بیت ظهور تبلیغات
صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 68 , از مجموع 68

موضوع: چشم به راه مهدی.....

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    76,215
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    69,427
    مورد تشکر
    191,239 در 57,175
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    2. منظور از قائم


    برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
    پیشگویی های معصومان(ع) در مورد رخدادهای دوران حکومتهای بنی امیه و بنی عباس و چگونگی فروپاشی آنها و حرکتهایی که علیه آنها شکل می گیرد و... گرچه، گاه به عنوان نشانه های ظهور بیان شده، ولی الزاماً منظور از ظهور، ظهور حضرت مهدی(ع) نیست، بلکه نشانه ظهور فرج و گشایش در کار شیعه و زندگی آنان است، چنانکه تعبیر قائم در همه جا، به معنای قیام حضرت مهدی(ع) نیست، بلکه در شرایط اختناق و دیکتاتوری خشن بنی امیه و بنی عباس و چیرگی افرادی که از سر عناد بر اولاد پیامبر (ص)، از هیچ شکنجه ای کوتاهی نمی کردند، مجالی برای ائمه(ع) و شیعیان آنان نبود که به وظایف خویش، در جهت احیای اسلام و مسلمانان اقدام کنند. در این شرایط، ایجاد رخنه و اختلاف بین آنان و شکل گیری حرکتها علیه آنها و در نتیجه ضعف، یا فرو پاشی آنان، به منزله گشایشی بود که برای شیعیان پیش می آمد، تا برای مدتی، گرچه اندک آسوده شوند و از فشارها و زندانها و تعقیبها در امان بمانند. امامان نیز، این فرصت را می یافتند، با به سازماندهی شیعیان و احیای فرهنگ و میراث اهل بیت بپردازند.
    یادآوری: در دوران سیاه حاکمیت بنی امیه و بنی عباس، ده ها قیام و انقلاب کوچک و بزرگ توسط شیعیان و طرفداران اهل بیت و بیشتر علویان، علیه آنان، به وقوع پیوست که برخی از آنها، همچون قیام زید بن علی به گونه ای مورد تأیید امامان(ع) واقع شد.
    از روایات استفاده می شود که تعبیر قائمنا بر برخی از این قیامها و یا حرکتهایی که خود ائمه(ع) زمینه آن را فراهم می ساخته اند، اطلاق شده است و از پیش گویی این گونه حوادث، به عنوان علامات فرج یاد شده است. (225)
    بر این اساس، منظور از قائم در بسیاری از این روایات، ظاهراً، مهدی موعود(ع) نیست، بلکه مراد قیام کننده بحق است.
    ثقه الاسلام کلینی در کافی، بابی را گشوده با این عنوان: فی ان الائمة (ع) کلهم قائمون بأمر الله (226) که بیانگر آن است که لفظ قائم مخصوص و منحصر به امام زمان(ع) نیست.
    امام صادق(ع) در تفسیر آیه یوم ندعوا کل اناس بامامهم (227) می فرماید:
    امامهم الذی بین اظهرهم و هو قائم اهل زمانه(228)
    پیشوای آنان که در پیشاپیش آنان حرکت می کند، و او قیام کننده اهل زمان خود است.
    یا می فرماید:
    کلنا قائم بأمر الله واحد بعد واحد، حتی یجیئی صاحب السیف، فاذا جاء صاحب السیف جاء مأمر غیر الذی کان. (229)
    همه ما، یکی پس از دیگری قیام کننده به حکم خداییم، تا وقتی که صاحب شمشیر بیاید. پس آن گاه که صاحب شمشیر آمد، با حکمی غیر از آنچه بوده، بیاید.
    از تعبیرهای هو قائم اهل زمانه ، کلنا قائم بأمر الله و... در این روایات استفاده می شود که لفظ قائم لزوماً ویژه حضرت مهدی(ع) نیست و شامل هر قیام کننده ای می شود، هر کس که انقلاب کند و مردم را به قیام علیه ظلم و بیداد فرا خواند قائم است. (230)
    از برخی روایات نیز استفاده می شود که بسیاری از امامان(ع) خود در صدد قیام بوده اند و به تدارک مقدمات حرکت و تهیه لوازم آن می پرداخته اند.
    امام صادق(ع) به مؤمن طاق می فرماید:
    فو الله لقد قرب هذا الأمر ثلاث مرات، فأذعتموه، فأخره الله. (231)
    به خدا سوگند! این امر (قیام) سه مرتبه نزدیک بود آغاز گردد و شما آن را تباه ساختید. پس خداوند آن را به تأخیر انداخت.
    ظاهراً منظور از جمله هذا الأمرقیام علیه حاکمان بنی امیه و یا بنی عباس است که شرایط آن فراهم می شد، ولی سستی اصحاب و عدم رازداری آنان و یا بروز مشکلات دیگر، سبب به تأخیر افتادن آن شد.
    یا امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ای حوادث و وقایع دوران بنی امیه و بنی عباس را بر شمرد و یاران خویش را از چیزهایی که پس از وی، تا هنگام ظهور قائم(ع) واقع می شوند، با خبر ساخت و آن گاه فرمود:
    اذا قام القائم بخراسان و غلب علی أرض کوفان (کرمان) و الملتان و جاز جزیرة بنی کاوان، و قام منا قائم بجیلان و أجابته الابر و الدیلم... ثم یقوم القائم المأمول...(232)
    هنگامی که قائم در خراسان قیام کند و بر سرزمین کوفه یا کرمان و ملتان (233) چیره شود و از منطقه جزیره بنی کاوان (234) نیز بگذرد و قیام کننده ای از ما در سرزمین گیلان قیام کند ساکنان سرزمینهای ابر(235) و دیلم دعوت وی را اجابت کنند... آن گاه قائم مورد امید و انتظار ما قیام خواهد کرد.
    در این حدیث، چند بار کلمه قائم به کار رفته و روشن است که منظور از قائم بخراسان و قائم بجیلان مهدی موعود نیست، چه آن که برابر این روایت، پس از قیام اینها، قائم اصلی، حضرت مهدی(ع) ظهور می کند.
    جالب این جاست که از قیام کننده در منطقه گیلان، که احتمال می رود اشاره به حرکتهای علویان و شیعیان در آن منطقه باشد، به عنوان: قام منا قائم یاد شده است.
    بر این اساس، گروهی از عالمان شیعه، احتمال داده اند: چنگیز خان مغول که از منطقه خراسان بزرگ خروج کرد و بخشهای زیادی از سرزمینهای تحت سیطره خوارزمشاهیان و بن عباس را به تصرف خویش در آورد(236) و نیز نواده وی، هلاکوخان، که در سال 656. ه ق بر مرکز خلافت عباسیان هجوم برد و خلیفه عباسی مستعصم را کشت، در بغداد قتل عام کرد و خلافت عباسیان را برای همیشه بر انداخت (237) همان فردی است که در روایت از قیام وی در خراسان خبر داده شده.
    یا شاه اسماعیل صفوی را، که بنیان گذار سلسله صفویه است و در سال 908 ه ق حکومت را به دست گرفت و به ترویج مذهب شیعه پرداخت قائم بجیلان دانسته اند. (238)
    به باور اینان، از آن جهت که شاه صفوی در آن شرایط سخت حاکمیت حاکمان متعصب سنی مذهب و در روزگار غربت تشیع، به حمایت از مذهب شیعه پرداخت و خود نیز از تبار علویان بود، به عنوان قائم منا ذکر شده است.
    بنابراین بسیاری از حوادث که در روایات از وقوع آن خبر داده شده، به ویژه رخدادهای دوران بنی امیه و بنی عباس، در حقیقت نشانه های فرج در کار شیعیان و قیام امامان(ع) و یا سرداران علوی و... است، نه ظهور حضرت مهدی (ع).





    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به
    تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    76,215
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    69,427
    مورد تشکر
    191,239 در 57,175
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    3. نشانه های بر پایی قیامت


    برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
    در منابع روایتی، از برخی از نشانه های ظهور، به عنوان نشانه های بر پایی قیامت و اشراط الساعةیاد شده است: خروج دجال، آشکار شدن خورشید در ناحیه مغرب، نزول عیسی(ع) از آسمان و... .
    این، روایات اهل سنت، بیشتر به چشم می خورد(239)
    به نظر می رسد روایاتی که نشانه های ظهور را و روایاتی که نشانه های بر پایی قیامت را بر می شمارند، در هم آمیخته شده باشند و در برخی موارد جابجایی پیش آمده باشد.
    پیامبر(ص) می فرماید:
    عشر قبل الساعة لابد فیها، السفیانی، والدجال و الدخان و الدابة، و خروج القائم و طلوع الشمس من مغربها، و نزول عیسی(ع) و خسف بالمشرق و خسف بجزیرة العرب و نار تخرج من قعر عدن تسوق الناس الی الحشر.(240)
    ده چیز، پیش از برپایی قیامت، به ناگزیر رخ خواهد داد: خروج سفیانی و دجال، پیدا شدن دود و چهارپا، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب و فرود آمدن حضرت عیسی(ع) از آسمان و فرو رفتن (در زمین در ناحیه مشرق و فرو رفتن در منطقه جزیرةالعرب و آتشی که از انتهای عدن بر می خیزد و مردمان را به سوی صحرای محشر می کشاند.
    برابر این حدیث، خروج سفیانی و دجال و طلوع خورشید از مغرب و فرود آمدن مسیح(ع) از آسمان و... از نشانه های قیامت است و حال آن که در روایات دیگر، آنها به روشنی از نشانه های ظهور معرفی شده اند. البته نشانه هایی، همچون خروج دجال و سفیانی، بیشتر در منابع عامه به عنوان علامت قیامت و در منابع شیعه، به عنوان علامت ظهور قائم آمده است.
    روشن است که مشروط کردن بر پایی قیامت به پدیدار شدن این حوادث و قرار دادن نشانه ظهور از نشانه های بر پایی قیامت، به مقصود ما ضرری نمی زند؛ زیرا همه این رخدادها، که از وقوع آنها خبر داده شده، چه به عنوان نشانه های ظهور و چه به عنوان نشانه های قیامت، پیش از برپایی قیامت، هر چند با فاصله زیاد، واقع خواهند شد، با این حساب، آنچه در طول دوره غیبت کبری، واقع شود، به طور طبیعی، پیش از برپایی قیامت، واقع شده و در نتیجه، از نشانه های قیامت است.(241)
    بر این اساس، همه نشانه های ظهور، به گونه ای، نشانه های قیامت هم هستند، ولی همه نشانه های قیامت نشانه های ظهور نمی توانند باشند؛ زیرا ممکن است، برخی از آنها پس از ظهور حضرت مهدی(ع) واقع شوند.
    برخی برای بازشناسی نشانه های ظهور از نشانه های قیامت، با استناد به این که دوره غیبت، روزگار سختی و محنت است و پس از ظهور، برابر روایات قطعی، جهان پر از عدل و داد می شود و دوران رفاه و امنیت و عدالت فرا می رسد و تا بر پایی قیامت، ادامه می یابد، قاعده ایی بیان کرده اند:
    قاعده کلی آن است که حوادث مربوط به دوران فتنه و انحراف ناشی از امتحان الهی و خالص ساختن مردم و پیامدهای آن، مقدم بر ظهور است. بر این اساس، هر روایتی که نشان دهنده روزگار خوبی و عدالت و تأمین رفاه و آسایش باشد، مربوط به دوران پس از ظهور و نشانه برپایی قیامت است و از نشانه های نزدیک شدن ظهور قائم (ع)، نمی تواند باشد(242).
    از این روی برابر این قاعده، بسیاری از رخدادها و نشانه ها که در منابع روایی، به ویژه منابع روایی اهل سنت و در کتابهای ملاحم و فتن ، تحت عنوان: اشراط الساعة بیان شده (243) و حاکی از وقوع جنگها، آشفتگیها، نابسامانیها و در هم ریخته شدنهاست، می باید پیش از ظهور مهدی(ع) واقع شوند: زیرا آنها پیش از این که علامت قیامت باشند، علامت ظهورند.





    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به
    تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    76,215
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    69,427
    مورد تشکر
    191,239 در 57,175
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    4.احتمال جعل و تحریف


    برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
    حدیثهای فراوانی در مورد نشانه های ظهور، در منابع روایی وجود دارد. اسناد این روایات، بیشتر ضعیف و غیر قابل اعتمادند. از نظر دلالت نیز، هماهنگی و انسجام لازم را ندارند و پاره ای از آنها مصحف و مغلوط هستند.
    به نظر می رسد، اهمیت بسیار مسأله مهدویت از یک سو، و علاقه مندی شدید مسلمانان به آگاهی از چگونگی رخدادهای آینده و پدیدار شدن نشانه های ظهور مهدی علیه السلام، از سوی دیگر، سبب شده که دشمنان و بدخواهان، به ویژه حاکمان ستم، وسوسه شوند که در جهت برآوردن منافع سیاسی خویش، تغییرهایی را در روایات به وجود آورند. به ویژه وجود این واقعیت که اساساً، افراد عادی و معمولی، در برابر اموری که دور از حیطه قدرت آنان و به مظاهر غیبی و مربوط به سرنوشت آنان است، هر چند ساختگی و دروغ هم باشند، جرأت و جسارت تفکر و مخالفت با آن را ندارند و جز تسلیم در برابر اموری که به شکلی بر آنان مجهول است، راهی برای خود نمی بینند(244). برخی نیز برای موجه جلوه دادن کار خویش و این که فعالیتها و ادعاهای آنان پیش بینی شده، دست به جعل و تحریف زده اند. مثلاً در تاریخ به افرادی بر می خوریم که به همین انگیزه، خود را سفیانی معرفی کرده اند، چنانکه علی بن عبد الله بن خالد، در سال 159 ه ق. ادعا کرد که همان سفیانی موعود، اوست(245) و در سال 294 ه ق نیز فرد دیگری مدعی شد که سفیانی است(246) و هر یک، برای درست جلوه دادن ادعای خویش، دست به شورشهایی نیز زده اند.
    از این روی، گروهی از اهل نظر، روایات سفیانی را که از نشانه های ظهور است، مجعول دست خالدبن یزید دانسته و گفته اند: چون وی، می خواست زمینه را برای حکومت فرزندش فراهم کند و حکومت را که به چنگ مروانیان افتاده بود، دوباره به خاندان معاویه باز گرداند، دست به جعل چنین روایاتی زد.
    خالدبن یزید، از این که می دید به آسانی پیش از وی، خلافت به دست بنی مروان افتاده است، سخت آزرده خاطر بود، از این روی ادعای سفیانی بودن فردی از تیره خویش را راهی به سوی دستیابی مجدد به قدرت و نیز موجب تسلی دل خویش و روحیه دادن به بنی سفیان می دانست.
    او، تصور می کرد که مردم، چون خروج سفیانی را از نشانه های ظهور و امری حتمی الوقوع، می دانند، ناگزیر در برابر ادعای چنین امری، تسلیم می گردند.
    در منابع عامه، روایتی است که می گوید:
    سفیانی، از فرزندان خالدبن یزید است.(247)
    به احتمال زیاد، این روایت، توسط خود وی جعل شده، تا مستمسکی برای طرح ادعای نوه اش، علی بن عبدالله، باشد.
    ابوالفرج اصفهانی، تصریح می کند: خالدبن یزید، مردی عالم و شاعر بوده و درباره اش گفته شده: جاعل روایت سفیانی است.(248)
    چنین ادعاهایی، به خوبی نشان می دهد که تا چه حد مسأله سوء استفاده از نشانه های ظهور و جعل و تحریف آنها، مطرح بوده است.
    نمونه دیگر، داستان کشتن، نفس زکیه است. خاندان بنی عباس، بویژه منصور و برادرش سفاح، تلاش فراوان کردند تا از وجود محمد بن عبدالله، معروف به نفس زکیه، بهره برداری سیاسی کنند و برای خویش، در میان مردم موقعیت و قدرتی دست و پا کنند. در نظر منصور و برادرش سفاح، دامن زدن به شایعه مهدویت وی، و برابر کردن نشانه های ظهور بر وی، تنها راه غلبه بر بنی امیه بود.
    ابوالفرج اصفهانی روایتی به به نقل از ابوهریره آورده که می گوید:
    نامش (نام مهدی (عج)) محمد بن عبدالله است و در زبانش کندی و لکنت است.(249)
    این روایت، به احتمال زیاد بدان خاطر جعل شده که محمد بن عبدالله، یا همان نفس زکیه، به کندی و دشواری سخن می گفته و نمی توانسته همه کلمات را خوب ادا کند.
    وجود جمله اسم ابیه اسم ابی در برخی از کتابهای عامه، در ضمن روایت معروف یملاء الارض قسطاً و عدلاً ظلماً و جوراً(250)، به این معنی که نام پدر حضرت مهدی (ع)، عبدالله است، به احتمال زیاد، از ترفندهای حاکمان بنی عباس باشد که در راستای همان هدفهای سیاسی جعل شده است.
    زیرا نام پدر مهدی(ع) به طور، قطع حسن است و در این، هیچ ابهام و تردیدی نیست. با توجه به این که در نقلهای گوناگون عامه و خاصه، جمله: و اسم ابیه اسم ابی، در روایت وجود ندارد.(251)
    اینک، با انبوهی از روایات صحیح و غیر صحیح در زمینه نشانه های ظهور، رو به روییم که دست کم، شماری از آنها از آفت جعل و تحریف مصون نمانده است. متأسفانه در میان حجم عظیمی از کتابهایی که در مورد مهدویت و نشانه های ظهور تألیف شده اند(252)، کتابهای وجود دارد که از سر جهل و دلسوزی و یا به عمد و از روی غرض، به این امر دامن زده اند. سید جعفر مرتضی عاملی، برخی از این کتابها را با نمودن برخی موارد تحریف آشکار در آنها، نشان داده است.(253)
    البته برخی با گردآوری این روایات خواسته اند، که اصل این روایات بمانند و نیز بنمایانند که همگان، در اصل ظهور مهدی(ع) اتفاق دارند.
    علامه مجلسی در ذیل روایت طولانی که در مورد نشانه های ظهور آورده، می نویسد:
    انما اوردت هذا الخبر مع کونه مصحفاً مغلوطاً و کون سنده منتهیاً الی شرخلق الله عمر بن سعد لعنه الله، لأشتماله علی الاخبار بالقائم(ع) لیعلم تواطؤ المخالف و المؤالف علیه صلوات الله. (254)
    این روایت را، با آن که متن آن تغییر یافته و اشتباه دارد و سند آن، به بدترین خلق خدا عمر بن سعد لعنة الله علیه، منتهی می گردد، آوردم؛ زیرا در برگیرنده اخباری از حضرت مهدی(ع) است، تا آن که اتفاق مخالف و موافق در مورد وی دانسته گردد.
    همان گونه که مرحوم مجلسی تصریح کرده، در سلسله اسناد این روایات، بیشتر روایانی قرار دارند که ناشناخته، ضعیف و دروغگو و جعل کننده اند و روایات آنان، اعتباری ندارد. افزون بر این، بسیاری از نشانه ها در روایات مرسله بیان شده که نمی تواند مستند قرار گیرد، با این حال، در دسته ای از نشانه ها بویژه، نشانه های حتمی و متصل به ظهور، شمار روایات، به قدری زیاد است که برخی ادعای مستفیض و متواتر بودن آنها را کرده اند(255). از این روی اصل وجود این دسته از نشانه ها اجمالاً مسلم است، هر چند جزئیات آنها جای بحث و تأمل دارد؛ زیرا گاه، برخی از آنها و حتی برخی از نشانه ها، به گونه ای بیان شده اند که با قواعد علمی،ساز نمی آیند.
    صاحب کشف الغمه پس از آن که عبارت شیخ مفید را در مورد بر شمردن شمار زیادی از نشانه های ظهور آورده، می نویسد:
    لا ریب ان هذه الحوادث فیها ما یحیله العقل و فیها یحیله المنجمون، و لهذا اعتذر الشیخ المفید رحمه الله فی آخر ایراده لها، والذی أراده انه اذا صحت طرقات نقلها و کانت منقولة عن النبی(ص) و الأمام(ع) فحقها ان تتلقی بالقبول لأنها معجزات و المعجزات خوارق للعادات کانشقاق القمر و انقلاب العصا ثعباناً و الله اعلم. (256)
    تردیدی نیست که در بین این نشانه ها، حوادثی وجود دارد که عقلاً محال می نماید و یا از نظر منجمان تحقق آنها غیر ممکن است. از این روی، شیخ مفید، در پایان سخن عذر آورده است.
    اگر راههای این روایات و اسناد آنها، صحیح باشد و از پیامبر و امام هم روایت شده باشند، حق مطلب آن است که آنها را تلقی به قبول کنیم، چون معجزه اند و معجزات خوارق العاده هستند، همچون شکافته شدن ماه (به دست پیامبر(ص) و تبدیل عصا به اژدها(به دست حضرت موسی(ع) و خدا بهتر می داند.
    ظاهراً منظور از عذر آوردن شیخ مفید، اشاره به این جمله وی باشد که می نویسد:
    خداوند به آنچه هست، آگاه تر است و ما فقط بر اساس این که در اصول روایی آمده است، نشانه ها را ذکر کردیم. (257)
    از عبارت شیخ مفید استفاده می شود که وی اطمینان به درستی همه این نشانه ها، نداشته، از این روی با تأکید بر این که: ما فقط این روایات را آورده ایم و خدا بهتر می داند در حقیقت خویش را از التزام به آن، به دور داشته است.
    صاحب کشف الغمه، با توجه به تزلزل شیخ مفید، می گوید: باید اسناد این روایات مورد بررسی قرار گیرد، اگر مسلم شد از معصوم صادر شده و راویان آنها مورد اعتمادند، پذیرفته شود و آنهایی که ظاهراً محال به نظر می آید، حمل بر معجزه شوند.
    بنابراین التزام به درستی همه این روایات مشکل است و در بررسی نشانه های ظهور، احتمال جعل و تحریف و دسیسه های دستهای پنهان سیاست را نباید نادیده گرفت.
    البته یادآوری این نکته نیز بایسته می نماید که وجود مواردی از جعل و تحریف، در نشانه های ظهور و یا وجود مدعیان دروغین، به عنوان نمونه نشانه ها، هیچ گاه دلیل این نمی شود که همه روایات از اعتبار بیفتند و یا اصل همه نشانه ها زیرا سؤال برود. خیر، همان گونه که اشاره کردیم، دسته ای از این نشانه ها مسلم هستند و از آنها سخن خواهیم گفت.
    همچنین وجود پاره ای اشکالات و ضعفها در نشانه های ظهور و احتمال تغییر و تحریف آنها از سوی دشمنان و یا ادعاهای واهی برخی شیادان در مورد سفیانی و یا اصل مهدویت، هیچ گاه به اصل مهدویت و اعتقاد به ظهور قائم (ع)، آسیبی نمی رساند، زیرا اعتقاد به مهدویت و ظهور حضرت مهدی(ع) مورد اتفاق فریقین است و با تواتر ثابت شده و سخن علامه مجلسی که بدان اشاره کردیم نیز، مؤید این مطلب است.





    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به
    تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    76,215
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    69,427
    مورد تشکر
    191,239 در 57,175
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    5. مشخص نبودن زمان ظهور


    برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
    گرچه اصل ظهور و نشانه های نزدیک شدن آن، از امور مسلم و قطعی است، ولی بنا به مصالحی، زمان ظهور، مشخص نشده است و هیچ کس، جز خداوند از وقت دقیق آن آگاه نیست. بارها اصحاب از امامان(ع) در مورد زمان خروج قائم (عج) پرسیده اند، ولی آنان به صراحت از مشخص کردن آن نهی کرده اند و زمان ظهور را همچون علم به قیامت، منحصر به خداوند دانسته اند.(258)
    و اما وقت خروجه(ع) فلیس بمعلوم لنا علی وجه التفصیل، بل هو مغیب عنا الی أن یأذن الله بالفرج. (259)
    و اما زمان ظهور مهدی (ع)، به روشنی و به شرح برای ما مشخص نشده است، بلکه او تا آن گاه که خداوند اجازه خروج بدهد، از دیدگان ما پنهان است.
    فضیل از امام باقر(ع) پرسید که آیا برای ظهور وقتی معین شده است؟
    امام(ع) سه بار فرمودکذب الوقاتون (260)
    یا، کمیت از آن حضرت پرسید که چه وقت حضرت مهدی (عج) ظهور می کند، امام(ع) فرمود:
    لقد سئل رسول الله(ص) عن ذلک فقال انما مثله کمثل ساعة لاتأتیکم الا بغتة(261)
    از پیامبر(ص) همین مطلب پرسیده شد. حضرت فرمود: مثل ظهور مهدی (ع)، همچون بر پایی قیامت است (کسی جز خدا از وقت آن آگاه نیست) مهدی نمی آید مگر ناگهانی.
    مقتضای این احادیث و احادیث دیگر نظیر آنها (262)آن است که به هیچ روی، نمی توان وقتی برای ظهور مهدی (عج) معین کرد. با توجه به این اصل مسلم، نشانه های ظهور، تنها بیانگر نزدیک شدن زمان ظهورند و بیش از آن، دلالتی ندارند. اگر روایتی باشد که زمان ظهور را مشخص سازد، باید آن را توجیه کرد و یا به کناری نهاد.
    در برخی روایات، به گونه سربسته و مجمل، به زمان ظهور اشاره شده، ولی بر فرض درستی آنها، ناسازگاری با قاعده فوق ندارند، زیرا در حقیقت آنها نیز وقتی معین نمی کنند، بلکه به گونه ای نشانه های ظهور را بیان می کنند. مثلاً در حدیثی آمده:
    مهدی(ع) قیام نمی کند، مگر در سالهای فرد: سال اول، سوم، پنجم، هفتم و یا نهم، و یا روز شنبه دهم محرم.
    یا:
    در 23 رمضان منادی ندا می دهد و مردم را به سوی مهدی(ع) فرا می خواند(263).
    در این روایات،گرچه به گونه ای به زمان ظهور اشاره شده، ولی با این حال، به صورت جزمی و دقیق زمان ظهور مشخص نشده است. در حقیقت ویژگیهای آن زمان، بیان شده است نه وقت دقیق زمان ظهور، بنابراین، روایات، ناسازگاری با اصل قاعده مشخص نبوده زمان ظهور ندارد. البته در برخی روایات، که سند آنها معتبر نیست، به زمان دقیق ظهور اشاره شده، ولی علما، به آن اعتنا نکرده و یا آنها را توجیه کرده اند.
    اکنون پس از یادآوری این امور، می پردازیم به تبیین و بررسی نشانه های ظهور و آن را در چند محور پی می گیریم:




    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به
    تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    76,215
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    69,427
    مورد تشکر
    191,239 در 57,175
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    شمار نشانه های ظهور


    برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
    در منابع دینی، انبوهی از رخدادهای طبیعی و غیر طبیعی و دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی، به عنوان نشانه ظهور یاد شده اند. نعمانی، شیخ صدوق (م:381 ه ق.) شیخ مفید (413 ه ق.)، شیخ طوسی (460 ه ق.) و طبرسی (548 ه ق.) از پیشینیان شیعه و بسیاری نیز از پسینیان و معاصران، اخبار مربوط به نشانه های ظهور را در کتابهای خود گرد آورده اند.(264)
    شیخ مفید، در آغاز باب علامات قیام القائم، با اشاره به اخبار و آثاری که در این مورد از معصومان(ع) رسیده است، بیش از پنجاه نشانه را یاد کرده(265)و علامه مجلسی در بحارالانوار، شمار بیشتری را بر شمرده است.(266)
    علمای عامه نیز، از جمله: علاء الدین هندی، ابن حجر، سیوطی و...نشانه های ظهور مهدی(ع) را در کتابهای خویش بر شمرده اند.(267)
    روشن است که درجه اعتبار و درستی همه این نشانه ها، یکسان نیست، برخی در منابع معتبر آمده و از جهت سند و دلالت استوارند و برخی در کتابهای عامه و منابع دست دوم یاد شده اند که اعتبار زیادی ندارند. برخی از این نشانه ها، تنها نشانه ظهورند و برخی، هم نشانه ظهورند و هم برپایی قیامت. برخی نشانه های کلی و محوریند و برخی، بیانگر مسائل ریز و جزئی که گاه، همه آنها را می توان در عنوان واحدی گرد آورد.(268)
    بنابراین، نمی توان مشخص کرد که نشانه های ظهور چه مقدارند. به فرض که مشخص هم باشد، اهمیتی ندارد. مهم این است که فراوانی روایات،به ما این مشخص هم باشد، اهمیتی ندارد. مهم این است که فراوانی روایات، به ما این اطمینان را می دهند که در آستانه ظهور مهدی موعود، حوادثی رخ خواهد داد.
    شناخت موارد اصلی و مهم این حوادث، به ویژه نشانه های حتمی و چگونگی تحقق و دلالت آنها بر ظهور و مسائل مربوط به آن، چیزی است که ما در این مقال در پی آن هستیم.
    نعمانی، در این باره می نویسد:
    هذه العلامات التی ذکرها الائمة(ع) مع کثرتها و اتصال الروایات بها و تواترها و اتفاقها موجبة الا یظهر القائم الا بعد مجیئها و کونها اذا کانوا قد اخبروا أن لا بد منها و هم الصادقون... ثم حققوا کون العلامات الخمس التی أعظم الدلائل و البراهین علی ظهور الحق بعدها کما ابطلوا امر التوقیت...(269).
    این نشانه هایی که امامان(ع) فرموده اند، با توجه به شمار زیاد آنها و این که سلسله اسناد این روایات، به آنان می رسد و نیز توجه به این که روایات متواترند و مورد اتفاق، سبب می گردد که ظهوری در کار نباشد، مگر پس از پدیدار شدن این نشانه ها؛ زیرا امامان(ع) از مسلم بودن پدید آمدن آنها خبر داده اند و آنان راستگویند... سپس نشانه های پنجگانه را که از بزرگ ترین نشانه ها بر آشکار شدن حق است، مورد تأکید قرار داده اند، چنانکه از مشخص ساختن زمان ظهور، نهی کرده اند.
    در این سخن، نعمانی به فراوانی نشانه های ظهور و روایاتی که در این باب رسیده، اشاره می کند. و در مجموع با توجه به اسناد آنها به معصومان (ع) تحقق آنها را پیش از ظهور مهدی(ع) امری مسلم می داند و بر تواتر آنها و مورد اتفاق بودن اخبار نشانه های ظهور تأکید می ورزد.




    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به
    تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    76,215
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    69,427
    مورد تشکر
    191,239 در 57,175
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    انواع نشانه های ظهور


    برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
    همانگونه که پیش از این اشاره کردیم، نشانه های ظهور گوناگون اند: کلی، جزئی، خاص، مجمل و کنایی، مقید و مشروط به تحقق شرایط دیگر، منفصل و متصل، عادی و غیر عادی.
    بر شمردن همه این اقسام، نه چندان مفید است و نه لازم؛ چه آن که بسیاری از آنها، نشانه های قطعی ظهور نیستند. افزون، بر این، از نظر سند و محتوا اشکال دارند و درستی و نادرستی آنها، خیلی روشن نیست. از این روی، ما، به چند نوع از اقسام نشانه های ظهور که مهم ترین آنها، به ویژه نشانه های حتمی و متصل به ظهور می پردازیم. و در پایان به اشکالها و شبهه هایی که به نشانه های ظهور و پیش گویی آنها در روایات شده است، پاسخ خواهیم گفت.



    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به
    تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    76,215
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    69,427
    مورد تشکر
    191,239 در 57,175
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    1- نشانه های حتمی

    برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
    در میان نشانه ها شماری از آنها به روشنی به عنوان: علائم حتمی ظهور، یاد شده اند. منظور از نشانه های حتمی در مقابل غیر حتمی، ظاهراً آن است که تحقق پدیدار شدن آنها، بدون هیچ قید و شرطی، قطعی و الزامی خواهد بود، به گونه ای که تا آنها واقع نگردند، حضرت مهدی (ع) ظاهر نخواهد شد. اگر کسی پیش از واقع شدن نشانه های حتمی، ادعای ظهور مهدی(ع) را بکند، ادعایی است نادرست.
    در برابر اینها نشانه های غیر حتمی است، یعنی مقید و مشروط به اموری هستند که در صورت تحقق آنها، به عنوان نشانه، پدید می آیند. به عبارت دیگر، نشانه های غیر حتمی، شاید پدید آیند و شاید پدید نیایند و امام زمان(ع) ظهور کند. امامان معصوم(ع) به خاطر مصالحی، از پدید آمدن آنها در دوره غیبت، خبر داده اند.
    گروهی، نشانه های حتمی را نشانه هایی دانسته اند که در آنها بداء حاصل نمی شود. بر خلاف نشانه های غیر حتمی که ممکن است بداء حاصل شود و تغییر یابند و یا به کلی حذف شوند.
    و لعل المراد بالمحتوم ما لا بد من و قوعه و لا یمکن ان یلحقه البداء.
    شاید منظور از حتمی آن باشد که از پدید آمدن آن گریزی نیست و امکان ندارد که بداء در مورد آن حاصل شود.
    در روایتی محتوم در برابر موقوف به کار رفته است.(270)
    امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه:
    ثم قضی أجلاً و أجل مسمی عنده(271).
    می فرماید:
    انهما أجلان، أجل محتوم و أجل موقوف.
    قال له حمران: مالمحتوم؟
    قال: الذی لا یکون غیره.
    قال: و ما الموقوف؟
    قال: هو الذی لله فیه مشیة(272)...
    آنها دو هنگامند: هنگام محتوم و هنگام موقوف.
    حمران از آن حضرت پرسید: محتوم چیست؟
    فرمود: آن که غیر از آن نمی بوده باشد؟
    عرض کرد: موقوف چیست؟
    فرمود: آن (رخدادهایی است) که در آنها مشیتی از خداوند است. شاید پدید آیند و شاید نیایند).
    از ظاهر این روایت و روایات به این مضمون، استفاده می شود که منظور از حتمی، یعنی قطعی و مسلم که خداوند تغییر و تبدیل آنها را اراده نکرده است.
    البته باید توجه داشت که حتمی و یا مسلم و قطعی بودن وقوع این نشانه ها، به این معنی نیست که پدید نیامدن آنها محال است، بلکه به حسب فراهم بودن شرایط و مقتضیات و نبودن بازدارنده ها، پدید آمدن آنها اگر خداوند اراده کند، قطعی خواهد بود.
    برای روشن شدن این مطلب، بایسته می نماید شرح دهیم که رخدادهایی که از پدید آمدن آنها خبر داده شده سه حالت دارند:
    1. برخی از امور مسلم، به همان گونه که خبر داده اند، پدید می آیند و هیچ تغییری در آنها داده نمی شود. این دسته از امور، حوادثی هستند که شرایط اقتضای آنها فراهم است و مانعی در کار نیست. چنین اموری را هر چند خداوند قادر است تغییر دهد و یا آنها را اصلاً بردارد، ولی چون مخالفت و تغییر و حذف آنها با اصول مسلم: عدالت حکمت و لطف خداوند ناسازگار است، تغییر آنها از سوی خداوند، محال خواهد بود. مانند ظهور حضرت مهدی(ع) که امکان ندارد تغییر کند، یا اصلاً برداشته شود، چنانکه خداوند، توان به انجام ظلم را دارد، ولی انجام آنها بر وی محال است.
    2. دسته ای از رخدادها، مانند حالت نخست، اموری حتمی و قطعی هستند، ولی تبدیل و برداشتن آنها ناسازگاری با حکمت و عدالت خداوند ندارد. این امور، هر چند از جهت این که اسباب و شرایط ایجاد آنها، وجود دارد و باز دارنده ای هم بر سر راه پیدایش آنها نیست و از این جهت، حتمی هستند، ولی هیچ اشکالی ندارد که اراده خداوند آنها را تغییر دهد، یا آن را بردارد. نشانه های حتمی ظهور، از این گونه اند یعنی از نظر فراهم بودن شرایط و مقتضیات در آن زمان، پیش بینی شده با نبودن باز دارنده بر سر راه پدید آمدن آن، تحقق آن قطعی و الزامی خواهد بود. با این حال، امکان دارد به اراده خداوند تغییر کنند و یا محقق نشوند، پس حتمی بودن، به معنای آن نیست که محال است رخ ندهند.
    3.دسته ای از رخدادها، آنهایی هستند که پدید آمدن آنها، در صورتی که بازدارنده ای پیش نیاید و یا مقتضیات آنها موجود باشد، واقع خواهند شد. شمار زیادی از نشانه های ظهور که در روایات، پدیدار شدن آنها در طول دوره غیبت، پیش بینی شده است و به عنوان نشانه های غیر حتمی شمرده می شوند، از این گونه اند؛ از این روی امکان دارد، پدید نیایند.
    بنابراین، می توان نتیجه گرفت که نشانه های حتمی، از جهت فراهم بودن شرایط و نبودن بازدارنده ها، پدید خواهند آمد. ولی محال نیست که خداوند آنها را تغییر دهد.
    از آن جا که در روایات فراوانی، امامان (ع)، بر مسلم بودن پدید آمدن آنها تأکید کرده اند، می توان گفت که اراده خداوند، بر پدید آمدن آنهاست. (273)
    این نشانه های حتمی به چه مقدارند؟ در روایات اختلاف است. در شماری از اخبار، نشانه های حتمی ظهور، پنج عدد شده اند.
    عمر بن حنظله می گوید: از امام صادق(ع) شده اند.
    عمر بن حنظله می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود:
    لا یخرج المهدی حتی تطلع مع الشمس آیة(274).
    در این روایت، گرچه تعبیر حتمی به کار نرفته، ولی از سیاق آن پیداست که تا چنین نشانه ای با خورشید ظاهر نشود، حضرت مهدی(عج) ظهور نخواهد کرد.
    در میان نشانه هایی که بدانها اشاره کردیم، حتمی بودن نشانه های پنجگانه: خروج سفیانی، خروج یمانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف در بیداء روشن است، زیرا از روایات فراوانی که در میان آنها روایات صحیح نیز وجود دارد، حتمی بودن آنها استفاده می شود.
    نعمانی می نویسد:
    ...ثم حققوا کون العلامات الخمس التی اعظم الدلائل و البراهین علی ظهور الحق بعدها، کما بطلوا امر التوقیت.(275)
    سپس نشانه های پنجگانه را که بزرگ ترین دلیل و نشانه بر آشکار شدن حق است، ثابت کرده اند همانگونه که مسأله مشخص کردن زمان معین را برای ظهور، باطل کرده اند.
    نعمانی، در این سخن، ضمن آن که بر مسلم بودن علائم پنجگانه تاکید می ورزد، آنها را بزرگ ترین و مهم ترین نشانه های ظهور نیز می داند.
    ولی حتمی بودن سایر نشانه ها مورد اشکال است؛ زیرا نشانه هایی همچون طلوع خورشید از مغرب، نداء و اختلاف بین حاکمان بنی عباس، از روایاتی مانند روایت ابی حمزه استفاده می شوند که مرسله است و نمی توان بر آن اعتماد کرد. افزون بر این، چنانکه خواهیم گفت، احتمال می رود منظور از نداء، همان صیحه آسمانی باشد که از نشانه های پنجگانه بود و طلوع خورشید از مغرب نیز، گذشته از ضعف سند آن، بر ظهور خود حضرت مهدی(ع) تطبیق شده است. از آن جا که این نشانه ها در برخی روایات در ردیف و خروج القائم من المحتوم آمده این احتمال وجود دارد که از نشانه های حتمی بر پایی قیامت، باشند نه نشانه های ظهور.
    همچنین روایت ظاهر شدن دستی با خورشید اولاً، زیادبن مروان(276)در سند روایت توثیق نشده، ثانیاً، در برخی از نسخه ها، به جای کف یطلع من السماء، کسف یطلع من السماء است؛ از این روی، احتمال دارد، مراد پدید آمدن کسوف باشد.(277)
    ظاهر شدن نشانه ای با خورشید، که به عنوان نشانه حتمی ذکر شده، سخن معصوم(ع) نیست، سخن ابن عباس است.
    غیر از این مواردی که یاد کردیم، موارد دیگری نیز در کتابهای روایی، به عنوان نشانه های حتمی آمده، ولی با توجه به اسناد ضعیف آنها، نمی توان به حتمی بودن آنها، بلکه به اصل نشانه بودن آنها مطمئن شد بر همین اساس، شیخ مفید، اصل تقسیم نشانه ها به حتمی و غیر حتمی را امری مسلم دانسته، ولی بر این باور است که حتمی بودن همه آنها روشن نیست.(278)بنابراین ظاهراً علائم حتمی ظهور همان پنج تا است که در ادامه مقاله آنها را مورد بحث قرار خواهیم داد.





    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به
    تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************





  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    76,215
    صلوات
    27085
    دلنوشته
    60
    یا رب نظر تو برنگردد ازما
    تشکر
    69,427
    مورد تشکر
    191,239 در 57,175
    وبلاگ
    204
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    2- نشانه های متصل به ظهور


    برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
    برابر روایات، شماری از علائم ظهور، متصل به ظهور خواهند بود، به گونه ای که بین آنها و ظهور فاصله زیادی نباشد. البته این که فاصله آن نشانه ها، تا ظهور چه مدت و یا چند روز است. به راستی روشن نیست. ولی قدر مسلم آن است که فاصله زیاد نیست و احتمالاً، مجموعه نشانه های متصل به ظهور، در همان سال ظهور، یا سال پیش از آن رخ می دهند. از پدیدار شدن نخستین نشانه متصل، تا ظهور مهدی نشانه ها همچون حلقه های زنجیر بدون فاصله پی در پی پدید می آیند، چنانکه در روایتی، محمد بن صامت از امام صادق (ع)، پس از آن که برخی نشانه ها را امام(ع) بیان کرده بود، پرسید: فدایت شوم می ترسم این امر (تحقق نشانه های ظهور مهدی) به طول انجامید؟
    امام(ع) فرمود:
    لا، انما(هو) کنظام الخرز یتبع بعضه بعضاً(279).
    نه محققاً، همچون مهره های تسبیح، یکی پس از دیگر می آید.
    حتی در مورد برخی از نشانه های متصل به ظهور، مقدار فاصله آن با ظهور نیز، بیان شده است. امام باقر(ع) درباره قتل نفس زکیه، فرمود:
    لیس بین قیام القائم(ع) و قتل النفس الزکیة اکثر من خمس عشرة لیلة(280).
    فاصله میان کشته شدن نفس زکیه و قیام قائم بیش از 15 شب نیست.
    خروج سفیانی و یمانی نیز، برابر آنچه از روایات استفاده می شود.(281) در یک محدوده زمانی در آستانه ظهور صورت می گیرد و فاصله آن تا قیام قائم (ع)، از پانزده ماه، بیشتر نخواهد بود.(282)در روایات، فاصله یک سال، 9ماه(283) و هشتم ماه هم گفته شده است.(284)
    بر این اساس، تردیدی نیست که شماری از نشانه های ظهور، که بیشتر نشانه های حتمی نیز هستند، نزدیک ظهور و متصل به آن واقع می شوند.
    در برابر، نشانه های فراوانی وجود دارند که از پیدایش آنها در عصر غیبت خبر داده شده، ولی پیوستگی به ظهور معلوم نیست. چه بسا، با فاصله زیاد، از ظهور مهدی(ع) واقع شوند. چنانکه شماری از نشانه ها، همچون از هم گسستن بنی امیه و بنی عباس، خروج ابومسلم خراسانی، اختلاف بین مسلمانان و بین بنی عباس و اشغال منطقه جزیره، توسط ترکها و بسته شدن پل بر روی دجله و...بر فرض نشانه بودن آنها، سالها، بلکه قرنهاست که از وقوع آنها می گذرد.






    امضاء
    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به
    تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************




صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی