صفحه 19 از 19 نخستنخست ... 91516171819
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 181 , از مجموع 181

موضوع: اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت (جلد اول)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #181

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,846
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,675
    مورد تشکر
    13,418 در 4,983
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    عرب بادیه نشین

    یکی دیگر از دشمنان سرسخت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) که سرانجام عاقبت بخیر شد، عرب بادیه نشینی بود که ابتدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) اهانت کرد اما، با به سخن آمدن سوسماری و گواهی آن سوسمار، به حقانیت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) پی برد و نه تنها خود به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) ایمان آورد، بلکه قبیله خود را نیز مسلمان کرد. این جریان را ابن عباس چنین نقل کرده است:
    اعرابی ای از بنی سلیم که بادیه نشین بود، ناگاه سوسماری از پیش روی او فرار کرد. این اعرابی بدنبال آن رفت تا اینکه آن را شکار کرد و آن را در آستینش قرار داد و پیش رفت تا به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) نزدیک شد. آنگاه که روبروی حضرت ایستاد، صدا زد: ای محمد، ای محمد.
    اخلاق رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) این بود که وقتی به آن حضرت گفته می شد ای محمد، می فرمودند: ای محمد، و وقتی به آن حضرت گفته می شد ای احمد، می فرمودند، ای احمد، و وقتی به آن حضرت گفته می شد: ای اباالقاسم می فرمودند: ای اباالقاسم، و وقتی گفته می شد: یا رسول الله، می فرمودند: لبیک و سعدیک و چهره حضرت روشن و درخشان می گشت.
    از این رو، وقتی آن اعرابی صدا زد: ای محمد، ای محمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به او فرمودند: ای محمد، ای محمد. گفت: تو ساحر کذابی هستی که هیچ صاحب سخنی در زیر آسمان و بر روی زمین، از تو دروغگوتر وجود ندارد. تو کسی هستی که می پنداری که در این آسمان، برای تو معبودی است که تو را بر سیاه و سفید و لات و عزی مبعوث کرده است و اگر نمی ترسیدم که قبیله ام مرا عجول بنامند، هر آینه با شمشیرم به تو ضربه ای می زدم و با آن تو را می کشتم.
    عمر بن خطاب، با شنیدن سخنان این اعرابی، به طرف او پرید تا به او حمله کند. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: ای أباحفص، بنشین، انسان حلیم با پیامبر فاصله زیادی ندارد سپس، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) توجهی به آن اعرابی نمودند و به او فرمودند: ای برادر بنی سلیم، آیا عرب اینگونه رفتار می کند؟! به مجالس ما هجوم می آورید و با سخن تند در برابر ما می ایستید! ای اعرابی، قسم به آنکس که مرا به حق، به پیامبری مبعوث کرد همانا، اهل آسمان هفتم مرا احمد راستگو می نامند، ای اعرابی، اسلام آور تا از آتش در امان باشی و در نفع و ضرر مثل ما باشی و برادر دینی ما شوی.
    اعرابی خشمناک شد و گفت: به لات و عزی سوگند که به تو ایمان نمی آورم، ای محمد، آیا این سوسمار به تو ایمان می آورد؟، سپس آن سوسمار را از آستینش انداخت، وقتی سوسمار روی زمین قرار گرفت، فرار کرد.
    پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آن را صدا زدند: ای سوسمار، به سوی من بیا، پس، سوسمار پیش آمد، در حالیکه به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) نگاه می کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به او فرمودند: ای سوسمار، من چه کسی هستم؟! پس، ناگاه، سوسمار به سخن آمد و با زبان عربی فصیح، روان و پیوسته، گفت: تو محمد پسرعبدالله، پسر عبدالمطلب پسر هاشم پسر عبدمناف هستی. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به آن سوسمار فرمودند: چه کسی را می پرستی؟ گفت: من خدای عزوجل را می پرستم که دانه را شکافت و نفوس را آفرید و ابراهیم (علیه السلام) را خلیل (دوست) خود قرار داد و ترا به عنوان حبیب و دوست خود برگزید.
    و در ادامه، آن سوسمار، شعری در مدح پیامبر خواند.
    سپس، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) دهان سوسمار را بر روی هم قرار دادند پس، دیگر نتوانست جوابی بدهد. وقتی آن اعرابی، به این (سخن گفتن سوسمار) نگاه کرد، گفت: شگفتا! سوسماری را که از صحرا گرفته ام سپس آن را در آستین خود قرار دادم که چیزی نمی فهمد و تشخیص نمی دهد و عقل ندارد، با محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) با این گفتار، سخن می گوید و به این شهادت (یعنی به پیامبری او) شهادت می دهد. من، بعد از دیدن این، نشانه دیگری نمی خواهم.
    (سپس، به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) گفت): دست راست خود را جلو بیاور، پس من گواهی می دهم که معبودی غیر از خدا نیست و گواهی می دهم که محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و رسول خداست، پس مسلمان شد و اسلام او نیکو گردید(233).
    پس از اینکه این اعرابی مسلمان شد، پیامبر به اصحاب خود فرمودند: که به او سوره هایی از قرآن بیاموزند و چون آن حضرت دانستند که فقیر است، از اصحاب خود خواستند که هر کدام چیزی به او بدهند و نیازهای او را برطرف کنند(234).
    آن اعرابی توشه ای برداشت و بر راحله اش قرار گرفت و نزد بنی سلیم (قبیله اش) آمد در حالیکه آنروز چهارهزار نفر مرد بودند، وقتی در میان آنها ایستاد با صدایی بلند آنها را صدا زد: قولوا لا اله الا الله تفلحوا(بگویید: معبودی جز خدا نیست تا رستگار شوید).
    وقتی آنها این سخن او را شنیدند، به سرعت سراغ شمشیرهایشان رفتند و آنها را برهنه کردند، سپس به او گفتند: هر آینه، به دین محمد ساحر کذاب، گرائیدی. آن اعرابی به آنها، گفت: او، نه ساحر است نه کذاب. سپس گفت: ای گروه بنی سلیم، همانا، معبود محمد (صلی الله علیه و آله وسلم)، بهترین معبود است و همانا محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) بهترین پیامبر است. نزد او رفتم در حالیکه گرسنه بودم مرا، اطعام کرد، برهنه بودم مرا پوشاند، پیاده بودم سواره ام کرد.
    سپس، داستان آن سوسمار را با پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) برای آنها مشروحا بیان کرد و شعری را که آن سوسمار درباره پیامبر خوانده بود برایشان خواند و سپس، گفت: ای گروه بنی سلیم، مسلمان شوید تا از آتش در امان باشید و در آن روز، چهارهزار نفر مسلمان شدند که اینها همان صاحبان پرچم های سبزی بودند که دور پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بودند(235).




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

صفحه 19 از 19 نخستنخست ... 91516171819

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی