صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 54 , از مجموع 54

موضوع: داستانهای ازخدا ( جلد اول)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    3,152
    تشکر
    6,846
    مورد تشکر
    6,777 در 1,926
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    (پرنده ای که دندان دارد)


    حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
    یکی از عجائب مصنوعات و مخلوقات الهی خفاش است و خلقت او از همه پرندگان عجیب تر است. همه چیزش برخلاف پرندگان است، زیرا تمام پرندگان به توسط بال پرواز می کنند و این حیوان بدون پر پرواز می کند.
    حضرت امیر علیه السلام می فرماید: خداوند پر و بال او را از گوشت بدنش قرار داده و به روی چهار دست و پا راه می رود؛ دیگر از عجائب خلقت او این است که تمام طیور تخم می گذارند و این حیوان مثل چهارپایان می زاید آن هم از سه الی هفت بچه می گذارد .
    دمیری در حیوة الحیوان می نویسد: این حیوان مثل زنها حیض می شود و پاک می شود و خنده می کند مثل انسان و بچه خود را شیر می دهد و او را باخودش به هوا می برد و با جفت خود در هوا جمع می شود.
    دیگر از عجائب خلقتش این است که این حیوان هم گوش دارد و هم منقار و هم دندان و تمام حیوانات با این خفاش دشمنند. هرکدام که گوشت خوارند او را می خورند و هرکدام که گوشت خوار نیستند او را می کشند، لذا شب بیرون می آید و به طلب رزق و روزی می رود و غذای این حیوان مگس و پشه است. اینکه مردم می گویند باد می خورد غلط است زیرا که خداوند برای او دندان قرار داده است




    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    3,152
    تشکر
    6,846
    مورد تشکر
    6,777 در 1,926
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    (شیطان از خدا یک جواب شنید)


    شیطان به خدا عرض کرد: من چند فقره بحث و عرض دارم ولی از اظهار او می ترسم خطاب شد مترس و سئوال کن، عرض کرد:
    من اعتراف و اقرار دارم بر اینکه خدای من قادر و عالم و حکیم است در افعال خود. او می دانست قبل از ایجاد من که چه می کنم چرا مرا خلق کرد؟
    دوم: این که چرا مرا امر کردی بر طاعت و عبادت خود و حال آنکه از اطاعت من نفعی به تو نمی رسید و چیزی بر خدائی تو نمی افزود و از نافرمانی من چیزی از سلطنت و خدائی تو کم نمی شد.
    سوم: اینکه من ملتزم به طاعت و معرفت شدم چرا مرا امر کردی به سجده آدم؟
    چهارم: این که چرا مرا به واسطه سجده نکردن لعنت کردی؟ و حال آنکه سالها بندگی کردم و به محض اینکه گفتم: غیر تو را سجده نمی کنم به من خشم کردی.
    پنجم: اینکه چرا مرا در بهشت راه دادی که آدم را فریب دهم و اغواء کنم.
    ششم: اینکه عداوت مرا با آدم می دانستی چرا مرا بر اولادش مسلط گردانیدی؟
    هفتم: اینکه چرا تا قیامت مهلت دادی؟ اگر مرا هلاک کرده بودی همه راحت بودند، این هفت بحث را کرد و یک جواب شنید:
    خطاب شد: ای شیطان، مرا حکیم می دانی؟
    شیطان گفت: بله.
    خداوند فرمود: پس تمام این بحث های تو بی جا است.




    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    3,152
    تشکر
    6,846
    مورد تشکر
    6,777 در 1,926
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    (تو چه کردی و خدا با تو چه می کند)

    در تفسیر منهج الصادقین داستان لطیفی از ذوالنون مصری نقل کرده است می گوید:
    روزی به دلم افتاد کنار رود نیل بروم. از خانه بیرون آمدم ناگاه دیدم عقربی به سرعت حرکت می کند. با خود گفتم: با این سرعت حتماً ماموریتی دارد، آن را دنبال کردم. به کنار رود نیل رسید. تا کنار آب آمد قورباغه ای خودش را به ساحل رسانید، پشتش را به دیواره آب زد، عقرب سوار قورباغه شد و به آن طرف نیل رفت. من گفتم: حتماً سری است. خودم را با قایق به آن طرف رودخانه رساندم. دیدم قورباغه خودش را به دیواره رودخانه چسبانید و عقرب پیاده شد و باز به سرعت حرکت کرد تا رسید به نزدیک درختی که زیر آن جوانی مست افتاده و مار بزرگی هم روی سینه اش نشسته و سرش را نزدیک دهان جوان مست می آورد که عقرب خودش را به گردن مار رسانید و نیش خود را به او زد.سمی داشت که مار سمی را از کار انداخت، آن وقت برگشت.
    با پایم به جوان مست زدم، گفتم:
    وای بر تو، برخیز ببین تو چه کردی و خدا با تو چه می کند؟
    جریان عقرب را گفتم و لاشه مار را نشانش دادم، جوان منقلب شد و روی پای ذوالنون افتاد و توبه کرد



    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    February 2016
    شماره عضویت
    9091
    نوشته
    3,152
    تشکر
    6,846
    مورد تشکر
    6,777 در 1,926
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    (همه آنها را می آمرزم)

    سید بحرانی نقل فرموده: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها و امام حسن و امام حسین علیه السلام، شیعیان و دوستان را تا قیامت یاد کردند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من نصف اعمالم را به امتم واگذار کردم و علی علیه السلام هم فرمود: من هم نصف اعمالم را به شیعیانم واگذار کردم و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیه السلام علیهم صلوات الله نیز همین را فرمودند:
    جبرئیل نازل شد و عرض کرد: حق تعالی می فرماید: من از شما بیشتر ایشان را دوست دارم همه آنها را می آمرزم
    که تنها راه امید همین است وگرنه با این ضعف در برابر مکر شیطان و با این بی عملی به کجا میرسیم.
    سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان - یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیم
    (53)



    امضاء


صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی