صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

موضوع: بررسی شخصیت اجتماعی زن در قرآن کریم

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    June 2012
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    1,558
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    21,069
    مورد تشکر
    24,862 در 7,323
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    مثلاً مرد را از این نظر بر زن فضیلت و برتری داده که سهم ارث او دو برابر زن است، و زن را از این نظر بر مرد فضیلت داده که خرج خانه را از زن ساقط کرده است، پس نه مرد باید آرزو کند که‌ ای کاش خرج خانه به عهده‌ ام نبود، و نه زن آرزو کند که ‌ای کاش سهم ارث من دو برابر برادرم بود. بعضی دیگر برتری را مربوط به عمل عامل کرده، نه اختصاص به زن دارد و نه به مرد، بلکه هرکس فلان قسم از اعمال را انجام داد، به آن فضیلت ‌ها می ‌رسد (چه مرد و چه زن) و هرکس انجام نداد (باز چه مرد و چه زن) بار می ‌ماند و کسی نمی‌‌ تواند آرزو کند که ‌ای کاش من هم فلان برتری را می‌ داشتم، مانند فضیلت ایمان و علم و عقل و سایر فضایلی که دین آن را فضیلت می‌ داند، این قسم فضیلت فضلی است از خدا که به هرکس بخواهد می ‌دهد، و لذا در آخر آیه می ‌فرماید: «وَ اسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ... »

    در اسلام زن در تمامی احکام عبادی و حقوق اجتماعی شریک مرد است، او نیز مانند مردان می تواند مستقل باشد، و هیچ فرقی با مردان ندارد (نه در ارث و نه در کسب و انجام معاملات، و نه در تعلیم و تعلم، و نه در بدست آوردن حقی که از او سلب شده، و نه در دفاع از حق خود و نه احکامی دیگر) مگر تنها در مواردی که طبیعت خود زن اقتضا دارد که با مرد فرق داشته باشد.

    اسلام بین زن و مرد از نظر تدبیر شؤون اجتماع و دخالت اراده و عمل در جامعه تساوی برقرار نموده است، همانطور که مرد می‌ تواند برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد، زن نیز از این حق بهره‌ مند است. اساسی که دین اسلام بر آن بنا شده است فطرت است و فطرت اقتضا دارد حقوق تمامی افراد انسان مساوی باشد و اجازه نمی ‌‌دهد یک طائفه نسبت به طائفه دیگر از حقوق بیشتری برخوردار باشد و فطرت حکم به عدالت اجتماعی می‌ نماید؛ یعنی هر صاحب حقی به حق خود برسد بدون آنکه حقی مزاحم حق دیگر باشد. خداوند در آیات قرآن زنان را در امر مهم بیعت با پیامبر اسلام(ص) شریک می ‌سازد:

    امضاء


  2. تشكر



  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    June 2012
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    1,558
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    21,069
    مورد تشکر
    24,862 در 7,323
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَی أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَ لَا یَسْرِقْنَ وَ لَا یَزْنِینَ وَ لَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَ لَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. [7]


    و بیان می‌کند که زن در زیربنای این دین نقش اساسی دارد لذا باید سهم خود را در استواری و نگهداری این بنیان ایفا کند. و همچنین خداوند در این آیه سوره توبه:

    «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ یُطِیعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُوْلَئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیم». [8]

    رسالت مهمی را بر دوش آنان قرار داده است و آن نظارت بر امور اجتماع و اجرای فرائض دین در جامعه در قالب امر به معروف و نهی از منکر است.

    نتیجه:

    آیات قرآن کریم که در زمان انحطاط مفرط شخصیت زن نازل شد حکم به تساوی زن و مرد در همه امور از جمله در امور اجتماعی داد. اسلام بین زن و مرد از نظر تدبیر شئون اجتماع و دخالت اراده و عمل در جامعه هیچ تفاوتی قائل نشده است، همانطور که مرد می ‌تواند برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد، زن نیز از این حق بهره‌مند است. اساسی که دین اسلام بر آن بنا شده است فطرت است و فطرت اقتضا دارد حقوق تمامی افراد انسان مساوی باشد و اجازه نمی‌‌دهد یک طائفه نسبت به طائفه دیگر از حقوق بیشتری برخوردار باشد و فطرت حکم به عدالت اجتماعی می‌ نماید. قرآن در روزگاری به زن شخصیت داد و احترام به این ریحانه بر مرد واجب نمود که جامعه معتاد زنده به گور کردن آن بود.

    امضاء


  5. تشكر


  6. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    June 2012
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    1,558
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    21,069
    مورد تشکر
    24,862 در 7,323
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    اشکال:


    در قرآن ایده برتری مرد بر زن وجود دارد، چه اینکه در سوره نساء سرپرستی زن به مرد واگذار شده است و این نوعی پست دانستن جنس زن و ارزش قائل نشدن برای این گروه است.

    برای دستیابی به جواب این اشکال، به قیمومت مرد بر زن در قرآن کریم می‌ پردازیم.

    قیمومت مرد بر زن

    معنای این واژه که از کلمه «قوام» مشتق شده است؛ قیام به امر شخص دیگر است. [9] و معنای «قوام» در اینجا؛ کسی است که تدبیر و اداره امور زن را به عهده دارد و احتیاجاتش را برآورده می‌ کند. [10] از آنجا که طبیعت و فطرت زن مناسب و مطابق با وظایف سنگینی است که نیاز به آمادگی جسمی، روحی و عقلی عمیق دارد و از آن رو که زن دارای روحی لطیف و عاطفه‌ای رقیق می ‌باشد، وظیفه حفظ، بقاء و پرورش نسل انسانی به او واگذار شده است. [11] و مطمئناً این وظائف محوله نیازمند رفاه، آرامش و آسایش است. وظیفه تأمین نیازهای ضروری زن و نیز وظیفه حمایت از او بر عهده مرد است و معلوم گردید که این مسئولیت و تقسیم کار فضل و برتری محسوب نمی ‌‌شود.

    در مباحث پیشین گفته شد که قرآن برتری مرد را بر زن نمی ‌‌پذیرد، اشکالی به این سخن وارد شد که آیه‌ای از سوره‌ نساء برتری مرد بر زن را تأیید کرده است، آنجا که آورده:

    «اَلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَ اللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا». [12]

    مردان سرپرست و نگهبان زنانند به خاطر برتری‌ هایی که خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به خاطر انفاق‌ هایی که از اموالشان می‌ کنند.

    از شبهاتی که در این موضوع طرح و بحث می ‌شود قیمومیت و معنای آیه شریفه است، که در دستیابی به جواب از این اشکال و برتری مرد بر زن در قرآن نقش مهمی ایفا می ‌کند.

    اولاً: باید توجه نمود آنجا که زن در مقابل مرد و مرد در مقابل زن به عنوان دو صنف مطرح است هرگز مرد قوام و قیّم زن نیست و زن هم تحت قیمومیت مرد نیست. بلکه قیمومیت مربوط به موردی است که زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل زن باشد.

    امضاء


  7. تشكر


  8. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    June 2012
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    1,558
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    21,069
    مورد تشکر
    24,862 در 7,323
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ثانیاً: قوام بودن در این مقام نیز نشانه کمال و تقرب الی الله نیست، همچنان که در وزارتخانه‌ ها، مجامع، جامعه ‌ها افرادی هستند که قوام دیگری یعنی مدیر مسئول و کارگزار و مانند آن هستند اما این مدیریت فخر معنوی نیست، بلکه یک مسئولیت اجرایی و تقسیم کار است. و ممکن است کسی که ریاست آن مؤسسه را به عهده ندارد، خالصانه ‌تر از قیّم کار کند و ارزش کار او نزد خدا مقرّب ‌تر باشد.

    قوام بودن مربوط به مدیریت اجرایی است، توانایی مرد در مسائل اجتماعی و شم اقتصادی و تلاش و کوشش او برای تحصیل مال و تأمین نیازمندیهای منزل و اداره زندگی بیشتر است. و چون مسئول تأمین هزینه مرد است، سرپرستی داخل منزل هم با مرد است. اما این چنین نیست که از این سرپرستی بخواهد مزیتی بدست آورد و بگوید من چون سرپرستم پس افضل هستم بلکه این یک کار اجرایی است، وظیفه است نه فضیلت.

    روح قیوم و قوام بودن وظیفه است؛ به همین خاطر قرآن کریم به زن نمی‌‌ گوید تو در فرمان مرد هستی بلکه به مرد می ‌گوید: تو سرپرستی زن و منزل را به عهده داری. اگر این آیه به صورت تبیین وظیفه تلقی شود، نه اعطای مزیت آنگاه روشن می‌ شود که:

    «اَلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ» به معنای: «یا أیها اَلرِّجَالُ کُونُواْ قَوَّامِینَ» یعنی ای مردها شما به امر خانواده قیام کنید، است. همانطوری که بر اساس مسائل قضائی می‌ فرماید:

    «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ... »[13]
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید قیام به عدالت کنید.

    «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ... » به این معنا نیست که زن اسیر مرد است و مرد قوام و قیم و فرمانروا است و می ‌تواند به دلخواه خود عمل کند. هرگز این تکلیف نیامده فتوای یک جانبه بدهد و به مرد بگوید تو فرمانروا هستی و هرچه می‌ خواهی بکن؛ اسلام این دو حکم الزامی را در کنار هم ذکر می‌ کند از یک سو به زن در مقابل شوهر دستور تمکین می‌ دهد و از سوی دیگر به مرد در مقابل زن دستور کارپردازی و سرپرستی می‌ دهد و این هر دو بیان وظیفه و جریان امور خانواده است و هیچ یک نه معیار فضیلت است و نه موجب نقص. [14]

    در نتیجه اولاً: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ... » مربوط به زن در مقابل شوهر است نه زن در مقابل مرد. [15] البته علامه طباطبایی تعمیم می‌ دهد که بیان خواهد شد.

    امضاء


  9. تشكر


  10. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    June 2012
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    1,558
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    21,069
    مورد تشکر
    24,862 در 7,323
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ثانیاً: این قیمومیت معیار فضیلت نیست بلکه وظیفه است.

    ثالثاً: قیم بودن زن و مرد در محور اصول خانواده است. گاهی زن قیم مرد است و گاهی مرد قیم زن. اگر مادر، پسر را از کاری نهی کرد و گفت: این کار مایه آزردگی من می ‌شود، در اینجا اطاعت مادر واجب است. بر اساس این آیه شریفه:

    «وَقَضَی رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا». [16] و پسر نمی‌‌ تواند بگوید که من چون در رتبه اجتهادی به سر می ‌برم یا مهندس و طبیب شده ‌ام دیگر تحت فرمان مادر نیستم و در حقیقت در چنین مواردی زن بر مرد قیم است، مادر بر پسر قیم است؛ گرچه پسر مجتهد و یا متخصص باشد. [17]

    اما گروه دومی از مفسرین قیمومت را برای جنس مرد بر جنس زن دانسته‌اند نه فقط در مورد زن و شوهر. [18]

    «اَلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ» مردان بر زنان تسلط و حق نگهبانی دارند مانند تسلط و نگهبانی و الیها بر رعیت‌ هایشان، و مردان مراقب احوال زنان بوده و کجی های آنان را راست می ‌کنند. «مردان را در جثه و نیرو و ادراک و حسن تدبیر و کمال عقل بر زنان برتری داده است.»[19]

    علامه طباطبایی فرموده‌اند: حیات زن، حیاتی احساسی است. همچنانکه حیات مرد، حیاتی تعقلی است. و به خاطر همین اختلافی که در زن و مرد هست، اسلام در وظایف و تکالیف عمومی و اجتماعی که قوامش با یکی از این دو چیز یعنی تعقل و احساس است، بین زن و مرد فرق گذاشته، آنچه ارتباطش به تعقل بیشتر از احساس است (از قبیل ولایت و قضا و جنگ) را مختص به مردان کرد، و آنچه از وظایف که ارتباطش بیشتر با احساس است تا تعقل مختص به زنان کرد، مانند پرورش اولاد و تربیت او و تدبیر منزل و امثال آن.


    امضاء


  11. تشكر


  12. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    June 2012
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    1,558
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    21,069
    مورد تشکر
    24,862 در 7,323
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    همچنین قیمومیت مرد بر زنش به این نیست که سلب آزادی از اراده زن و تصرفاتش در آنچه مالک آن است بکند، و معنای قیمومت مرد این نیست که استقلال زن را در حفظ حقوق فردی و اجتماعی او، و دفاع از منافعش را سلب کند، پس زن همچنان استقلال و آزادی خود را دارد، هم می‌ تواند حقوق فردی و اجتماعی خود را حفظ کند، و هم می‌ تواند از آن دفاع نماید و هم می‌ تواند برای رسیدن به این هدف‌ هایش به مقدماتی که او را به هدفهایش می‌ رساند متوسل شود.

    بلکه معنای قیمومت مرد این است که مرد به خاطر اینکه هزینه زندگی زن را از مال خودش می ‌پردازد، تا از او استمتاع ببرد، پس بر او نیز لازم است در تمامی آنچه مربوط به استمتاع و هم خوابگی مرد می ‌شود او را اطاعت کند، و نیز ناموس او را در غیبت او حفظ کند، و وقتی غایب است مرد بیگانه را در بستر او راه ندهد، و آن بیگانه را از زیبایی های جسم خود که مخصوص شوهر است تمتع ندهد و نیز در اموالی که شوهرش در طرف ازدواج و اشتراک در زندگی خانوادگی به دست او سپرده و او را مسلط بر آن ساخته خیانت نکند.

    امضاء


  13. تشكر


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی