بیت ظهور تبلیغات
صفحه 31 از 31 نخستنخست ... 212728293031
نمایش نتایج: از شماره 301 تا 305 , از مجموع 305

موضوع: خط مشهای سیاسی نهج البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #301

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,480
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,162 در 761
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بنابراین، مردم سه نقش عمده دارند:
    1. نقش ایجادی، که این نقش را با بیعت ایفا می کنند.
    2. نقش ابقایی، که با همراهی، مشارکت واطاعت، در صدد ایفای آن برمی آیند.
    3. نقش اصلاحی، که با نصیحت، امر به معروف ونهی از منکر، مشورت واستیضاح، به ایفای نقش می پردازند.
    سخنان حضرت علیه السّلام در این باره فراوان است، در جایی می فرماید:
    لولا حضور الحاضر وقیام الحجّة بوجود الناصر.(474)
    ودر کلامی دیگر می فرماید:
    بسطتم یدی فکففتها، ومددتموها فقبضتها...(475)
    که اشاره به اصرار مردم بر بیعت با حضرت علیه السّلام دارد.
    ودر جای دیگر فرموده است:
    أیّها النّاس... انّ هذا أمرکم لیس لاحد فیه حق الّا ماأمّرتم؛
    ای مردم! این (حکومت) امر شما است، هیچ کس جز آن که شما او را امیر گردانید، حق حکومت بر شما را ندارد.(476)
    امضاء

  2. تشكر

    cheshgiran (27-06-2019)

  3. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  4. Top | #302

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,480
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,162 در 761
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ملاک اصلی در مشروعیت سیاسی، این است که نظام سیاسی بر اساس خواست ورضایت مردم باشد وبه جایگاه وحقوق ایشان احترام بگذارد ودر جهت مصالح مردم ورشد وتعالی ایشان گام بردارد.
    با مروری بر نهج البلاغه، بهترین شاخصه های مشروعیت را ملاحظه می کنیم:
    1. دولت ونظام سیاسی، نماینده مردم است. حضرت علیه السّلام به کارگزاران دولت می فرماید:
    فانّکم خزّان الرّعیّة، ووکلاء الامّة، وسفراء الائمّة.
    شما خزانه داران مردم، نمایندگان امت وسفیران رهبران هستید.(477)
    2. سمت گیری سیاست ها باید بدون هیچ گونه تبعیضی به نفع توده ها ودر جهت جلب رضایت مردم باشد. امام علیه السّلام در توصیه های جامع خود به مالک اشتر نخعی، ضمن دعوت وی به انصاف با مردم، در تقابل عوام وخواص، او را جلب رضایت عوام، به معنای توده مردم، دعوت می فرماید:
    انصف اللَّه وانصف الناس... ولیکن احبّ الامور الیک... واجمعها لرضی الرعیّة، فانّ سخط العامّة یجحف برضی الخاصّة وانّ سخط الخاصّة یغتفر مع رضی العامة.
    با خدا ومردم انصاف داشته باش... وباید که برای تو پسندیده ترین کارها... جامع ترین آن ها در جلب خشنودی ورضایت مردم باشد که بی شک، خشم همگانی، اثر رضایت خواص را از بین می برد، در حالی که خشم خواص، با خشنودی عامه مردم، بخشوده می شود.(478)
    امضاء

  5. تشكر

    cheshgiran (27-06-2019)

  6. Top | #303

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,480
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,162 در 761
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3. مردم صاحبان اصلی حکومت وبیت المال هستند. حضرت در نامه ای به طلحه وزبیر گوشزد می کند که مردم بودند که با اصرار بر بیعت با من، این حکومت را راه اندازی کردند.(479) در جایی دیگر، این مهم را گوشزد می کند که نکند خواص ونزدیکانی که پیرامون تو هستند، تو را از صاحبان اصلی حکومت، که توده مردم هستند، غافل کنند.(480)
    4. مصالح عموم، بر منافع شخصی اولویت قطعی دارد. حضرت علیه السّلام در نامه خود به مالک اشتر نخعی (که باید به حق، آن را نظام نامه حکومت نامید) می فرماید:
    واحذر کلّ عمل یرضاه صاحبه لنفسه، ویکره لعامّة المسلمین.
    از انجام هر کاری که با انگیزه سود شخصی خوشایند باشد، اما با در نظر گرفتن مصلحت اجتماعی مسلمانان ناخوشایند باشد، بر حذر باش.(481)
    همین اولویت را در عزل محمد بن ابی بکر از ولایت مصر وگماردن مالک اشتر نخعی مشاهده می کنیم. گر چه جایگاه محمد بن ابی بکر نزد امام علیه السّلام، جایگاهی قابل توجه بود وامام علیه السّلام وی را عزیز می داشت، اما به علت حساسیت ولایت مصر ولیاقت بیش تر مالک اشتر نخعی، این جابه جایی را انجام داد وناخشنودی قابل رفع دوست خود، محمد بن ابی بکر را - که امری شخصی است - بر مصالح عامه مردم مصر، که والی توانمندتری را طلب می کرد، ترجیح داد.(482)
    5. عدالت نقش زیر بنایی در مشروعیت دارد. حضرت علیه السّلام با آن سخن شگفت خود، در برابر ابن عباس (که ایشان را در حال وصله زدن کفش خود دید) به همه فهماند حکومتی مشروع است که در آن، اقامه ئ حقی یا ازاله باطلی شود؛ یعنی بر محوریت عدالت حرکت کند و الا ارزش آن حکومت، از یک کفش در حال وصله خوردن، کم تر است (کنایه از این که چنین حکومتی هیچ مشروعیتی ندارد).
    امضاء

  7. تشكر

    cheshgiran (27-06-2019)

  8. Top | #304

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,480
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,162 در 761
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حاکمیت

    حق حاکمیت، از مباحث مربوط به مشروعیت است؛ چون حاکمیت، قدرت سیاسی فوق سازمان ها، گروه ها واشخاص است وبه بیان ابن خلدون: ولا تکون فوق یده یداً قاهراً؛ قدرت قاهره، بالاتر از دیگر قدرت ها است، که بالاتر از آن، قدرتی چه از لحاظ داخلی وچه از لحاظ خارجی وجود نداشته باشد.(483) بنابراین، حاکمیت، تفوق سلسله مراتب نظامات دولتی، بر دیگر نظامات حقوقی ای است که در یک اجتماع متشکل سیاسی وجود دارد. پس اولاً مطلق است وثانیاً بر اشخاص است نه اشیا.(484)
    در فرهنگ اسلامی، حق حاکمیت، در مرحله اول، از آن خداوند متعال است که او انسان ها را بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم ساخته وهیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند.
    امضاء

  9. تشكر

    cheshgiran (27-06-2019)

  10. Top | #305

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,480
    تشکر
    934
    مورد تشکر
    1,162 در 761
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    هم چنان که درباره مشروعیت، مبانی ومنابع مختلفی مطرح بود، درباره حق حاکمیت نیز نظریاتی مطرح است:(485)
    1. حق طبیعی حاکمیت: برخی حاکمیت را حق طبیعی وموروثی می دانند ولذا برخی نژادها را آسمانی می دانند.
    2. حق الهی حاکمیت: حاکمیت بالاصاله در همه جنبه ها به خداوند اختصاص دارد وانسان ها نه به علت خاصیت طبیعی یا وراثتی، بلکه به لحاظ ملاک هایی مانند عصمت، علم وعدالت، در جامعه ولایت پیدا می کنند.
    3. حق اشرافی حاکمیت: افلاطون وپیروان وی از فلاسفه، بر این باورند که حق حاکمیت، ویژه طبقه برگزیده (نخبه) است ودیگران نه حق اشتغال به این کا را دارند ونه حق انتخاب آنان را.
    4. حق عموم مردم: یعنی همه مردم به شکل مساوی آفریده شده ومذهب نباید در امر حاکمیت، دخالت وتعیین تکلیف کند.
    5. حق خدا ومردم: این نظریه مربوط به مسلمانان است که از دیدگاه اهل سنت وشیعیان باید به آن توجه داشت:
    الف: نظریه اهل تسنن: این گروه بر این باورند که وضع قوانین کلی، امری الهی است؛ ولی تعیین حاکم برای وضع واجرای قوانین جزئی وحکم بر طبق مصالح وسرانجام، آمریت وولایت، بر عهده مردم است واین مهم، با بیعت وشورا تحقق می پذیرد. اینان شرط حاکم را عدالت وسیاست می دانند نه فقاهت وفلسفه.
    ب - نظریه شیعه: معتقدان به مکتب تشیع، بر این باورند که مردم در مورد معصومین علیهم السّلام حق انتخاب ندارند وباید به نظریه نصب قائل شد.(486)




    امضاء

  11. تشكر

    cheshgiran (27-06-2019)

صفحه 31 از 31 نخستنخست ... 212728293031

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی