بیت ظهور تبلیغات
صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 142021222324
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 237 , از مجموع 237

موضوع: تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #231

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,855
    تشکر
    3,637
    مورد تشکر
    5,488 در 2,257
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    7 - قانون و یا سامشی و تعدیل: این منصب از مشاغل معتبر در دیوان بزرگ بود، که به طور کلی عبارت بوده است از ترتیب دفاتر ممیزی و حساب مالیات ها.
    8 - مستخرجی ولایات: هندوشاه نخجوانی، معنی استخراج را باز دانستن احوال متصرف ولایات تعریف نموده، وظیفه مستخرج را رسیدگی به حساب مالیات ها و حقوق دیوانی ولایات و استرداد مبلغی که متصرف ولایات احتمالا اضافه بر مالیات مقرر از مودیان گرفته، یاد کرده است.
    مستخرج، معمولا وقتی به ولایتی فرستاده می شد، که از زیاده ستانی متصرف و حاکم آن جا، شکایت شده بود و او می باید در کار متصرف تحقق نماید ناواجب از هر کس گرفته باشد، استرداد نموده و به مستحقان برسانند و او را معزول گرداند و به دیوان آورده
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #232

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,855
    تشکر
    3,637
    مورد تشکر
    5,488 در 2,257
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    9- حکومت و متصرفی: حاکم و متصرف، برای اداره ی امور ناحیه، به ولایتی معین می شد و او عهده دار وصول مالی دیوان و نیز پرداخت برواتی بود، که از دیوان بزرگ، بر عهده آن ولایت صادر می گردید. نخجوانی، این شغل را بر حسب اختیارات و وظایف متعدد، چهار نوع می شمارد:
    الف - متصرفی ولایت به امانت که وظیفه متصدی آن، مراقبت در دخل و خرج و تعیین حقوق دیوانی مقرر، بر مودیان و اخذ آن بود.
    ب - حکومت و متصرفی به ضمان و مقاطعه: متصدی این شغل، به تدبیر امور ولایت اهتمام می نمود و حقوق دیوانی را وصول می کرد و وجوه بروات صادر شده از دیوان بزرگ را از محل عواید محلی می پرداخت.
    ج - متصرفی تمغاها: این مقام، عهده دار تمغا (مالیات، تجارت، کسب و پیشه) بود و می باید در ضبط اموال تمغا و استیفای حقوق از تجار اهتمام و عواید آن را صرف پرداخت وجه بروات دیوان بزرگ نماید.
    د متصرفی ولایات مزروعی: چنین متصرفی، در ولایاتی که عواید دیوانی آن جا، از مالیات بر محصول کشاورزی بود معین می شد در این خصوص، وظایفی مشابه متصرفی تمغا بر عهده داشت، با این تفاوت که متصرف ولایات مزروعی، مسوول حصول مال و حقوق دیوانی متعلق به محصول زارعی بود.
    عنوان حکومت و متصرفی برای منصب تصدی اداره ی شرعی (بیت المال) نیز به کار می رفته است و این متصرف را (حاکم بیت المال) و (متصرف بیت المال) هم می گفتند.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  4. Top | #233

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,855
    تشکر
    3,637
    مورد تشکر
    5,488 در 2,257
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    10 - منشی الممالک: نخجوانی، در دستور الکاتب، در ذکر القاب و ادعیه منشی الممالک، او را (صاحب اعظم، لسان الدوله، القا آینه، موتمن الحضرت الایلخانیه، منشی الممالک الخاقانیه) می خواند و می نویسد: وی کار زینت دربار و جاه و مقام ایلخانانند. علاوه بر کاتبان، منشیان، متصدیان دیگری هم در تهیه و صدور فرامین و مکتوبات، دست داشتند مانند: آلچیان و تمغاچیان صحه و امضای فرمان ها و هم چنین کسانی که تاریخ مکتوبات را می نوشتند.
    11 - قاضی القضات: منصب قاضی القضاتی، پیش از دوره ی مغول و از جمله در عهد سلجوقیان، نیز وجود داشته است. محضر قاضی و محل محکمه ی شرع را دارالقضات، و مقر قاضی القضات را دیوان قضاء ممالک می گفتند.
    خواجه رشید الدین فضل الله، را دیوان قضاء ممالک می گفتند.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  5. Top | #234

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,855
    تشکر
    3,637
    مورد تشکر
    5,488 در 2,257
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خواجه رشید الدین فضل الله، در کتاب آیین کشورداری، چنین می نویسد:
    وی به استماع مرافعات و فصل مخاصمات و کتب مسجلات و توقیعات و تعیین نواب و ترتیب کتاب و مورخان جهت حج و وثایق و قبالات و عقود و مناکحات و قسمت موارث و ترکات و محافظت بیت المال و اموال ایتام و سفها و سایر لوازم و لواحق و حرام، بین حق و باطل سعی کند و در رفع مرافعات و قطع منازعات بین متداعبین، مساوات را رعایت نماید. بر این اقرار، رسیدگی زوحکم در مورد کلیه دعاوی شرعی و صدور اسناد معاملات و عقود و امور مربوط به اراث، حفظ اموال بیت المال و سایر امور حسبی، در صلاحیت قضات بوده است. هم چنین نظارت بر موقوفات جزء وظایف اصلی قاضی القضات بود (278).
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  6. Top | #235

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,855
    تشکر
    3,637
    مورد تشکر
    5,488 در 2,257
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    قضات ولایات، شهرها و نواحی مملکت از طرف قاضی القضات معین می شدند. در دیوان قضا (دارالقضا)، مامورانی خدمت می کردند که آنان را کاتب مورخ اسناد و قباله ها، امین دارالقضا یا امین حکم، مدیر و وکیل می نامیدند.
    در دوره ی غازان خان به قضات نیز اقطاعاتی داده شده و شماره ی قضات زمیندار تا حدی فزونی گرفت در نتیجه ی این احوال، اشتراک منافع قضات و مالکان، افزایش یافت پیش از این، قضات میان مردم عادی از یک طرف و طبقه ممتاز و عمال کشوری و لشکری از طرف دیگر، طبقه متوسطی را تشکیل می دادند و برای مردم عادی در حکم مراجع نسبتا بی طرف و عادی بودند، لذا، داوری نزد آنان می بردند اما همین که منافع قضات، با طبقه ی زمیندار یکی شد، آنان دیگر بی طرف نماندند (279).
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  7. Top | #236

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,855
    تشکر
    3,637
    مورد تشکر
    5,488 در 2,257
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    غیر از محاکم عمومی یا محاکم شرعی، که در آن جا، قضات نسبت به دعاوی مردم طبق احکام شرع و موازین اسلامی، رسیدگی و حکم صادر می کردند، محاکم دیگری هم وجود داشت که به لحاظ وضع (280) اصحاب دعوی، یا مبنای رسیدگی و حکم یا ماهیت موضوع، صلاحیت قضات در دعاوی خاصی را داشتند، و از این رو، می توان این محاکم را به اصطلاح محاکم اختصاصی نامیده که شامل مراجع زیر بوده است:
    الف - دیوان حکمیت: دیوان حکمیت، مقید به رسیدگی و حکم بر مبنای احکام دینی و موازین اسلامی نبود، بلکه می توانست بر اساس معدلت، یا قواعد عرف و عادت، دعاوی را قطع نماید، که خاصه در نیمه قرن هشتم هجری بیش تر رواج داشت؛ و این رواج بیش تر به این علت بود که بر اثر تقویت نفوذهای محلی و غلبه ی مجدد شیوه ی زندگی صحرانشینی، این نوع رسیدگی قضایی، که مطلوب طبع حکام محل و امرای ترک و مغول بود، در مقابل محاکم اسلامی، حمایت موثر یافت.
    ب - دیوان یارغو: یارغو کلمه مغولی، به معنی دعوای قضایی است و بنابراین، دادرسی قضایی را نیز یارغو می گفتند. این دیوان به دعاوی میان مغولان یا میان آنان و غیر مغولان و هم چنین به جرایمی که جنبه سیاسی داشت رسیدگی می کرد.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  8. Top | #237

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,855
    تشکر
    3,637
    مورد تشکر
    5,488 در 2,257
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آن لمبتون در کتاب تاریخ میانه ایران می نویسد:
    یکی از قدیمی ترین اشارات به یارغو، موردی است که در روزگار سلطنت هولاکو، برای تاج الدین بن سلایا اردبیلی، رخ داد. هلاکو در هنگام حمله به بغداد، ارقتونویان را برای تصرف قلعه اردبیل گسیل داشت تاج الدین با هدایا و پیشکش نزد او آمد و گفت که به علامت اطاعت قلعه را تسلیم خواهد کرد ولی نتوانست بار دیگر وارد قلعه شده که اکراد را به تسلیم قلعه وادارد. ارقتوت تاج الدین را به نزد هلاکو، که به طرف بغداد رفته بود فرستاد یارغوئی علیه او تشکیل شد و مقصر اعلام گشت.
    غازان خان پس از نبرد، یارغوئی را در اوجان برگزار کرد و امرایی را که باعث شکست سپاهیان ایلخانی شده بودند به محاکمه کشید (281).
    ج - قضاوت امیر اولوس (282): امیر اولوس، ضمن سایر اختیارات خود، حق قضاوت هم داشت. وی در هفته دو روز به اتفاق وزرا و قضات و اعیان حوزه حکومتی خود به رسیدگی دعاوی و قضاوت می پردازد و دعاوی را بر طبق قوانین شریعت و عدالت و انصاف و قواعد یاسا قطع می نماید، امیر اولوس حق اجرای مجازت مقرر را نیز داشت.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 142021222324

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی