بیت ظهور تبلیغات
صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 85 , از مجموع 85

موضوع: تاریخ ادیان و مذاهب جهان ( جلد اول )

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,217
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,165 در 4,337
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    خدایان یونان؛

    در تلقی مردم یونان، خدایان به صورت انسان تصور می شدند و خصوصیات انسانی داشتند ولی جاودانه بودند. اساطیر یونان، فرهنگ انسانی خدایان بشمار می رود، نخستین خدای یونان گائیا بود که انسان و حیوان و گیاه را خلق می کرد. و آخرین خدا، کرونوس بود؛ خدائی بی رحم که اولاد خودش را می خورد. تنها یکی از فرزندان او به نام زئوس به همت مادرش رآ از چنگال پدر جان بدر برد.
    خدایان آسمان؛ اطراف زئوس عده زیادی ارباب انواع قرار داشتند که مظهر کائنات آسمانی شمرده می شوند و در اصل خدایان محلی بودند. هر یک در نزد قوم و قبیله خود دارای قدرت کامل در آسمان و زمین بودند...هومر این خدایان را به صورت انسان نشان داد. زن زئوس؛ هرا در آسمان زندگی می کرد و الهه عروسی و مزاوجت بود. هرمس و آرتمس و آپولون را سه فرزند زئوس می دانستند.
    هرمس مظهر باران شناخته می شد...آرتمیس رب النوع ماه بود...آپولون رب النوع خورشید و نور و موسیقی بود...و هادس خداوند دوزخ بود...
    خدایان دریا؛ پوزئیدون پسر کرونوس و برادر زئوس بر خدایان دریا ریاست داشت...آمفیرتیت رب النوع آبهای ساحلی، نره مظهر دریای آرام و تتیس رب النوع بود.
    خدایان زمین؛ دمتر رب النوع خرمن بود و کوره دختر دمتر رب النوع گل و گیاه بهار و سیلن خداوند مستی و، ساتیر و پان خداوندان مراتع و شبانان...
    خدایان زیر زمین؛ هادس یا پلوتون خداوند مردگان، مینوس مالک بهشت و جهنم و هفائیستوس خدای آتش و آتشفشان و آهنگران بودند...
    خدایان کار؛ آرس خداوند جنگ، آفرودیت رب النوع عشق و جمال، آتنه رب النوع هوش و هنر و صناعت و هسیا رب النوع خانواده و صنایع و علوم و ادبیات بودند...
    خداوندان اولمپ؛ زئوس در قله کوه اولمپ؛ بلندترین کوه یونان در قصری می زیست. خدایان معتبر اولمپ به ریاست زئوس مشورت خانه ای ترتیب می دادند. تعداد خداوندان اولمپ را به دوازده خدا می رسانیدند:
    اسم یونانی اسم رومی
    1- زئوس ژوپیتر
    2- هرا ژونون
    3- آتنه مینرو
    4- آرتمیس دبآن
    5- آفرودیت ونوس
    6- دمتر سرس
    7- آپولون قبوس
    8- هرمس مرکور
    9- آرس مارس
    10- هفائیستوس و ولکن
    11- پوزئیدون نپتون
    12- هستیا وستا(115)





    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #82

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,217
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,165 در 4,337
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اماکن مقدسه، اساطیر، باورهای مذهبی؛

    اماکن مقدسه، و انفعالات فیزیکی انسان از قبیل عطسه و...فال و اصطرلاب و...نقش مهمی در باورهای مذهبی مردم یونان باستان داشت. بطور کلی هر حرکتی در طبیعت را به فال نیک و بد می گرفتند و آن را نمودی از رضایت یا خشم خدایان می دانستند. صاعقه را تیرهای زرین خداوند رعد می دانستند و طوفان را خشم آن را می خواهد کشتی ها را به قعر دریا بفرستد و غرق کند.
    بر اساس اعتقادات یونانیان باستان، کلیه موجودات طبیعت، مکان سکونت خدایان مرد و زن بود. برای تمامی امور زندگی مادی و معنوی خداوندی مستقل وجود داشت. تمشیت امور در دست خدایان بود؛ سیاست و حکومت و اقتصاد و فرهنگ و... عین اراده خدایان بود. نظام طبقاتی: ثروتمند و فقیر، برده و آزاده و...عین اراده خدایان بود.(116) و لذا اختلال در امور مهم و انصراف از انجام آنها نتیجه منطقی چنین باورهائی بود: وقتی مردمی از یونان، هنگام اردوکشی به آسیا، در باب کار خود مشورت می کردند، یکی از رؤسای ایشان موسوم به گزنفون به نطق برخاست. و چون به گفتن پرداخت، از آن جمع یک نفر عطسه ای زد. فوراً تمام سربازان در مقابل خداوند سر فرود آوردند...(117)
    یونانیان در مواقع مهم از خدایان استشاره می نمودند و برای این کار بقاع متبرکی داشتند که هاتف خدایان شمرده می شد و به سؤالات ایشان جواب می داد. این گونه بقاع از دویست تجاوز می نموده؛ ولی از همه معروف تر حرم آپولون در دلف بود. دلف در پای کوه پارناس در محلی قرار داشت که آپولون مار پیتون را با تیرهای خود در آنجا کشت. آپولون اراده خود را به وسیله کاهنه ای (لاپیطی) به مردم می رسانید. روزی که برای استخاره معین می شد، لاپیطی در برابر گودالی روی سه پایه ای می نشست. از گودال بخار گوگردی خارج می شد و او را به حال هذیان می انداخت و الفاظی مقطع می گفت که کاهنان برای مؤمنین بیان می کردند. هیچ معبدی آنقدر زوار نداشت، چنانکه از تمام بلاد یونانی نشین دور و نزدیک برای استخاره از هاتف دلف می آمدند و در تمام امور از او استشاره می نمودند. مثلاً یکی در باب اختیار همسر و دیگری راجع به مسافرت با او مشورت می کرد. برای ریختن شالوده یک آبادی یا اقدام به جنگ و صلح استخاره را ضروری می دانستند. از این رو هاتف دلف که در واقع خود کاهنان بودند، نه فقط نفوذ مهم مذهبی داشت، بلکه در سیاست نیز موقع بلندی یافت و شهرتش به جائی رسید که اجانب هم از او استخاره می نمودند و برای وی هدایا می فرستادند. در یونان بعضی جاها زیارتگاه بیماران بود، زیرا خدایان آنجا به شفای هر عیب و علتی شهرت داشتند. معروفترین خداوندان شفا دهنده، آسکله پیوس یا اسکولاب و مشهورترین حرم او در اپیدور واقع در خلیج اژه بود. بیماران دسته دسته به اپیدور می آمدند، ابتدا به حمام می رفتند، خود را طیب و طاهر می کردند، روزه می گرفتند و قربانی می کردند، آنگاه یک شب در تاریکی درون معبد بسر می بردند. خدا باید در آن شب بر آنان جلوه می کرد و شفا می داد. بیماران شفا یافته، هدایائی تقدیم می کردند.(118)





    امضاء


  4. Top | #83

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,217
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,165 در 4,337
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    روحانیون باستان؛

    با آغاز عصر هومر روحانیون وابسته به معابد به وجود آمدند. این روحانیون هر یک عامل و مأمور و حامی و خادم خدائی بودند، دارای تعلمیات آموزشی نبودند، مراسم دین را در عمل می آموختند، طبقه بندی نشده و هیئتی تشکیل نمی دادند، بر قربانیهای خدایان نظارت می کردند، حیوانات معین را می کشتند یا می سوزاندند، مؤمنین را با آب شور دریا پف نم می زدند و بدین وسیله مؤمنان را تطهیر می کردند...هیپوکرات این طب روحانی را از صورت دینی خارج کرد؛ ولی این کار تا پایان عصر قدیم ادامه داشت.(119)
    روحانیون غیب گوئی می کردند. به افتخار خدایان اعیاد بزرگی برپا می داشتند: در محوطه اولمپ زئوس را تجلیل می کردند. برای کشف قوی ترین یا قابل ترین مردم بازیهائی ترتیب می دادند...(120)




    امضاء


  5. Top | #84

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,217
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,165 در 4,337
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مکاتب عرفانی یونان باستان؛


    تاریخ نشان می دهد که یونان باستان مهد اندیشه های فلسفی و عرفانی بوده است. این مکاتب عرفانی - فلسفی اصولاً بر مبنای تزکیه و تکامل معنوی انسان استوار بود. محور اساسی تعالی عرفانی یونان باستان گرفتن وجود مافوق انسانی خدایان و فنای در ملکوت بود. شعار جاودانه این مکاتب چنین بود: کوشش روح برای عبور از شرایط انسانی و زندگی در عالم ملکوت. این مکاتب ریشه در مانا نیروی مرموز بدوی که از آن در گذشته یاد کردیم، دارد.
    اورفه شاعر بزرگ یونان باستان به خدائی نامتعین عقیده داشت و آن را به صورت حقیقت وجود جهان یا حیات همگانی نشان می داد و اروس می نامید.
    میان طبیعت و جانداران اشتراک و همکاری و بستگی و وحدت احساس می کرد. روح را در جسم زندانی می دانست و می گفت باید در خلاصی آن کوشید. اورفه عقیده داشت که باید روح را برای زندگی ملکوتی آماده ساخت. اندیشه های بد را از خود دور ساخت و از راه هنر و مخصوصاً موسیقی در عالم روحانی نفوذ کرد. عرفان، مؤمن را برای زندگی آینده آماده می سازد. طالب طریقت باید از غفلت اجتناب کند و به دقت راه یابد و دشواریهای طریق وصال به محبوب را تحمل کند تا به سرمنزل مقصودی که اورفه بیان کرده است. برسد.
    ...آثار اورفه درباره جهان مردگان و رنج گناهکاران نفوذ زیادی در عقاید یونانیان و رومیان... نمود و در اساس مسیحیت، مخصوصاً ادبیات عرفانی تأثیر بسیار کرد... چنین تصور می رود که اورفهگری را پیتاگور در فلسفه یونان وارد کرد. افلاطون نیز تحت نفوذ آن قرار گرفت... ممکن است اورفه و پیتاگور نیز تحت تأثیر هند قرار گرفته باشند...آرمانهای دیگر عرفانی به دمتر ارتباط دارد.(121) تراژدی دمتر از این قرار است که: پرسفون دختر دمتر، حادس خدای دوزخ را دزدید، دمتر در جهان گشت و به زاری مشغول شد، زمین خشک گردید و ثمر نداد.
    زئوس، خدای خدایان، پرسفون را از او گرفت و به مادرش داد.
    نباتات دوباره روئیدند...این افسانه، مراسم قدیم زمین خدایان را مطرح می سازد که احتماً نشانه ای از توتم گندم است که سپس با اندیشه رستاخیز نباتات و افکار رستگاری روح و حیات پس از مرگ شریک و همراه گشت.(122)




    امضاء


  6. Top | #85

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,217
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,165 در 4,337
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مذاهب مرموز یونان باستان؛


    این بخش از عقاید یونان قدیم در پرده ای از راز و به کلی مبهم است. یونانیان اعمالی سری داشتند که به طور خصوصی به افراد خاصی تعلیم می دادند. مؤمنان به این عقاید از شوق و ذوق دینی خاصی برخوردار بوده اند و در انجام مراسم عبادی خویش اصرار و تعقیب شدیدی داشتند. آنان در هر شرایطی از انجام مراسم و مناسک دینی خود دست بر نمی داشتند.
    این سلسله عقاید را از آن سبب مذهب مستور می نامیدند که مراسم و آداب آن را باید جز از نوآموزان، از دیگران مخفی می داشتند. کاهن روحانی آن جماعت، نوآموز تازه وارد را به اموری چند رهبری می کرد؛ یعنی به آنها تعلیم می داد که اولاً باید با مراسم خاصی همگی به ساحل رفته و در آب دریا مراسم تطهیر و تغسیل را به عمل آورند. از علوم مخفی، تعلیماتی نهانی در تالاری در بسته تعلیم یابند. بعضی اشیاء مقدسه را زیارت کنند و...(123)





    امضاء


صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 56789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی