بیت ظهور تبلیغات
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 46

موضوع: تاریخ ادیان و مذاهب جهان ( جلد اول )

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    انسان کرومانیون و عقاید او


    پس از عصر انسان نئاندرتال که عصر بدوی نام دارد، وارد دوره روشن تری می شویم و با انسانی تکامل یافته تر روبرو می گردیم؛ یعنی 25 هزار سال پس از دوره نئاندرتال. و این عصر انسان کرومانیون است. هر چند که عقاید انسان کرومانیون نیز مجهول و مشکوک است.
    مشخصات انسان کرومانیون، با جمجمه ای بزرگتر از انسان امروز، قدی بلندتر از قد انسان امروز و تنومندتر، تبیین شده است. این گروه انسان ها دائم در حال مهاجرت بوده و به هنگام سرما و گرما به غارها پناه می برده اند. از این طریق صید و شکار امرار معاش می کرده اند. باستان شناسان ابزار فراوان شکار انسان کرومانیون را کشف کرده اند.
    عقاید انسان کرومانیون: انسان کرومانیون نیز مردگان خود را در محل خاصی دفن می کرده است و در قبور مردگان اسلحه و زیور آلات و انواع خوراکیها می نهاده است.
    انسان کرومانیون به هنر نقاشی و رنگ آمیزی علاقه وافری داشته است. همین ذوق هنری باعث شده بود تا بر دیوارهای غارها از خود نقوش و تصاویری ترسیم کند و بر روی شاخ گوزنها کنده کاری نماید.
    پیشرفت هنری انسان کرومانیون بر کلیه اقوام بدوی پیشی دارد.
    انسان کرومانیون اموات خود را با آداب ساده ای در نزدیک محل سکونت میت دفن می کرد. اشیاء همراه میت را به رنگ خون، سرخ می کردند و چنین پیداست که کرومانیون ها عقیده به حیات مردگان در قبور داشته اند و خیال می کردند که اموات دارای نیروی ماوراء طبیعی اند و می توانند در زندگی آنان اخلال کنند و این زمینه پیدایش روح پرستی در میان اقوام ما قبل از تاریخ است.
    آرنولد توین بی می گوید: با این حساب انسان در حدود 20 تا 25 میلیون سال قبل وجود داشته است. و می افزاید که به نظر می رسد انسان نئاندرتال تا اوائل انتقال دوران پالئولینگ (متافرتا) پالئولینک متقدم، شاید در حدود 70000 تا 40000 سال قبل زنده بوده است. قرائنی در دست است که به اختلاط جوامع انسانهای نئاندرتال اشاره دارد و این نشانه دوره انسانهای عاقل است. و چنین پیداست که انسانهای نئاندرتال و کرومانیون به هم نزدیک بوده اند...(55)
    بدیهی است که اینها همه فرضیات است. ابزار بدست آمده از انسانهای ما قبل تاریخ قدمت های مختلفی را نشان می دهند که از 25 هزار سال تا صد هزار سال و حتی 2 میلیون سال است. انسان پکن از صد تا پانصد هزار سال پیش می زیسته است، و همین طور است انسان جاوه و انسان نتاندرتال که ذکر آن گذشت. در سال 1907 در هیدلبرگ آلمان جمجمه و استخوانهائی از یک انسان به دست آمد که تاریخ تقریبی زیست او به سیصد هزار سال قبل می رسد. آخرین سنگواره های انسان نئاندرتال در آلمان به 40000 سال پیش می رسد. عقاید انسانهای نئاندرتال و کرومانیون شبیه یکدیگر بوده است و آن اعتقاد به قدرت برتر ارواح و تائید آن در زندگی زندگان. به نظر می رسد که انسانهای کرومانیون علاوه بر روح پرستی به پرستش حیوانات نیز مشغول بوده اند. محققان این نظریه را از تصاویر حیواناتی که بر آثار به دست آمده از دوره کرومانیون حک شده، برداشت کرده اند.
    برخی محققان این تصاویر را به مثابه نوعی جادو، سحر و افسون تفسیر کرده اند.






    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مراحل شعور دینی انسان؛

    آگوست کنت می گوید شعور انسان سه مرحله را متناوباً طی می کند؛ مرحله ربانی که در این مرحله پدیده ها را با خود قیاس می کند و آنها را از خود قوی تر می داند. دوم؛ حالت متافیزیکی است که انسان برای تببین پدیده ها، از قوای طبیعت چشم می پوشد و به عالم مجردات راه می یابد.
    سوم؛ حالت علمی که آدمی پدیده ها را با یکدیگر می سنجد.
    حالت ربانی تحولات فکری انسان از کیش فتیش آغاز می شود که ارواح نیک و بد را در سرنوشت خود دخالت می دهد. آنگاه خدایان متعدد را پرستش می کند؛ یعنی ارواحی که شماره آنها کمتر و دارای قدرت بیشتری می باشند، مورد توجه و نیایش قرار می گیرند. پس از گذشت مدتی، این خدایان را متراکم می کند و در یک خدای جای می دهد و واحد پرستی را به وجود می آورد. واحد پرستی آن مرحله ای است که شعور انسان را ابتدا به ماوراء طبیعت و سپس به طبیعت مشغول می کند. سیاهان بدوی نوعی نیروی ماوراء اشیاء مادی را پرستش می کنند که می توان آنها را با ارواح مقایسه کرد.(56)
    دورکیممی گوید: دین بدوی نفوذ و تأثیر فراوانی در زندگی روحانی و اخلاقی و اجتماعی انسان دارد. آنچه در افکار ما می گذرد مانند: زمان و مکان و افکار عمومی و ادراکات و قوانین اساسی، همه را مدیون دین توتم هستیم. توجه بشر به مکان و زمان رشه اجتماعی دارد که زائیده دین است.
    در بعضی از جامعه های استرالیائی سطح بشکل یک حلقه ادراک می شود. زیرا چادر قبیله مانند دایره است و به تعداد بخشهائی است که جامعه داراست. تشخیص راست و چپ زائیده اجتماع است، زیرا دست راست با مقدس و دست چپ با پلید بستگی دارد. در انسان حالات روحی گوناگون مانند اداراکات و خاطرات و لذت و رنج و امیال و غیره وجود دارد. فرد در مدتی که این حالات را در ذهن می پروراند و وجود هر یک را در نظر می گیرد، مدتی را که بهم مربوط است و در تمام اشیاء مشترک است، تشخیص می دهد. بنابراین تقسیم زمان، مربوط به عصر مراسم و اعیاد و تشریفات مذهبی است... (57)






    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    تقسیم بندی تاریخ و انسان شناسی به سه دوره کلی

    با مطالعه تاریخ ادیان و مذاهب و عقاید و آراء بشری می توان دریافت که بشر در تمامی ادوار حیات خود، مذهبی زیسته است.
    و این نشان می دهد که مذهب یک غریزه است که به صورت وجدان، عقل و خرد یا دین و مذهب خونمائی کرده است. تاریخ حیات انسان بر حسب استقراء و تقسیم بندی محققان تاریخ و انسان شناسی به سه دوره کلی تقسیم می شود: دوره باستانی، دوره جامعه تاریخی و دوره معاصر که از قرن 15 میلادی شروع می شود.
    1- دوره باستانی؛ عصر بدویت انسان است که هنوز خط وجود نداشته است لذا انسان آن روز قدرت این را نداشته که اندوخته های خود را (تجربه ها، ادبیات، عقاید و مراسم مذهبی) به عنوان سمبل زندگی فردی و جمعی اش ثبت کند و بدین سان تاریخ حیات خود را به نگارش در آورد.
    2- دوره جامعه تاریخی؛ دوره تمدن انسان بشمار می رود، یعنی آغاز دوره خط و کتابت، در این دوره، انسان دارای مسئولیت فردی و اجتماعی است و دارای نهادهای آموزشی و سیستم تعلیم و تربیت و در نتیجه دوره انتقال راز و رمزهای زندگی به نسلهای بعد است. آثار مدون و مکتوب این عصر و نسل از انسان به صورت الواح، کتیبه ها، ابزار و آلات مکشوفه ظاهر شده است. عقاید، آداب و رسوم فرهنگی، مذهبی و طرز تفکر کلی این انسان به درستی شناخته شده است.
    3- دوره معاصر؛ که دقیقاً از قرون اخیر آغاز شد و با رنسانس اروپا و نجات علم و عقل و اندیشه از اسارت روحانیت کلیسا و مذهب اوج گرفت و سیر تمدن بشری ثانیه ای شد؛ تا آنجا که اینک در ماوراء منظومه شمسی به جستجوی انسانها یا موجودات متمدن دیگر ادامه می دهد. انسان معاصر به دو مسئله اساسی می اندیشد: به دین یعنی معنویت، اخلاق و رهائی، به تمدن یعنی رفاه و راحتی و بهزیستی انسان. بدون شک ضایعات حاصله از تمدن ماشینی، نمی تواند ارزش برتر پیشرفتهای انسان در عرصه علوم تجربی و انسانی را تحت الشعاع قرار دهد. بنابراین ضایعات تمدن مادی از ارزشهای فوق العاده روح تمدن انسانی جداست. و نباید آن را پیراهن عثمان کرد و علیه مظاهر ترقی و تمدن یا مدنیت انسان معاصر که براستی قابل تقدیس و تقدیر است، بکار برد.





    امضاء


  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    پیدایش خط مبنای تمدن انسانی

    مبنای تمدن انسان به روزگاری بر می گردد که خط پدید آمد. خطوط تصویری نخستین علائم بکار گرفته شده توسط انسان است. عامل اقتصاد و بازرگانی در انتقال خط از جامعه ای به جامعه دیگر مؤثر بوده است. خط تصویری استعدادهای دیگر بشر را نیز شکوفا کرد؛ هنر خطاطی، هنر نقاشی را نشان داد و این دو زمینه مجسمه سازی یعنی هنر شکوهمند دیگری را به ارمغان آوردند. پیشینه چنین نبوغی را بلحاظ تاریخی می توان در آثار مکشوفه ایلام و شوش دید که قدمت آن به 3600 ق. م می رسد.
    با تکامل علائم تصویری حروف پدید آمد. ما یادگار خطوط تصویری را هنوز در الفبای چینی می بینیم. ردپای خط حروفی به مصر و جزایر کرت می رسد، یعنی سه هزار سال قبل از میلاد. گویا که این دو مرکز مهم تمدن آن روز انسان، مصدر انتقال خط حروفی به دیگر نقاط جهان بوده اند. این دوره از حیات انسان مصادف است با عصر مدنیت و شهرنشینی (شهر سازی) یا اجتماعی زیستن انسان. انسان امروز مفتخر است که خط آشوری و مصری را کشف کرده و به یادگار در موزه نهاده است. اعداد کار هندیان است. این دو پدیده - حروف و اعداد - پا به پای تکامل انسان، تحول و تکامل یافته و سرانجام به شکل امروزی رسیده است.
    الفبای (24 حرفی) قراردادی به هزاره دوم و سوم و حتی چهارم قبل از میلاد بر می گردد. گویند که فینیقی ها الفبای سامی را اختراع کرده اند و یونانیان در تحول و تکامل آن کوشیده اند. و می دانیم که هیرگلیف به معنای حکاکی مقدس می باشد. آیا این نمودی از باور متعالی انسان در ابراز عقاید و آراءاش نبوده است؟!
    خط هراتیکی و دموتیکی در هزاره دوم قبل از میلاد پیدا شد. این خط بر روی پدیده های ظریف (تخته سنگهای نازک و سفید) نوشته می شد. و این نمودی از زمینه ظهور اختراع کاغذ است؛ نیاز حیاتی دیگر انسان متمدن. سنگ نوشته های این دوره را در کتابخانه های بابل و عیلام کشف کرده اند.
    این آثار مکتوب اجداد ما، حکایت از اعتلای عقاید دینی و مذهبی دارد. اوراد مذهبی بر دیوارهای معابد راز دیگری از نیاز انسان به پرستش و نیایش است.(58)





    امضاء


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    مذاهب بدوی تاریخ

    مذهب و عقاید مذهبی انسان؛

    برای شناخت مذهب باید مذاهب ابتدائی را شناخت. مذاهب ابتدائی آنهایند که کهنه ترین و قدیمی ترین مذاهبند و از راه کتاب نمی توانیم بشناسیمشان، که کتابهای دینی، بیشتر از ادیان سه چهار هزار سال پیش سخن می گویند و از ادیان پیشرفته ای که هم اکنون هست. پس برای یافتن دین ابتدائی باید سراغ کهنه ترین را گرفت و مذاهبی را یافت که بعد از مذهبی دیگر قرار نگرفته اند و پس از یافتن، باید برای شناخت به محیط مذهب بدوی رفت. باستان شناسی و زبان شناسی دیرین می توانند ما را به محیط رشد آن مذهب راهنمایی کنند.
    اما این تنها وسیله نیست. راه دیگری نیز هست و آن توجه و تحقیق در قبائل، گروهها و نژادهای خاص است که دور از جامعه های متمدن مانده اند و بکارت ابتدائی خویش را حفظ کرده اند...(59)




    امضاء


  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مذهب و عقاید مذهبی انسان؛

    برای شناخت مذهب باید مذاهب ابتدائی را شناخت. مذاهب ابتدائی آنهایند که کهنه ترین و قدیمی ترین مذاهبند و از راه کتاب نمی توانیم بشناسیمشان، که کتابهای دینی، بیشتر از ادیان سه چهار هزار سال پیش سخن می گویند و از ادیان پیشرفته ای که هم اکنون هست. پس برای یافتن دین ابتدائی باید سراغ کهنه ترین را گرفت و مذاهبی را یافت که بعد از مذهبی دیگر قرار نگرفته اند و پس از یافتن، باید برای شناخت به محیط مذهب بدوی رفت. باستان شناسی و زبان شناسی دیرین می توانند ما را به محیط رشد آن مذهب راهنمایی کنند.
    اما این تنها وسیله نیست. راه دیگری نیز هست و آن توجه و تحقیق در قبائل، گروهها و نژادهای خاص است که دور از جامعه های متمدن مانده اند و بکارت ابتدائی خویش را حفظ کرده اند...(59)





    امضاء


  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ادیان و مذاهب بدوی:

    با مطالعه در احوال قبائل آفریقای جنوبی و سرخ پوستان آمریکای شمالی و برخی قبائل آسیائی، اشکال مشابه دینی و مراسم و عقاید و عبادات شبیه بهمی دیده شده است. و چون همه این جوامع بدوی بوده اند و در مرحله بسیار ابتدائی می زیسته اند. محققان به این نتیجه رسیده اند که اصولاً بشریت در آغاز تاریخش دارای این شکل دین بوده و این خود در جامعه های ابتدائی به وجود آمده است و نقشی چنین داشته است و بعد طبق قوانینی به شکل ادیان پیشرفته تحول پیدا کرده است.(60)






    امضاء


  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    مذاهب ابتدائی

    مذاهب ابتدائی بشر فراوانند(61) که اساسی ترین آنها را بر حسب تحقیقات جامعه شناسان به ترتیب می آوریم.


    فتیشیسم روح پرستی:

    یکی از ادیان بسیار ابتدائی که برخی از جامعه شناسان مانند اسپنسر آن را دین عمومی بشر می دانند و معتقدند که ادیان دیگر از آن سرچشمه گرفته اند. دین فتیشیسم یا روح پرستی است که در ابتدا آن را دو دین می دانستند و امروز بعضی از صاحب نظران آن را یکی می دانند. فتیش اصولاً یکی اسم بدوی است.
    جامعه شناسان در مطالعه مذاهب قبائل، اسمهای خاص همان مذاهب را گرفته اند و اصطلاح جامعه شناسی کرده اند... فتیش شیئی یا اشیائی است مثل مهره ها، سنگ ریزه ها و مثل بعضی از اشیائ متبرکه که مورد پرستش بدوی بوده است. معابد اولیه انسان و عبادتگاه بدویان شکافهای کوه بوده است که پس از کشف آنها، مهره هایی یافتند که با دقت خاصی تراشیده و سوراخ شده، با رشته های مخصوصی نخ شده و در اشکال مختلف در آنجاها، نگهداری می شده است. بدوی با دست زدن و مس آنها و یا بوسیدن شان، آنها را عبادت می کرده است فتیش به معنای اعتقاد به تقدس بعضی از اشیاء طبیعی است.(62)
    فتیش به معنای اعتقاد به نیروی مرموز در وجود برخی اجسام و حیوانات نیز می باشد. فتیش واژه پرتغالی است و به معنای جادو و سحر است.
    فتیش دو جنبه دارد: الف؛ جنبه طلسمی، ب؛ جنبه تعویذی.
    طلسمها چیزهائی هستند که ارزش فعال و مؤثری دارند، و تعویذها دارای ارزش تدافعی بویژه در چشم زخم و امثال آن دارند، مانند خرمهره و شاخ حیوانات و... که برای جلوگیری از آفات بکار می رود.
    گروهی از جامعه شناسان این عقاید را در اثر اعتقاد به مانا یا نیروی نامشخصی که در همه جا پراکنده است و با اشیاء مقدس مشترکاً در همه چیز وجود دارد، دانسته اند. اصطلاح فتیشیسم اولین بار توسط بروس در جهت معرفی عقاید و اعمال و مراسم و عبادات ابتدائی ترین آئینها بکار برده شد. آگوست کنتنیز این تعبیر را در مورد ابتدائی ترین آئینها قبول کرده است.
    بنا به عقیده تایلور، فتیشیسم روش ابتدائی بت پرستی در جوامع و اقوام غیر متمدن است که به حلول در برخی موجودات مادی باور داشتند دریانوردان پرتغالی در سفرهای اکتشافی خود که با بومی های جزایر آفریقا روبرو می شدند، می دیدند که برخی از اشیاء، گیاهان، حیوانات، سنگها و مانند آنها مورد پرستش و ستایش آن مردم است و برای آن اشیاء نفوذ و تأثیرات خارق العاده ای قائل اند. از این رهگذر بود که پرتغالیها لغت فتیش یا بت را مناسب این اشیاء دیده و آئین آنها را فتیشیسم نامیدند... بروس برای ارواح پرستی نام دیگری وضع کرد. او اصطلاح آنی میسم را برای روح پرستی بکار برد...(63)







    امضاء


  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    فتیشیسم روح پرستی:


    یکی از ادیان بسیار ابتدائی که برخی از جامعه شناسان مانند اسپنسر آن را دین عمومی بشر می دانند و معتقدند که ادیان دیگر از آن سرچشمه گرفته اند. دین فتیشیسم یا روح پرستی است که در ابتدا آن را دو دین می دانستند و امروز بعضی از صاحب نظران آن را یکی می دانند. فتیش اصولاً یکی اسم بدوی است.
    جامعه شناسان در مطالعه مذاهب قبائل، اسمهای خاص همان مذاهب را گرفته اند و اصطلاح جامعه شناسی کرده اند... فتیش شیئی یا اشیائی است مثل مهره ها، سنگ ریزه ها و مثل بعضی از اشیائ متبرکه که مورد پرستش بدوی بوده است. معابد اولیه انسان و عبادتگاه بدویان شکافهای کوه بوده است که پس از کشف آنها، مهره هایی یافتند که با دقت خاصی تراشیده و سوراخ شده، با رشته های مخصوصی نخ شده و در اشکال مختلف در آنجاها، نگهداری می شده است. بدوی با دست زدن و مس آنها و یا بوسیدن شان، آنها را عبادت می کرده است فتیش به معنای اعتقاد به تقدس بعضی از اشیاء طبیعی است.(62)
    فتیش به معنای اعتقاد به نیروی مرموز در وجود برخی اجسام و حیوانات نیز می باشد. فتیش واژه پرتغالی است و به معنای جادو و سحر است.
    فتیش دو جنبه دارد: الف؛ جنبه طلسمی، ب؛ جنبه تعویذی.
    طلسمها چیزهائی هستند که ارزش فعال و مؤثری دارند، و تعویذها دارای ارزش تدافعی بویژه در چشم زخم و امثال آن دارند، مانند خرمهره و شاخ حیوانات و... که برای جلوگیری از آفات بکار می رود.
    گروهی از جامعه شناسان این عقاید را در اثر اعتقاد به مانا یا نیروی نامشخصی که در همه جا پراکنده است و با اشیاء مقدس مشترکاً در همه چیز وجود دارد، دانسته اند. اصطلاح فتیشیسم اولین بار توسط بروس در جهت معرفی عقاید و اعمال و مراسم و عبادات ابتدائی ترین آئینها بکار برده شد. آگوست کنتنیز این تعبیر را در مورد ابتدائی ترین آئینها قبول کرده است.
    بنا به عقیده تایلور، فتیشیسم روش ابتدائی بت پرستی در جوامع و اقوام غیر متمدن است که به حلول در برخی موجودات مادی باور داشتند دریانوردان پرتغالی در سفرهای اکتشافی خود که با بومی های جزایر آفریقا روبرو می شدند، می دیدند که برخی از اشیاء، گیاهان، حیوانات، سنگها و مانند آنها مورد پرستش و ستایش آن مردم است و برای آن اشیاء نفوذ و تأثیرات خارق العاده ای قائل اند. از این رهگذر بود که پرتغالیها لغت فتیش یا بت را مناسب این اشیاء دیده و آئین آنها را فتیشیسم نامیدند... بروس برای ارواح پرستی نام دیگری وضع کرد. او اصطلاح آنی میسم را برای روح پرستی بکار برد...(63)







    امضاء


  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,012
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,063
    مورد تشکر
    13,046 در 4,286
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    انیمیسم روح پرستی؛

    انیمیسم چیست؟


    کلمه انیم و انیمه به معنای تحریک کردن و به هیجان آوردن، از همان کلمه روح است. روح یا روح پرستی نوعی مذهب ابتدائی است، یا ابتدائی ترین مذهب عالم است...
    روح پرستی به این معنی است که قبائل ابتدائی به وجود ارواح نامرئی خاصی معتقد بودند. این ارواح چه خصوصیاتی دارند؟
    اولین خصوصیاتشان این است که دارای شخصیت انسانی هستند، آگاهی دارند، اراده دارند، کینه دارند، نفرت و عشق و محبت دارند، خدمت یا خیانت می کنند، شومند یا مقدس و خیرند یا شر. اینها همه صفات انسان است که به ارواح داده شده است. این ارواح، که ارواح انسانی هستند، انسان را زندگی و حیات و حرکت می بخشند، دومین خصوصیت روح، ماندگاری آنست. بدوی می گوید که انسان وقتی مرد، روحش باقی می ماند... روح نمی میرد، می ماند، یا به آسمان برمی گردد، یا در تاریکی ها زندگیش را ادامه می دهد، یا در اعماق جنگلها، یا در زوایای شهرها و یا اینکه به تعبیر بسیاری از قبایل بدوی درست در کناره جنازه می ماند و همیشه حافظ جنازه خویش است. این است که روح چون حافظ جنازه خویش است و چون به سرنوشت تن خویش وابسته و دلبسته است، احترام می یابد. و آنکه به جنازه بی حرمتی کند، یا حرمتش بدارد، از روح حافظ جنازه، سزا می بیند. اگر بی حرمتی کرده باشد، صدمه یم خورد و اگر حرمت داشته است، جنازه را غذا داده است، لباس پوشانده است، تزئینات مرده را به او برگردانده است، شدیداً احترامش کرده است، روح جنازه احترامش می گذارد و حتی حفظش می کند، و مثل یک نگهبان، پاسدار خانواده او است و موجب برکت و مصونیت افراد این خانواده می شود...
    اساس بینش و اعتقاد در این مذهب (انیمیسم یا روح پرستی) اصالت روح است و مقصود از روح، نیروی مرموزی است که در فرد انسانی و انسانها و همچنین در اشیاء وجود دارد. لوی برون می گوید: این روح، با تصور و اعتقادی که ما از روح داریم جداست. انیمیست ها (یعنی بدویان معتقد به این روح) می گویند که: روح عبارت است از قوه مرموزی که در اشیاء و افراد وجود دارد. در صورتی که ما معتقدیم، اشیاء مادی دارای روح نیستند، و روح را عامل حیات و گرما و حرکت بدنمان می دانیم، اما آنان به جزء سومی اعتقاد دارند که غیز از جسم و روح است. و انیمیست ها به این جزء سوم است که روح می گویند. اسکیموها نیز به چنین جزء سومی معتقدند و می گویند که انسان درست شده است از روح، از جسم و از اسم... پس معلوم می شود که روح به معنای جان نیست و روح پرستی اعتقاد ابتدائی انسان است به یگانه بودن خویش و یا دو گانه بودن جهان؛ به این معنی که جهان مادی و اشیاء طبیعت دارای روح هستند و انسان نیز دارای یک عنصر غیرمرئی عینی به نام روح، که ارزش انسانی است. و مهمتر این است که با اعتقاد به این روح، انسان میان خود و طبیعت نوعی خویشاوندی احساس می کند. انسان بدوی چون اشیاء طبیعت را هم دارای روح می داند (که روح انسانی است) و چنانکه ما می پنداریم اشیاء طبیعت را مرده احساس نمی کند و جامد نمی داند، میان خود و طبیعت به نوعی اتحاد می رسد. مسئله دوم، مسئله تناسخ است که در ادیان ابتدائی و بخصوص در انیمیسم وجود دارد. تناسخ به این معنی است که روح بعد از مرگ تن، باقی می ماند و به تنی دیگر برمی گردد و زندگیش را در حیات دومی ادامه می دهد، و پس از مرگ جسم دوم، یا به عالم ارواح برمی گردد و یا در جسم سومی خانه می گیرد. این تن سوم و چهارم و پنجم و... گاهی ممکن است انسان باشد و گاهی حیوان، گاهی ممکن است نبات باشد و گاه سنگ. بنابراین فکر تناسخ که در مذاهب هند و در بعضی از فرقه های غیر رسمی اسلامی هم هست، فکری ابتدائی و از بدوی ترین مذاهب عالم است.(64)






    امضاء


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی