صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14

موضوع: دل نوشته‌هایی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    1756
    نوشته
    1,322
    تشکر
    4,999
    مورد تشکر
    2,709 در 792
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    و صدای اذان بلال زمان آمد
    ابراهیم قبله آرباطان
    آن روزها که زلال جاری «فرهنگ اسلامی»مان را با «فرهنگ فرنگی» سدّ می‌کردند تا از آن‌چه بر سرمان می‌آید، غافل باشیم؛ و آن روزها که «دین» را در مسلخ «تمدّن» قربانی می‌کردند تا بازار غارتشان هر چه بیش‌تر رونق بگیرد، سال‌هایی بود که همه پنجره‌های امید به دیوارهای سنگی باز می‌شد؛
    و تمام کوچه پس کوچه‌های رسیدن، به بن‌بست منتهی می‌شد.
    سال‌هایی که سنگینی سایه «خان‌ها» و «ارباب‌ها»، قلب زمین را می‌فشرد؛ روزگاری که شب، چتر تاریک و «از خود بیگانگی» را بر چشم‌های آسمان شهر کشیده بود و خورشید، خانه نشین تنهایی خود شده بود؛ ماه، به علامت عزا، هر شب خون می‌گریست؛
    «دکّه‌های گمراهی» از وجب، وجب خیابان‌ها، تاراج شده بود و بیگانگان، فرزندان پاک وطن را به قیمت گوهر معصومیت‌شان، می‌خریدند.
    شب، معنای کامل زیستن شده بود؛
    و خورشید را جرأت دمیدن از پشت کوه‌های صعب العبورِ «خودباختگی» نبود؛ و سزای دمیدنِ گاه گاهِ ستارگان، یا افول در گورستان بود، یا غروب در پای دارها.
    روشنایی را از کور سوی مشعل «مجسمه آزادی» می‌جستند و خورشید را از نور شمع.
    خوشه‌های طلایی گندم امید، به آتش نیرنگ خائنان می‌سوخت و خاکستر آن بر چهره‌های شکسته و رنجور مردم می‌نشست.
    آن روزها، حاصل تلاش مستضعفین، یا به چنگ شاهان می‌رفت، یا زیر دندان غارتگران.
    کفر را لباس «تجدّد» پوشانیده بودند تا مردم را از دینشان جدا کنند؛ و قرآن در گنجه‌های غربت خانه‌ها خاک می‌خورد.
    صدای أذان بلال زمان، از مأذنه‌های خاموش شهر برخاست و نوای بیداری را در گوش همه خفتگان نواخت.
    او آمد و با دست‌های گرمش، راه دریا را نشان داد و سد راه جاری شدن را برداشت. آری، او آمد و پیراهن زرّین آزادی را، بر قامت افراشته تک تک لاله‌ها پوشاند. او آمد و عاشورایی دیگر برپا کرد و حسین زمان خود شد. او آمد و خون بهای سنگین لاله‌های پر پر را، از شیطان‌ها گرفت و نهال خونین انقلاب را در دل فرزندان وطن کاشت. و این چنین بود که گل انقلاب از دست‌های مهربان مام وطن شکوفه داد و عطر افشانی کرد.
    ... و سال‌ها چنین بود تا این‌که:
    ... ابرهای رحمت، باریدن آغاز کرد و خورشید، ـ بعد از آن همه سکوت ـ دست‌های مهربان و گرم خود را بر سر شقایق‌ها و اطلسی‌ها کشید.
    مردی از سلاله محمد مصطفی تبر ابراهیم بر شانه‌های مردانه‌اش، خشم موسی در سرش، مهر عیسی در قلبش، تقوای علی علیه‌السلام در سینه‌اش، مظلومیت و صلابت حسین علیه‌السلام در تقدیرش، و کتاب خدا در دستش، آمد.
    مردی با پاهایی به استواری کوه‌ها و قلبی مالامال از عشق به دمیدن و شکفتن.


    امضاء

  2. تشكر

    نرگس منتظر (17-11-1397)

  3. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  4. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    1756
    نوشته
    1,322
    تشکر
    4,999
    مورد تشکر
    2,709 در 792
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    روز خدا
    جواد محمد زمانی
    با گام‌های استوار رفتند؛ تا فتح قلّه‌ی انقلاب، فریادگر و پرخروش، مصمم و پرامید، در صف‌هایی به هم پیوسته و دل‌هایی از هم نگسسته؛
    مردم روزِ بیست و دوّم بهمن را می‌گویم!
    آن روز کوچه‌ها عطر خوش انقلاب را حس می‌کرد و مردم در زمستانی سرد، گرمی آغوش همدیگر را در تبریک پیروزی می‌چشیدند.
    اصحاب عاشورای خمینی (رحمت الله علیه) و دانش آموختگان دانشگاه حسینی، این بار حماسه‌ای دیگرگونه آفریده بودند و کعبه‌ی میهن را از بُت‌های زر و زور و تزویر پاک کرده بودند.
    آنان که ایمان را با مائده‌های آسمانی‌اش، در بازار شهر گسترده بودند و تلاش را میهمان زندگی مردم کرده بودند.
    هم آنان که خون را کمترین متاع به درگاه پروردگارشان می‌پنداشتند و هستی خود را خالصانه برای رهبر خود می‌گماشتند.
    آن روز، حقیقت گُل متجلّی شد و باغ به این همه زیبایی خود تبریک گفت.
    ن روز پرنده‌هایی که کوچیده بودند بازگشتند و فضای آسمان در کثرت آنان، پنجره پنجره شده بود. آن روز درختان سرو به آزادی و آزادگیِ همگان، پیام تبریک فرستادند و برکه‌ها زلالیِ مردان و زنان انقلابی را درود گفتند.
    آن روز اقیانوس، مبهوت تلاطم‌های دلیرانه‌ای بود که کویر تشنه‌ی ایران را سیراب ساخته بود و سیلی خروشان شده بود، تا خانه‌ی عصیان را از جا بَر کند. آری، آن روز، روز خدا بود.
    اینک در یاد روز آن بهارِ فراموش ناشدنی، به روح پاک شهیدان درود می‌فرستیم و با گرامی داشت خاطره‌ی آن مسیح انقلاب، راه پرافتخار خویش را ادامه می‌دهیم.


    امضاء

  5. تشكر

    نرگس منتظر (17-11-1397)

  6. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    1756
    نوشته
    1,322
    تشکر
    4,999
    مورد تشکر
    2,709 در 792
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بشارت بهار
    الهام موگویی
    چه مژده‌ای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟!
    چه بشارتی شیرین‌تر از بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟!
    چه پیامی نیک‌تر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟!
    چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟!
    قسم به شب پوشیده! که روز خواهد درخشید و بهاری‌ترین روز هستی، بر صحیفه‌ی شب تار و طولانی، مُهر پایان خواهد زد.
    نسیم خوش عطر هدایت و نصرت، از هر سو می‌وزد و روح و جان عاشقان را می‌نوازد.
    بهار، با همه‌ی مهربانی‌ها و با همه‌ی طراوتش، نهال فتح و پیروزی را به ارمغان می‌آورد.
    پرندگان سفیدبال و عاشق، تنگی قفس اسارت را بال می‌گشایند و در قاب نیلگون آسمان، نغمه‌ی آزادی سر می‌دهند.
    قلب‌ها، کهکشانی از عشق خمینی می‌شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی.
    وطن، این خاک مقدس، اقیانوسی می‌شود خروشان از موج‌های سنگین؛ و غریو «اللّه‌ اکبر»، از هرکوی و برزن، نویدنصرت را طنین انداز می‌کند.


    امضاء

  7. تشكر

    نرگس منتظر (17-11-1397)

  8. Top | #14

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    1756
    نوشته
    1,322
    تشکر
    4,999
    مورد تشکر
    2,709 در 792
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ادامه دارد ...
    امضاء

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 14-01-1389, 19:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی