بیت ظهور تبلیغات
صفحه 8 از 11 نخستنخست ... 4567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 104

موضوع: تاریخ ادیان و مذاهب جهان ( جلد اول )

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    طبقه روحانیون و کاهنان؛

    کارکنان دستگاه خدایان را این طبقه تشکیل می داد؛ و فقط کاهنان حق داشتند وارد جایگاه خدایان شوند. کاهن به خدایان غذا می داد و مشعلهای معابد را روشن می کرد. در تلقی مصریان، کاهن با خدایان سخن می گفت و دستور خدایان را به مردم می رساند و نیز واسطه بین مردم و خدایان بود مصریان برای اینکه خود را شایسته الطاف و مراحم خدایان گردانند، در برابر روحانیون قربانی می کردند، کشاورزان کیسه های غله و طاقه های کرباس می آوردند و برده داران و ثروتمندان طلا و نقره هدیه می کردند، فراعنه مقداری از غنائم جنگی را می بخشیدند و همه این هدایا و نذور ارباب و رعایا به دست کاهنان و روحانیان می افتاد و بدین سان این طبقه از ثروتمندان بزرگ مصر بودند. وظیفه دیگر روحانیون و کهنه، تحکیم پایه های قدرت فرعون زمانشان بود. روحانیون برای تثبین قدرت فرعونی از عقاید و باورهای مردم استفاده می کردند و به مردم می گفتند که فرعون خدای مهربان است و هر یک از دستورهای او باید بدون چون و چرا انجام شود و هر کس از فرمان فرعون زمان سرپیچی کند، از فرمان خدایان سر پیچیده است. روحانیون دستگاه فرعون به مردم می گفتند که خدایان فرمان بران را دوست دارند و از عاصیان بدشان می آید. نافرمانان بشدت مجازات خواهند شد و به دست خدای آتور گرفتار می آیند.(91)
    مصریان عقیده داشتند که آتور خدای دنیای مردگان است. اوست که مردگان را محاکمه می کند. اگر میت در حال حیات بر خلاف خواست خدایان رفتار کرده باشد، مورد خشم و غضب آتور قرار خواهد گرفت و اگر خدایان از او راضی باشند، آتور نیز راضی خواهد بود. عذاب آتور مسلط کردن غول وحشتناکی بر میت بود که میت گناهکار را می خورد.(92)
    کاهنان سود جو و نیزنگ باز مصری مردم را وامی داشتند تا برای کامیابی مردگان خود و نجات آنان مرده نامه ای بخرند (که در آن طلسماتی نقاشی شده و افسون و اورادی از طرف کاهنان بر آن خوانده شده بود) تا سبب مغفرت در نزد اوزیریس خدای اموات شود.(93)
    طوایف مختلف مصریان به اوزیرس یا خدای اموات و جهان حشر و نشر و غب خدای زمین، و نات؛ خدای آسمانها و خدای همیشه پیروز، و اوفه خدای عیش و طرب و نوازندگی، و ثوت خدای مرغان، و ایبس خدای کارها و مشاغل و... معتقد بودند.(94)
    اصل اوزیریس ممکن است مربوط به دوره قبل از تاریخ باشد.
    بعضی بر آنند که پرستش این خدا از سرزمین لیبی به مصر آمده و در آنجا آن را مانند آب حیات بخش که در بیابان خشک باعث روئیدن نباتات می شده، می پرستیده اند. بعضی دیگر بر آنند که چون اوزیریس به صورت انسانی نمایانده می شود، ظاهراً از کشور شام به مصر آمده باشد و در آنجا آن را مانند خدای کشت و زرع پرستش می نموده اند. ولی بعداً مصری ها آن را خدای مستقلی دانسته و گفتند اوزیریس از آمیزش خدای مذکر جب با الهی زمین یا خدای مؤمنث نوت خدای آسمان زائیده شده و پس از آن با خواهرش ایزیس مزاوجت کرده است...(95)




    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #72

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    تلاش برای یکتاپرستی و ممانعت روحانیون؛

    در عهد سلسله هجدهم در قرن چهارده قبل از میلاد پادشاهی به نام آمن هتپ چهارم یا آمنوفیس چهارم یکتاپرستی را در مصر برقرار کرد یکی از خدایان به نام آتون (مظهر قرص آفتاب) را که تا آن زمان چندان ارزش نداشت، به عنوان خدا پذیرفت. چون در تب نفوذ روحانیون آمون بیشتر بود و مانع اجرای اصلاحات جدید می شدند، در سال چهارم سلطنت پایتخت را ترک کرد و در مصر وسطی شهر جدیدی به نام آختاتون (افق قرص آفتاب) موسوم به تل ال آمارنا بنا کرد... و نام آمون را در همه جا از میان برد و مراسم آن را ممنوع ساخت...
    با این تحول بزرگ مذهبی، پادشاه جدائی درخشان بین شرک قدیم و واحدپرستی جدید ایجاد کرد. با این عمل، پادشاه در نظر داشت تا اولاً قدرت سیاسی روحانیون آمون را در هم شکند، و ثانیاً دین در انحصار مردم تب نباشد، و ثالثاً رعایای غیر مصری امپراطوری نیز بتوانند از آن استفاده کنند. به این ترتیب دین آفتاب مقدمات پیدایش طرز تفکر همگانی بودن ادیان را در جهان ایجاد کرد. اخناتون فقط به از میان بردن مراسم گذشته اکتفا نکرد، بلکه مقررات جدید مذهبی برای زندگی همگانی وضع نمود. در این دین، خورشید مظهر حقیقت و شعار و علامت بشمار می رفت، آنچه شاه در مقام خدائی می شناخت، یک وجود قادر نبود؛ بلکه موجودی شبیه انسان و مانند وی محدود بود. خدا خورشید طبیعی نبود، بلکه تمام امور نیک مانند گرما و روشنائی و آتش و آفتاب بود که آن ستاره در جهان منتشر می کرد. فرعون این اعمال نیک و این نیروی حیات بخش را در اطراف خود آشکار ساخت و مداخله خورشید خدا را در آفرینش جهان و در حوادث عجیب زمان که در اطراف وی جریان داشت، شناخت... در دین جدید نوعی تناسخ دیده می شد و وساطت طبقه روحانیون لازم نبود... این انقلاب بزرگ دینی تحول بزرگ اخلافی در برداشت؛ خورشید به تمام ملل از فقیر و غنی یکسان نورافشانی می کرد و بدین ترتیب در همه چیز پرتو ایزدی وجود داشت که همه از اختیار و غریزه سرچشمه می گرفت. آزادی و عشق طبیعت و علاقمندی خالق به مخلوق خود اساس دین آمارنیها بشمار می رفت.
    ... راویان قدیم و روحانیون از این تحول اجتماعی که منافع آنان را به خطر می انداخت، ناراضی شدند و به مبارزه برخاستند.
    اخناتون در سن 29 سالگی در گذشت و داماد اول او پادشاه شد و یک سال سلطنت کرد. داماد دومی از روحانیون آمون اطاعت کرد و آمارنا را به قصد تب ترک کرد... جانشین این پادشاه هرم هب چون نظامی و دست پرورده روحانیون بود، عبادتگاهها را ویران و نام آتون را پاک کرد و دوباره در همه جا نام آمون را برقرار ساخت و به این ترتیب بزرگترین جنبش دینی تاریخ عمومی جهان و مصر پایان یافت.(96)
    روحانیون ایزیس موی صورت و فرق سر را می تراشیدند و لباس کتان، مانند پرده، در بر می کردند و به وسیله زنگوله زنگ می زدند و مؤمنین را برای انجام مراسم در مقابل صورت دعوت می کردند.(97)









    امضاء


  4. Top | #73

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ادیان و مذاهب روم باستان

    جغرافیای تاریخی - انسانی روم قدیم

    تاریخ مدون روم (ایتالیای فعلی) به قرن هشتم قبل از میلاد می رسد.
    در دوره های ما قبل تاریخ، دو قوم که دارای اصل مختلف بودند، روم را اشغال کردند. یکی از این دو، مردم مدیترانه اند که پایدارتر بودند و با اهالی کرت و پلاسژهای یونان خویشی داشتند. دسته دوم را هند و اروپائیان چادرنشین تشکیل می دادند که مانند اشغالگران نواحی هند، یونان و ایران از شمال آمده بوند.(98) هجوم آریائی ها مخصوصاً سلت ها به آن سرزمین در اثناء هزاره دوم ق.م. بوده، این اقوام و قبایل لاتین نام داشته و سرزمین آنها را لاتیوم گفته اند. در قرن هشتم قبل از میلاد، قوم سابین به نواحی شرقی شبه جزیره فرود آمدند. بنابراین در قرن هشتم قبل از میلاد لاتین ها در میان اتروسکانها در شمال و یونانیها در جنوب قرار گرفتند. در اواخر قرن سوم ق.م. کارتاژها که در برابر نفوذ و سلطه روم مقاومت می کردند، در هم شکسته شدند و روم بر تمام حوزه دریای مدیترانه استیلا یافت. کار روم به جائی رسید که مدتی دراز بر جهان تفوق و استیلا یافت. در طول این تاریخ طولانی، همان طور که ذخائر ثروت و اندخته های اموال دیگر ملل دائماً به شهر روم فرو می ریخت، مبادی و عقاید و آداب آنها نیز به آن کشور حمل می شد و در عقاید و ادیان اصلی رومی ها نفوذ می یافت. شهر رم در ابتدا یکی از قصبات و بلاد کوچک قوم لاتین بود. در قرن ششم ق.م. با مهاجرت قبائل به رم، این شهر در تاریخ پدیدار شد.(99)












    امضاء


  5. Top | #74

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    عقاید باستانی روم؛

    آئین رومی ریشه در ادیان بدوی دارد و محصولی است از عقاید صادراتی هند و اروپا و یونان و عقاید شرقی، که دچار دگرگونی بعدی شد: مذهب رومیان قدیم دارای هیچ تاریخ اساطیری برای افراد خدایان نبوده و برای آنها هیچگونه نسب نامه یا عروسی و زواجی و یا زاد و ولدی و هیچگونه افسانه پهلوانی پرستش پهلوانان و یا افسانه خلقت و مرگ و زندگانی اخروی نساخته اند. خلاصه آنچه که هومر و هسیود با آن طول و تفصیل برای خدایان یونان ایجاد کرده اند، رومی ها فاقد آن می باشند...(100) دین باستانی روم، نمودی از توتم پرستی و جان پرستی بدوی بوده است؛ توتم پرستی به صورت اعتقاد به گیاهان مقدس و حیوانان مقدس. بعضی از خانواده ها نام توتم داشتند؛ مانند پورسی ای که از کلمه پورکوس مشتق است و خوک معنی می دهد... روی علامت بخشهای نظامی روم قدیم گرگ و گراز و عقاب منقوش بود. کلمه لاتین ساسرکه معنی مقدس و پلید هر دو را در بر دارد، با کلمه تابو مطابقت می کند. ایام شومی وجود داشت که در آن روزها نباید گفتار مخصوص و اسرار دینی را بیان کرد... در روزهای سعید، به زبان آوردن نام بعضی از خدایان ممنوع بود. جان پرستی رومی در اطراف انسان، ارواح بسیاری را جای داد ولی آثاری از آنها باقی نگذارد. به یادبود این ارواح مراسمی بکار می بردند و آنان را خشنود می ساختند. این نیروهای بدون شخصیت را یک کلمه خنثی یعنی نومن که جمع آن نومینا است، مشخص می ساخت. این ارواح به مانا ی بدویان شباهت داشت. ولی مجموعه ای از وحدت مادی منتشر در جهان را آشکار نمی ساخت. این ارواح در اشیاء مادی برقرار بودند و امور معین را مراقبت می کردند. مثلاً یک روح بر زمین بایر حکومت داشت، دیگری بر کود دادن مزرعه و دیگری بر شخم زنی، وجین کاری و غیره ریاست داشت. وارون این ارواح را دارای قدرت الهی می داند و انان را خدایان کامل دی سرتی که لاتین آن دی کرتی است، می شناسد. هر انسانی، همزادی یعنی ژینوس (گینوس) همراه داشت. کرگ لینگر می نویسد: ژینوس دیوی است که تولید می کند، چون کای مصریان نیروی فراوانی تولید می کند و می بخشد، در حجله زفاف ساکن است، با انسان متولد می شود و با او می میرد. به انسان فهم می دهد و خصلت و اخلاق او را می سازد. هر زنی در خود یک نیروی باور کننده موسوم به ژونو داشت... جان پرستی با جادو همراه بود. رومی با تصویر و با حرکات و کلمات تفکر می نمود و حقیقتی را که مایل بود، ایجاد می کرد. برای تأمین دفاع از شهرها، حلقه جادوئی دور آنها قرار می داد.(101)







    امضاء


  6. Top | #75

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    خدایان رومی؛


    ارواح به تدریج به صورت خدا در آمدند، و رومیان بدون اینکه بدانند اینها خدا هستند یا رب النوع، به عبادت آنها می پرداختند.
    ژونون، رب النوع ارواح حامی زنان بود. و این، حکایت از دوران کهن عصر مادر سالاری دارد. ترمینوس خدا عامل وحدت ارواح پراکنده بود و ژانوس خدای واحد حاصله از ترکیب خدایان (ارواح گوناگون): ژانوس دو صورت داشت، یکی از شهر مراقبت می کرد و دیگری خارج از شهر را نگهبانی می کرد تا کسی بدون صلاحیت در آن راه نیابد... ژانوس خدای آغازها نیز بشمار می رفت... ماه ژانوس همان ژانو آریوس و ژانویه است. الهه های متعدد کانون، به صورت یک الهی به نام وتسا در آمد و در معبدی به شکل کلبه ای گرد و کوچک مورد ستایش قرار گرفت. در قدیمی ترین معبد روم، راهبات (زنان راهبه) پاکدامن یعنی وستالها آتش مقدس را نگهداری می کردند. در میان تمام ارواح ابتدائی، ژینوس های مردان برای هر فرد باقی ماند، شاید برای اینکه نوع کار مردان با زنان تفاوت داشت. الهه کشاورزی رب النوع نیکوکار، بونادئا نگهدار بیشه ای مقدس در نزدیکی روم بود...
    هرکول رب النوع قدرت... حامی پدران خانواده بود... تثلیت رومی عبارت بود از: ژوپیتر، مارس (خدای جنگ و خدای جنگجویان شهری، کوایری نوس (خدای صلح و مردمان صلح طلب).(102)






    امضاء


  7. Top | #76

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    پانتئون خدایان رومی؛

    این پانتئون، تقلیدی از یونان و شرق بود به این صورت که: الهه های لاتین: مینرو، رب النوع قدیمی فالدیها را اتروسکها پذیرفتند و بر روم تحمیل کردند. این خدا با اتنه همسان گشت و نگهبان کارگران گردید، ولی رب النوع سیاست و جنگ بشمار نرفت.

    تثلیث قدیمی روم (ژوپیتر مارس کوایرینوس) جای خود را به تثلیت جدید (ژوپیتر ژونون مینرو) داد. دی یان، که عبادتگاه او نزدیک دریاچه نمی بود، توسط اتروسکها وارد دین روم شد و با آرتمیس همسان گردید. فورتونا رب النوع بخت و اقبال و غیبگوئی، ونوس رب النوع آرده را مانند ژونون در روم، یعنی ارواح باروری که سابقاً هر یک از آنها در یک زن ساکن بوده، در خود جمع می کند.

    این رب النوع سپس با آفرودیت همسان گشت... هرمس به صورت عطارد تغییر شکل داد. مرکور از کلمه مرکز یعنی کالا و جنس است و خدای تجارت بشمار می رود. آپولون و پوزئیدون که آن را با نپتون یکی ساختند و سابقاً خدای آبهای جاری بود، بعداً خدای اقیانوس گردید. هراکلس با هرکول برابر گردید و دمتر با سرس برابر شد. قبل از نفوذ افسانه های یونانی، رومیان دارای تصورات بسیار ساده بودند و افسانه هائی که به خدایان آنان مربوط باشد نداشتند، از این رو افسانه های یونان را پذیرفتند(103)

    در روم باستان خدایان به دو بخش تقسیم می شدند: خدایان مردمی و شخصی و خدایان دولتی و رسمی. فهرست خدایان دولتی به قرار ذیل است: اناپرنا، کارمانتا، کارنا، سرس، کونسوس، دیواانگرونا، فلاسر، فونوس، فلورا، فورینا، ژانوس، ژوپیتر، لارنتا، لارس، لیبر، مارس، ماتر، ماتوتا، نپترنوس، اپس، پالیس، پومونا، پورتونوس، کرینوس، ساتورنوس ک تلوس، وجوویس، وستا، ولکانوس، ولترنوس، ژونو، ونوس، اپولو، می نروا، مرکوری.(104)






    امضاء


  8. Top | #77

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مراسم دینی؛


    رومیان باستان عقاید خویش را در قالب مراسم فردی و جمعی، ملی و خانوادگی ابراز می داشتند. به این صورت که: یک رومی پارسا در کانون خانواده، اهل خانه و حتی بردگان خود را برای نماز و هدیه کردن خوراکی برای الهه های خانگی، جمع می کرد.(105)
    پیدایش روحانیت رومی؛ از آنجا که در تلقی رومیان، مذهب به معنی عقد رابطه بین دو طرف بوده است و انجام و انعقاد این عقد رابطه باید صحیح و دقیق صورت گیرد، احتیاج به کشیش یا پیشوای روحانی در میان ایشان بوجود آمده است؛ برای آنکه در تحت هدایت و راهنمائی او بتوانند تشریفات و رسوم عبادتی را کما هو حقه بی هیچ زیاده و نقصانی به انجام برسانند.(106) روحانیت رومی پاسدار دین دولتی رومیان بوده است. روحانیان، کارمندان دولت و متصدی اجرای مراسم همگانی بوند: شاه قبلاً در رأس روحانیون قرار داشت، ولی بعد کسی را به جای او قرار دادند که پادشاه قربانی ها نام داشت. پس از شاه سه نفر روحانی قرار داشتند؛ پس از روحانیان، کاهنان قرار داشتند... پس از الغاء سلطنت، پون تیف اعلی، قادرترین روحانیون گردید.(107)
    ژورنال (42 - 125 ق. م) در قصیده معروف خود درباره زنان و ملاقات های مخفی آنان در معبد دل آرای ایزیس گفتگو می کند و شعبده بازی روحانیون خواجه سیبل را آشکار می سازد...(108)
    در تمام دوران قیصری روم، وظیفه انجام تکالیف دینی به عهده عمال و قضاوت ذی شأن بوده که آنان را ماژیسترات لقب داده بودند و آنها بیشتر به وظایف مدنی می پرداختند؛ گر چه بعدها تکالیف مذهبی و هدایت دینی را عمال مذهبی پونتی فیس به عمل می آوردند.(109)





    امضاء


  9. Top | #78

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    فرجام؛

    محافظه کاران رومی از نفوذ ادیان خارجی نگران شدند و برای نشان دادن عکس العمل ضد آنها، به تجلیل و تکریم مراسم روم پرداختند. در عهد امپراطوری مراسم قدیم رسمیت یافت. پرستش پادشاه تجدید گردید. شعرائی مانند هوراس (64 - 48 ق.م.) و ویرژیل (70 - 19 ق. م) به تکریم امپراطور پرداختند که امر نیک و صلح بی نظیر را به مردم جهان داده است.
    ...در هر حال، با نفوذ افکار شرقی، کیش جدیدی بر ضد مراسم امپراطوری برپا گردید و چون پیروز شد، به کار آنان و دیگران پایان داد. این دین، مسیحیت نام داشت.(110)
    کتاب شناسی؛
    به فارسی اوضاع تاریخی، سیاسی، اجتماعی روم باستان، ن. ک: مرتضی راونی / تاریخ اجتماعی ایران، جلد اول، تهران. 1358. 345 - 370 پیشینه عقیدتی، ادیان و مذاهب داخلی و خارجی روم باستان. ن. ک: فلیسین شاله / تاریخ مختصر ادیان بزرگ /. جان ناس / تاریخ جامع ادیان شناخت خدایان و اساطیر مستقل و مشترک روم و یونان. ن. ک: پیر کریمال / فرهنگ اساطیر یونان و رم. 2 جلدی.




    امضاء


  10. Top | #79

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ادیان و مذاهب یونان باستان

    جغرافیای تاریخی - انسانی


    یونان یکی دیگر از کهن ترین سرزمین های مسکونی و متمدن جهان بشمار می رود. آثار تمدن آن به دهها قرن قبل از میلاد باز می گردد. تمدن قدیمی آن به تمدن مینوسی معروف است که مرکز آن جزیره کرت بود. یونانیان باستان از دو نژاد اصلی یونانی و اقوام دوری بوند: یونانیها در نواحی مرکزی دریای اژه و در آسیای صغیر و دوریها در سراسر جزیره کرت و جزائر مجاور ان زندگی می کردند. حدود ده قرن قبل از میلاد، در نقاط مختلف یونان، اجتماعات و شهرهای مستقل و منفردی بوجود آمدند که آنها را پولیس می نامیدند. مهمترین شهرهای یونان، آتن، اسپارت و تب بودند. در سال 683 ق.م. سلطنت موروثی در آتن لغو و حکومتی شبیه به جمهوری در آن برقرار شد. شهر اسپارت در قرن هفتم ق.م. مرکز ادبیات یونان بود. در حدود سال 600 ق.م. نظامی گری بر آن شهر مستولی شد. دولت اسپارت را دو پادشاه اداره کردند. شهر تب که از حدود هزار سال ق.م. مسکونی شد، بخش عمده ای را در تاریخ باستان یونان بر عهده داشته است. دولت آتن در آغاز قرن پنجم ق.م. مقتدرترین دولت یونان بود که در سال 510 ق.م. دارای حکومت دموکراسی شد. در طی قرون پنجم و چهارم ق.م. جنگهای خونینی به وقوع پیوست. در سال 338 ق.م. فیلیپ دوم پادشاه ناحیه مقدونیه، بر سراسر یونان دست یافت و حکومت فدرال بوجود آورد. پس از او پسرش اسکندر به حکومت رسید و فتوح فراوانی حاصل کرد. قلمرو حکومت او از شرق تا رود سند گسترش یافت. و پس از مرگ اسکندر امپراطوری بزرگ یونان تجزیه شد و سرانجام در قرن دوم ق.م.، یونان جزئی از امپراطوری روم گردید. پس از تجزیه دولت روم در قرن چهارم میلادی یونان جزء امپراطوری روم شرقی (بیزانس) شد، و با اضمحلال امپراطوری بیزانس در اواسط قرن پانزدهم به تدریج تا پایان همان قرن، تمام یونان فعلی به تصرف عثمانی در آمد. سلطه ترکها بر یونان تا قرن نوزدهم ادامه یافت. سرانجام با دخالت روسیه، فرانسه و انگلستان در سال 1832 میلادی استقلال کامل خویش را باز یافت.(111)
    یونان از قرن پنجم قبل از میلاد، وارث تمدن و فرهنگ فلسفی اجتماعی و هنری بسیار برجسته ای می شود که مهد فرهنگها و مذاهب علوم جهان غرب است و به حد بسیار زیادی در شرق نیز دست اندر کار بوده است. این فرهنگ و تمدن یونانی که در قرون پنجم و چهارم و سوم (ق.م.) به اوج می رسد، با سقراط، افلاطون، ارسطو و فیزیوکراتها، قدرت و شکوفائی نبوغ یونانی را به اوج می برد و بعد به حضیض می آید و جذب قدرت اجتماعی و امپراطوری عظیم رومی می شود. جامعه یونانی در امپراطوری روم مضمحل می شود، اما اندیشه و فرهنگ یونان، اندیشه و فرهنگ رومی را می سازد و روم وارث یونان و ادامه دهنده رسالت فرهنگی و معنوی یونان می شود...(112)
    پیشینه نژادی یونان به قوم پلاسژ می رسد منشاء این مردم معلوم نیست، فقط می دانیم که در بدو تمدن سیکلاد و کریت هنوز به حال وحشیگری می زیسته اند... اما در طی هزاره دوم قبل از میلاد، سکنه یونان در نتیجه هجومهای تازه تجدید شد. تازه واردین از اقوام آریایان بودند و بعدها قوم هلن نامیده شدند...(113)





    امضاء


  11. Top | #80

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,353
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,157
    مورد تشکر
    13,181 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    دین و مذهب

    آثار به دست آمده از ادوار کهن یونان باستان حکایت از روحیه مذهبی مردم این سامان دارد. پیشینه عقیدتی یونیان ریشه در مذاهب بدوی دارد: در دین عمومی یونان آثار و بقایای آئین توتم وجود داشت و گیاه مقدس در آن دیده می شد. نوعی درخت بلوط جنبه تقدس داشت و به عنوان هاتف و غیبگو بکار می رفت. حیوانات مقدس مانند گاوز مینوتور یعنی غیبگو، از جانب خدا در کریت قرار داشت. در افسانه های یونان هر یک از حیوانات مقدس غالباً جهت قربانی برای خدایان بکار می رفت. مانند سوسمار که قربانی معبد آپولون سوروکتون بود. مرگ برخی از حیوانات با خدایان همراه بود؛ عقاب با زئوس بود و جغد در کنار آتته قرار داشت... تغییر شکل خدایان به شکل حیوانات غالباً در تاریخ دین به تکرار آمده است. زئوس به شکل قو درآمد تا لدا را که در جهان تخم می گذارد فریب دهد. قو مربوط به توتمی است که سپس در مقام خدائی شناخته شد و به عنوان پدر برای فرزندان انسان بکار رفت... قربانی حیوان مقدس یکی از مراسم بشمار می رفت در آتن قربانی سالیانه گاو ملکوتی تحت تشریفاتی به نام بوفونیا انجام می شد. در آتن دختران جوان لباس پوست خرس در بر می کردند و نام حیوان را بر خود نهاده و به رقص مشغول می گشتند. اقوام اژه و آکئوس از نظر اصول به یک نیروی الهی بدون شخصیت عقیده داشتند که با مانای بدوی قابل تطبیق است. این نیرو بطور خصوصی در بعضی از سنگهای مقدس که گمان داشتند از آسمان افتاده است بر قرار بود... زنان روحانی جهت تازه وارد در دین تشریفاتی انجام می دادند تا او را از گناه رهائی بخشیده و در دین نیروی مانا داخل نمایند. مردم یونان به ارواح بسیاری عقیده داشتند که در طبیعت ساکن بودند و می توانستند به صورت انسان یا حیوان در آیند. ممکن بود روحی که در چشمه قرار داشت به صورت اسب نمایان گردد. ارواح مردگان به شکل مار و پرندگان، مخصوصاً پروانه ظاهر می شد، در زبان یونانی کلمه پروانه و روح یک معنی دارد. جان پرستی در یونان اثرات عادی و جادوئی داشت: 1- حقیقت معادل تصویر بود.
    تصویر یک خدا نقش قدرت او را داشت...
    2- برای خواب دیدن ارزش فراوان در نظر داشتند...
    3- عمل جادوئی، یعنی زخم زدن به تصویر و مجسمه به نیت دیگری وجود داشت...
    4- نیروی کلمات؛ زئوس برای انجام دادن سخن می گفت در نتیجه همین گفتن، هر کاری می خواست انجام می گردید.
    5- نیروی نفرین و لعنت در آرگوس رواج بسزا داشت.
    6- قدرت سوگند؛ هومر می نویسد: کسی که سوگند خود را نقض نماید مغزش مایع گشته در زمین جاری می گردد...(114)







    امضاء


صفحه 8 از 11 نخستنخست ... 4567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی