد حسن خان قاجار در گرفت، که سپاهیان محمد حسن خان مجبور به عقب نشینی می شوند. در اثنای جنگ در جنگل های مازندران مرکب خان قاجار از بد حادثه در باتلاقی تا زین اسب در گل فرو رفت که در این حین غلام محمد حسن خان قاجار که دست پرورده خود او هم بود به او خیانت می کند و از پشت به سوی او تیراندازی می نماید و بعد از کشتن او سرش را از تن جدا کرده و به نزد شیخ علی خان زند می برد. شیخ علی خان زند گریسته و به آن غلام دشنام می دهد. و سر محمد حسن خان را به نزد کریم خان می فرستد که کریم خان هم از قضیه بسیار ناراحت می شود و در نهایت آغا محمد خان پسر محمد حسن خان که قبلاً بوسیله ابراهیم شاه افشار از جانشینان نادر مقطوع النسل شده بود به صورت مهمان اسیر در شیراز تحت الحفظ قرار می گیرد. آغا محمدخان بعد از شنیدن خبر مرگ کریمخان، از شیراز به تهران گریخت و سپس به استرآباد - محل سکونت ایل قاجار - رفت. ایل قاجار به دو دسته اشاقه باش و یوخاری باش تقسیم می شدند. این وقایع، اولین نشانهای ظهور دوره ای جدید بوده است؛ دوره ای که تا یک قرن و نیم بعد، فضای تاریکی را برای کشور ایران در پی داشت. در هر حال، سلطنت و حکومت افشاریه و زندیه را باید دوران انتقال از صفویه به قاجاریه دانست. این دوران گذار و انتقال، آنقدر برای تاریخ ایران ارزش دارد که همانند واسطه ای بین دو مسئله مهم متجلی است.(6)




    امضاء


  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    فصل سوم: عوامل مختلف برای درک تاریخ ایران تا آغاز قاجاریه و تطبیق آن با شالوده نظام قجری

    قبل از شروع بحث پیرامون وضعیت فکری اجتماعی - سیاسی دوران قاجاریه، مناسب است نوعی پیش زمینه تاریخی - فکری ارائه شود و درباره میراث و یا به عبارت روشنتر، مواریثی که ایران عهد صفوی و ایران قبل از آن بدست آورده و به دوران قجری رسیده بود، فهرست وار بحث و بررسی صورت گیرد و این عوامل با برخی خصلتها و خصوصیات حکومتی که شالوده قاجارها بوده است، تطبیق و مقایسه شود:
    1. جغرافیای سیاسی ایران: صفویه، ایرانی مستقل بوجود آوردند. پیش از این استقلال و یکپارچگی، ایران به سه قسمت ایران خاوری (خراسان بزرگ)، ایران باختری و ایران مرکزی تقسیم می شد و شاخصهای قومی، جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی و مردم شناسی، این مناطق را از هم منفک می کرد (گسستگی در عین پیوستگی).
    2. تشیع: رابطه دین و دولت و یا علمای مذهبی با حکومتهای مختلف، با توجه به سیاست فرهنگی و دینی هر یک فرق می کرد؛ چنانکه این رابطه مثبت و با نادرشاه منفی بود. رابطه علما با قاجاریه، حالتی میانه گاه توأم با بی اعتنایی و گاه رو به سردی و در مواقعی مثبت و خوش بینانه بوده است ( علمای شیعه، برخلاف علمای سنی، حاکمان را اولی الامر نمی دانسته اند). در زمان قاجاریه، مکتب توسط آیت الله مؤسس وحید بهبهانی رشد و توسعه قابل توجهی یافت و اخباریگری دچار رکود شد. شاگرد برجسته مکتب اصولی، آیت الله شیخ جعفر کاشف لغطاء بود که فتوای جهاد علیه روس را در جنگ اول ایران و روس صادر کرد.
    3. رابطه قاجاریه با مردم مبتنی بر زور و تغلب بوده؛ چرا که قاجار خود را یک ایل فاتح می دانست. و این تفوق و عصبیت ایلاتی را تا آخر حفظ کرد.
    4. در دوره قاجارها، کشور با ضعف زیربنای اقتصادی ایران روبرو است؛ که علت ریشه ای آن، تبدیل نظام ولایات به ایالات خاصه بود که از زمان صفویه شروع شده بود. اشرافیت جدید ایران سست و بی بنیان بنظر می رسید؛ زیرا اشرافیت حکومتی و اقتصادی در زمان قاجار، فقط به شاهزادگان محدود می شد. در حالی که در جامعه صفویه، در دوره اعتلا، فضیلت سالاری حاکم بود. از عوامل ضعف قاجاریه، نیروی نظامی و عدم کارآیی نظامی آن بود.
    5. اختلاط با اقوام مختلف بخصوص مغولها: چون فرهنگ مغولها، فرهنگی ایلاتی و قبیله ای بر اساس زور بود و قاجاریه هم طایفه ای از مغول بودند، لذا این نوع حکومت (یعنی حکومت بر مبنای زور)، روش کار و سیاست و هدف قرار گرفت.
    6. ضعف نهاد حکومتی: موفقیت امثال شاه عباس به دلیل ایجاد توازن و تعادل بین نظامیها و دیوانسالارها با نیروی سوم بوده است. در دوره قاجارها، این تعادل برقرار نیست و از افراد خبره و استراتژیست در اطراف قاجارها یا کمتر خبری است و یا اصلاً خبری نیست.
    7. سلاطین صفوی در مقابل اروپاییان با قدرت برخورد می کردند و احساس حقارت نمی کردند؛ اما قاجاریه اینطور نبودند، یا لااقل از بعد از ترکمانچای در برابر اروپاییان احساس حقارت داشته اند.
    8. اثر خلاقیت و عدم خلاقیت: در دوره صفویه، پیشرفتهای مهمی در زمینه هنر و صنایع و اقتصائ حاصل شده و قوانین و حقوق بر اساس فقه شیعه حاکمیت داشت است. صفویه و دانشمندان آن عصر، در شهرسازی و فلسفه و عرفان نیر حرفهایی جدی برای گفتن داشته، تا جایی که مکاتبت مهم علمی را آغاز و یا توسعه داده اند. اما در عصر قاجار، از خلاقیت همه جانبه و مداوم خبری نبود. حتی با ظهور مشروطیت هم این خلاقیت بوجود آمد ابتدا رشد کرد، ولی بعداً سیرالنحطاط پیمود و موج مشروطیت بعد از یک دهه، به دلیل عدول آن از محتوای اصیل اسلامی و انحراف در پایه های عقیدتی و سیاسی، بزودی فروکش کرد. اما صفویه بر اثر ظهور ایدئولوژی جدید، در همه زمینه ها خواهان تحول بودند. استعمار در دوره قاجار در پی تسلط خود بر مناطق دیگر بود و قاجارها هم خواهان حمایت اروپاییان برای خود بودند، چرا که با مردم مناسبات حکومتی و فکری متناسب نداشتند، در نتیجه استمداد از نیروی خارجی را از عوامل مهم تداوم سلطه خود می دیدند. البته این نکته را هم باید متذکر شد که این رابطه که گاه خفت بار بوده، تا مرز وابستگی کامل و از بین رفتن استقلال پیش نرفته است و از این نظر، قاجارها با همه انحطاطشان، یک قدم از پهلوی جلوتر بوده اند.
    در دوره قاجار، طبقه جدیدی به نام روشنفکر ظهور کرد؛ که این طبقه، در جناح تفکر غرب قرار می گیرد.در دوره صفویه خلاء فکری حس نمی شد و حتی مأموران و سفرای ایران هم در برابر غرب احساس حقارت نمی کردند؛ بعنوان مثال، حتی در دوران ضعف و انحطاط صفویه نیز سفیری جنجال برانگیز مثل محمد رضا بیک با نوعی تبختر و غرور در پاریس با اروپائیان برخورد می کرده است. از این دوره در تاریخهای غربی هم یاد شده است. اما از دوره قاجار به بعد، استعمار عیبهای ایران و ایرانی بزرگ می کند تا آنها را ضعیف و حقیر معرفی کند. از طرفی، عده ای از مورخان نیز سعی می نمودند ملاکهای شناخت تاریخی را از ملت ایران سلب کنند. این عقده حقارت به هر حال در سلاطین قاجار و روشنفکران وجود داشته است. (قسمتی از بازتاب سیاسی این فضای منحط، جریان فراماسونری بوده است).
    9. بزرگترین مشخصه متمایز کننده صفویه از قاجاریه، نفوذ استعمار بوده که صفویه با آن مواجه نبوده است ولی در قاجاریه بطور جدی در صحنه سیاست حضور دارد.
    10. صفویه مشروعیت دینی داشته و از نوعی قداست برخوردار بوده است. سلاطین صفوی حافظ دین مقدس بوده اند و این امر را می توان بعنوان پیوند محکم و آغازین آنان با تشیع تحلیل و بررسی کرد. در حالیکه این حالت و مسئله در مورد قاجاریه منتفی بوده است.



    امضاء


  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    جهان در زمان قاجاریه


    دوره قاجاریه، مصادف است با دوره شکوفایی رنسانس و انقلاب صنعتی اروپا و وقوع انقلاب فرانسه و دوره انحطاط ایران. ایرانیانی که در زمان صفویه به اروپا می رفتند، احساس شکوه و قدرت می کردند؛ اما در دوره قاجاریه از این احساس خبری نیست، بلکه حتی عکس آن دیده می شود. جامعه قاجاریه، جامعه ای الیگارشی، و رابطهئ مردم با قاجاریه، رابطه مظلوم با ظالم بود و البته قاجارها برای اینکه بتوانند خود را در مقابل نارضایتی مردم و سستی کشور حفظ کنند، گاه به اروپا متوسل می شدند.
    مناسب است به سبب تأثیر اروپا در این برهه تاریخی ایران، به وضع اروپا در این ازمنه توجه کنیم:
    سیر تحول اروپا در دوران قاجار: اروپای دروه قاجار، اروپای دوره ظهور رنسانس و بثمر نشستن آن در انقلاب فرانسه بوده است. اروپا در عصر قاجاریه، سه دوره مهم را پشت سر گذاشت:
    1. از آغاز انقلاب فرانسه تا روی کار آمدن ناپلئون (تا سال 1814م.)،
    2. از 1814 م. تا 1870 م. و تشکیل امپراتوری آلمان،
    3. از 1870 تا 1914 (جنگ اول جهانی و ابتدای سلطنت احمد شاه و فروپاشی تدریجی عثمانی).
    ناپلئون برای تسخیر هند به دنبال جای پا می گشت و به همین جهت متوجه ایران شد. از 1814 تا 1870 میلادی، رژیمهای اروپایی به نظام پارلمانی روی آوردند. نخست وزیران عمده اروپایی که در تحولات دوره قاجار نقش مهمی داشتند، عبارت بودند از: 1. دیزرائیلی، 2. لرد سالیسبوری، 3. گلادستون، 4. بالفور.
    کشورهای بیگانه که در ایران دخالت داشتند، از این قرار بودند: 1. انگلیس، 2. روسیه، 3. فرانسه، 4. آلمان (خیلی کم).
    از مناطقی چند که در آن زمان بطور کامل در دست دولتهای استعمارگر اروپایی نبودند، می توان از ایران عثمانی نام برد.





    امضاء


  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ویژگیهای کلی این دوره

    1. رشد جمعیت: جمعیت اروپا در سال 1800 میلادی 187 میلیون نفر بود، اما در سال 1914 میلادی به 450 میلیون نفر رسیده بود.
    2. نظام پارلمانی: در فاصله سالهای 1870 تا 1914 میلادی، تقریبا بیشتر کشورهای اروپایی تحت تأثیر نظام فرانسه، پارلمانی شدند.
    3. رشد ثروت ملی: از طریق استعمار و چپاول ثروتهای کشورهای تحت سلطه.
    4. رشد افراطی ناسیونالیسم: با رشد ثروت و قشر بندی اجتماعی، نوعی علاقه افراطی به میهن در کشورهای اروپایی پدیدار می شود.
    5. رشد علم: نوعی اعتقاد افراطی به علم سراسر اروپا را فرا می گیرد.
    6. احساس برتر بودن انسان اروپایی در غرب: این احساس در غرب پیدا شد که انسان اروپایی، انسان برتر است و باید برتری خود را به اثبات برساند و بر کشورهای شرقی مسلط شود.
    و از این ریشه فکری است که انقلاب صنعتی در اوج خود، برای بدست آوردن مواد صنعتی بازار، به استعمار منتهی می شود. از سال 1914 م.، امریکا و ژاپن هم به جمع استعمارگان پیوستند.
    از نظر فلسفی نیز فلسفی های برتری طلبانه در اروپا پیدا می شود. بحث داروینیسم اجتماعی و حق بقا برای قدرتمند و فنا برای ضعیفان و نیز نظریه اراده معطوف به قدرت (پیدایش ابرمرد)، تقریباً در همین فضا و محیط ایجاد می شود. از این منظر، نیچه و شو پنهاور می گفتند که ابرمرد باید برای بدست آوردن سود بیشتر، برای ملت خود بکوشد، این مطلب، از جهت فلسفی، توجیهی برای قدرت سلطه گران می شود. قیود اخلاقی و بطور کلی ارزشهای انسانی در این نظریه و نظریه های مشابه، کوچکترین نقشی ندارد و بطلان این نظریه در سال 1914م. با شکست فاشیسم و نازیسم به اثبات می رسد.





    امضاء


  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    خطوط برجسته اروپا در زمان قاجار


    چنانکه بیشتر گفته شد، که اروپای اوایل قرن 19 در دوره قاجار، بطور عمده سه دوره مهم را پشت سر گذارده است:
    1. دوره از انقلاب فرانسه تا حکومت ناپلئون (دوران جنگ اول ایران و روسیه)،
    2. از کنگره وین (1914م.) تا 1870 م.،
    3. دوره از 1870 م. تا جنگ جهانی اول (1914م).
    1. تحول مهمی که در دوره اول روی داد، این بود که انقلابیون فرانسوی، پادشاه فرانسه را کشتند؛ اعلامیه حقوق بشر را نوشتند؛ و نظام جمهوری را مستقر کردند. با اغتشاش در فرانسه، افسر توپخانه ناپلئون در صدد بر می آید که حکومت را در قبضه خود بگیرد؛ و در نهایت نیز میراث انقلاب فرانسه به ناپلئون می رسد. او هم می کوشد که با برتری انگلیس مقابله کند؛ ولی در پایان، از روی محاسبات غلط با روسیه وارد جنگ می شود و در اینجاست که بطور جدی متوجه ایران می شود؛ و مسئله ردپای او در جنگ اول ایران و روس بدین خاطر است.
    2. از کنگره وین و بعد، کشورهای اروپائی به مدت 30 سال سعی می کنند از تأثیر انقلاب فرانسه بکاهند. در اروپا، نسل محافظه کار، اشراف زادگان و قدرت پادشاهی روی کار می آید و از 1848 م. انقلابات داخلی روی می دهد. در این دوران، برتری صنعتی انگلستان در سراسر اروپا کاملا مشخص و فرانسه کم قدرت می شود. آنچه در مجموع می توان شاهد بود، آن است که اروپا بر اغلب کشورهای جهان تسلط پیدا می کند.
    3. از 1870 تا 1895 میلادی، تحولاتی در انگلیس رخ می دهد که طی آن، نخست وزیران قدرت طلب و سیطره جو زمام امور را به دست می گیرند؛ نخست وزیرانی که در تاریخ ایران نامشان در ردیف منفورترین اسامی برای ملت ایران و سرگذشت ایران و ایرانی قرار دارد. از بین این افراد، دیزرائیلی بشدت مورد توسعه مستعمرات انگلیس است و گلادستون هم که 17 سال رئیس دولت انگلیس بوده، نامش را برخی متون و اسناد دوره قاجار بچشم می خورد. لردسالیسبوری نیز که دولتی اشرافی داشته، از دیگر اشخاص مداخله گر در امور ایران بوده است. و پس از او، بالفور روی کار می آید. همه این افراد در تاریخ ایران، مداخله گر و یا دارای پیشینه استعمارگری بودند. روسیه در طی این سالها پیشرفته نبود. همسایه دیگر ایران - یعنی عثمانی - هم فتوحات اروپایی خود را از دست می دهد و صدای تجزیه طلبی کشورهای عربی در عثمانی آشفتگی ایجاد می کند.





    امضاء


  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    انقلاب صنعتی و استعمار

    توصعه صنعت در انگلیس و اروپا، چهره این قاره را تغییر می دهد. توسعه صنعت، توسعه اختراعات و ثروت را به دنبال دارد. ذغال سنگ و سنگ آهن استخراج می شود و در نساجی هم پیشرفت قابل ملاحظه ای رخ می دهد. موتورهای بخار قوی بوجود می آید. بازار فروش و همینطور تهیه مواد اولیه، نیازی حیاتی برای صنعت جدید اروپا بود. مجموع این مسائل باعث شد که چشم طمع دولتهای استعمارگر، بیش از پیش به کشورهای شرقی و بخصوص ایران متوجه شود. اصطلاح منطقه نفوذ از 1885 م. در اروپا پیدا شد. از جمله در پیمان بربن، کشورهای قوی در کشور ضعیف تر حق نفوذ برای خود قائل می شوند. از 1879 تا 1899 میلادی، اروپا سراسر افریقا را در بین خود تقسیم می کند. رکن اصلی سیاست در این سالها، رقابت استعماری به صورت مداخلات آشکار بوده است. کشورهایی که مستقل بوده اند و رسما مستعمره نشدند، به چند کشور محدود می شوند که البته ایران جزو آن چند نقطه بحساب می آید. بقیه نقاط جهان کم و بیش در منطقه نفوذ غرب و اروپا قرار می گیرد.





    امضاء


  10. Top | #29

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    رواج نژاد پرستی و سلطه گری اروپا


    حفظ نژاد ممتاز در تنازع بقا، شعار ظاهراً فلسفس و در باطن سیاسی اروپاییان در کشورهای مشرق زمین بوده است. به نظر آنان هر آنچه قدرت دولت را محدود می کند، باید از سر راه سیاست استعماری آنان برداشته شود و ترحم بر ضعف معنا ندارد. البته همانطور که پیشتر گفتیم، در آلمان شو پنهاور و شاگردش نیچه با طرح نظریه ابر مرد، راه را برای سلطه بیشتر و دور کردن سیاست از اخلاق و توحش تمدن مغرب زمینی، بازتر می کنند. استعمار به دنبال حقانیت برای خود بود و در این مسیر، ااز هر اسلحه روانی و اخلاقی و فکری که می توانست، استفاده می کرد.
    در پی همین تفکرات و اهداف و نیات بود که اصطلاحاتی در کتب تاریخی به نقل از روشنفکران ایرانی و یا مستشرقین و یا دلالان فرهنگ غربی مطرح می شود؛ مانند تمدن مسیحی، نشر تمدن، مسئولیت نژاد سفید، تفاوت ماهوی شرق و غرب و برتری ذاتی اروپایی. تمامی این عنوانها، مستمسک فرهنگی و فرهنگ سیاسی استعمارگران اروپایی، بویژه انگلیس، در ایران بوده است.
    با ورود امریکا و همچنین ژاپن در منطقه آسیا به جرگه دولتهای استعمارگر، قدرت استعماری از انحصار اروپائیان خارج شد؛ و به دلیل تشدید جریان استعمار، نهضتهای استقلال طلب در مناطق تحت نفوذ همچون هند و چین، اندونزی و عراق به وجود می آید. بتدریج ضعف معنوی در اروپا شدت می یابد؛ و این ضعف و از خود بیگانگی و هجوم و غارت استعمار طی سالیان بعدی رشد و سرعت بیشتری به خود می گیرد و این روند ادامه می یابد تا زمانی که انقلابها و قیامهای بزرگ در سراسر کشورهای مختلف، موجی از بیداری و آگاهی را به دنبال می آورد. در حقیقت، مسئله سکولاریزه شدن اروپا و صدور آن به کشورهای اسلامی که در پشت سر و رود غرب به این مناطق مطالعه است، با نهضتهای دینی و حضور جدی دین در صحنه جامعه مسلمان نشین و اجتماعات اسلامی به مقابله فرا خوانده می شود. این مسئله بخصوص در نزد شیعیان در عراق و ایران و لبنان، در شکلی کاملاً بارز خود را نشان می دهد.





    امضاء


  11. Top | #30

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,971
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,023
    مورد تشکر
    13,036 در 4,277
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    فصل چهارم: دوران قاجاریه

    (از ابتدای قاجاریه تا آغاز دوره ناصری)


    این قاجار که ریشه مغولی داشت، به دو گروه تفسیم شده بود: قوانلو و دوانلو. شاه عباس از اینها احساس خطر می کرد و روی همین اساس، آنها را به سه گروه جغرافیایی تقسیم کرد: گروهی را به استر آباد فرستاد؛ که اینها در زمان طهماسب دوم، به دو شاخه یوخاری باش و اشاقه باش تقسیم شدند. رئیس قوانلوها، فتحعلی خان بوده است.
    بعد از صفویه دو ایل قزلباش فعال بوده اند (یکی افشار و دیگری قاجار). فتحعلی خان - بزرگ ایل قجر - در بیرون کردن افغانها نقش زیادی داشت و نادر هم از همان ابتدای کار چون وی را رقیب خطرناکی برای حکومت می دانست، او را کشت. پسر فتحعلی خان، محمد حسن خان - پدر آغا محمد خان قاجار - بود. آغا محمد خان بعد از کشته شدن پدرش، دستگیر و مقطوع النسل شد. سپس کریم خان زند، پانزده سال او را اسر کرد؛ اما آغامحمد خان سرانجام فرار کرد و به میان قبیله خود بازگشت؛ و از همان ابتدا، دو کار مهم انجام داد: 1. غلبه بر مدعیان ایل قجر، 2. توجه به ایجاد سپاه نیرومند.
    آغا محمد خان فردی با اراده زیاد بود. در آغاز تأسیس حکومتش، روسیه و عثمانی در صحنه سیاست فعال نبودند. روسها در فاصله حکومت پطر کبیر و کاترین دوم به مدت 40 سال به جهت مشکلات داخلی، توجهی جدی به ایران نداشتند. عثمانیها هم به علت مسائل داخلی خود، متوجه ایران نبودند و بیشتر سرگرم فتوحات اروپایی خود شده بودند.






    امضاء


صفحه 3 از 24 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی