صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17

موضوع: تاریخ ادیان و مذاهب جهان ( جلد اول )

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,639
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,738
    مورد تشکر
    12,721 در 4,207
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    نظر دانشمندان اسلامی

    ابن خیشمه می گوید چون آدم از بهشت هبوط کرد و فرزندانش در زمین پراکنده شدند، این جریان مبداء تاریخ بود... تا آنگاه که خداوند نوح را به رسالت مبعوث کرد، پس مردم مبداء تاریخ را بعثت نوح قرار دادند... و پس از طوفان نوح تا آتش ابراهیم، مبداء تاریخ طوفان نوح بود... و فرزندان اسحاق مبداء تاریخ را از آتش ابراهیم تا بعثت یوسف و از بعثت یوسف تا بعثت موسی و از بعثت موسی تا بعثت سرورمان رسول اکرم که درود خدا بر او باد، گرفتند. و اما فرزندان اسماعیل، مبداء تاریخ را از به آتش افکندن ابراهیم تا بنای کعبه تا آنگاه که پراکنده شدند، گرفتند. از آن پس، هر کسی از آن قوم که از تهامه بیرون می رفت، آن را مبداء تاریخ می گرفتند تا که لوئی بمرد.
    از مرگ لوئی تا حادثه اصحاب فیل، مبداء تاریخ مرگ لوئی بود. و از حادثه فیل به بعد تا قبل از هجرت پیامبر اسلام (ص)، مبداء تاریخ عام الفیل بود. تا آنکه مبداء تاریخ را هجرت رسول اکرم (ص) از مکه به مدینه گرفتند.(21)




    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,639
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,738
    مورد تشکر
    12,721 در 4,207
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    تاریخ اسلام و مبداء آن


    ابن عساکر می گوید: رسول اکرم (ص) در روز ورود به مدینه (ربیع الاول) امر به نوشتن تاریخ فرمودند.
    یعقوب بن سفیان می گوید: نگارش تاریخ در اسلام از روز ورود پیامبر (ص) به مدینه است. ابن عساکر این قول را تائید می کند و می افزاید که مشهور است که عمر بن خطاب دستور نگارش تاریخ را داده است.
    سیوطی با ارائه سندی می گوید: هنگامی که پیامبر (ص) به نصارای نجران نامه ای نوشتند، بر اساس تاریخ هجری نوشتند و به علی (ع) دستور دادند که تاریخ نامه را بنویسند و ایشان هم سال پنجم هجری را مبداء تاریخ قرار داده و نوشتند. و این نشان می دهد که عمر بن خطاب در تعیین مبداء تاریخ دخالتی نداشته است.
    بخاری می گوید: عمر پرسید تاریخ را از چه زمانی بنویسم؟ برای این کار مهاجرین را گرد آورد. علی علیه السلام به او گفت: تاریخ را از روز هجرت پیامبر (ص) بنویس. در همین رابطه ابن عساکر می نویسد: ابو موسی الشعری به عمر نامه ای نوشت که نامه های تو تاریخ ندارد، پس تاریخ بگذار. عمر در این باره با افرادی مشورت کرد. بعضی گفتند: بر اساس بعثت پیامبر (ص) و برخی گفتند: بر اساس وفات رسول خدا (ص). عمر گفت: نه، بر اساس هجرت ایشان تاریخ را می نویسم....
    بخاری می گوید: قراردادی به دست عمر دادند که تاریخ آن ماه شعبان بود. عمر گفت: کدام شعبان، اینکه در آنیم یا آنکه گذشته و یا آنکه هنور نیامده است؟ سپس عمر به اصحاب پیامبر گفت: چیزی را برای مردم قرار دهید که با آن تاریخ را بدانند. بعضی از یاران گفتند: بر اساس تاریخ روم بنویسید. عمر گفت: تاریخ روم طولانی است، زیرا آن تاریخ از عصر ذوالقرنین آغاز شده است. برخی گفتند: بر اساس تاریخ پارسیان باشد. عمر گفت: پارسیان نیز هر پادشاهی از آنان که به سلطنت می رسد، تاریخ پیشین را فرو می افکنند. آنگاه نظر همگی بر آن قرار گرفت که تاریخ را بر اساس هجرت که ده سال از آن زمان می گذشت، بنویسند. لذا بر اساس هجرت رسول اکرم، مبداء تاریخ اسلام تعیین شد که تا این زمان باقی و استوار است.(22)
    ...از این اقاویل که بگذریم، در این میان آنچه مهم است، بنیان تاریخ است که بر گامهای استوار انسان بنا نهاده شده؛ یعنی که انسان علت غائی تاریخ است. و چنین می نماید که تاریخ به مثابه یک کل حقیقی است که ادیان و مذاهب و عقاید و آراء بشری علت فاعلی آن هستند، چرا که بخشی از حوادث تاریخ خاستگاهی فکری - عقیدتی دارند که طبعاً برای شناخت آن حوادث باید مصدر آن را شناخت و این مهم مستلزم یک کار تحلیلی است و نه نقلی.
    تاریخ نقلی کارش همان نقالی است و احیاناً گرفتن پندی و دادن اندرزی! آنچه سرنوشت ساز است، بیان تحلیلی است که البته رسالتی بس عظیم است و دانش گسترده و بصیرت و بینائی ژرفی را می طلبد.








    امضاء


  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,639
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,738
    مورد تشکر
    12,721 در 4,207
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    کتاب شناسی


    خواننده برای دریافت دقیق تاریخ و مباحث آن ر. ک: منابع اصلی به فارسی: ادوارد هالت کار / تاریخ چیست؟ ترجمه حسن کامشاد. تهران. خوارزمی. چاپ دوم. 1356.
    کارل پوپر/ فقر تاریخیگری. ترجمه احمد آرام. تهران. خوارزمی. چاپ اول. 1350.
    هگل / عقل در تاریخ. ترجمه حمید عنایت. تهران. دانشگاه آریامهر. 1356.
    ویل واری یل دورانت / درسهای تاریخ. ترجمه احمد بطحائی.
    تهران. کتابهای جیبی. 1350.
    دکتر علی شریعتی / تاریخ تمدن. م. آ. 11 و 12. تهران. 1359.
    دکتر زرین کوب / تاریخ در ترازو. تهران. امیر کبیر. چاپ دوم. 1362.
    دکتر شریعتی / اسلام شناسی. م. آ. 30. تهران. 1364.
    دکتر شریعتی / انسان. م .آ 20. تهران. 1361.






    امضاء


  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,639
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,738
    مورد تشکر
    12,721 در 4,207
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    دین و مذهب؛ تعاریف، دیدگاهها

    پیدایش دین و مذهب در جوامع بشری

    روایات مذهبی (عهد عتیق و جدید و قرآن) و آثار به دست آمده از کهن ترین دوران حیات بشر، همه حکایت از دینداری انسان می کنند. روانشناسی تاریخی انسان نشان می دهد که بشر از پگاه آفرینش لحظه ای بی دین و بی عقیده نبوده است؛ اشکال پرستش در کلیه ادوار تاریخ همین را ثابت می کند. بنابراین اگر ما تاریخ تکامل انسان را به دو دوره یا مرحله کلی تقسیم کنیم، در می یابیم که: در دوره تکامل عضوی که مرحله بدوی حیات انسانی است. بشر معقتد، متدین و صاحب عقیده بوده است. درخشش عصر دینداری انسان از مرحله ای است که تکامل مغزی یا عقلی انسان آغاز می شود. و همین مرحله، آن دوره ای است که گزارشهای مذهبی سخن از حضور پیامبران دارند.
    با نگاهی به داستان آفرینش در قرآن، می توان دریافت که قدمت انسان در زمین بسیار طولانی است. این واقعیت را می توان از پرسش و پاسخ فرشتگان و خداوند دریافت. روایات مذهبی شیعه نیز همین را می رساند. آنجا که امام علی بن ابیطالب (ع) در پاسخ به این سوال که: آیا قبل از پدرمان آدم، آدم دیگری هم در زمین زیسته است، فرمود:
    اگر انسان از اکنون تا قیامت هم به شمارش آدم های قبل از پدرمان آدم بپردازد، نخواهد توانست تعداد آدم های قبل از آدم را احصا کند. و این، قدمت حضور انسان در زمین را می رساند و در نتیجه، پیشینه پرستش و عقاید انسان را بیان می کند. و از همین رو است که:
    هنری لوکاس می گوید: دین پیچیده ترین عنصر فرهنگ ابتدائی انسان است... و پیداست که همه مردم اولیه گونه ای اعتقاد دینی داشته اند و انسان اولیه مانند بازماندگانش به نیروی رازآلودی که نگاه دارنده زمین، آسمان و سراسر زندگی او است، عمیقاً احساس وابستگی می کرد. انسانهای ابتدائی عموماً به نیروهای فرا طبیعی باور داشته و بسیاری از عادتهای فرهنگی آنان از اینگونه گرایشهای ماوراء طبیعی سرچشمه گرفته است. انسان نخستین با موجودات اطراف خود چنین نجوا می کرد:
    من ده ساله بودم، به زمین، آسمان، رودخانه ها و جانوران اطرافم نگاه می کردم و نمی توانستم بفهمم که اینها را کدام نیروی بزرگ تر ساخته است. به قدری نگران فهم این موضوع بودم که از درختها و بوته ها سوال می کردم. پنداری گلها به من خیره شده بودند. می خواستم از آنها بپرسم: شما را چه کسی آفریده؟ به سنگهای خزه پوش نگاه می کردم که بعضی به شکل انسان بودند. اما اینها نمی توانستند جواب مرا بدهند. پس از چندی خواب دیدم. یکی از همین سنگهای کوچک به خوابم آمد و گفت: آفریدگار همه چیز واکان تانگاه خدای یکتا است(23)





    امضاء


  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,639
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,738
    مورد تشکر
    12,721 در 4,207
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    پیدایش دین و مذهب در جوامع بشری

    روایات مذهبی (عهد عتیق و جدید و قرآن) و آثار به دست آمده از کهن ترین دوران حیات بشر، همه حکایت از دینداری انسان می کنند. روانشناسی تاریخی انسان نشان می دهد که بشر از پگاه آفرینش لحظه ای بی دین و بی عقیده نبوده است؛ اشکال پرستش در کلیه ادوار تاریخ همین را ثابت می کند. بنابراین اگر ما تاریخ تکامل انسان را به دو دوره یا مرحله کلی تقسیم کنیم، در می یابیم که: در دوره تکامل عضوی که مرحله بدوی حیات انسانی است. بشر معقتد، متدین و صاحب عقیده بوده است. درخشش عصر دینداری انسان از مرحله ای است که تکامل مغزی یا عقلی انسان آغاز می شود. و همین مرحله، آن دوره ای است که گزارشهای مذهبی سخن از حضور پیامبران دارند.
    با نگاهی به داستان آفرینش در قرآن، می توان دریافت که قدمت انسان در زمین بسیار طولانی است. این واقعیت را می توان از پرسش و پاسخ فرشتگان و خداوند دریافت. روایات مذهبی شیعه نیز همین را می رساند. آنجا که امام علی بن ابیطالب (ع) در پاسخ به این سوال که: آیا قبل از پدرمان آدم، آدم دیگری هم در زمین زیسته است، فرمود:
    اگر انسان از اکنون تا قیامت هم به شمارش آدم های قبل از پدرمان آدم بپردازد، نخواهد توانست تعداد آدم های قبل از آدم را احصا کند. و این، قدمت حضور انسان در زمین را می رساند و در نتیجه، پیشینه پرستش و عقاید انسان را بیان می کند. و از همین رو است که:
    هنری لوکاس می گوید: دین پیچیده ترین عنصر فرهنگ ابتدائی انسان است... و پیداست که همه مردم اولیه گونه ای اعتقاد دینی داشته اند و انسان اولیه مانند بازماندگانش به نیروی رازآلودی که نگاه دارنده زمین، آسمان و سراسر زندگی او است، عمیقاً احساس وابستگی می کرد. انسانهای ابتدائی عموماً به نیروهای فرا طبیعی باور داشته و بسیاری از عادتهای فرهنگی آنان از اینگونه گرایشهای ماوراء طبیعی سرچشمه گرفته است. انسان نخستین با موجودات اطراف خود چنین نجوا می کرد:
    من ده ساله بودم، به زمین، آسمان، رودخانه ها و جانوران اطرافم نگاه می کردم و نمی توانستم بفهمم که اینها را کدام نیروی بزرگ تر ساخته است. به قدری نگران فهم این موضوع بودم که از درختها و بوته ها سوال می کردم. پنداری گلها به من خیره شده بودند. می خواستم از آنها بپرسم: شما را چه کسی آفریده؟ به سنگهای خزه پوش نگاه می کردم که بعضی به شکل انسان بودند. اما اینها نمی توانستند جواب مرا بدهند. پس از چندی خواب دیدم. یکی از همین سنگهای کوچک به خوابم آمد و گفت: آفریدگار همه چیز واکان تانگاه خدای یکتا است(23)






    امضاء


  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,639
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,738
    مورد تشکر
    12,721 در 4,207
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    معنی و مفهوم دین؛

    واژه دین لفظ مشترک آریائی و سامی است.
    محققان لفظ دین را در آثار سه قوم دیده اند:
    1- در لغت آرامی (لغت اقوام ساکن شمال بین النهرین) به معنای حکم و قضا به کار گرفته شده است.
    2- در لغت عرب به معنای رسم و عادت و شریعت آمده است.
    3- در اوستا دین به معنای شریعت و مذهب آمده است. و در اصطلاح عرف، دین شریعتی است که به وسیله یکی از فرستادگان الهی یا مدعیان نبوت آورده شده است.(24)
    دین کلمه ای است عربی که در زبانهای سامی (عبری و آرامی) نیز به کار رفته و به معنای قضاوت و جزا هم آمده است؛ مانند: یوم الدین که به معنای روز جزا و داوری است.
    و در لغت عرب به معنای اطاعت و انقیاد هم آمده آنگونه که به معنای آئین و شریعت هم به کار گرفته شده است. لفظ دین در اوستا به صورت وئنا آمده که به معنای وجدان و ضمیر پاک است.
    در فرهنگ اسلام دین را اینگونه معنی کرده اند:
    دین عبارت است از اقرار به زبان و اعتقاد به پاداش و کیفر در آن جهان و عمل به ارکان و دستورات آن.(25)







    امضاء


  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    دی 1348
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    7,639
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    11,738
    مورد تشکر
    12,721 در 4,207
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    دین در اصطلاح اسلامی

    دین در اصطلاح اسلامی به دو معنی آمده است:
    1- دین، احکام و دستوراتی است که از طرف پروردگار برای راهنمایی جامعه بشری بر رسولان و پیامبران حق وحی شده باشد.
    2- دین، یعنی ملت (ملة ابراهیم) و شریعت؛ شریعت محمد (ص).
    دستورات پیامبران الهی را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
    1- اعتقادات؛ مانند توحید و نبوت و معاد.
    2- دستورات اخلاقی؛ سیر و سلوک انسانی و...
    3- تکالیف عملی؛ عمل بر طبق احکام و دستورات دینی.
    راغب در مفردات می گوید: شریعت را به اعتبار اطاعت و فرمانبرداری دین گویند.
    طبرسی در مجمع البیان می گوید: اطاعت را دین گویند، از این روی که طاعت برای جزا است.
    در قرآن: دین به معنای جزا آمده است: مالک یوم الدین(26) ( صاحب روز جزا است). و به معنای شریعت نیز آمده است: ما جعل علیکم فی الدین من حرج(27) و به معنی طاعت نیز: مخلصین له الدین، همچنین به معنای کیش و شریعت: ان الدین عندالله الاسلام(28)، و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین(29)، لااکراه فی الدین...(30)، و ذرالذین اتخذوا دینهم لعباً و لهواً...(31)
    امام علی بن ابیطالب (ع) در معنای دین فرموده اند:
    آغاز دین تسلیم بودن در برابر پرورگار و پایان آن بندگی خالص او کردن است، دین را جز عقل سامان نبخشد، دین و ادب هر دو محصول عقل اند، دین آدمی را از هر کار زشت و ناپسند باز می دارد.(32)






    امضاء


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی