بیت ظهور تبلیغات
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 57

موضوع: تاریخ اسلام در آثار شهید مطهری (ره) جلد دوم

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    اگر کسی حکومت ستمگری را ببیند که چنین و چنان کرده است و سکوت بکند، در نزد پروردگار گناهکار است.
    اما برای امام حسن این مسئله هنوز مطرح نیست، برای امام حسن حداکثر این مطرح است که اگر اینها بیایند، بعد از این چنین خواهند کرد. این که اگر بیایند، بعد از این چنین می کنند غیر از این است که یک کاری کرده اند و ما الان سند و حجتی در مقابل اینها بالفعل داریم.
    این است که می گویند: صلح امام حسن زمینه را برای قیام امام حسین فراهم کرد. لازم بود که امام حسن یک مدتی کناره گیری بکند تا ماهیت امویها که بر مردم مخفی و مستور بود آشکار شود، تا قیامی که بناست بعد انجام گیرد از نظر تاریخ، قیام موجهی باشد.
    پس، از همین قرارداد صلح که بعد معلوم شد معاویه پایبند این مواد نیست عده ای از شیعیان آمدند به امام حسن عرض کردند: دیگر الان این قرارداد صلح کأن لم یکن است - و راست هم می گفتند زیرا معاویه آن را نقض کرد - (97)
    و بنابراین شما بیایید قیام کنید. فرمود: نه، قیام برای بعد از معاویه، یعنی کمی بیش از این، باید به اینها مهلت داد تا وضع خودشان را خوب روشن کنند، آن وقت وقت قیام است. معنی این جمله این است که اگر امام حسن تا بعد از معاویه زنده می بود و در همان موقعی قرار می گرفت که امام حسین قرار گرفت قطعاً قیام می کرد.
    بنابراین از نظر هر سه عاملی که انگیزه های صحیح و مشروع و جدی قیام امام حسین بود، وضع امام حسن با وضع امام حسین کاملاً متفاوت و متغایر بود. از او تقاضای بیعت می کردند و از این بیعت نمی خواستند. (خود بیعت کردن مسأله ای است).




    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    برای امام حسین از ناحیه مردم کوفه، اتمام حجتی شده بود و مردم می گفتند: کوفه دیگر بعد از بیست سال بیدار شده است، کوفه بعد از بیست سال معاویه غیر از کوفه قبل از بیست سال است، اینها دیگر قدر شناس علی شده اند، قدر شناس امام حسن شده اند، قدر شناس امام حسین شده اند، نام امام حسین که در میان مردم کوفه برده می شود اشک می ریزند، دیگر درختها میوه داده اند و زمینها سرسبز شده است، بیا که آمادگی کامل است. این دعوتها برای امام حسین اتمام حجت بود. برای امام حسن برعکس بود، هر کس وضع کوفه را مشاهده می کرد می دید کوفه هیچ آمادگی ندارد.
    مسئله سوم، مسئله فساد عملی حکومت است (فساد حاکم را عرض نمی کنم، فساد حاکم یک مطلب است، فساد عمل حکومت مطلب دیگری است). معاویه هنوز در زمان امام حسن دست به کار نشده است تا ماهیتش آشکار گردد، و تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر زمینه ای (برای قیام) باشد، یا به اصطلاح تکلیفی بالفعل به وجود آید، ولی در زمان امام حسین صددرصد این چنین بود.



    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مواد قرارداد (صلح)


    حال من مقداری از مواد قرارداد را برایتان می خوانم تا ببینید وضع قرارداد چگونه بوده است. مواد قرارداد را به این شکل نوشته اند:
    1. حکومت به معاویه واگذار می شود(98) بدین شرط که به کتاب خدا و سنت پیغمبر و سیره خلفای شایسته عمل کند.
    (در اینجا لازم است مطلبی را عرض کنم:) امیرالمؤمنین یک منطقی دارد و آن منطق این است که می گوید: من به خاطر این که خودم خلیفه باشم یا دیگری، با این که خلافت حق من است قیام نمی کنم، آن وظیفه مردم است، من آن وقت قیام می کنم که آن کسی که خلافت را بر عهده گرفته است کارها را از مجرا خارج کرده باشد، در نهج البلاغه است:
    و الله لا سلمن ما سلمت امور المسلمین، و لم یکن فیها جور الا علی خاصة.(99)
    یعنی مادامی که ظلم فقط بر شخص من است که حق مرا از من گرفته اند، و منهای این، سایر کارها در مجرای خودش است، من تسلیمم، من آن وقت قیام می کنم که کارهای مسلمین از مجرا خارج شده باشد.
    این ماده قرارداد این است (و در واقع) امام حسن این چنین قرارداد می بندد: مادامی که ظلم فقط به من است و مرا از حق خودم محروم کرده اند ولی آن غاصب متعهد است که امور مسلمین را در مجرای صحیح اداره کند من به این شرط حاضرم کنار بروم.






    امضاء


  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    2. پس از معاویه حکومت متعلق به حسن است و اگر برای او حادثه ای پیش آمد متعلق به حسین. این جمله مفهومش این است که این صلح یک مدت موقتی دارد، نه این که (امام حسن) گفت: دیگر ما گذشتیم و رفتیم، این تو و این خلافت، تا هر وقت هر کار می خواهی بکن، نه، تا معاویه هست، این صلح تا زمان معاویه است، شامل بعد از زمان معاویه نمی شود، پس معاویه حق ندارد برای بعد از زمان خودش توطئه ای بچیند: و معاویه حق ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند.
    3. معاویه در شام لعن و ناسزای به امیرالمؤمنین را رسم کرده بود. این را در متن صلحنامه قید کردند که باید این عمل زشت موقوف باشد: معاویه باید ناسزا به امیرالمؤمنین و لعنت بر او را در نمازها ترک کند و علی را جز به نیکی یاد ننماید که این را هم معاویه تعهد و امضاء کرد. اینها روی علی تبلیغ می کردند، می گفتند: علی را ما به این دلیل لعنت می کنیم که - العیاذبالله - او از دین اسلام خارج شده بود. آدمی که اینجا امضا می دهد، لااقل این مقدار اتمام حجت بر او شده که تو اگر علی را یک آدمی می خوانی که واقعاً مستحق لعن است پس چرا متعهد می شوی که او را جز به نیکی یاد نکنی، و اگر مستحق لعن نیست و آن طور که متعهد شده ای درست است پس چرا این طور عمل می کنی؟! که بعد، این را هم زیر پا گذاشت و تا 90 سال این کار ادامه پیدا کرد.






    امضاء


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    4. بیت المال کوفه که موجودی آن پنج میلیون درهم است مستثنی است و تسلیم حکومت شامل آن نمی شود و معاویه باید هر سالی دو میلیون درهم برای حسن بفرستد این قید را کرده بودند برای همین که می خواستند نیاز شیعیان را از دستگاه حکومت معاویه رفع کنند که اینها مجبور نباشند، و بدانند اگر نیازی داشته باشند می شود خود امام حسن و امام حسین مرتفع کنند. و بنی هاشم را از بخششها و هدیه ها بر بنی امیه امتیاز دهد و یک میلیون درهم در میان بازماندگان شهدایی که در کنار امیرالمؤمنین در جنگهای جمل و صفین کشته شده اند تقسیم کند و اینها همه باید از محل خراج دارابجرد تأدیه شود. دارابجرد در اطراف شیراز است که خراج و مالیات این نقطه را به بنی هاشم اختصاص دادند.





    امضاء


  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    5. مردم در هر گوشه از زمین های خدا، شام یا عراق یا یمن و یا حجاز، باید در امن و امان باشند و سیاهپوست و سرخپوست از امنیت برخوردار باشند و معاویه باید لغزشهای آنان را نادیده بگیرد مقصود کینه توزیهایی است که به گذشته مربوط می شود، چون اینها اغلب کسانی بودند که در گذشته با معاویه در صفین جنگیده اند و هیچ کس را بر خطاهای گذشته اش مؤاخذه نکند و مردم عراق را به کینه های گذشته نگیرد. اصحاب علی در هر نقطه ای که هستند در امن و امان باشند و کسی از شیعیان علی مورد آزار واقع نشود و یاران علی بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناک نباشند و کسی ایشان را تعقیب نکند و صدمه ای بر آنان وارد نسازد، و حق هر حق داری بدو برسد و هر آنچه در دست اصحاب علی است از آنان باز گرفته نشود. به قصد جان حسن بن علی و برادرش حسین و هیچ یک از اهل بیت رسول خدا توطئه ای در نهان و آشکار چیده نشود این مواد، مخصوصاً ماده 5 و ماده 3 - که مسئله لعن امیرالمؤمنین است - اگر چه از همان شرط اول تأمین شده زیرا وقتی که او متعهد می شود که به کتاب خدا و سنت پیغمبر و سیره خلفای راشدین عمل کند، طبعاً اینها در آن مستتر است، ولی مع ذلک اینها را که می دانستند مورد توجه خاص معاویه است و برخلاف عمل می کند، برای این که بعدها هیچ گونه تأویل و توجیهی در خصوص این کارها به کار نبرد، به طور خصوصی در مواد قرارداد گنجاندند و در هیچ یک از آفاق عالم اسلام ارعاب و تهدیدی نسبت به آنان انجام نگیرد. خواستند نشان بدهند که ما از حالا به روش تو بدبین هستیم. اینها بود مجموع مواد این قرارداد.




    امضاء


  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    معاویه نماینده ای داشت به نام عبدالله بن عامر. او را با نامه ای که زیر آن را امضا کرده بود فرستاد نزد امام حسن و گفت: شرایط، همه همان است که تو می گویی، هر چه تو در آن صلحنامه بگنجانی من آن را قبول دارم. امام حسن هم این شرایط را در صلحنامه گنجانید. بعد هم معاویه با قسم های خیلی زیادی که من خدا و پیغمبر را ضامن قرار می دهم، اگر چنین نکنم چنان، اگر چنین نکنم چنان، همه این شرایط را گفت و این قرارداد را امضا کردند.
    بنابراین به نظر نمی رسد که در صلح امام حسن، در آن شرایطی که امام حسن می زیست ایرادی باشد، و مقایسه کردن میان صلح امام حسن در مسند خلافت با قیام امام حسین به عنوان یک معترض، با این همه اختلافات دیگری که عرض کردم مقایسه صحیحی نیست، یعنی به نظر این جور می رسد که اگر امام حسن در آن وقت نبود و بعد از شهادت امیرالمؤمنین، امام حسین خلیفه شده بود، قرارداد صلح امضا می کرد، و اگر امام حسن تا بعد از معاویه زنده بود، مثل امام حسین قیام می کرد، چون شرایط مختلف بوده است.





    امضاء


  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    پرسش و پاسخ

    سئوال (اول): اگر امیرالمؤمنین به جای امام حسن علیه السلام می بود، آیا صلح می کرد یا نه؟ حضرت علی علیه السلام می فرمود: من حاضر نیستم یک روز حکومت معاویه را تحمل کنم، چگونه امام حسن راضی به حکومت معاویه شد؟
    جواب: این سئوال را که اگر حضرت امیر علیه السلام در جای حضرت امام حسن بود صلح می کرد یا نه، به این شکل نمی شود جواب داد، بله، اگر شرایط حضرت علی مثل شرایط حضرت امام حسن می بود صلح می کرد، اگر بیم کشته شدنش در مسند خلافت می رفت. ولی می دانیم که شرایط حضرت امیر با شرایط امام حسن خیلی متفاوت بود، یعنی این نابسامانیها در اواخر دوره حضرت امیر پیدا شد، و لهذا جنگ صفین هم جنگی بود که در حال پیشرفت بود و اگر خوارج از داخل انشعاب نمی کردند مسلم امیرالمؤمنین پیروز شده بود. در این جهت بحثی نیست.
    و اما این که شما فرمودید: چرا امیرالمؤمنین حاضر نیست یک روز حکومت معاویه را قبول کند ولی امام حسن حاضر می شود؟ شما این دو را با همدیگر مخلوط می کنید. حضرت امیر حاضر نیست یک روز، معاویه به عنوان نایب او و به عنوان منسوب از قبل او حکومت کند، ولی امام حسن که نمی خواهد معاویه را نایب و جانشین خود قرار دهد، بلکه می خواهد خود کنار برود. صلح امام حسن کنار رفتن است نه متعهد بودن. در متن این قرارداد هیچ اسمی از خلافت برده نشده، اسمی از امیرالمؤمنین برده نشده، اسمی از جانشین پیغمبر برده نشده، سخن این است که ما کنار می رویم، کار به عهده او، ولی به شرط آنکه این که شخصاً صلاحیت ندارد، کار را درست انجام دهد، و متعهد شده که درست عمل کند. پس این دو خیلی تفاوت دارد. امیرالمؤمنین گفت: من حاضر نیستم یک روز کسی مثل معاویه از طرف من نایب من در جایی باشد. امام حسن هم حاضر به چنین چیزی نبود، و شرایط صلح نیز شامل چنین چیزی نیست.


    امضاء


  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    سئوال (دوم): آیا امیرالمؤمنین راجع به چگونگی برخورد با معاویه، وصیتی به امام حسن کرده بودند؟
    جواب: یادم نمی آید که تا به حال برخورد کرده باشم در وصیتهای حضرت امیر که چیزی راجع به این جهت گفته باشند، ولی ظاهراً وضع روشن بوده؛ اگر در متن تاریخ هم نمانده باشد وضع روشن بوده است. امیرالمؤمنین خودش تا آخر طرفدار جنگ با معاویه بود و حتی همان اواخر هم که وضع امیرالمؤمنین نابسامان بود باز چیزی که امیرالمؤمنین را ناراحت می داشت وضع معاویه بود و معتقد بود که باید با معاویه جنگید تا او را از میان برد. شهادت امیرالمؤمنین مانع جنگ جدید با معاویه شد. آن خطبه معروفی که در نهج البلاغه است که حضرت مردم را دعوت به جهاد کرد و بعد از اصحاب با وفایش که در صفین کشته شدند یاد کرد و فرمود:
    این اخوانی الذین رکبوا الطریق، و مضوا علی الحق، این عمار؟ و این ابن التیهان؟ و این ذوالشهادتین؟(100)
    و بعد گریست، این خطابه را در نماز جمعه خواند، مردم را دعوت کرد که حرکت کنند؛ و نوشته اند: هنوز جمعه دیگر نرسیده بود که ضربت خورد و شهید شد. امام حسن هم در ابتدا تصمیم به جنگیدن با معاویه داشت، ولی آنچه که از اصحابش ظهور و بروز کرد از عدم آمادگی و اختلافات داخلی، تصمیم امام حسن علیه السلام را از جنگ منصرف به صلح کرد، یعنی امام حسن دید این جنگیدن یک جنگیدن افتضاح آمیزی است؛ با این مردم جنگیدن، افتضاح و رسوایی است. در ساباط اصحاب خودش آمدند با نیزه به پای او زدند.



    امضاء


  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2017
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    8,207
    صلوات
    292
    دلنوشته
    3
    الهی و ربی من لی غیرک
    تشکر
    12,152
    مورد تشکر
    13,164 در 4,336
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    یکی از امتیازات بزرگ جریان امام حسین این است که امام حسین یک هسته نیرومند ایمانی به وجود آورد که اینها در مقابل هر چه شدائد بود مقاومت کردند. تاریخ نمی نویسد که یک نفر از اینها به لشکر دشمن رفته باشد، ولی تاریخ می نویسد که عده زیادی از لشکر دشمن در همان وقایع عاشورا به اینها ملحق شدند؛ یعنی در اصحاب امام حسین کسی نبود که ضعف نشان دهد مگر یک نفر (یا دو نفر) به نام ضحاک بن عبدالله مشرقی که از اول آمد به امام حسین گفت: من با شما می آیم ولی یک شرطی با شما دارم و آن این است که تا وقتی که احتمال بدهم وجود من به حال شما مفید است هستم، ولی از آن ساعتی که بدانم دیگر ذره ای به حال شما نمی توانم مفید باشم، مرخص شوم. با این شرط حاضر شد، امام هم قبول کرد. آمد و تا روز عاشورا و تا آن لحظات آخر بود، بعد آمد نزد امام و گفت: من طبق شرطی که کردم الآن دیگر می توانم بروم چون حس می کنم که دیگر وجود من برای شما هیچ فایده ای ندارد. فرمود: می خواهی بروی برو. یک اسب بسیار دونده عالی یی داشت، سوار این اسب شد و چند شلاق محکم به آن زد که اسب را به اصطلاح اجیر و آماده کرده باشد. اطراف محاصره بود. نقطه ای را در نظر گرفت. یک مرتبه به قلب لشکر دشمن زد ولی نه به قصد محاربه، به قصد این که لشکر را بشکافد و فرار کند. زد و خارج شد. عده ای تعقیبش کردند. نزدیک بود گرفتار شود. اتفاقاً در میان تعقیب کنندگان شخصی بود که از آشنایان او بود، گفت: کاری به او نداشته باشید، او که نمی خواهد بجنگد، می خواهد فرار کند. رهایش کردند، رفت. ولی غیر از این، هیچ کس ضعف نشان نداد؛ اما اصحاب امام حسن ضعف و رسوایی نشان دادند. (اگر حضرت صلح نمی کرد) یک کشته شدنی بود برای امام حسن مقرون به رسوایی از طرف اصحاب خودش. پس اینها با همدیگر تفاوت دارد.
    غرض این است که امیرالمؤمنین باز هم تصمیم به جنگ داشت و امام حسن هم در ابتدا تصمیم به جنگ داشت ولی اموری که از مردم کوفه ظهور و بروز کرد مانع شد که امام به جنگ ادامه دهد. حتی امام (خیمه گاه) لشکرش را به همان مقدار کمی هم که آمدند، بیرون از شهر زد، گفت: بروید در نخیله کوفه، خودش هم خطبه خواند، مردم را دعوت کرد، و وقتی هم که خطبه خواند یک نفر جواب مثبت نداد تا عدی بن حاتم بلند شد و مردم را ملامت کرد و بعد گفت: من خودم که راه افتادم، و خودش راه افتاد، یک هزار نفری هم داشت، بعد دیگران راه افتادند، و بعد خود امام حسن راه افتاد رفت به نخیله کوفه، ده روز آنجا بود، فقط چهار هزار نفر جمع شدند. بار دوم حضرت آمد مردم را بسیج کرد. این بار جمعیت زیاد آمدند، ولی باز در همانجا ضعف نشان دادند، به یک عده از رؤسای شان پول دادند، شب فرار کردند و رفتند، یک عده به شکل دیگر، و یک عده به شکل دیگر؛ حضرت دید زمینه، دیگر زمینه جنگیدن افتخارآمیز نیست.




    امضاء


صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی