بیت ظهور تبلیغات
صفحه 21 از 21 نخستنخست ... 111718192021
نمایش نتایج: از شماره 201 تا 209 , از مجموع 209

موضوع: پیدایش و گسترش تشیع

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #201

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,572
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,480 در 2,249
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در مورد تاویل قرآن، چنان که کلینی روایت کرده است، امامیه می گویند که امامانشان به تاویل قرآن آگاه بوده و بر آن احاطه دارند و مقصود از راسخین فی العلم در قرآن ائمه معصومین می باشند. وی روایت کرده که امام صادق فرمود: مقصود از راسخین در علم در آیهو مایعلم تاویله الا الله و الراسخوان فی العلم...(374) یعنی: تاویل آن ها را جز خدا و راسخون در علم نمی دانند؛ حضرت علی (ع) و سایر ائمه (ع)اند(375). وی همچنین نمونه ای از تاویلاتی را که تاویلاتی را که ائمه بر آیات قرآن نموده اند. بیان داشته که برخی از آن ها عبارتنداز:
    1-اباولاد گفته است: از امام صادق (ع) در مورد آیه شریفهالذین آیتناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یومنون به...(376): کسانی که کتاب را به آن ها دادیم و آن را به دقت خوانده و حق خواندن آن را در مقام عمل نیز به جا آورند، به حقیقت اهل ایمانند، سوال کردم، حضرت فرمود: آن ها ائمه (ع) هستند(377)
    2-محمد بن فضل از امام باقر (ع) در باره معنای آیه شریفهبل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتو العلم(378): بلکه این (کتاب آسمانی) مجموعه ای از آیات روشن است که در سینه صاحبان علم جای دارد، سوال کرد. حضرت فرمود: آن ها مخصوص ائمه می باشد(379)
    3-عبدالله بن عجلان از معنای آیه شریفهو انه لذکر و لقومک و سوف تسالون(380): قرآن مایه یادآوری تو و قوم تو است و به زودی سوال خواهید شد، از امام باقر (ع) سوال کرد؛ حضرت فرمود: ما قوم پیامبر هستیم و ما سوال شدگانیم(381)
    4-علاء بن سیابه از امام صادق (ع) از معنای آیه شریفهان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم(382): این قرآن به راهی هدایت می کند که مستقیم ترین راه هاست، سوال کرد، حضرت فرمود: یعنی به امام هدایت می کند(383)
    چنین به نظر می رسد که روایت کلینی در مورد تاویل قرآن که امری دشوار و بزرگ است، به صورتی که کمی قبل بیان شد، روایتی است نادر و بیانگر نظریان همه امامیه در این مورد نمی باشد و دلیل بر آن این است که برخی از مفسرین امامیه راسخین در علم را که در قرآن وارد شده به امامان معصوم منحصر ندانسته اند.
    شریف رضی (ت 406ه) و شیخ طوسی به اختلاف مفسرین در این مورد که آیا ممکن است دانشمندان قرآن را تاویل نمایند یا ممکن نیست؟ اشاره نموده اند. چنان که نوع علمایی را که توانایی قرآن را دارند، نیز تعیین نکرده اند(384). هنگامی که شیخ طوسی، آیه ردیف اول در روایت کلینی الذین آتینا هم الکتاب... را تفسیر نموده گفته است: طبق گفته قتاده و به عقیده جبایی مقصود از آن هایی که کتاب به آن ها داده شده، اصحاب پیامبر که به قرآن ایمان داشتند و آن را تصدیق کردند(385) و چون آیه چهارم ان هذا القرآن... را تفسیر کرده گفته است: این قرآن که خداوند آن را بر حضرت محمد (ص) نازل کرده به راهی هدایت می کند که مستقیم ترین راه هاست. فراء گفته است: یعنی به گواهی دادن به این که خدایی جز او نیست و ممکن است، مقصود آن باشد که قرآن به تمام راه های دین هدایت می کند. از قبیل اعتقاد به یگانگی خدا و نیز عادل دانستن او و تصدیق پیامبرانش...(386)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #202

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,572
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,480 در 2,249
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آنچه ما بدان معترفیم، این است که مفسرین امامیه و به محدثین آن ها، بهترین کسانی هستند که می توان در شناخت نظریه امامیه در مورد تفسیر و تاویل قرآن به آن ها اعتماد کرد و نتیجه ای را که در این باب به آن رسیدیم، گفته ما را در آغاز بحث که کلیه معلوماتی که در احادیث آمده است، جنبه تاریخی ندارد، تایید می کند.
    برخی از ائمه در بسیاری از علوم اسلامی مانند تفسیر و حدیث و آداب دعا و خطابه و نیز آنچه با این علوم مرتبط است بر دیگران برتری داشته و از برجستگان در این علوم به حساب می آمدند. به عنوان مثال بسیاری را نویسندگان تاسیس علم نحو را به علی (ع) و شاگردش ابوالاسود دوئلی نسبت داده اند. ابوحیان توحیدی گفته است: روزی علی (ع) شنید که شخصی قرآن را به روش نادرست می خواند، از این موضع آگاه شد و زمنیه (علم نحو) را برای ابوالاسود دوئلی فراهم کرد و بساط آن را برایش گستراند، قواعد آن را برایش بیان کرد، بعد به سفارش کرد تا در این مورد برای مردم اصل مثال و قیاس (قواعدی) را تنظیم کند(387).دیلمی گفته است: همه اهل علم و دانش منسوب به علی (ع) هستند؛ علم کلام اصلش از ابوهاشم بن محمد بن حنفیه است که آن را از علی (ع) فراگرفته است؛ در مورد علم ادب، علی (ع) بود که کلام را به سه دسته تقسیم کرد و پس از آن که اصل آن را به ابوالاسود دوئلی آموخت، به او فرمود این علم را تاسیس کند.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  4. Top | #203

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,572
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,480 در 2,249
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    همچنین ابتدای علم تفسیر به ابن عباس بر می گردد که او نیز شاگرد علی (ع) بود. درباره علم فصاحت نیز، علی (ع) بود که چگونگی سخنرانی و سخن فصیح را به مردم آموخت. علم فقه هم به آن حضرت بر می گردد و منسوب بودن شیعه به او خود گواهی آشکار بر آن است. ابو حنفیه شاگرد امام صادق (ع) بود، شافعی نیز از محمد بن حسن شیبانی آموخت که او شاگرد ابوحنفیه بود. احمد بن حنبل هم شاگرد امام کاظم (ع) بود. مالک بن انس نیز از ربیعه الرای آموخت و او از عکرمه و عکرمه از ابن عباس، شاگرد علی (ع)، آموخت(388)
    سید مرتضی گفته است: اصول توحید و عدالت از سخنان امیرالمومنین (ع) و خطبه های آن حضرت گرفته شده است، چرا که آن حضرت در ضمن خطبه هایی که ایراد فرمود، در این باره آن چنان سخن رانده است که نمی توان بر آن چیزی افزود و نه پایانی جز آن تصور کرد. اگر کسی در باره آنچه از سخنان امام (ع) در مورد توحید عدالت به ما رسیده است، دقت و اندیشه کند، پی خواهد برد که کلیه بحث های متکلمین در این موضوع تفصیلی از همین سخنان و تفسیری از همین اصول می باشد، در باره توحید و عدالت از امامان ما آنقدر روایت آمده است که نمی توان به همه آن ها دست یافت(389)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  5. Top | #204

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,572
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,480 در 2,249
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حذیفه بن یمان علی (ع) را توصیف کرده که او داناترین مردم بود(390)؛ خزیمه بن ثابت نیز در این باره گفته است:
    وجدناه اولی الناس بالناس انه - اطب قریش بالکتاب و بالسنن
    یعنی: او را سزاوارترین مردم به مردم یافتیم، او داناترین قریش به کتاب و سنت است.(391)
    روزی فرمود: ای جوینده عالم، عالم سه نشانه دارد، علم به خدا، علم به آنچه خدا آن را دوست دارد، علم به آنچه خدا آن را نمی پسندد...(392). روزی آن حضرت در مسجد کوفه بود، مردی را شام به پا خواست و مسائلی را از آن حضرت پرسید(393)
    حضرت علی (ع) در روایت کردن حدیث پیامبر (ص) بسیار دقت می کرد و می فرمود: احدی برایم حدبثی نگفت، مگر آن که او را بر آن سوگند دادم(394). روزی ابن عباس گفت: علی (ع) به من آموخت و عملش را از پیامبر گرفت... علم تمام صحابه پیامبر در مقابل علم علی (ع) مانند قطره در مقابل دریاست...(395) یعقوبی گروهی از شاگردان حضرت علی (ع) را نام برده که حاملان علم آن حضرت بوده اند؛ برخی از آن ها عبارتند از: حارث بن اعور، ابوالطفیل عامر بن وائله، و حبه العربی، رشید هجری، جویریه بن مسهر، اصبغ بن نباته، میثم تمار، حسن بن علی(396) ابو رافع نیز از شاگردان آن حضرت بود که کتاب سنن و احکام و قضایا را تالیف کرد(397)
    حضرت علی (ع) بیشتر خطبه هایی را که در نهج البلاغه وارد شده است، در مسجد کوفه ایراد نمود، چنان که ماسینیون گفته است:
    نثری که از آن حضرت باقی مانده است، عبارت است از این مجمومه معتبر ارزشمند نهج البلاغه که شامل خطبه های و موعظه های آن حضرت است که در شهر کوفه که آن را در آن ایراد کرده بود، شکل گرفت(398)
    در میان امامانی که ما از همت و تلاش آن ها در نقل حدیث و انتشار علم و دانش آگاه شدیم، حضرت علی (ع) بن الحسین (ع) قرار داد، شهرت آن حضرت در بیان دعا و آداب آن متمرکز است و در این مورد مجموعه ای از دعاهای آن حضرت معروف به صحیفه سجادیه که به الکامله(399) نیز نامیده شده است، به ما رسیده است. در آغاز این کتاب سند و کیفیت روایت آن بیان شده، سندش از سید بزرگوار نجم الدین بهاء الشرف محمد بن حسن حسینی آغاز شده و گفته شده که حسینی آن را در سال 516ه از محمد بن احمد بن شهریار که خزانه دار اموال حضرت علی (ع) بود، گرفته است. سرانجام سند آن به امام زین العابدین (ع) پایان می یابد.(400) مجموع دعاهای صحیفه به پنجاه و چهار دعا می رسد. ناشر کتاب، دعاهای دیگری را که امام سجاد در مناسبت های مختلفی بیان داشته به آن ضمیمه نموده است. از امتیازات دعاهای صحیفه این است که با روش و حالتی حاکمی از فروتنی کامل و اندوه عمیق بیان شده و شاید همین امر دلیل درستی انتساب صحیفه به امام سجاد (ع) باشد، زیرا آن حضرت در شرایط سختی زندگی کرد در کربلا شاهد پدرش حسین (ع) و اصحاب او بود، تلخی و سختی اسارت را چشید و مسوولیت های بزرگی را متحمل گردید.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  6. Top | #205

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,572
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,480 در 2,249
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شیبی در مورد صحیفه مذکور گفته است: شکی نیست که قسمت های بسیاری از دعاهای مذکور از امام زین العابدین (ع) است، ولی به نظر می رسد که در لابه لای نصوص اصلی اضافه های زیادی هم آمده باشد که فن بلاغت آن را تحت تاثیر قرار داده است؛ به گونه ای که متن های آن طولانی شده در حالی که تصور می شود، دعا بایستی کوتاه باشد(401) تا به آسانی حفظ شود...(402)
    امام سجاد (ع) از کسانی که از آن حضرت حدیث روایت می کردند، پیمان می گرفت و آنان را از دروغ بر حذر می داشت و چون شنید قاسم بن عوف براو دروغ می بندد و احادیث ناروایی از آن حضرت روایت می کند، او را پند و اند وسائل داد. چنان که قاسم بن عوف نقل کرده: با امام سجاد (ع) دیدار کردم، به من فرمود: ای مرد! مبادا نزد مردم عراق روی و به دروغ به آن ها خبر دهی که ما عملی را نزد تو به امانت سپرده ایم، به خدا قسم! ما این کار را نکرده ایم، مبادا بخواهی به واسطه ما به ریاست برسی که خدا تراپست نماید، مبادا بخواهی به سبب ما مالی را به چنگ آوری که خدا بر فقر می افزاید. بدان اگر دنباله رو خیر باشی، برای تو بهتر است از این که سرا آمد شر باشی. بدان کسی که روزی از ما چیزی پرسیده است و بعد پاسخ ما را نقل کند، اگر آنچه شنیده، به طور راست نقل کند، خدا او را راستگو به حساب می آورد و اگر آنچه را شنیده، همراه با دروغ نقل کند، خداوند او را دروغگو می شمارد...(403)
    زمانی که حضرت باقر (ع) به امامت رسید، توجه خود را به علم و دانش و انتشار آن مبذول کرد. محمد بن مسلم گفته است: من از ابو جعفر (امام باقر) (ع) سی هزار حدیث شنیدم. پس از آن حضرت، با فرزندش جعفر (ع) (امام صادق) دیدار کردم از او نیز شانزده هزار حدیث - یا گفت مساله- شنیدم...(404) جابربن یزید جعفی گفته است: ابو جعفر (ع) هفتاد هزار حدیث برایم گفت(405) همچنین جابر به ابوجعفر (ع) عرض کرد: فدایت شوم، شما با احادیثی که به من آموختید، بار بزرگی را بر دوش من گذاشتید...(406)
    روزی یکی از آنان از عبدالله بن عمر مساله ای پرسید. او پاسخ را ندانست و گفت: نزد آن پسر (به امام باقر (ع) اشاره کرد) برو و از سوال کن و مرا نیز از پاسخ او آگاه کن.
    پس نزد آن حضرت آمد و مساله اش را پرسید. حضرت پاسخ مساله اش را داد. بعد نزد ابن عمر برگشت و پاسخ امام را به او گفت. ابن عمر گفت: آن ها
    خاندانی هستند که صاحب فهم و درایتند(407)هچنین ثویر بن فاخته گفته است: من جهت حج بیرون آمدم. پس عمرو بن قاضی و ابن قیسر ماصر وصلت بن بهرام مرا همراهی کردند و چون فرود آمدند، گفتند: اکنون نگاه کن! ما چهار هزار مساله نوشته ایم تا هر روز سی مساله از امام صادق (ع) بپرسیم و در این کار از تو پیروی کردیم...(408)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  7. Top | #206

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,572
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,480 در 2,249
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شیخ طوسی نام برخی از شاگردان امام باقر (ع) و صادق (ع) را نام برده است که در میان آن ها اسماعیل زیاد بزاز کوفی اسدی و حسن بن شهاب بن یزید بارقی ازدی کوفی و زهیر مدائنی و حکم بن مختار بن ابی عبیده قرار دارند که از مام باقر (ع) و صادق (ع) احادیثی را روایت کرده اند(409)
    از مطالب گذشته به دست می آید، امام باقر (ع) از چهره های بنام علمای اهل بیت محدثین آن ها بوده است، چنان که علامه مجلسی گفته است: علوی که از آن حضرت (ع) در مورد تفسیر، کلام، فتوا، بیان حلال و حرام ظاهر شده از هیچ یک از فرزندان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) ظاهر نشده است... چهره های بر جسته و نیز آن دسته از صحابه که تا آن زمان باقی بودند و نیز بزرگان تابعین و سران فقهای مسلمانان از آن حضرت روایت نقل کرده اند که می توان از صحابه جابربن عبدالله انصاری و از تابعین جابربن یزید جعفی و کیسان سنحتیانی از بزرگان صوفیه و از فقها امثال ابن مبارک، زهری، اوزاعی، ابوحنیفه، مالک، شافعی، زیاد بن منذر و نهدی را نام برد و از مصنفین مانند، طبری، بلاذری، سلامی، خطیب در تاریخ های خود از آن حضرت روایت نقل کرده اند و نیز در کتاب موطا و شرف المصطفی و ابانه و حلیه الاولیاء و سنن ابی داوود و مسند ابوحنیفه و مروزی و راغب اصفهانی و بسیط واحدی و تفسیر عیاشی و زمخشری و معرفه اصول سمعانی از آن حضرت روایت نقل شده است و همگی در روایت از آن حضرت می گفتند: محمد بن علی (ع) فرمود... و گاهی نیز می گفتند: محمد باقر (ع) چنین فرمود...(410)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  8. Top | #207

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,572
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,480 در 2,249
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پس از امام باقر (ع) فرزندش امام صادق (ع) عهده دار مقام امامت شد. انتقال امامت به حضرت صادق (ع) نقطه عطف و تمایزی در تاریخ شیعیانی که بعدها به امامیه معروف شدند، به حساب آمد. دورانی که فرصت مناسبی برای بیان قواعد این مذهب و انسجام آن پس آورد، چرا که این دوره، هم از جهت سیاسی و هم از جهت فرهنگی، زمان مناسبی به شمار می رفت؛ از جهت سیاسی این دوره عصر انتقال حکومت از بنی امیه به بنی عباس بود. در این دروه از مراقبت و تحت نظر گرفتن ائمه شیعه کاسته شد. این وضع به آن ها امکان داد تا تمام توجه خود را به علم و دانش مبذول دارند. از نظر فرهنگی عصر امام صادق (ع) بود که بیشتر علوم اسلامی از جمله فقه و حدیث تدوین و انتشار یافت. چنان که علم کلام نیز که بنیانگذاران آن تحت تاثیر علوم یونانی بودند، در این عصر نمایان گردید. امام صادق (ع) در میان ائمه شیعه بیشترین تلاش و کوشش را، از طرفی در انتشار علوم اهل بیت و از طرف دیگر در دفاع از مذهب شیعه در مقابل سایر فرقه های مسلمان و نیز در مقابل غلات و زنادقه به کار برد. آن حضرت شاگردان و دانشجویان خود را تشویق می کرد، آنچه را می شنوند، بنویسند و به آن ها سفارش می کرد تا از نوشته های خود نگهداری کنند. روزی به یکی از شاگردانش به نام عبیدبن زراره فرمود است: قیدوا العلم بعد حضرت در تفسیر این جمله فرمود: یعنی علم را بنویسید. سپس فرمود. از نوشته های خود نگهداری کنید، زیرا به زودی به آن ها نیازمند می شوید(411) در اخبار اشاره هایی شده است که از آن به دست می آید، گاهی امام صادق (ع) کتاب های معینی را به دانشجویان خود تدریس می فرمود: چنان که زراره گفته است: امام باقر (ع) به حضرت صادق (ع) فرمود تا صحیفه را که در مورد ارث بود، بر من بخواند. پس دیدم بیشتر آن بر چهار سهم است(412)
    چنین پیداست که تعداد شاگردان امام صادق (ع) زیاد بوده است. چنانچه نجاشی روایت کرده است که حسن بن علی و شاء گفته است: در این مسجد (مسجد کوفه) نهصد نفر را دیدم که همه می گفتند: جعفربن محمد(ع) به من چنین فرمود...(413) شیخ مفید نیز در ضمن گفتگو از شخصیت امام صادق (ع) گفته است:
    از همه آنان (برادرانش) نام آورتر و در قدر و منزلت بالاتر و در میان شیعه و سنی مقامش ارجمند بود. به اندازه ای از علوم آن حضرت نقل کردند که سخنانش توشته راه کاروانیان و مسافران بود. شخصیتش در هر شهر و دیار زبانزد مردم گشته بود و علما و دانشمندان بدان اندازه که از آن حضرت حدیث نقل کرده اند، از هیچ یک از خاندانش به آن مقدار نقل نکرده اند و هیچ یک از اهل آثار و ناقلان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره بردند، از دیگران بهره نبرد و چندان که با او دیدار کردند با دیگران دیدار نکردند؛ زیرا اصحاب حدیث که نام روایان ثقات آن بزرگوار را جمع کرده اند، با اختلاف در عقیده و گفتار، شمار آنان به چهار هزار نفر می رسد(414)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  9. Top | #208

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,572
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,480 در 2,249
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    از جمله کارهای علمی آن حضرت که در اخبار اشاره شده است، آن است که امام گاهی تالیفات شاگردانش را تصحیح می کرد؛ چنان که حلی روایت کرده است: عبیدالله کتابی داشت و آن را به امام صادق (ع) عرضه کرد. حضرت آن را تصحیح کرد و هنگام خواندن آن فرمود: آن ها در فقه مانند او (عبیدالله) نیستند، کتاب او اولی کتابی بود که شیعه تصنیف کرد(415)
    شهرستانی نیز در مورد امام صادق (ع) و دانش بی کران آن حضرت اظهار نظر کرده و گفته است: او در دین علامه و در حکمت دانشمندانی کامل، نسبت به دنیا زاهدی تمام، نسبت به شهوات پارسای کامل بود. مدتی که در مدینه ماند، شیعیانش از او بهره می بردند و دوستانش از اسرار علوم وی مستفیض می شدند، بعد هم به عراق آمد و در آن جا ماند. هرگز بر مردم اظهار ریاست نکرد و در مورد خلافت با کسی به مخالفت و نزاع بر نخواست. کسی که غرق در دریای معرفت باشد به رودی طمع ندارد و کسی که به اوج حقیقت برسد از سراشیبی نمی هراسد(416)
    جاحظ نیز در مورد امام باقر (ع) و صادق (ع) اظهار نظر کرده و می گوید: محمد بن علی بن حسین (ع) سرور فقهای حجاز بود. مردم از او و فرزندش جعفر (ع) علم فقه را آموخته اند. او (محمد بن علی (ع)) ملقب به باقر (ع) است، یعنی شکافنده علم و دانش(417)
    برخی از نویسندگان معاصر نیز در مورد علم و دانش آن حضرت به اظهار نظر پرداخته اند. دونالدسن معتقد است: امام صادق (ع) دارای مدرسه ای شبیه به مدرسه سقراط بوده است(418)
    امیر علی معتقد است: مدرسه ای که امام صادق (ع) تاسیس کرد با رحلت آن حضرت تعطیل نشد، بلکه با نگهداری و مراقبت فرزندش موسی بن جعفر (ع) بر رونق و نورانیت آن افزوده گشت(419)
    ممکن است آنچه ما در مورد ایجاد مراکز علمی توسط امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بیان کردیم، نظریه دکتر شیبی را خدشه دار نماید.وی گفته است: امام باقر(ع) درعلم دانش آن چنان مشهور شد که بر طبق پیشگویی که پیامبر از ولادت آن حضرت کرده بود، به نام باقر (شکافنده علم) ملقب گشت. ولی علمش ضایع شد... و چیزی از او باقی نماند، مگر آنچه در مورد سرزنش کردن برادرش زید... پیرامون فراگیری از واصل بن عطاء که شیخ متعزله بود، بیان کرد. وی در مورد دانش امام صادق (ع) نیز چنین گفته است ولی این علم بر اثر مخلوط کردن احادیت دروغ از بین رفت، تا آن جاکه بخاری از روایت کردن احادیث آن حضرت خود داری کرد و از وی به جز اندکی علوم و معارف چیزی باقی نماند، از جمله آثار باقی مانده، رساله هایی است که جابربن حیان در علم شیمی از آن حضرت روایت کرده است... و نیز جعفر که در مورد پیشگیری از وقایعی است که برای اتمام اهل بیت و به ویژه برخی از افراد این خاندان پیش می آید...(420)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  10. Top | #209

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,572
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,480 در 2,249
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ما دانستنی های لازم را در مورد کمالات فکری ائمه معصومین از جمله امام باقر (ع) و صادق (ع) در کتاب به نامتاریخ التربیه عندالامامیه بین عصری الامام الصادق و الطوسیبیان کرده ایم(421)
    پس از امام صادق (ع) امام کاظم (ع) و امام رضا به ترتیب عهده دار مقام امامت شدند. این دو امام نیز در علم و دانش مشهور بودند، ولی علی رغم نقش مهمی که آن دو در این زمینه داشتند، از نظریه اهمیت به پایه نقش امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نمی رسیدند و این بدان جهت بود که:
    الف:خلفای بنی عباس در زمان امام کاظم (ع) نظارت و مراقبت سختی بر آن حضرت داشتند(422)
    ب:به واسطه اشتغال حضرت رضا (ع) به مسائل سیاسی که در زمانی که مامون آن حضرت را ولیعهد خود قرار داد.
    امام کاظم (ع) شاگردانی داشت که حدیث و احکام فقهی را از آن حضرت روایت می کردند، برخی از آن ها عبارتند از: ابراهیم مروزی، وی کتابی را تالیف کرد که حاوی احادیثی بود که در زندان (423) از امام کاظم (ع) شنیده بود؛و نیز حسن بن علی بن یقطین که کتاب مسائل موسی بن جعفر(424)از اوست؛ و همچنین بکربن اشعث که از موسی بن جعفر (ع) کتابی را روایت کرده است(425)
    نام تعداد زیادی از اصحاب امام کاظم (ع) در کتاب های رجال از جمله رجال طوسی آمده است.(426)
    از جمله شاگردان حضرت رضا (ع)، یونس بن عبدالرحمان(427) و نیز عبدالله بن سعد بن حیان است که کتاب دیات را از آن حضرت روایت کرده است.(428)
    نام گروه زیادی از صحابه حضرت رضا (ع) و امامان بعد از آن حضرت مانند امام جواد (ع) و امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) در کتاب های رجال از جمله رجال طوسی نقل شده است.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








صفحه 21 از 21 نخستنخست ... 111718192021

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی