صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 61213141516
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 157 , از مجموع 157

موضوع: پیدایش و گسترش تشیع

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #151

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,520
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,474 در 2,243
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    برخواننده محترم پوشیده نیست که تمام تلاشی که سازندگان داستان ابن سبا در ساختن حوادث مذکور نموده اند، حاکی از آن است که آنان را این کار هدف مهمی داشته اند؛ آنان می خواستند ثابت کنند، روش عثمان و استانداران او در تصرف بیت المال و اموال مردم یک روش صحیح و معقولی بوده است و اعتراض ابوذر در این مورد ناشی از این بوده است که از این بوده است که از جانب ابن سبای یهودی الاصل فریب خورده و تحت تاثیر حرف های او قرار گرفته است.
    شایان توجه است که نظریات ابوذر در مورد مال پیچیده و دو جهت دارد: از طرفی این حق را به خلیفه (عثمان) نمی دهد که به دلخواه خود و بدون در نظر گرفتن مصلحت مسلمان ها در بیت المال تصرف نماید و از طرفی بر ثروتمندان نیز لازم می داند که با وجود پرداختن مالیات واجب اموال خود مانند زکات، باز هم به فقرا کمک نمایند.
    بلاذری گفته است: هنگامی که عثمان آنچه می خواست به مروان حکم بخشید، به حارث بن حکم نیز سیصد هزار درهم و به زیدبن ثابت صدهزار درهم داد. ابوذر گفت: مال اندوزان را به عذابی دردناک بشارت باد! و چون عثمان از ابوذر خواست که دیگر از این حرف ها نزند، ابوذر پاسخ داد: به خدا قسم! این که بار رنجاندن عثمان خداوند از من خشنود شود، برای من بهتر و عزیزتر است، از این که بخواهم با خشنود کردن عثمان موجبات غضب خداوند را فراهم نمایم. در نتیجه عثمان از این سخن به خشم آمد و آن را در دل نگه داشت...(241) مسعودی می گوید: هنگامی که ابوذر در حضور عثمان بود، ترک (میراث)نقدی عبدالرحمان بن عوف زهری را آوردند و کیسه های پول را روی هم ریختند، به قدری بود که بین عثمان و مردی که ایستاده بود، حائل شده بود. عثمان گفت: من امیداوارم عبدالرحمن عاقبت بخیر باشد، زیرا او صدقه می داد و مهمان دار بود و این مقدار مال را هم بر جای گذاشت. کعب الاحبار گفت: راست گفتید، ای امیرالمومنین! ابوذر عصا را بلند کرد و بر سر کعب زد... و گفت: ای یهودی زاده! تو به مردی که مرده است و این اموال را به جای گذاشته می گویی: خدا خیر دنیا و آخرت به او داده است و در کار خدا گزاف گویی می کنی. من از پیامبر (ص) شنیدم که فرمود: مسرور نیستم که بمیرم و به وزن قیراطی (5/1 گرم) از خود مالی باقی گذارم. عثمان به ابوذر گفت: برو! دیگر ترا نبینم...(242)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #152

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,520
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,474 در 2,243
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حال که دانستیم با این که کعب الاحبار در اسلام دارای سابقه طولانی بود و پیامبر را درک کرده بود، ولی به سبب دخالت در مناقشه مربوط به اموال خاص و عام که بین ابوذر و عثمان جریان داشت، ابوذر بر او عیب گرفت و حرف او را پذیرفت ، با وجود این مشکل است، بتوانیم قبول کنیم ابوذری که تحت تاثیر کعب الاحبار با این اوصاف قرار مشکل است، تحت تاثیر فردی مانند ابن سبا قرار گرفته باشد که نه تنها مثل کعب الاحبار قبلا یهودی بوده است، بلکه خود را مسلمان قلمداد کرده و در عین حال چنان که سازندگان اصلی این داستان می گویند، مسلمان شدن او در اواخر ایام خلافت عثمان بوده است نه در زمان رسول اکرم (ص).
    از جمله افراد دیگری که نامش در این داستان برده شده، عمار یاسر است که سازندگان این داستان قصد داشتند با آوردن نام او، مخالفت و اعتراض او بر عثمان لوث نموده وانمودی کنند که اعتراض او به سبب آن بوده که او در این کار تحت تاثیر ابن سبا قرار داشه است. طبری می گوید: پس از اینکه عثمان شنید، ابن سبا در شهرها مردم را بر ضد او تحریک می کند و آن ها را به قیام وا می دارد، عده ای از افراد مورد اعتماد خود را به آن شهرها فرستاد، محمد بن مسلمه را به کوفه و اسامه بن زید را به بصره و عمار یاسر را به مصر و عبدالله بن عمر را به شام فرستاد. همه آنان قبل از عمار یاسر برگشتند و به مردم گفتند: ما انحراف و چیز ناروایی از بزرگان و عامه مردم ندیدیم... چون آمدن عمار طولانی شد، مردم گمان کردند، او کشته شده است. تا این که ناگهان نامه ای را استاندار عثمان در مصر (ابن ابی سرح) رسید و در آن خبر داده بود که گروهی از مردم در مصر عمار را به گرد خود کشانیده اند و به او تمایل پیدا کرده اند که از جمله آن ها عبدالله بن سوداءاست...(243) سازندگان داستان ابن سبا با بیان این گونه مطالب خواسته اند، چنین جلوه دهند که در مورد اعتراض بر علیه عثمان همچنان که ابوذر و دیگران از قبل تحت تاثیر ابن سبا قرار گرفته بودند، عمار یاسر نیز تحت تاثیر او قرار گرفته است ولی چنانچه ما به مدراک و منابع این مطالب رجوع کنیم، می بینیم، نزاع عمار با عثمان منحصر به دوران آخر حکومت عثمان نبوده است، بلکه به ابتدای خلافت عثمان بر می گردد. زیرا بعد از بیعت مردم با عثمان وی در مسجد خطبه خواند و گفت: ای گروه قریش! از آن جا که شما این امر (خلافت) را از خاندان پیامبر (ص) خود بیرون بردید و یک بار به این شخص و یک بار به آن شخص واگذار کردید، ترس آن دارم که همان طور که شما آن را از اهلش گرفتید و به نا اهل سپردید، خداوند نیز آن را از شما بگیرد(244)
    همچنین، روزی عثمان در مدینه ظرفی را که دارای زیورآلات و جواهر بود، از خزانه برداشت و به اندازه نیاز خود از آن جدا کرد. وقتی مردم از جریان آگاه شدند، او را سرزنش کردند... پس گفت: ما به مقدار نیاز خود از آن بر می داریم، اگر چه عده ای آن را نپذیرند و ناراضی باشند، علی (ع) فرمود: تو از این کار منع می شوی و بین تو و آن ها فاصله می شود. عمار گفت: خدا را گواه می گیرم، نخستین کسی که از این کار ناراضی است منم. عثمان به او گفت: ای غلام زاده! آیا بر من جرئت و جسارت می کنی؟ او را بگیرید. سپس او را گرفتند و عثمان وارد شد و او را احضار کرد و چندان بر او زد تا بیهوش شد...(245)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  4. Top | #153

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,520
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,474 در 2,243
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بنابراین روشن است که نزاع بین عمار و عثمان به قدری طولانی و شدید بوده است که عمار به سبب آن کتک خورد و سختی زیادی کشید، تا آن جا که موجب شد، خشم قبیله بنی مخزوم که از هم پیمانان عمار بودند، برانگیخته شود. و از عثمان روی گرددان شدند(246)
    در این جا مایلم به چند مطلب اشاره نمایم:
    1-روایت سیف بن عمر که در تاریخ طبری آمده و سازندگان داستان ابن سبا آن را از قول فرستادگان عثمان به جز عمار- که به قول آن ها او در مصر به همکاری با ابن سبا پرداخت - نقل کرده اند، بیان می دارد که حالت مردم در تمام شهرهایی که آنان رفته اند، طبق دلخواه بوده و خاصه و عامه مردم از سیر (روش) عثمان پیروی می کرده اند.
    2-سازندگان این داستان مصر را از سایر نقاط استثناء کرده و مردم آن جا را از سیره عثمان ناراضی قلمداد کرده اند و خشم آن ها را در نتیجه این دانسته اند که دعوت عبدالله بن سبا با همکاری عمار که (به قول آن ها) از طرف عثمان به آن جا رفته بود و تحت تاثیر خرافات ابن سباء یهودی الاصل قرار گرفته بود، در آن جا موفقیت آمیز بوده است، نه در نتیجه وجود انحراف در سیره و روش حکومت عثمان.
    3-چنانچه ما به روایات و اخباری از تاریخ رجوع کنیم که تحت تاثیر سازندگان داستان ابن سبا قرار نگرفته باشد، روشن می شود که بدبینی و شکایت از سیاست عثمان در دوران آخر حکومتش به جز شهر شام که سیاست معاویه در آن موفق بود، در تمام شهرهای اسلامی وجود داشته است و ممکن است این خود دلیلی باشد بر ساختگی بودن این داستان و این که ابوذر و عمار و علی (ع) قربانی تهمت هایی قرار گرفته بودند که سازندگان داستان ابن سبا به آن ها نسبت داده بودند، در حالی که از این تهمت ها بری می باشند. اکنون به نقل نمونه ای از این گونه روایات می پردازم: بلاذری روایت کرده است: ولید بن عقبه که استاندار عثمان در کوفه بود، مبلغی پول از بیت المال به قرض گرفت و چون خزانه دارش، عبدالله بن مسعود از او خواست که پول را بپردازد، او سستی کرد و از این کار سرباز زد و جریان را به عثمان نوشت و از او خواست که از ابن مسعود بخواهد تا با او مدارا کند. عثمان به عبدالله بن مسعود نوشت: تو خزانه دار ما هستی و در آنچه ولید از بیت المال بر می دارد، ممانعت مکن! پس از آن ابن مسعود کلیدهای خزانه را کنار گذاشت و گفت: من گمان می کردم که خزانه دار مسلمان ها هستم، اکنون که بناست خزانه دار شما باشم، به این کار نیازی ندارم(247). پس از آن بین عثمان و ابن مسعود بر سر این قضیه بهم خورد و عثمان او را به مدینه فراخواند و چندان بر او زد که استخوان پهلویش شکست.(248)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  5. Top | #154

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,520
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,474 در 2,243
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    چنین به نظر می رسد، عثمان سیاسی را در پیش گرفته بود که بر مبنای آن سرپرستان و استانداران شهرها را از نزدیکان خودش قرار می داد هر چند به نظر معاصرینشان، شایستگی و ایمان این افراد کمتر از کسانی بود که قبلا به آن کارها اشتغال داشتند. این روش را ولید بن عقبه در گفتگویی با سعدبن ابی وقاص زمانی که می خواست به جای سعد استانداری کوفه را به دست گیرد، به روشنی بیان کرده است. بلاذری می نویسد: ولید به جای سعد جهت استانداری کوفه تعیین شد. هنگامی که وارد کوفه شد، سعد به او گفت: نمی دانم، پس از تو من احمق شدم (که مرا برداشتند و تو را به جای من گذاشتند). ولید گفت: نه، تو احمق شدی و نه من زیرک شدم، ولی این قوم (عثمان و...) قدرت دارند و هر کس را بخواهند اتنخاب می کنند. مردم نیز در این مورد که ولید در نتیجه قدرت و انتخاب خلیفه و افراد او جای سعد را گرفته است، چنین گفتند: چه بد شد برای ما که عثمان، ولید را بر ما فرمانروا قرار داد و ابواسحاق (سعد) را که فردی متواضع و مهربان و شجاع بود و پیامبر (ص) را درک کرده بود، عزل کرد و برادر خود (ولید) را که فردی فاسق و فاجر و نادان و گستاخ است، به جای او بر ما حاکم گردانید...(249)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  6. Top | #155

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,520
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,474 در 2,243
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پس از این که ولید از استانداری کوفه برکنار شد. سعید بن عاص که عثمان اموال زیادی را به او بخشیده بود و آن جا حاکم شد. بلاذری می نویسد: مردم این عمل عثمان را که صد هزار درهم به سعید بن عاص بخشید، زشت دانستند. علی (ع) و طلحه و زبیر و سعد و عبدالرحمان بن عوف در این باره با عثمان گفتگو کردند، عثمان گفت: او از خویشان و نزدیکان من است. گفتند: ابوبکر و عمر با خویشان و نزیکانشان این گونه بنودند، عثمان گفت: برای ابوبکر و عمر خویشاوندی معیار برتری و بخشیدن اموال به حساب نمی آمد، ولی برای من به حساب می آید، آن ها گفتند: به خدا! قسم روش رهبری آن دو برای ما بهتر است از روش تو...(250)
    از این روایت ورشن می شود که اکثریت اعضای مجلس شورا، بر انتقاد از سیاست مالی عثمان اتفاق داشتند و چنان که معروف است این گروه در زمان عثمان از سران مسلمین بودند. حال این سوال پیش می آید که آیا ابن سوداء و یاران او می توانند بر همه این افراد آراء خود را تلقین کرده و آنان را وادار نمایند که علیه عثمان انتقاد کنند؟ من معتقدم که احدی به جز سازندگان داستان ابن سبا این موضوع را امکان پذیر نمی دانند.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  7. Top | #156

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,520
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,474 در 2,243
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سعید بن عاص مشکلات مهمی را برای عثمان در کوفه ایجاد کرد که در ناراضی شدن مردم کوفه علیه عثمان و استاندارانش تاثیر زیادی داشت. روزی سعید گفت: زمین های اطراف شهر، باغ قریش است. مالک اشتر به او گفت: آیا جایی را که ما در آن شمشیر زده و زمین هایی که خداوند آن را به ما غیمت داده است، برای خود و خویشاوندانت باغ قرار می دهی؟ به خدا قسم! اگر احدی قصد آنجا کند، هلاک می شود...(251)
    سعید بدون این که خود توجه داشته باشد، مشکلاتی را در رابطه با تقسیم غنایم بین قریش و سایر قبایل عرب و نیز در این که آیا غنایم، مال تمال مسلمین و از جمله موالی (غیر عرب ها) می باشد یا این که در مرحله اول از آن عثمان و استانداران او بوده و در مرحله دوم از قریش است، ایجاد کرد. در باره قضیه زمین های اطراف شهر و نظر سعید در باره آن، به عثمان نامه نوشت شد و جواب عثمان چیزی نبود، به جز تعبید مالک اشتر و همراهانش به شام و معرفی کردن آن ها به عنوان کسانی که عیله حکومت اسلامی خروج کرده اند و در این مورد قاریان به عنوان اعتراض به خلیفه نامه نوشتند، ولی خیلفه به آن توجهی نکرد. در قسمتی از نامه آن ها آمده است: آیا سعید بر کسانی که اهل پرهیزگاری و فضیلت و درستی می باشند، برتری دارد؟ آنچه تو در مورد او روا داشتی که او را بر مسلمانان تحمیل کردی، نه در دین پسندیده است و نه قابل پذیرش و شنیدن است. در رفتارت با امت محمد (ص) خدا را به یاد داشته باش...(252) حال بعد از این بیان باید داوری کرد و پرسید که آیا مخالفت و کشمکش مردم کوفه به سرپرستی مالک اشتر، در رابطه به حقوق آن ها در غنایم بوده است یا در نتیجه تحریک ابن سوداء و همراهانش؟!
    شایان توجه است که سازندگان قصه ابن سبا اهل شام را از این فتنه استثناء کرده اند و چنین تصور کرده اند که گویا بر خلاف شهرهای دیگر مردم شام از رفتار بد و روش ناروای عثمان و استاندارانش بی خبر بودند و یا به سبب این که پرهیزگارتر از دیگران بودند، بر امام عادل خود عثمان و استاندارانش که ابن سبا آن ها را بد جلوه می داد، خروج نکردند و حال آن که واقعیت آن است که سکوت اهل شام و اعتراض نکردن آن ها به روش عثمان و استانداران او در نتیجه بی خبری و یا پرهیزگاری آن ها نیست، بلکه در اثر شایستگی استانداران او در نتیجه بی خبری و یا پرهیزگاری آن ها نیست، بلکه در اثر شایستگی استاندار آن ها معاویه بود که توانست با اراده و زیرکی در سیاست خود بر آن ها حکومت کند و آن ها را به آن حال نگهدارد.
    گفتار خود در مورد علل ایجاد انقلاب و شورش علیه عثمان و استاندارانش را با بیان نظریه ابن سعد در باره روش حکومت او پایان می دهیم. وی می گوید: هنگامی که عثمان به خلافت رسید، دوازده سال در این مقام باقی بود. در شش ساله اول حکومتش مردم بر او عیبجویی و خرده نمی گرفتند. قریش او را بیش از عمر دوست می داشتند، زیرا عمر بر قریش سخت می گرفت و عثمان در آغاز با آنان به ملایمت رفتار می کرد، اما به تدریج در کار آن ها سستی کرد و شش ساله آخر خلافتش نزدیکان و خانواده خود را به کار گماشت. یک پنجم مالیات مصر را به مروان داد. اموال را به نزدیکانش می بخشید و این کار خود را چنین توجیه می کرد که این عمل همان صله رحم یعنی ارتباط و نیز از بیت المال به عنوان قرض برمی داشت... در نتیجه مسلمانان این گونه کارهایش را بر او عیب گرفتند(253)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  8. Top | #157

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,520
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,474 در 2,243
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    به عقیده من آنچه ابن سعد در رابطه با کارهای زشت عثمان بیان کرد، برای ایجاد انقلاب و شورش مسلمانان عیله عثمان کافی بود و بنابراین لزومی نداشت که مردم منتظر ابن سبا باشند تا آن ها را به ناحق علیه خلیفه خودشان تحریک کنند و ایجاد شورش و انقلاب نمایند.
    برخی از نویسندگان جدید نیز وجود ابن سبا را انکار کرده اند که از جمله آن ها می توان دکتر علی وردی که قبلا نیز به او اشاره شد و دکتر طه حسین(254) و دکتر کامل مصطفی شیبی(255) و نیز سید مرتضی عسکری را که کتابی به نام عبدالله بن سبا(256) تالیف کرده است، نام برد. شیخ محمد حسین کاشف الغطاء نیز به هنگام سخن از عبدالله بن سبا چنین گفته است: عبدالله بن سبا که او را به شیعه چسبانده اند و یا شیعه را به او منسوب کرده اند، کسی است که تمام کتاب های شیعه، آشکارا او را لعن نموده و از او بیزاری می جویند. کمترین سخنی نویسندگان و علمای شیعه هنگام بیان حال او در باره اش می گویند و به آن اکتفا می کنند، این است که عبدالله بن سبا منفورت و ملعون تر از آن است که نامش برده شود. وی سپس می افزاید این گفته بعید نیست که عبدالله بن سبا و مجنون بن عامر و ابی هلال و مانند این قهرمانان همه اشخاص خرافی و ساختگی باشند که قصه نویسان و افسانه گویان شب و داستان سرایان به جعل آن پرداخته اند...(257)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 61213141516

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی