بیت ظهور تبلیغات
صفحه 1 از 13 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 124

موضوع: درآمدی بر سیاست و حکومت در نهج البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض درآمدی بر سیاست و حکومت در نهج البلاغه

    پیش گفتار

    بسم الله الرحمن الرحیم
    نهج البلاغه، پس از قرآن کریم گرانقدرترین میراث اسلام است. این کتاب مجموعه ای به ابعاد وجودی یک انسان کامل می باشد.
    نهج البلاغه شفاء و مرهمی برای همه دردهای فردی و اجتماعی و راهی از ملک تا ملکوت است.
    نهج البلاغه گنجینه معرفت بی انتها و دستور العملی است برای سیادت این جهانی و سعادت آن جهانی، نهج البلاغه کتاب سیاست و حکومت، ارشاد و آموزش، تشویق و تنبیه، برهان و بصیرت است. نهج البلاغه کتاب جامعی می باشد که در همه میدانها - که احیاناً بعضی با بعضی متضادند - تکاور بیان را به جولان درآورده است.
    امام خمینی قدس سره در عظمت نهج البلاغه و جامعیت آن می فرماید:
    کتاب نهج البلاغه که نازل روح اوست برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خود و خودخواهی خود معجونی است برای شفاء و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مجموعه ای است دارای ابعادی به اندازه ابعاد یک انسان و یک جامعه انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش می رود و هر چه جامعه ها به وجود آید و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند. (1)
    و همچنین در وصیت نامه الهی، سیاسی خود - آنجا که افتخارات مکتب تشیع را بیان می دارد - می فرماید: ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی بالاترین کتاب رهایی بخش است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است. (2)
    متاسفانه چنین گنجینه تمام نشدنی، سالها پس از استقرار حکومت علوی، هنوز در جامعه ما، خصوصاً در جوامع علمی و دانشگاهی کتابی ناآشنا است. در حالیکه ما بر اساس نهج البلاغه انقلاب کردیم و امام خمینی قدس سره که از ذوب شدگان در ولایت علی علیه السلام بوده با تاسی از کلام و سیره آن بزرگوار و بهره گیری از نهج البلاغه توانسته چنین انقلاب عظیمی ایجاد نماید و حکومت علوی را تاسیس کند.
    بی شک دوام و بقاء و استمرار انقلاب و حکومت اسلامی ما نیز در گرو عمل به نهج البلاغه است. این امر مستلزم شناخت و معرفت کامل و همه جانبه این کتاب عظیم می باشد. در نظام اسلامی برای هر مسؤول پیش از واگذاری مسؤولیت خصوصاً در پستهای کلیدی باید یک دوره کلاس نهج البلاغه ترتیب داده شود تا درس حکومت داری، شیوه برخورد با مردم و اداء حقوق مردم و توجه به بیت المال را بیاموزد.
    نهج البلاغه نیاز جامعه امروز ما و نیاز جهان اسلام و جهان بشری است. بشری که بدنبال عدالت و صلح جهانی است. حال که رهبر فرزانه انقلاب به بهانه وجود دو عید غدیر در سال 1379 این سال را به نام سال امام علی علیه السلام نامیدند بر حوزویان، دانشگاهیان و روشنفکران و اهل بیان و بنان است که پیرامون ابعاد شخصیتی آن حضرت مطالعه و تحقیق نمایند تا جامعه ما - خصوصاً نسل جوان ما - با الگوگیری از شخصیت جامع آن حضرت به عنوان یک انسان کامل، زندگی فردی و اجتماعی خود را شکل دهند.
    رهبر معظم انقلاب فرموده اند:
    همان طوری که می دانید، امسال هم در آغاز، هم در پایان خود مزین به عید مبارک غدیر است سال 1379، دو عید غدیر دارد خیلی مناسب است که ما این سال را به این مناسبت، سال امام امیر المومنین، علی بن ابیطالب علیه السلام بدانیم و بنامیم و خودمان را به آن بزرگوار نزدیک کنیم.
    امیر المؤمنین علیه السلام یک الگوی کامل برای همه است، جوانی پرشور و پر حماسه او، الگوی جوانان است، حکومت سراسر عدل و انصاف او، الگوی دولت مردان است، زندگی سراپا مجاهدت و سرپا مسؤلیت او، الگوی همه مؤمنان است، آزادگی او، الگوی همه آزادگان جهان است، سخنان حکمت آمیز و درس های ماندگار او، الگوی عالمان و دانشمندان و روشنفکران است. (3)
    این نوشتار که با الهام از رهنمود مقام معظم رهبری، در بدو امر برای اردوی آموزشی امام علی علیه السلام دانشجویان دانشگاه قم به درخواست نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه قم تنظیم و سپس تکمیل گردیده، فقط از یک زاویه به نهج البلاغه نگریسته است و آن سیاست و حکومت می باشد.
    وقتی از این منظر به نهج البلاغه می نگریم، امام را بر کرسی حکومت و رهبری است می بینیم که آئین کشور داری را برای استانداران، فرمانداران و تمامی کارگزاران خود شرح می دهد. رموز انحطاط و اوج گرفتن آن ها، سرنوشت اقوام ظالم و ستمگر و راه وصول به یک آرامش اجتماعی و سیاسی را با پخته ترین عبارات و لطیف ترین و دقیق ترین اشارت بیان می کند و عالی ترین درس های حکومت داری و زمامداری و تدبیر را به همه کسانی که پیروان واقعی او هستند می آموزد. در میان خطبه ها و نامه ها خصوصاً نامه 53 حضرت فرهنگ سیاست دینی و معنوی و دستور العمل حکومتی اسلام را بطور دقیق تبیین کرده است.
    امید است که با فضل الهی این اثر ناچیز مورد رضایت آن امام همام قرار گرفته و همچنین همه سیاستمدارانی که سعی و تلاششان حرکت در مسیر آن حضرت می باشد، از این نوشتار بهره مند گردند.
    در خاتمه ضمن عرض ارادت بی شائبه به ساحت حکیم فرزانه مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای که با نامیدن این سال به نام امام علی علیه السلام و تأکید بر پژوهش و تحقیق در جهت شناختن و شناساندن شخصیت جامع علی علیه السلام و نهج البلاغه، انگیزه نوشتن این کتاب را در من ایجاد نمودند، از مساعدت و همکاری همه کسانی که در تدوین و چاپ این نوشتار ما را یاری رساندند تقدیر و تشکر می نمایم؛ خصوصاً از همسر و فرزندانم که با سعه صدر و ایجاد محیط مناسب نقش مهمی را ایفاء نمودند. همچنین از صاحبنظران و خردورزان انتظار می رود با نقد عالمانه در جهت کمال و غنای نوشتار ما را یاری نمایند.
    محمدمهدی باباپور
    حوزه علمیه قم - اول رجب 1420
    فصل اول:




    امضاء

  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سیاست


    1 - معنای سیاست

    واژه سیاست از حیث لغت و کاربردهای مختلف، معانی گوناگونی دارد، از جمله: حکم راندن، اداره کردن امور مملکت، عدالت و داوری. (4) لغت دانان عرب در تبیین معنای کلمه سیاست می نویسند:
    ساس الناس سیاسه تولی ریاستهم و قیادتهم (5) ؛ به سیاست قوم خود پرداخت؛ یعنی رهبری و مدیریت آنان را پذیرفت. زعامت و ریاست جمعی را به عهده گرفتن، از مفاد اساسی کلمه سیاست است.
    همچنین در معنای سیاست آمده است: القیام علی الشی بما یصلحه ؛ (6) اقدام به کاری بر اساس مصحلت. سیاست فاضله سیاستی است که موجب تکمیل اخلاق و سعادت انسان ها می شود. (7)
    با توجه به معانی لغوی واژه سیاست، می توان معانی ریاست، رهبری، هدایت و مدیریت را در تعریف سیاست اخذ کرد. در روایتی از امام هشتم علیه السلام آمده است:
    امامت، سیاست است. در زیارت جامعه کبیره، در اوصاف ائمه معصومین آمده است:
    السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله... و قاده لامم و اولیاء النعم و عناصر الابرار و دائم الاخیار و ساسه العباد و ارکان البلاد ؛ (8)
    سلام بر شما، اهل بیت نبوت و جایگاه رسالت... و پیشوایان امت ها و اولیای نعمت ها و پایه های نیکوکاران و تکیه گاه خوبان و سیاست کنندگان بندگان خدا و ارکان محکم شهرها...
    این عبارات، به ویژه قاده الامم و ساسه العباد صریحاً زمامداری و سیاست مداری را از صفات و شؤون ائمه معصومین علیهم السلام می شمارد.
    امام حسن علیه السلام می فرماید: ندبنا الله السیاسه الامه؛ (9)
    امام صادق علیه السلام فرمود:
    ان الله عزوجل ادب نبیه فاحسن ادبه فلما اکمل له الادب قال انک لعلی خلق عظیم ثم فوض الیه امر الدین و الامه لیسوس عباده ؛ (10)

    امضاء

  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خداوند پیامبرش را تربیت کرد و خوب تربیت کرد، وقتی که تربیت او را تکمیل نمود، فرمود: تو دارای اخلاق نیک و عظیمی هستی، سپس امر دین و امت را به پیامبر واگذار کرد، تا سیاست امور بندگان را به عهده بگیرد. (11)
    به همین جهت است که امام خمینی قدس سره می فرماید:
    سیاست در رأس تعلیمات انبیاء الهی بوده است. (12)

    امضاء

  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام می خوانیم:
    ثم حق سائسک بالملک و کل سائس امام... و اما حق سائسک بالملک فان تطیعه و لا تعصیه .
    سائس، یعنی سیاست مدار که در این حدیث با امامت مساوی گرفته شده و اطاعت از وی واجب و فرض است.
    کلمه سیاست در سخنان امام علی علیه السلام نیز به چشم می خورد:
    بئس السیاسه الجور؛ بدترین سیاست ظلم است.
    جمال السیاسه العدل فی الامره و العفو مع القدره ؛
    زیبایی سیاست، عدالت در حکومت و عفو هنگام قدرت است.
    حسن السیاسه قواه الرعیه؛ نیکی سیاست، تقویت رعیت است.
    حسن السیاسه یستدیم الریاسه؛
    سیاست نیکو ریاست و حکومت را دوام می بخشد.
    من حسنت سیاسه وجبت طاعته؛
    کسی که سیاستش نیکو است، اطاعتش واجب است.
    من حسنت سیاسه دامت ریاسته؛
    کسی که سیاستش نیکو است، ریاستش پابرجا است.
    ملاک السیاسه العدل؛ ملاک و معیار سیاست عدل است.
    الریاسه کالعدل فی السیاسه؛
    ریاست مثل عدالت است در سیاست. (13)

    امضاء

  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    با توجه به معانی واژه سیاست، هدف آن در جامعه مدیریت صحیح جامعه و زعامت بر مردم می باشد. مسأله سیاست آن قدر مهم است که افلاطون می گوید:
    سیاست و اخلاق برای تأمین سعادت بشری ضروری اند. (14)
    از این رو ارسطو می گوید: انسان طبیعتاً یک حیوان سیاسی است. (15)
    او همچنین می گوید:
    غایت همه دانش ها و هنرها نیکی است و غایت دانش سیاسی که از همه دانش ها ارجمندتر است، بالاترین نیکی هاست. در سیاست، نیکی جز دادگری نیست که صلاح عامه بدان وابسته است. (16)
    شهید بهشتی فرمود: سیاست از دیانت، حتی از عبادت جدا نیست.(17)
    مدرس، قهرمان عرصه دین و سیاست گفت: دیانت ما عین سیاست و سیاست ما عین دیانت ما و منشأ سیاست ما دیانت ماست.


    امضاء

  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    2 - تعریف اصطلاحی سیاست

    تعریف اصطلاحی علم سیاست با معانی لغوی آن در ارتباط کامل می باشد.
    اینک به برخی از آن تعریف ها اشاره می شود:
    امام خمینی قدس سره: سیاست به معنای این که جامعه را راه ببرد و هدایت کند به آن جایی که صلاح جامعه و صلاح افراد هست، این در روایت ما برای نبی اکرم با لفظ سیاست ثابت شده است. در آن روایت هم هست که پیامبر اکرم مبعوث شد که سیاست امت را متکفل باشد. (18)
    آیت الله مکارم شیرازی:
    سیاست مدیریتی است که حاکم بر زندگی دسته جمعی و گروهی انسان است. اگر این مدیریت جهت گیری اش به سوی قرب الی الله و تربیت نفوس انسانی باشد سیاست اسلامی می شود. (19)
    آیه الله گرامی:
    سیاست در مفهوم عامش همان امامت است و در روایت از امام هشتم علیه السلام: امامت، سیاست است و شخص امام سائس است. در نهج البلاغه، عهدنامه مالک آمده است: کسی را که اعلم در سیاست است، انتخاب کن.
    در زیارت جامعه کبیره ساسه العباد آمده است: سیاست به معنای عام مدیریت مجتمع است و سیاست اسلامی؛ یعنی مدیریت مجتمع اسلامی در روابط داخلی و خارجی با حفظ مبانی اسلام. (20)
    آیه الله معرفت:
    بهترین تعریفی که در نوشته قدماء دیدیم، در نوشته ابو حامد غزالی (متوفای 505) است. او می گوید: سیاست وسایل حیات انسان را در جامعه در دسترس او قرار می دهد. ما از مجموع گفته های بزرگان سیاست را این طور تعریف می کنیم: شناخت کامل اوضاع و احوال جامعه و آگاهی از چگونگی برقراری روابط مسالمت آمیز بین افراد، گروه ها و ملت ها که در پیشرفت آن جامعه و آن ملت و برای تحقق یافتن هدف ها و خواسته های درست آن ها نقش اساسی ایفاء کنند. اما متأسفانه عده ای خواستند سیاست را طور دیگری معنا کنند، تا آن را از دین جدا نمایند. مثلاً می گفتند: سیاست؛ یعنی خدعه نیرنگ و دروغ. (21)
    امضاء

  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    علامه محمد تقی جعفری:
    مدیریت و توجیه انسان ها با نظر به واقعیت های انسان آنچنان که هست و انسان آنچنان که باید باشد از دیدگاه هدف های عالی مادی و معنوی، سیاست نامیده می شود. به عبارت دیگر مدیریت، توجیه و تنظیم زندگی اجتماعی انسان ها در مسیر حیات معقول. سیاست با نظر به این تعریف همان پدیده مقدس است که اگر به طور صحیح انجام بگیرد، با ارزش ترین (یا حداقل) یکی از باارزش ترین تکاپوهای انسانی است که در هدف بعثت پیامبران الهی منظور شده و عالی ترین کار و تلاشی است که یک انسان دارای شرایط می تواند انجام بدهد. این همان عبادت با ارزش است که در اسلام به طور واجب کفایی مقرر گشته است و در صورت انحصار اشخاص برازنده و شایسته برای انجام وظیفه سیاست در یک یا چند انسان برای آنان واجب عینی می ماند (22) و می گوید: اگر کسی بگوید من اهل سیاست نیستم، من کاری با سیاست ندارم؛ یعنی من اهل حیات معقول نیستم، من کاری با حیات معقول ندارم. (23)
    با توجه به معانی خوب و مقدسی که در منابع دینی ما و در کلمات علماء و بزرگان از سیاست شده، چرا نزد عموم مردم، حتی نزد بعضی از خواص این واژه منفور است؟ واژه سیاست مانند بعضی از واژه های دیگر، مثل آزادی، (24) علم و... قربانی هوس بازی بشری گشته و قداست و عظمتی که در مفاهیم آن ها وجود دارد، به نابودی کشانده شده است، به طوری که وقتی آزادی گفته می شود، بی بند و باری که ضد همه اصول و قواعد ارزشی انسان است، تداعی می شود. با شنیدن علم موشک های نابود کننده، بمب های شیمیایی و امثالهم به یاد می آید و یا کلمه استعمار که در لغت به معنای آبادانی و عمران است، اما در استعمال به معنای غارت و چپاول است.
    سیاست هم از آن کلمات است که به جهت شیوع استعمال آن در فرصت طلبی ها، نیرنگ بازی ها، دروغ ها و زورگویی ها، سیاست مدار در چهره یک نفر حقه باز، شیاد و نابکار از آن به ذهن تبادر می کند.
    عبده، شاگرد سید جمال، سلاطین وقت خیلی بر او فشار آوردند، ایشان نوشت که اعوذ بالله من لفظ ساس یسوس سیاسه که به کلی از سیاست تبری جست.
    امام خمینی قدس سره می فرماید:
    آیت الله کاشانی در قلعه فلک الافلاک محبوس بود. رئیس زندان آن جا روزی به آقای کاشانی گفته بود: شما چرا در سیاست دخالت می کنید. سیاست شأن شما نیست. ایشان به او گفتند: اگر من دخالت در سیاست نکنم، کی دخالت بکند. (25)
    امضاء

  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    امام خمینی قدس سره در ادامه فرمود:
    مرا نزد رئیس سازمان امنبت بردند، او ضمن صحبت هایش، گفت: آقا سیاست عبارت از دروغ گویی است، عبارت از خدعه است، عبارت از فریب است، عبارت از پدرسوختگی است، این را بگذارید برای ما. من به او گفتم: این سیاست شماست، البته این سیاست هیچ ربطی به سیاست اسلامی ندارد. این سیاست شیطانی است و اما سیاست به معنای این که جامعه را راه ببرد و هدایت کند. به آن جایی که صلاح جامعه و صلاح افراد هست، این در روایات ما برای نبی اکرم با لفظ سیاست امت را متکفل باشد. (26)
    امام خمینی قدس سره با این نگرش به سیاست، فرمود:
    ... والله اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی کردند. سیاست من از اسلام سرچشمه می گیرد. (27)
    نیز فرمود: من از آن آخوندها نیستم که در این جا بنشینم و تسبیح در دست بگیرم. من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خود سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. این معنا را که کسی بگوید اسلام به زندگی چه کار دارد، این جنگ با اسلام است، این نشناختن اسلام است. اسلام با سیاست چه کار دارد! این جنگ به اسلام است. (28)
    نیز فرمود: دین اسلام یک دین سیاسی است که همه چیزش سیاست است، حتی عبادتش... اسلام از همه ادیان بیش تر در این معنا پافشاری دارد. همه احکامش یک احکام مخلوط به سیاست است... نمازش مخلوط به سیاست است، حجش مخلوط به سیاست است، زکاتش مخلوط به سیاست است، اداره مملکت سیاست است.... (29)
    نیز فرمود:
    نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادی آن از نسبت صد به یک بیش تر است. از یک دوره کتاب حدیث که حدود پنجاه کتاب است و همه احکام اسلام را در بر دارد، سه یا چهار کتاب مربوط به عبادات و وظایف انسان به پروردگار است، مقداری احکام هم به اخلاقیات مربوط است، بقیه همه مربوط به اجتماعیات، اقتصادیات، حقوق و سیاست است. (30)
    امضاء

  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    همچنین فرمود:
    قرآن کریم و سنت پیامبر آنقدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند، بلکه بسیاری از احکام عبادی اسلام، عبادی سیاسی است که غفلت از این ها این مصیبت را به بار آورده است. (31)
    پس چرا عده ای می خواهند، تعریف دیگری از سیاست ارائه دهند و یا آن را از دین جدا کنند؟
    امام خمینی قدس سره دلیل این مسأله را دو چیز می داند:
    الف) عدم شناخت صحیح اسلام تا آن جایی که دخالت در حکومت و سیاست را به مثابه یک گناه و فسق می دانستند و شاید بعضی بدانند و این فاجعه بزرگی است که اسلام مبتلای به آن است. (32)
    ب) دسیسه استعمار: این ها می خواهند با این کار ملت های مسلمان را از دخالت در سرنوشت شان باز دارند (33) و یا به تعبیر علامه طباطبایی رحمه الله:
    می خواهند ضمانت اجرای مقررات دینی را از بین ببرند. (34)
    امام خمینی قدس سره در مقابله با این طرز تفکر می فرماید: اگر کسی دین را از سیاست جدا بداند، خدا، رسول و ائمه معصومین را تکذیب کرده است (35)
    و تردیدی نیست که نغمه جدایی دین از سیاست از سوی دشمنان اسلام است؛ (36) زیرا اسلام دینی است که با سیاست آمیخته است. (37)
    ولایتی که رسول خدا در اداره جامعه داشت، بدون تردید برای ولی فقیه نیز در دوران غیبت ثابت است و این از مسائل ضروری و بدیهی است. (38)
    این ولایت همان ولایت رسول الله است؛ (39) زیرا برقراری نظام سیاسی غیر اسلامی به معنای نادیده گرفتن بعد سیاسی اسلام است. (40)
    دخالت در سیاست در رأس تعلیمات انبیا است. (41)
    امضاء

  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,079
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,129 در 737
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بنابراین، امام سیاست را در این عبارات دقیقاً به معنای هدایت، ریاست و زعامت امت و رهبری جامعه به سوی کمال و اداره امور جامعه و مردم به سوی فلاح و رستگاری است. چرا که آنچه که در رأس تعلیمات انبیاء است، هدایت بشر است، فلذا در دیدگاه امام سیاست همان هدایت و راهبرد بشر و جامعه است به کمال و قرب الی الله.
    امضاء

صفحه 1 از 13 1234511 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی