صفحه 19 از 19 نخستنخست ... 91516171819
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 187 , از مجموع 187

موضوع: خورشید مغرب غیبت، انتظار،تکلیف

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #181

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,783
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,582
    مورد تشکر
    6,548 در 1,735
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ز - چگونگی ارتباط میان پیری و مرگ

    همواره چنین به نظر می آید، که میان پیری و مرگ، ارتباطی حتمی و قطعی وجود دارد، به طوری که به محض رسیدن عمر به مراحل بالا، باید صد - در صد، مرگ فرا برسد. این تصور، به دلیل وضع جاری و عرف و عادت است. در زندگانیهای معتاد بشری چنین است که پیری (در حد متعارف، از 80 - 90 سال تا 120) همواره با مرگ است، لیکن این وضع معتاد، نمی تواند دلیل کلیت آن باشد. میان کلیت و عمومیت فرق است. کلیت آن است که حتی یک مورد استثناء نداشته باشد. و ما دیدیم که در گذشته و حال، میان پیری متعارف و مرگ، رابطه ای کلی نبوده است، بلکه در مواردی استثناء پیش آمده است، پیری منجر به مرگ نگشته است، بلکه انسان سالخورده کهن، سالهای سال دیگر نیز، زندگی کرده است. و این موارد، متعدد هم بوده است. همچنین میان طول عمر و پیری نیز، رابطه ای چندان قطعی و کلی وجود ندارد، رابطه ای که بی استثناء باشد.
    در تحقیقات جدید نیز، به این مسائل اشاره شده است و چنانکه در یکی از منابع اطلاعاتی می خوانیم:
    لزومی ندارد که پیر شدن را، در همه موارد یک سیر طبیعی تلقی کرد. به - دنبال سالیان دراز تحقیقات ژرف و گسترده، انجمن انژیولوژی آلمان فدرال، گزارش امید بخشی بدین گونه منتشر کرد، که اکنون می توان با اقدام بهنگام، از پیر شدن مغز جلوگیری کرد.
    نیز در همان منابع آمده است:
    دکتر مورتون، استاد روانپزشکی دانشگاه شیکاگو، در یک کنفرانس اعلام داشت که مرگ انسان ها مدت ها قبل از حادث شدن آن، در بدن انسان جایگزین می شود، اما این موضوع هیچگونه ارتباطی به سن اشخاص ندارد.
    در اینجا خوب است اشاره کنم به بحث عمیق و زیبای عالم و متفکر اسلامی شهید، آیت الله، سید محمد باقر صدر، درباره مسائل مربوط به مهدی علیه السلام، در رساله بحث حول المهدی.(343)
    وی در این رساله، از جمله، مباحثی درباره طول عمر مطرح می کند، و این موضوع را، از نظر منطقی - فلسفی و از نظر علمی، و از نظر عملی، مورد گفتگو قرار می دهد، و آشکار می کند که امکان طول عمر، علاوه بر نظر گاه فلسفی، از نظرگاه علمی نیز قابل قبول است. وی در همین جا اشاره می کند به دو نظریه سببیت، و اقتران، و عدم رابطه ضروری میان پدیده ها - بنابر نظریات علم جدید - و امکان هر گونه استثنا و تخلف، در قوانین علمی و استقرائی.
    عالم و متفکر شهید، سپس، در خلال همین بحث ها، به مسئله ای ژرف و لطیف نیز اشاره می کند، می گوید:
    نمی دانم، آیا این - بواقع - یک تصادف است که دو تن، فقط دو تن، در تاریخ بپاخیزند، و عالم بشریت را، از محتوای فاسد خود خالی کنند، و سپس آن را از نوع بسازند؟ و این هر دو، عمری دراز داشته باشند، بسیار درازتر از عمرهای متعارف! یک نقش خود را، در گذشته تاریخ ایفا کند، یعنی:نوح پیغمبر، که قرآن کریم، بصراحت، می فرماید که 950 سال در میان قوم خود زیست. و پس از طوفان، جهان بشریت را از نو بنا کرد. و دیگری، نقش خود را، در آینده تاریخ ایفا نمایند، یعنی: مهدی، که تا کنون بیش از 1000 سال، در میان قوم خود زیسته است تم و او نیز به هنگام ظهور خود، جهان بشریت را از نوع بنا خواهد کرد.
    ما که طبق فرموده قرآن کریم نوح را با 1000 سال عمر می پذیریم، چگونه مهدی را نپذیریم؟!





    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #182

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,783
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,582
    مورد تشکر
    6,548 در 1,735
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ح - اسرار تغذیه


    واقع این است که علل مرگ و اسرار پیری، مرموزتر از آن است که بتوان درباره همه عوامل و مقتضیات، و همه موارد و مصداقهای آن، اطلاعی جزمی حاصل کرد. آنچه ما می دانیم برخی از علل - یا شبه علل - مرگ است، همانگونه که علل حیات نیز هنوز ناشناخته است.
    یکی از امور مهم، در مقابله پیری و مرگ، تغذیه است. تغذیه دارای چگونگیها و انواعی است. استفاده از انوار خورشید و کواکب به طرق خاص - در امر سلامت جسم، و توانایی آن برای بقاء، تاثیرهای عظیم دارد. بجز اشعه خورشید، اشعه دیگری نیز به ما می رسد. دانستن چگونگی از انوار خورشید و کواکب - و بویژه استفاده از انوار الکوکب به طرق خاص - در امر سلامت جسم، و توانایی آن برای بقاء، تاثیرهایی عظیم دارد. بجزء اشعه خورشید، اشعه دیگری نیز به ما می رسد. دانستن چگونگی استفاده از انوار و اشعه، در کار استوار ساختن نیروهای بدنی و سالم نگاهداری آنها، امری مهم و رازی عظیم است. مسئله دیگر، مسئله ادویه و ترکیبات آنهاست، چه گیاهی، و چه حیوانی، و چه کانی. در برخی از کانیها و کیفیت پروردن آنها فوایدی مهم نهفته است. گاه ممکن است دراز عمری، مستند به رازها و چیزها و خوراکها و آبهای موجود در طبیعت باشد. البته اگر کسی علم آن را داشته باشد.
    بشر، در گذشته، مسافتها را با زحمت و مشقت بسیار، و در مدت های دراز می پیمود. امروز که توانسته است نیروهایی را در مخلوقات خدا، و در عالم طبیعی، بشناسد و به کار گیرد، مسافتهای عظیم را، در زمانی بسیار اندک، با راحتی و آسایش، طی می کند...اگر صد سال پیش می گفتند، وسیله ای تواند بود که علاوه بر هجم سنگین خود، 500 - 600انسان را، و بارها و وسائل آنان را، حمل کند، و با پرواز در هوا، سیر از روی کوهها و هامونها و دریاها، در مدتی کوتاه، از این سوی کره خاک به آن سوی کره خاک ببرد، و هیچ اتصالی به زمین نداشته باشد، چه کسی به سادگی باور می کرد؟ اگر صد سال پیش، بلکه پنجاه سال پیش، از رادیو، تلویزیون، سفر به ماه و دیگر کرات، عکسبرداری از ته دریا، عکسبرداری از کرات، گفتگو با انسان پیاده شده در ماه از زمین، راهنمایی خودرو در ماه از زمین، راهنمایی خودرو در ماه از زمین، و امثال این امور، سخن گفته می شد، مردمان چه عکس العملی نشان می دادند. و امروز، این مسائل، برای مردم ما عادی است، و شگفتی بر نمی انگیزد.
    ما باید از این اتفاقات و اکتشافات، تجربه بیاموزیم، و بر سعه دید و درک خود بیفزاییم، و وسعت نیروهای جهان و اسرار زمان را بپذیریم. انسان خردمند، هیچگاه اسرار نامحدود جهان را، محدود به آزمایشها و اطلاعات فعلی، و وسایل کنونی نمی کند، و خود را از شناخت وسیع جهان وسیع، محروم نمی سازد. در مطلبی که سپس از استاد خود نقل می کنم، اشاره شده است به اهمیت نور در کار تغذیه و حفظ قوت و سلامت مزاج. وقتی همین مطلب را، با یکی از پزشکان در میان گذاشتم، او بر اهمیت این مطلب تاکید کرد، و با اظهار تعجب گفت، چگونه عالمی روحانی، و دور از محیط آموزشی، به نور و اهمیت آن در امر تغذیه و تاثیر آن در مزاج و بدن، توجه کرده است، و به این مطلب پی برده است؟ آری، آن پزشک تعجب کرد. و جه بسیار مطالب و حقایق مسلم بود که آن عالم روحانی دور از محیط آزمایشگاه می دانست(344) و صدها دانشمند تجربی و آزمایشگاهی از دانستن و پی بردن به آن حقایق و مطالب محروم بودند، و محروم هستند. این محرومیت به دلیل همان محدود اندیشی، و غروری است که در برخی پدید می آید، و سبب می شود تا هر دری را بر روی خود ببندند، و در چهار چوبه دانستنیهای بسیار محدود خویش محبوس گردند. البته باید یاد کرد که بسیاری از فرزانگان این علوم، به محدودیت و نارساییهای علوم تجربی و آزمایشگاهی بصراحت اعتراف کرده اند.(345) این محدودیت در خود این علوم نیز، و کشفهایی که پیوسته مسائل تازه ای مطرح می سازد، و داده های گذشته را مخدوش می کند، و مجهولات دیگری در پی می آورد، بخوبی نمایان است.





    امضاء

  4. Top | #183

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,783
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,582
    مورد تشکر
    6,548 در 1,735
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بشر، در گذشته، مسافتها را با زحمت و مشقت بسیار، و در مدت های دراز می پیمود. امروز که توانسته است نیروهایی را در مخلوقات خدا، و در عالم طبیعی، بشناسد و به کار گیرد، مسافتهای عظیم را، در زمانی بسیار اندک، با راحتی و آسایش، طی می کند...اگر صد سال پیش می گفتند، وسیله ای تواند بود که علاوه بر هجم سنگین خود، 500 - 600انسان را، و بارها و وسائل آنان را، حمل کند، و با پرواز در هوا، سیر از روی کوهها و هامونها و دریاها، در مدتی کوتاه، از این سوی کره خاک به آن سوی کره خاک ببرد، و هیچ اتصالی به زمین نداشته باشد، چه کسی به سادگی باور می کرد؟ اگر صد سال پیش، بلکه پنجاه سال پیش، از رادیو، تلویزیون، سفر به ماه و دیگر کرات، عکسبرداری از ته دریا، عکسبرداری از کرات، گفتگو با انسان پیاده شده در ماه از زمین، راهنمایی خودرو در ماه از زمین، راهنمایی خودرو در ماه از زمین، و امثال این امور، سخن گفته می شد، مردمان چه عکس العملی نشان می دادند. و امروز، این مسائل، برای مردم ما عادی است، و شگفتی بر نمی انگیزد.
    ما باید از این اتفاقات و اکتشافات، تجربه بیاموزیم، و بر سعه دید و درک خود بیفزاییم، و وسعت نیروهای جهان و اسرار زمان را بپذیریم. انسان خردمند، هیچگاه اسرار نامحدود جهان را، محدود به آزمایشها و اطلاعات فعلی، و وسایل کنونی نمی کند، و خود را از شناخت وسیع جهان وسیع، محروم نمی سازد. در مطلبی که سپس از استاد خود نقل می کنم، اشاره شده است به اهمیت نور در کار تغذیه و حفظ قوت و سلامت مزاج. وقتی همین مطلب را، با یکی از پزشکان در میان گذاشتم، او بر اهمیت این مطلب تاکید کرد، و با اظهار تعجب گفت، چگونه عالمی روحانی، و دور از محیط آموزشی، به نور و اهمیت آن در امر تغذیه و تاثیر آن در مزاج و بدن، توجه کرده است، و به این مطلب پی برده است؟ آری، آن پزشک تعجب کرد. و جه بسیار مطالب و حقایق مسلم بود که آن عالم روحانی دور از محیط آزمایشگاه می دانست(344) و صدها دانشمند تجربی و آزمایشگاهی از دانستن و پی بردن به آن حقایق و مطالب محروم بودند، و محروم هستند. این محرومیت به دلیل همان محدود اندیشی، و غروری است که در برخی پدید می آید، و سبب می شود تا هر دری را بر روی خود ببندند، و در چهار چوبه دانستنیهای بسیار محدود خویش محبوس گردند. البته باید یاد کرد که بسیاری از فرزانگان این علوم، به محدودیت و نارساییهای علوم تجربی و آزمایشگاهی بصراحت اعتراف کرده اند.(345) این محدودیت در خود این علوم نیز، و کشفهایی که پیوسته مسائل تازه ای مطرح می سازد، و داده های گذشته را مخدوش می کند، و مجهولات دیگری در پی می آورد، بخوبی نمایان است.





    امضاء

  5. Top | #184

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,783
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,582
    مورد تشکر
    6,548 در 1,735
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    2- بیان دیگری درباره امکان دراز عمری


    برای امکان دراز عمری، بیان دیگری در خور تقریر است، که اینک از آموزگار بزرگ معارف حقه، متاله اخیر خراسان، حضرت شیخ مجتبی قزوینی خراسانی، نقل می کنیم: وی می گوید:
    مطابق قواعد فلسفه و حکمت، هر طبیعتی که در عالم موجود شود، و قابل زیاده و نقض باشد، به مقتضای اینکه طبیعت، کمال اقصای خود را طالب است، باید فرد کامل از آن، موجود گردد. برای قاعده، مسائل فلسفی چندی پیریزی شده، که از آن جمله است وجود فرد کامل در بشر، که از چنین فردی به نبی یا حکیم تعبیر شده است. مطابق این قانون مبرهن فلسفی، مزاج و استعداد عمر و زندگی، در بشر مراتبی دارد. و زندگی هزار سال یا دو هزار سال، یقیناً اقصی مراتب امکان زندگی نیست، بلکه بیش از اینها هم امکان دارد.
    قطع نظر از این قانون، طول عمر بعضی، خلافت طبیعت نیست، زیرا واضح است که زندگانی هر فرد بستگی دارد به صحت قوای مزاجی او، هر مقدار مزاج صحیح و قوی تر باشد، مقتضی بقا بیشتر خواهد بود. و تولید مزاج قوی در انسان و صحت آن به واسطه موجوداتی از قبیل نور، آب، هوا، خاک، اغذیه، ادویه و غیره اینهاست، و بقا و صلاح مزاج، در هر آنی، محتاج به بدل ما یتحلل، و حفظ اعتدال است. پس چه مانعی دارد اگر کسی در قوای روحی و علمی چنان قوی باشد که به کیفیت تولید مزاج صحیح و قوی، و حفظ آن، و خصوصیات نافع و مضر مزاج، و بدل مایتحلل، علم داشته باشد، که بتواند مزاج خود را به حد اعتدال نگه دارد و به زندگانی خود بیشتر ادامه دهد. و امروز نیاز بسیاری از دانشمندان برای حصول این مقصود، در سعی و کوشش می باشند.(346)




    امضاء

  6. Top | #185

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,783
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,582
    مورد تشکر
    6,548 در 1,735
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    3- درازی عمری و اقسام آن


    برای تکمیل نسبی بیان پیشین، باید یاد آور شویم که دراز عمر تنها یک گونه نیست. در اینجا برای بیشتر روشن شدن موضوع، به اقسامی از طول عمر اشاره می کنیم. تشخیص این اقسام و جدا ساختن هر یک از دیگری، صورتهای ممکن را قابل توجه و قبول می سازد. اینک اقسامی از طول عمر:
    1-طول عمر محال.
    2-طول عمر ممکن.
    قسم دوم نیز دو قسم است:
    1- ممکن عادی.
    2- ممکن غیر عادی.
    قسم دوم نیز دو قسم است:
    1- غیر عادی فعلیت نیافته.
    2- غیر عادی فعلیت یافته.
    قسم دوم نیز دو قسم است:
    1 - فعلیت یافته در گذشته.
    2 - فعلیت یافته در حال.
    اینک توضیحی درباره این اقسام.
    1 - طول عمر محال: مانند طول عمر، در مورد کسی که علم به طرق مختلف حفظ مزاج نداشته باشد، و اداره الاهی نیز، به آن تعلق نگرفته باشد.
    2 - طول عمر ممکن عادی: مانند طول عمر، از 80 سال تا 120 سال.
    3 - طول عمر ممکن غیر عادی فعلیت نیافته: مانند عمر 500 سال و 1000 سال، در مورد اغلب افراد بشر.
    4 - طول عمر ممکن غیر عادی فعلیت یافته در گذشته: مانند عمرهای معمرین، چه پیامبران و چه دیگران.
    5 - طول عمر ممکن غیر عادی فعلیت یافته در حال: مانند عمر حضرت حجت بن الحسن المهدی علیه السلام .
    پس طول عمر، دارای یک قسم و دارای یک حکم است. برخی از اقسام طول عمر عقلا محال نیست، یعنی عقل آن را محال نمی بیند، نهایت از نظر عرف و احوال عادی محال به نظر می آید، چون در مورد همه افراد بشر، یا جمع بسیاری، اتفاق نیفتاده است. اینگونه طول عمر، با اینکه بر حسب عرف و عادت، و نگرش محدود و سطحی، بعید و چه بسا محال به نظر آید، بر حسب موازین عقلی، و قوانین امکانی، هرگز محال نیست.





    4 - سنجش با کدام میزان؟

    آنچه اکنون در میان مردم وجود دارد، قسم دوم است: طول عمر ممکن عادی. و معلوم است که این قسم، نمی تواند میزان سنجش همه افراد آن طبیعت و کلی باشد - چنانکه در علم منطق توضیح شده است. بنابر این، اگر بخواهیم در این - باره شناختی درست برسیم، باید نخست معیار اندازه گیری را پیدا کنیم، همچنین اقسام مورد نظر را از هم جدا سازیم، تا حکم هر کدام را، جداگانه، تشخیص دهیم. ما نمی توانیم یک میزان کلی پیدا کنیم، و آن را در همه جا قابل انطباق بدانیم. چنین کاری، هم از نظر عقل صحیح نیست، هم از نظر علم، و هم از نظر تجربه تاریخی. آیا به حکم عقل، این کلیت را ثابت می کنیم؟ عقل که همه اقسام را متحمل می داند. آیا به مدد استقرار چنین کاری می کنیم؟ از استقرار که حکم کلی استنباط نمی شود؟ آیا به واقعیت خارجی و آنچه اتفاق افتاده است استناد می کنیم؟ واقع که دهها معمر را به ما معرفی می کند، که همه و همه نقض اندازه و معیاری است که متعارف است.
    اشکال کار این است که منکران طول عمر، آن را نسبت به خود و حدود خود می سنجند. باید این امر را نسبت به تاریخ بشر سنجید، و نمونه هایش را در امتداد جاری تاریخ جست.




    امضاء

  7. Top | #186

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,783
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,582
    مورد تشکر
    6,548 در 1,735
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    4 - سنجش با کدام میزان؟


    آنچه اکنون در میان مردم وجود دارد، قسم دوم است: طول عمر ممکن عادی. و معلوم است که این قسم، نمی تواند میزان سنجش همه افراد آن طبیعت و کلی باشد - چنانکه در علم منطق توضیح شده است. بنابر این، اگر بخواهیم در این - باره شناختی درست برسیم، باید نخست معیار اندازه گیری را پیدا کنیم، همچنین اقسام مورد نظر را از هم جدا سازیم، تا حکم هر کدام را، جداگانه، تشخیص دهیم. ما نمی توانیم یک میزان کلی پیدا کنیم، و آن را در همه جا قابل انطباق بدانیم. چنین کاری، هم از نظر عقل صحیح نیست، هم از نظر علم، و هم از نظر تجربه تاریخی. آیا به حکم عقل، این کلیت را ثابت می کنیم؟ عقل که همه اقسام را متحمل می داند. آیا به مدد استقرار چنین کاری می کنیم؟ از استقرار که حکم کلی استنباط نمی شود؟ آیا به واقعیت خارجی و آنچه اتفاق افتاده است استناد می کنیم؟ واقع که دهها معمر را به ما معرفی می کند، که همه و همه نقض اندازه و معیاری است که متعارف است.
    اشکال کار این است که منکران طول عمر، آن را نسبت به خود و حدود خود می سنجند. باید این امر را نسبت به تاریخ بشر سنجید، و نمونه هایش را در امتداد جاری تاریخ جست.




    امضاء

  8. Top | #187

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    2,783
    صلوات
    2558
    دلنوشته
    5
    تقدیم به شهید سر افراز سپهد قاسم سلیمانی ؛ ابومهدی و همرانشان
    تشکر
    7,582
    مورد تشکر
    6,548 در 1,735
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    5 - نوا در طبیعت، اسرار مجهول

    پیشتر اشاره کردیم که طبیعت دارای نوادر است. جهان، چه در مقیاس وجود انسان، چه در مقیاس این سیاره و این منظومه، و چه در مقیاس کهکشانها و کرات و منظومه های پهناور و بینهایت دیگر، همه و همه، حاکی از شگفتیها و قدرتهاست، و شامل نمونه های است نادر الوقوع. چگونه ممکن است انسان با خرد، جز آنچه با دانش محدود، و بینش مسدود، درک و کشف شده است و همواره با صدها مجهول توام است، چیزی دیگر را نپذیرد؟ یا دست کم، احتمال وقوع ندهد؟ آیا بشر امروز، همه اسرار زیست انسانی را، و انواع حیات و عمر را، و همه علل بقای سلامت و دراز زیستن، یا عوامل انحلال جسم و مرگ را، کشف کرده است؟ آیا دیگر در علوم، مجهولی باقی نمانده است؟ چنین ادعایی خنده آور است. گفتیم که دانشمندان علوم تجربی نیز، اینگونه ادعاهایی ندارد. آنان خود فریاد می زنند که واحدهای که بشر - به عنوان معیار - شناخته است، در برابر حجم واقعیت بسیار کوچک است. یک معلوم، غرق در هزاران مجهول است. و با هجوم این همه اسرار مجهول، و علامت سوال، گویی هنوز انسان به علمی نرسیده است، و چیزی نمی داند. آری:
    و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا.(347)
    - شما از دانش بهره ای اندک دارید.
    از کهکشانها و بیکرانها بگذریم، و به جهان طبیعت بنگریم. همین جهان و همین منظومه، با همه اکتشافها و تحقیقاتی که درباره آنها شده است، باز اسراری را، اندک اندک، مکشوف می دارد، که بشر تا کنون آنها را نمی دانسته است. این داده های تازه علم و تجربه و شناخت، ما را به این نتیجه می رساند که با زادن در بهاران و مرگ در دی نمی توان به زوایای اسرارآمیز، و گوشه های بیکران این باغ پی برد، و بر همه قوانین حاکم بر آن تسلط یافت:
    آدمی داند که خانه حادث است - عنکبوتی نی، که در وی، عابث است
    پشه کی داند که این باغ از کی است - کو بهاران زاد و مرگش در دی است
    کرم کاندار چوب زاید، سست حال - کی بداند چوب را، وقت نهال



    6 - مجهولات علم

    که بسیار اتفاق افتاده است، و اتفاق می افتد، که کشف تازه ای، در علوم تجربی گوناگون، قوانین و فرمولها و نظریه هایی را که درست می دانستند، بر هم می زند(348)، و مطالبی که کسی را زهره مخالفت با آنها نبود بر باد هوا می دهد. و این کار باید پیوسته اتفاق بیفتد، و گر نه علم، علم نیست. دانشمندان ژرف بین بخوبی دانسته اند که محدود انگاری حقایق، و دانش زدگی بیرون از اندازه، علم را به جهل مبدل می سازد. و اینجاست که می گویند:
    فیزیکدان فیلسوف، باید در ورای فیزیک، به حد فاصل جهان مادی و روحی، ناظر باشد.(349)
    و در مقام تدبر در عظمت عالم، و ژرفنگری در هزاران قانون و راز است که خرد پیشگان این قوم - یعنی اصحاب علوم آزمایشی - با شهامت و صراحت می گویند:
    تحقیقات علمی، منجر به معرفت بر ماهیت باطنی اشیاء نمی شود. در هر موقع که خواص یک جسم را به زبان کمیات فیزیکی بیان می کنیم، ما فقط عکس العمل وسایل مختلف اندازه گیری را، در برابر وجود جسم مزبور، عرضه میداریم و لاغیر(350)
    همچنین می گویند:
    باید در نظر داشت که فیزیک و فلسفه، حداکثر بیش از چند هزار سال از عمرشان نمی گذرد، ولی شاید هزاران ملیون سال دیگر در پیش داشته باشند. این دو رشته دارند تازه به راه می افتند. و ما هنوز به قول نیوتن، چون کودکانی هستیم که در ساحل دریای پهناوری به ریگ بازی مشغولند، و حال آنکه اقیانوس عظیم حقیقت، با امواج کوه پیکرش، در برابرمان همچنان نامکشوف مانده، و در عین نزدیکی، از دسترس ما خارج است.(351)
    همچنین می گویند:
    فیزیک در قرن نوزدهم معتقد بود که همه مسائل حیات را، حتی شعر را، می تواند توجیه کند. و امروز فیزیک معتقد است که حتی ماده را هرگز نخواهد توانست شناخت.(352)
    آری، درست گفت قرآن کریم:
    ...و ما اوتیتم من العلم الا قلیل


    امضاء

صفحه 19 از 19 نخستنخست ... 91516171819

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی