بیت ظهور تبلیغات
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 48

موضوع: خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,003
    صلوات
    224
    دلنوشته
    2
    السلام علیک یا خامس آل عبا
    تشکر
    7,174
    مورد تشکر
    6,113 در 1,540
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    نیابت خاصه

    نیابت خاصه، آن است که امام، اشخاص خاصی را نایب خود قرار دهد، و به اسم و رسم معرفی کند، و هر کدام را، به وسیله نایب پیش او، به مردم بشناساند.

    نیابت عامه

    نیابت عامه، آن است که امام، ضابطه ای کلی به دست دهد، تا در هر عصر، فرد شاخصی که آن ضابطه، از همه جهت، و در همه ابعاد، بر او صدق می کند، نایب امام شناخته شود، و به نیابت امام، ولی جامعه باشد، در امر دین و دنیا.
    بنابراین، کسانی که در دوره غیبت صغری، نیابت داشتند، و با اسم و رسم معرفی شده بودند، نایب خاص نامیده می شوند، و کسانی که آغاز غیبت کبری نیابت داشته اند و دارند، و بر طبق ضابطه معین شده سوی خود امامان، به نیابت رسیده اند، نایب عام نامیده می شوند. نایبان خاص را نواب خاص، و نواب اربعه(73) می گویند. نواب اربعه - چنانکه همین تعبیر پیداست - چهار تن بوده اند، همه علما و زهاد و بزرگان شیعه:



    امضاء

  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,003
    صلوات
    224
    دلنوشته
    2
    السلام علیک یا خامس آل عبا
    تشکر
    7,174
    مورد تشکر
    6,113 در 1,540
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    1 - عثمان بن سعید


    نخستین نایب خاص مهدی علیه السلام، عثمان بن سعید اسدی عمروی(74) بود، در گذشته - ظاهراً - بعد 260 هجری قمری، به خاک سپرده در بغداد.
    عثمان بن سعید، یاران و اصحاب و شاگردان مورد وثوق امام دهم و امام یازدهم بود، و خود در زیر سایه امامت تربیت یافته بود. در دوره آن دو امام نیز، وکیل امور ایشان بود. هم امام علی هادی علیه السلام، و هم امام حسن عسکری علیه السلام، او را تمجید و توثیق فرموده بودند، و اطمینان خود را نسبت به او ابراز داشته بودند. پس درگذشت امام یازدهم، و پیش آمدن امر غیبت، عثمان بن سعید، سوی حضرت مهدی علیه السلام، به نیابت خاص منصوب گشت، و واسطه میان امام و شیعیان شد.



    امضاء

  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,003
    صلوات
    224
    دلنوشته
    2
    السلام علیک یا خامس آل عبا
    تشکر
    7,174
    مورد تشکر
    6,113 در 1,540
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    2 - محمد بن عثمان


    دومین سفیر و نایب، محمد بن عثمان بن سعید عمروی بود، در گذشته سال 305 هجری قمری، به خاک سپرده در بغداد.
    وی فرزند سفیر اول، عثمان بن سعید بود. او جانب امام یازدهم نیز تمجید و توثیق شده بود. عثمان بن سعید، به هنگام مرگ خود، امر نیابت را، به فرمان امام غایب، به فرزند خویش محمد سپرد، و او واسطه میان امام و شیعیان گردید. مدت نیابت محمد عثمان و سفارت او، بیش کم، 40 سال به طول انجامید.




    امضاء

  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,003
    صلوات
    224
    دلنوشته
    2
    السلام علیک یا خامس آل عبا
    تشکر
    7,174
    مورد تشکر
    6,113 در 1,540
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    حسین بن روح نوبختی


    سومین سفیر، شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی بود، در گذشته سال 326 هجری قمری.
    وی، از شیوخ مورد اعتماد محمد بن عثمان بود. یکی دیگر بزرگانی که مورد اعتماد محمد بن عثمان بود و نزدیکان و اصحاب او بود، جعفر بن احمد بود. این بزرگان، همه، اهل معرفت و ایمان و قبول و تسلیم بودند، دیانت آنان چنان کامل بود، که همیشه و در همه امور، تسلیم نظر امام خود بودند. نوشته اند که برخی چنین تصور می کردند که نیابت امام دوازدهم، پس از محمد بن عثمان، به جعفر بن احمد خواهد رسید. چون هنگام در گذشت محمد بن عثمان فرا رسید، جعفر بن احمد در بالای سر محمد بن عثمان نشسته بود: و شیخ ابوالقاسم حسین بن روح در پایین پای او. محمد بن عثمان، در آن حال، رو کرد به جعفر بن احمد و گفت: من مامور شدم که ابوالقاسم بن روح را وصی گردانم، و امور را به او واگذارم. چون جعفر بن احمد این سخن را شنید، جای خود برخاست، و دست حسین بن روح را گرفت، و او را در بالای سر محمد بن عثمان نشانید، و خود در پایین پای وی نشست. همچنین آوردند که محمد بن عثمان، هنگامی بزرگان و مشایخ شیعه را گرد آورد و گفت: هر گاه برای من حادثه ای پیش آید و مرگم فرا رسد، وکالت (و نیابت امام دوازدهم) با ابوالقاسم روح خواهد بود. من مامور شدم که او را به جای خود معرفی کنم.



    امضاء

  6. تشكر

    sazokar98 (07-07-2019)

  7. Top | #35

    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    تاریخ عضویت
    July 2019
    شماره عضویت
    11685
    نوشته
    1
    تشکر
    3
    مورد تشکر
    0 در 0
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خیلی خوب بود ممنون از تاپیک خوبتون

  8. Top | #36

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,003
    صلوات
    224
    دلنوشته
    2
    السلام علیک یا خامس آل عبا
    تشکر
    7,174
    مورد تشکر
    6,113 در 1,540
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    علی بن محمد سمری

    چهارمین سفیر، شیخ ابوالحسن علی بن محمد سمری بود، در گذشته سال 329 هجری قمری، به خاک سپرده در بغداد، نزدیک آرامگاه عالم و محدث بزرگ، ثقه الاسلام، محمد بن یعقوب کلینی.
    این بزرگان، و عالمان، و روحانیون برسته و متقی و زاهد و آگاه، در دوره غیبت صغری، هر یک پس از دیگری، نایب خاص امام دوازدهم بودند، و امر مردم را می گذراندند، و واسطه میان امام و شیعیان بودند.(75) شیخ محمد بن یعقوب کلینی، مولف کتاب الکافی، که از او یاد کردیم نیز در سال 329 (یا: 328) هجری قمری در گذشته است. بنابر این، شیخ کلینی، هم عصر نواب اربعه بوده است.(76)





    امضاء

  9. Top | #37

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,003
    صلوات
    224
    دلنوشته
    2
    السلام علیک یا خامس آل عبا
    تشکر
    7,174
    مورد تشکر
    6,113 در 1,540
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    5 - نایبان عام، در غیبت کبری

    شب که خورشید جهانتاب نهان نظر است - قطع این مرحله با نور مهی باید کرد.
    چنانکه یاد شد، در هیچ دوره ای غیبت، پیوند حضرت حجت ابن الحسن علیه السلام با مردم نگسلیده است. در دوره غیبت صغری، سفارت و نیابت خاصه وجود داشت، و چهار تن، یکی پس دیگری، سفیر خاص و نایب مشخص امام بودند. و چون آن دوره گذشت، دوره غیبت کبری آغاز شد، و آخرین سفیر و نایب خاص، شیخ ابوالحسن علی بن محمد سمری، مامور گشت تا به کسی وصیت نکند، و کسی را به عنوان نایب خاص معرفی ننماید، و آغاز غیبت کبری را اعلام دارد.
    ...و بدینگونه، دوران طولانی غیبت کبری آغاز گشت. دوره غیبت کبری، دوره نیابت عامه است.
    در دوره غیبت کبری و نیابت عامه، چنانکه یاد کردیم، در هر عصری، عالم بزرگی که واجد همه شرایط لازم فقاهت و رهبری باشد، در راس جامعه قرار می گیرد، و رهبری آن اوست، و رجوع مردم به اوست، و او صاحب ولایت شرعیه است به نیابت از امام.
    بنابراین اصل دینی، مشروع بودن امور، و اسلامی بودن روابط سیاسی و اجتماعی، و مشروعیت حکومت، و لازم الاجرا بودن مقررات دولتی، همه و همه، بستگی دارد به تصویب و تنفیذ نایب امام (علیه السلام)، و اگر نایب امام، حکومتی را تصویب و تنفیذ نکند، آن حکومت، طاغوتی است، زیرا چنین حکومتی ارتباطی به خدا، و امامت و نظارت شرعی و الاهی، ندارد.(77)
    در اینجا باید یاد کنیم که این مقام، و این نیابت، به وسیله خود ائمه طاهرین علیه السلام، به بویژه حضرت حجت بن الحسن المهدی علیه السلام، به عالم واجد شرایط، تفویض گشته است. بنابر این، مخالفت با دستور و رد بر حکم چنین پیشوای دینی، رد بر امام است، و رد بر امام، رد بر پیامبر است، و رد بر پیامبر، رد بر خدا و احکام خداست. و حکم آن معلوم است. و این متن دینی ما، و روایات امامان ماست.(78)
    نکته دیگری که باید یاد کرد، این است که این مقام تنها برای حفظ فروع فقهی و انتقال موجودیت تشیع، و نگهبانی دین خداست. بنابر این، باید همواره کسی در راس جامعه شیعه قرار گیرد، که شایستگیها و اهلیتهای لازم را داشته باشند. و چون چنین کسی، به اعلمیت یا اولویت - چنانکه بزرگان دین گفته اند(79) - در راس جامعه دینی و اسلامی قرار گرفت، دیگر مجتهدان و عالمان، باید مقام او را پاس دارند، و به وحدت رهبری، و مرکزیت یافتن قدرت دینی کمک رسانند... تا بدینگونه، دین خدا، و توده های متدین، همواره پناهگاهی محکم، و دژی استوار داشته باشند، و خطرهای گوناگون روزگار، و فسادهای جباران، و تباهی آفرینیهای اهریمنان و بیدینان مصون مانند، و تا قدرتهای فاسد شیطانی نتوانند ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را بربایند، و نتوانند تربیتهای تباه حیوانی، و افکار ضد خدایی و ضد اسلامی را، در میان نسلها و محیطها رواج دهند، و تا دنیاداران و باطل پرستان مجال نیابند که بنیاد تربیت انبیایی را متزلزل سازند، و کلمه حق را فرو دارند، و کلمه باطل را فرا آرند.





    امضاء

  10. Top | #38

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,003
    صلوات
    224
    دلنوشته
    2
    السلام علیک یا خامس آل عبا
    تشکر
    7,174
    مورد تشکر
    6,113 در 1,540
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    6 - ایام...

    مسئله ایام، و تداول ایام، در میان افراد و اقوام، مسئله ای بسیار مهم است. ایام، ظرف اعمال و حوادث است. و گردش آنها، در میان مردمان، طبق فلسفه الاهی تاریخ، بر منوال خاص است. خداوند در سوره آل عمران، آیه 140، چنین می فرماید:
    وتلک الایام نداولها بین الناس، ولیعلم الله الذین آمنو...
    - ما دولت روزگار را، هر چند گاه، به دست کسانی می دهیم، تا مقام اهل ایمان، به امتحان، معلوم گردد.(80)
    همه ایام روزگاران، برای بشریت، امتحان است، لیکن یکی از مهمترین دوره های این امتحان بزرگ - چنانکه یاد شد - دوره غیبت کبری است. خداوند، این فرصت امتحانی را به مردمان داد، و آنان را به اختیار خویشتن گذارد و ایام را همچنان میان آنان برگزار کرد - و برگزاری می کند - تا این امتحان عظیم و گسترده نیز برگزار شود. البته، غیبت و ایام غیبت، نظر عاطفه های مذهبی، واقعیتی درد آور بوده و هست. زیرا که دوری آن پیشوای دلسوز و مربی محبوب، هجرانی سوزان و فراقی غمبار را در پی آورد، فراقی که انسانهای کامل و بشر دوستان معتقد، و مردم با ایمان را بسی سوخت و گداخت، و داستان این مشتاقی و مهجوری، پایاب شکیبایی از دستشان ربود، و اشکشان را بر این چمن و گل، که بی فروغ رخ ساقی رنگی نداشت، پاشید.
    و اکنون سالهاست که این دوره ادامه یافته است. و مردم ما معتقدند که مهدی علیه السلام، به اذن خدا، زنده است، و در جهان می زید، لیکن نهان از عموم مردمان، تا روزی که به هنگام حصول اقتضای تام، خود را - به امر خدا - ظاهر سازد، و از پرده غیبت به در آید، و پا در میان اجتماعات نهد، و ضمن انقلابی پر شور و پر غوغا، و حرکتی خونین و دامن گستر، بشریت مظلوم را نجات بخشد، و رسم توحید را بر پا دارد، و درفش دادگری را، بر فراز بلندترین آبادیهای گیتی، به اهتزاز در آورد.





    امضاء

  11. Top | #39

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,003
    صلوات
    224
    دلنوشته
    2
    السلام علیک یا خامس آل عبا
    تشکر
    7,174
    مورد تشکر
    6,113 در 1,540
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    فصل چهارم: در کتابهای پیشینیان


    1 - در کتابهای پیشینیان (بشارتها)


    از روزگاران کهن، داستان ظهور مصلح، در آخرالزمان، اصلی اساسی بوده است. پیشینیان بشر، پیوسته، آن را به یادها می آورده اند. اکنون نیز پس از گذشتن قرنها، در خلال یادگارهای انسانهای قدیم، آثاری هست که ما را به گفته بالا رهنمونی می کند.
    اصولاً، فتوریسم(81) یعنی اعتقاد به دوره آخرالزمان، و انتظار ظهور منجی، عقیده ای است که در کیشهای آسمانی یهودیت (جوداییسم)، و زردشتی (زور استریانیسم)، و مسیحیت (در سه مذهب عمده آن: کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس)، و مدعیان نبوت عموماً، و دین مقدس اسلام خصوصاً، به مثابه یک اصل مسلم قبول شده است. و درباره آن در مباحث تئولوژیک مذاهب آسمانی، رشته تئولوژی بیبلیکال، کاملاً شرح و بسط داده شده است.(82)
    بشارتها و پیشگوییهایی که درباره مهدی و ظهور مهدی، در کتابهای مقدس، و دیگر آثار پیشین، و در سخنان حکمای قدیم، رسیده است فراوان است. برخی فاضلان، پاره ای این بشارتها و این سخنان را گرد آورده اند.(83) گفته اند حتی در آثار مصر قدیم نیز در این باره کلماتی آمده است. ما در اینجا به برخی مدارک بشارتهای گذشتگان و سخنان انسانهای روزگاران قدیم، در چند قسمت، اشاره می کنیم.





    امضاء

  12. Top | #40

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,003
    صلوات
    224
    دلنوشته
    2
    السلام علیک یا خامس آل عبا
    تشکر
    7,174
    مورد تشکر
    6,113 در 1,540
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    2 - در آیین زردشتی

    در کتابها و آثار زردشت و زردشتی، درباره آخرالزمان، و ظهور موعود، مطالب بسیاری آمده است، جمله در این کتابها:
    کتاب اوستا
    کتاب زند
    کتاب جاماسب نامه.(84)
    کتاب داتستان دینیک.(85)
    کتاب زراتشت نامه.(86)
    در دین زردشت، موعودهایی معرفی شده اند که آنان را سوشیانت می نامند. این موعودها سه تن بوده اند که مهمترین آنان آخرین ایشان است. و او سوشیانت پیروزگر خوانده شده است. و این سوشیانت، همان موعود است، چنانکه گفته اند:
    سوشیانت مزدیسنان، به منزله کریشنای برهمنان، بودای پنجم بودائیان، مسیح یهودیان، فارقلیط عیسویان، و مهدی مسلمانان است.(87)
    اشاره خواهیم کرد، که در هر روزگاری، و در میان هر قومی و امتی، و در هر سرزمینی، و به زبان هر پیامبر، یا حکیم، یا بزرگی، که سخن موعود رفته است، به تعبیرها، و اصطلاحها، و نامهای متعارف در میان همه قوم و مردم بوده است، و منظور از همه آن تعبیرها و اشارتها و نامها، سرانجام، موعود آخرالزمان است. و آن موعود، مهدی است، مهدی موعود.
    همچنین، در فصل ششم، درباره تداوم وعد و موعود، که روزگاران قدیم مطرح شده است، و درباره موعود آخرین، که حضرت بقیه الله علیه السلام است، سخن خواهیم گفت.







    امضاء

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی