بیت ظهور تبلیغات
صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3910111213
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 127 , از مجموع 127

موضوع: تاریخ ادیان و مذاهب جهان ( جلد اول )

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #121

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,480
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,158
    مورد تشکر
    13,186 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    فرجام؛

    دو قرن پس از مرگ کنفوسیوس، مکتب اخلاقی - عقیدتی او در چین رواج یافت و بی مهری اولیه را جبران کرد. شاگرد برجسته او منسیوس یا منگ کو (منگ درزو استاد منگ) که صد سال پس از مرگ کنفوسیوس به دنیا آمد، در ترویج اندیشه و آراء مکتب کنفوسیوس کوشید؛ هر چند که استاد و شاگرد با یکدیگر اختلاف مزاج فلسفی داشتند و استاد درون گرا و شاگرد بیرون گرا و جمع گرا بود. شاگرد دیگر او جوشی (1200 - 1130 میلادی) در بسط نهائی تعالیم او در چین معاصر کوشید و آراء او را تفسیر کرد. تا قبل از انقلاب کمونیستی در چین، آئین کنفوسیوس در بالاترین درجه اعتبار قرار داشت. به نظر می رسد که آئین کنفوسیوس طبق معمول دستخوش تحریف و تغییر پیروان مبالغه گو قرار گرفته باشد. مرده پرستی، از غلو و افراط بی سابقه ای در این آئین برخوردار بود و سرنوشت زنان وضع رقت باری گرفت.(171)





    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #122

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,480
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,158
    مورد تشکر
    13,186 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    روحانیت چین باستان؛

    مکتب اخلاقی کنفوسیوس با حوادثی مواجه شد؛ نخست آن که پس از مرگ کنفوسیوس، شاگردانش پراکنده شدند. اندکی بعد در سوگ استاد گرد آمدند و آنچنان ضجه زدند و نعره کشیدند که دیگر رمقی برای ادامه کار او نداشتند، در کنار آرامگاه استاد، سه سال به عزاداری پرداختند. این عزاداری توسط شاگرد وفادار او تزوکونگ صورت گرفت. اما او نیز مانند دیگر شاگردان به وطن بازگشت و همه چیز تمام شد.(172)
    250 سال پس از مرگ کنفوسیوس هونگ تی امپراطور چین شد.
    روحانیت خودخواه و حاشیه نشینان دستگاه امپراطوری که از آگاهی و هوشیاری مردم همیشه نگران بودند، به امپراطور توصیه کردند که آثار روشنگری جامعه چین باید محو شود؛ دانشمندان و آگاهان زمان باید قلع و قمع شوند: دانشمندان مسئول سرنوشت مردم به آن ها چیزهائی می آموزند که ولایت و عظمت مقام معظم امپراطور را ناچیز نشان می دهد. خوب است دستور فرمایند کلیه آثار روشنگرانه سوخته شود و روشنفکران جامعه قتل عام شوند. امپراطور این پیشنهاد را پذیرفت و فرمان قتل عام روشنفکران و سوزاندن کلیه آثار روشنگری چین را صادر کرد. کتابها و رسائل کنفوسیوس از جمله کتب ارزشمندی بود که سوخته شد، و آگاهان بسیاری گردن زده شدند. این حادثه در سال 212 ق.م. رخ داد. پس از مرگ امپراطور تی، کتابهای مخفی شده، آشکار شد و یاد کنفوسیوس گرامی داشته شد. دایره پیروان آئین کنفوسیوس به مرز 400 میلیون نفر رسید. هنگامی که خاقان چین دوک چنگ در سال 221 ق.م. به قدرت رسید و تصمیم به تغییر یا اصلاح خط چینی گرفت، به پیشنهاد وزیر اعظم لی سو، قرار شد آثار مکتوب گذشته سوزانده شود. این کار توسط مأموران دولتی انجام شد. کلیه آثار مذهبی - فلسفی باستانی چین طعمه حریق شد، از جمله آثار کنفوسیوس. مخصوصاً دو کتاب معروف او از کتب ششگانه باستانی یعنی کتاب: شیه جینگ شعر و کتاب شوجینگ تاریخ بکلی از بین رفت. جستجو برای یافتن آثار کنفوسیوس در نزد پیروان او با شکنجه آغاز شد و 460 نفر از دانشمندان پیرو مکتب اخلاقی کنفوسیوس زنده به گور شدند. پس از مرگ خاقان چین، دوباره برخی از آثار گذشته چین پدیدار شد، از جمله کتب کنفوسیوس رواجی بسزا یافت. این حوادث و تحولات منجر به الوهیت کنفوسیوس گردید و برای او معجزات و کراماتی قائل شدند.(173) برای او معبدی بزرگ و پرآوازه ساختند، و هدایا و نذوری فراوان روانه آن معبد کردند تا جیب گشاده و دهان باز روحانیون دولتی پر شود.






    امضاء


  4. Top | #123

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,480
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,158
    مورد تشکر
    13,186 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    تحلیل فلسفه کنفوسیوس؛


    الف: کنفوسیوس بر خلاف تائوتیسم که روح را به آخرت و بیرون از زندگی مادی به ارواح و به فردیت و رهبانیت می خواند، به جامعه و زندگی اجتماعی و این جهانی دعوت می کند و ضد عرفان گرائی و رهبانیت است... ب: سنت پرستی و محافظه کاری اجتماعی را که به نفع طبقه حاکم و زیان توده انجامید، تحکیم بخشید. از آثار قدرت و رواج فکر کنفوسیوس این است که در حدود دو هزار و چهار صد - پانصد سال چین حالت عجیبی را می گذارند که خاص چین است. در تمام این دوره، جامعه چینی نه یک جامعه وحشی و عقب مانده است و نه جامعه ای رشد یافته و متکامل است. نه نهضتی مترقی بوجود آورد و نه سقوطی با توحش، بلکه در حالتی بینابین (نه بد و نه خوب) و متوسط می ماند. در این دوره، چین صاحب تمدن و هنری پیش رفته اما راکد، یکنواخت، بدون حرکت و انقلاب است. این همه، به خاطر مبنای سنت گرائی و محافظه کاری است که کنفوسیوس تحکیم بخشید...(174)
    پنج اصل کنفوسیوس: 1- اطاعت فرزند از پدرش، 2- اطاعت برادر کوچک از برادر بزرگ، 3- اطاعت زن از شوهر، 4- اطاعت زیر دست از زبر دست، 5- اطاعت رعیت از حاکم، که پنج اصل لی نام دارد، مبنا و اساس فضیلت فرد و جامعه است. و این دعوت، عین گذشته گرائی است. یعنی بازگشت به گذشته باستانی و اساطیری چین که خاقان های عادلی روی کار بوده اند و عدل و داد بر همه جا حاکم بوده است. پس باید به نیاکان و اجداد احترام گذاشت و سنتها را پرستید.(175)
    جان ناس کنفوسیوس را یک معلم اخلاق می داند و بس، که خلاصه و اساس عقیده دینی او در این بود که چون آدمی به درستی قواعد اخلاقی را به عمل آرد، بر حسب مشیت آسمان رفتار کرده است.(176)
    فیلسین شاله معتقد است که دین کنفوسیوس تمدن باستانی چین را تقلید کرده و نمایش می دهد.(177) و در چنین نمایشی شگرف، رگه های قوی ناسیونالیزم به چشم می خورد که امپراطوری کهن چین را از حوادث روزگار مصون داشته است. دیوار چین و یورش ناموفق اقوام بیگانه، شاهد آشکاری است.




    امضاء


  5. Top | #124

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,480
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,158
    مورد تشکر
    13,186 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    وارثان و شاگردان کنفوسیوس

    1- منسیوس:

    همه چیز در چین فلسفی با کنفوسیوس آغاز می شود. این هشت تن، تاریخ فلسفی - عرفانی و انسان چین را ساخته اند:
    کنفوسیوس در رأس این هرم: منسیوس،لائودزو، جوانگ دزو، یانگ جو، مودزو، شون دزو، هان فی دزو. هر کدام منشوری مستقل اند که الهام اولیه و حتی جوهره تعالیم خویش را مرهون کنفرسیوس اند. در این میان برجسته ترین وارثان این معلم اخلاق و مکتب اخلاقی عبارتند از: منسیوس و مودزو؛ منسیوس (یا: منگ کو) متولد 289 ق.م. متوفای 372 ق.م. از مردم ایالت دزو از خاندان حاکم منگ سون در ایالت لو، سرنوشتی شبیه کنفوسیوس داشت: کوچ از پی کوچ و مادر سرپرست او است. کنفوسیوس الهام بخش منسیوس بود ولی با اختلاف مشرب فلسفی فراوان. اما سرانجام منسیوس مفسر تعالیم و مصلح مکتب او گردید. نظریه سرشت انسانی همان تفسیر رن کنفوسیوس است:
    انسان، انسانیت را در دل نگاه می دارد و درستکاری را در رفتار.(178)
    انسانیت، دل انسان است و درستکاری راه انسان، افسوس بر آنان که این راه را رها کنند... افسوس بر آنان که دل را از دست بدهند و آن را نجویند! ...مراد از دانائی چیزی جز جستجوی دل از دست داده شده نیست.(179)




    امضاء


  6. Top | #125

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,480
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,158
    مورد تشکر
    13,186 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    2- مودزو؛

    وارثی سراپا مجهول؛ بیوگرافی؛ تیره و تار، حتی نام او مشکوک. در واقع بی نام و نشان، زیرا مودزو نام خانوادگی نیست، بلکه اسم دبستان اندیشه است. متولد 480 یا 465؟ ق.م.
    متوفای 390؟ یا 375 ق.م.؟ اما بهر حال او وارث کنفوسیوس است. زادگاه او: احتمالاً از ایالت لو. دارای منصب دولتی در ایالت سونگ. گشت و گذار در ایالات چی و چو. معلم او شیه جیو از اصحاب مدرسه کنفوسیوس. مودزو همآوازه و هموزن کنفوسیوس است. تعالیم آن دو با هم متفاوت، ولی همچنان کنفوسیوس در رأس هرم فلسفی قرار دارد و مودزو مرهون او است. ایده آل ها مشترک است:
    جامعه آرمانی، مهر به همه، بی آزاری، شعارهای مدزو. محور تعالیم مودزو مهر به همه است. او نوعی رسالت برای خود قائل بود. انجمن موئی ها را بنیان گذارد و خود در راس آن قرار داشت. این تشکیلات از نظم بسیار سختی برخوردار بود.
    اصول اخلاقی حاکم بر این انجمن: بهره یکسان و رنج یکسان بود. تفکرات فلسفی مدزو در کتابی به همین نام به یادگار مانده است.
    این کتاب که اکثر مطالب آن از شاگردان اوست، در اصل دارای 72 فصل است که در چاپ کنونی فقط 53 فصل دارد.






    امضاء


  7. Top | #126

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,480
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,158
    مورد تشکر
    13,186 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    مکتب و تعالیم مودزو

    مکتب؛ تعالیم؛ مودزو در عصری می زیست که از زمین خون می جوشید و از آسمان شمشیر می بارید؛ یعنی در عصر جنگ ایالت ها. بنابراین او در محاصره حوادث سیاسی، اجتماعی و اخلاقی خاصی قرار داشت. امپراطوری خودکامه سیاسی، نظام خشن و کهن فئودالی و بحران روحی و روانی مردم چین، مسئولیتی مضاعف بر شانه این فیلسوف رنج دیده گذاشته بود؛ مردم از جنگ به ستوه آمده بودند، از بی نظمی رنج می بردند، شکنجه فئودال ها جان مردم را به لب رسانده بود،...در چنین هنگامه ای از رنج و عذاب، لطافت اندیشه مودزو، بی آزاری و مهر به همه، روح خسته مردم را نوازش می داد.
    الف؛ انسان دوستی؛ شعار محوری جامعه آرمانی و مدینه فاضله مودزو این شعار بود: یکدیگر را دوست بداریم و سعادت و بهروزی یکدیگر را بجوئیم و این جوهره مکتب کنفوسیوس بود که در اندیشه مودزو به ثمر رسیده بود.
    مودزو درد مردم را در تعالیم حیاتی خود چنین منعکس می کرد:
    ... هجوم ایالت های بزرگ به ایالت های کوچک، دستبرد خانواده های بزرگ به خانوده های کوچک، غارت ناتوانان به دست توانایان، ستم مردم بسیار به مردم اندک، فریب خوردن سادگان از زیرکان و خوار شمردن بزرگان بیچارگان را، این ها ستم های جهان اند.
    مودزو آرزو می کند که اصل مهر به همه معیار جهانی کردار باشد. او می گوید ای کاش:
    ...گوش های شنوا و چشم های بینا به یاری هم پاسخ می دادند؛ اندام ها نیرومند می شدند تا برای هم کار کنند...
    این جامعه آرمانی انسان مودزو تنها با تمرین مهر به همه پدید می آید. اصل بی آزاری از اصل مهر به همه ناشی می شود. آن که دیگران را دوست می دارد، باید هواخواه بی آزاری باشد.(180)
    تعالیم منسیوس و مودزو. هر دو مکتب با جوهره کنفوسیوس خود بر انسانیت و حکومت انسانی تکیه دارند آنجا که منسیوس به پیروی از کنفوسیوس حکومت نیک را حکومت انسانی می داند، مودزو فرضیه جامعه آرمانی انسانی را مبتنی بر دو اصل بی آزاری و مهر به همه مطرح می سازد.
    منسیوس می گفت:
    مودزو هواخواه آموزش مهر به همه بود و او به میل خود تن خود را سر تا پا در این راه انسانیت می فرسود.
    به گفته لیانگ. جی. چاس: مغز این سخن، کل آموزش مودزو را در خود دارد. اصل بی آزاری مودزو از آموزش مهر به همه او شکفته می شود.(181)






    امضاء


  8. Top | #127

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,480
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,158
    مورد تشکر
    13,186 در 4,351
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مکتب هسون دزو؛


    هسون دزو اندکی قبل از مرگ منسیوس به دنیا آمد (298- 238 ق.م.) او تأثیری شگفت در افکار چینیان داشت. و این ناشی از تنوع مقاصد و تعدد مبادی مذهبش بود. هسون دزو از یک طرف تحت تأثیر تائوئیسم بود و از دیگر طرف، از تعالیم گروه قانونی ها پیروی می کرد. قانونی ها نقطه مقابل آئین کنفوسیوس بودند. جان ناس این گروه را به فاشیستهای امروزی یا به پیروان ماکیاول تشبیه کرده است که اندیشه فلسفی آنان در جهت توجیه قدرت سیاسی بکار می رفت.
    هسون دزو نیز به حفظ و احترام دولت مردان کشور عقیده داشت و نسبت به حسن و قبح فطری انسان روش خشکی را در پیش گرفت. و از این لحاظ با منسیوس نیز اختلاف مشرب داشت: آدمی بالفطره فاسد و شرور و پلید است؛ ولی با تربیت امکان اصلاح او هست، اگر انسان را به حال خودش رها کنند، مانند نهال نو، کج می روید. بنابراین باید او را با ریسمانی پیچید تا راست بارآید. و این بر خلاف نظریه منسیوس بود. زیرا منسیوس می گفت: انسان فطرتاً پاک سرشت و نیکو روش خلق شده و این پاکی در وجود او نهفته است که باید پادشاهان این فطرت پاک را به وسیله تربیت خردمندانه به ظهور رسانند. هسون دزو می گفت: آسمان یک موجود مستقل و مجسم نیست؛ هر چند که آسمان صحنه یک سلسله حوادث است، اما بهر حال این نام را ما بر آن نهاده ایم. در عین حال آسمان وجود مستقل و ذات جداگانه ای ندارد و دعای به درگاه آن بیهوده است؛ زیرا انسان پاسخی دریافت نمی دارد. همه چیز باید طبق تائو انجام گیرد. و این عمق تأثیر او از مکتب تائوئیسم است.
    هسون دزو منکر وجود خدایان و ارواح مفیده و مضره بود و نیز روان اجداد و نیاکان را معدوم و باور آن را موهوم می دانست. هر اتفاقی در جهان حاکی از اراده تائو است. او کلیه عقاید، باورها و سنت های اعصار گذشته چین رابیهوده و بی فائده می انگاشت. او بر خردمندانه بودن عقاید و مناسک مذهبی - دینی تکیه داشت و معتقد بود که در احساسات و عواطف مذهبی نباید از اعتدال خارج شد. هسون دزو از لائوتسه و کنفوسیوس نیز الهام گرفته بود: قاعده لی را از کنفوسیوس و قانون لائو را از لائوتسه. او خود قواعدی را بر این دو مکتب افزود و مراسمی وضع کرد و پیروانش را مکلف به اجرای آنها ساخت.
    هان فی دزو وارث اندیشه و مکتب هسون دزو است که اصحاب مدرسه کنفوسیوسی را به خاطر عدم تماس با واقعیت های زمان محکوم کرده است.
    او نیز به جامعه آرمانی می اندیشید: کار کشاورزی برای ازدیاد ثروت مردم، گسترش کیفرها برای به فرمان واداشتن بدکاران، و...(182)
    کتاب شناسی؛
    شناخت ادیان و مکاتب چین باستان. ن. ک؛ به فارسی: جوجای و وینبرگ جای / تاریخ فلسفه چین باستان / ترجمه ع. پاشائی. تهران. مازیار. 1354. هیلدا هوکام / تاریخ مختصر چین / ترجمه ع. پاشائی. تهران. مازیار دکتر علی شریعتی / تاریخ و شناخت ادیان.م. آ. 14/1 تهران. 1359. جان ناس / تاریخ جامع ادیان. فلیسین شاله / تاریخ مختصر ادیان بزرگ.







    امضاء


صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3910111213

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی