بیت ظهور تبلیغات
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41

موضوع: اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت (جلد اول)

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    برای فهم بهتر این آیه، باید توجه داشته باشیم که غفلت و بی تفاوتی نسبت به فرجام زندگی و خیال رهایی، ناگوارترین پیامدها را برای انسان در پی خواهد داشت بویژه، اگر، در کنار این بی توجهی، دستی مدبر در کمین باشد تا در لحظه حساس، گنهکاران را به دام اندازد و این فرصت رهایی، خود برای این باشد که انسان به دست خود به دام کردارهای بد خویش در افتد و در اندیشه شوم خویش درپیچید.
    سارقی را در نظر آورید که عموم مردم و دستگاه های جزایی از اندیشه بد او بی خبرند، اما فردی خیرخواه، با حسن نیت راز او را می پوشاند و با دلسوزی، او را نصیحت می کند و از بدی های کردارش بیمش می دهد، بدان امید که از کردار خویش برگردد و با مال مردم، به عنوان مال بی صاحب برخورد نکند. اما، نصیحت های او در این سارق تأثیر نمی گذارد. بگونه ای که ناصح او ناامید می گردد و راهی برای هدایت او نمی یابد. در اینجاست که چاره ای نمی بیند جز آنکه از این به بعد، دست از پرده پوشی بردارد و مجالی برای رسوایی و کیفر او فراهم آورد و بدین منظور تدبیری می اندیشد:
    کالاهایی نفیس در پیش روی او می نهد و برای مدتی زیر پوشش دوربین هایی حساس او را رها می کند تا هر چه می خواهد بکند و به بدترین پاداش شایسته خویش گرفتار آید. در راه، دام هایی می گسترد تا آنگاه که به آخرین حد شایسته اش رسید، به دام افتد و نه راهی برای فرار او باقی می ماند و نه بازگشتی از او پذیرفته شود.








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    آری، مثال آنهایی که به مکر (تدبیر) الهی در املاء و استدراج گرفتار می آیند، از قبیل دزدانی است که زیر پوشش دوربین هایی کنترل شده، رها می شوند و مال زیادی در پیش روی آنها قرار می گیرد و آیاتی مانند آیه شریفه و لا یحسبن الذین کفروا انما لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما ولهم عذاب مهین به همین حقیقت دلالت دارد.
    در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا نمی شد خدای متعال، آنها را بر نهان های تدبیر خویش آگاه سازد و بدینوسیله آنها را به تبعات سوء کردارشان آگاه سازد؟ پاسخ این سؤال را در ادامه همین آیه می خوانیم:
    ما کان الله لیذر المؤمنین علی ما انتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب و ما کان الله لیطلعکم علی الغیب و لکن الله یجتبی من رسله من یشاء فامنوا بالله و رسله و أن تومنوا و تتقوا فلکم اجر عظیم(آل عمران 179)
    پاسخ این است که آگاه ساختن عموم انسان هااز علم غیب، مانع جدائی پاکان و پلیدان خواهد شد البته، آگاهی پیامبران از علم غیب، جزء سنت های الهی است چرا که این آگاهی خود، زمینه ای برای جدا ساختن خوبان و بدان است و تنها راه پیشگیری و رهایی از این مکر، ایمان به خدا و رسول خداست.
    آیات دیگری مانند آیه 25 سوره محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) و آیه 32 سوره رعد و آیه 44 و 48 سوره حج هم، به همین معنا اشاره دارند.








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    بی تردید لحظه به کار افتادن دام الهی و آغاز عملیات بستن این کژراهه و پایان خط رهایی، برای ستمکاران و کافران، همان لحظه مرگ و آغاز ورود آنها به جهان آخرت است که در آن راه بازگشتی وجود ندارد. از این رو، باید لحظاتی در فراز و نشیب های زندگی دقیق تر اندیشید و اندیشه پایان زندگی، باید همه لحظات زندگی دنیوی مؤمن را فرا گیرد.
    به همین مضمون است آیات ذیل که می فرماید:
    و لا تحسبن الله غافلا عما یعمل الظالمون انما یوخرهم لیوم تشخص فیه الابصار مهطعین مقنعی رءوسهم لا یرتد الیهم طرفهم و أفئدتهم هواء(ابراهیم 43 - 42)
    (اصلا، خدا را از آنچه ستمکاران می کنند غافل مپندار، خدا (عقاب) ایشان را برای روزی که چشم ها در آن خیره می ماند به تأخیر انداخته است (روزی که از وحشت) گردنها، بلند می شوند، سرها بالا می آیند، پلک ها به هم نمی خورند و دل ها خالی می شوند).








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض









    2) رهایی در بهره گیری از دنیا
    از جمله آیات شریفه ای که به موضوع املاء و استدراج با مفهومی دیگر، پرداخته است که با استفاده از مفهوم تمتع این موضوع تبیین شده است. در سوره بقره می فرماید: قال و من کفر فامتعه قلیلا ثم اضطره الی عذاب النار(البقره 126) (گفت: و هرکس کفر ورزید، پس او را متمتع ساختیم سپس به اجبار او را به عذاب آتش، مبتلا ساختیم) و مانند این آیه است، آیه سوم از سوره حجر که می فرماید: ذرهم یأکلوا و یتمتعوا ویلههم الامل فسوف یعلمون (آن ها را رها کن تا بخورند و لذت ببرند و آرزو آنها را غافل سازد، پس بزودی خواهند دانست).
    با توجه به ریشه لغوی این واژه، بهتر می توان، به مراد این دسته آیات پی برد. در لغت متع النهار و الضحی به معنای این است که روز، به آخرین حد از بلندی خود رسید. با توجه به این ریشه، متع فلانا بکذا، به معنای این است که بهره وری و استفاده از آن (منافع) را برای شخصی طولانی کرد و به آخرین حد خود رسانید(57). و از این رو، گفته اند: متعه به معنای ابقاه لیستمتع به فیما احب من السرور و المنافع است یعنی (او را باقی نگه داشت تا از آن، در آنچه از شادمانی و منافع وجود دارد بهره برد(58).
    معانی واژه تمتع نشان می دهد مراد از آیات مزبور این است که خدای متعال زمینه های لذت و بهره وری از دنیا را برای آنها فراهم می آورد و آنها را در بهره وری از دنیا چنان آزاد می گذارد تا اینکه به ناگاه، مرگ آنان فرا رسد و پس از مرگ به سزای اعمال خویش برسند.







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض











    3) شیوه های مکر الهی
    در آیاتی از قرآن به شیوه ای که تکذیب کنندگان آیات الهی، در گناهان خود غوطه ور می شود اشاره می کند و می فرماید:
    و الذین کذبوا بایاتنا سنستدرجهم من حیث لا یعلمون و املی لهم کیدی متین(الاعراف 183 - 182).
    (و کسانی که آیات ما را تکذیب می کنند، به زودی به از جایی که نمی دانند که نمی دانند بتدریج آنها را گرفتار خواهیم ساخت و به آنها مهلت می دهم، همانا تدبیر من استوار است).
    در این آیه، تدریجی بودن گمراهی و ضلالت ستمکاران را یادآور می شود و اشاره می کند که تدریجی بودن این گمراهی، به گونه ای است که آنها نمی توانند آن را به روشنی احساس کنند.
    چند نکته
    نکاتی چنه، در سه دسته آیات فوق، جالب توجه است:
    1) هر چند هر سه دسته آیات فوق، به نحوی خبر از عاقبت سوء کسانی است که کفر ورزیدند و آیات الهی را تکذیب کردند یا به ستم کاری مشغولند، اما، به نظر می رسد همین آیات، به گونه ای، حاکی از مهر الهی نسبت به آنهاست زیرا، این آیات در عین اینکه خبری نامطلوب از عاقبت سوء آنهاست. هشداری است برای آنها و تدبیرهایی را که خداوند متعال برای به دام انداختن شان در نظر دارد، یادآور می شود تا به خود آیند و از گرفتاری خود در حد توان پیشگیری کنند و خود را نجات دهند.
    2) دو آیه ای که در دسته دوم نقل شد یعنی، آیات مربوط به تأخیر افتادن عقاب ستمگران و آیات مربوط به مکر الهی با پیشگوئی نسبت به عاقبت سوء ستمکاران، نوعی دل داری برای مظلومان است به علاوه، حکمت و فلسفه این گونه تدبیرهای الهی را بیان می کند تا معرفت مؤمنان را نسبت به خداوند افزایش دهد.
    3) آیات فوق، برخی از سنت های الهی را نسبت به کافران و معاندان، مکر و کید نامیده است در حالیکه این دو عنوان، در میان عرف مردم، معمولا، بار منفی اخلاقی دارند اما باید توجه داشت در زبان عربی این دو واژه، کاربردی وسیع تر از معنای بد اخلاقی دارد زیرا کید به معنای چاره کردن کاری با شدت عمل است و بنابراین اگر درباره خدای متعال به کار رود، به معنای تدبیری است که خدای متعال برای تنبیه یا مجازات ستمکاران به کار می برد(59) و مکر به معنای احتیال و چاره جوئی است(60) که گاهی با قرینه، به معنای فریبکاری، به کار می رود اما، هر گاه به خدای متعال نسبت داده شود و در برابر خدعه و فریب دیگران قرار گیرد به معنای مقابله به مکر دیگران است و چون در مکر و کید، معمولا، چاره جویی به نحوی است که طرف مقابل از شیوه آن ناآگاه است و از مقابله با آن عاجز می ماند متصف شدن خدای متعال به خیر الماکرین و تعبیر کیدی متین درباره خدای متعال به این معناست که مقابله های خداوند متعال با مکاران بسیار پیچیده تر و دقیق تر است و تدبیرهای الهی حساب شده تر و استوارتر است یعنی، مقابله با آن و خنثی سازی آن برای کافران وظالمان ممکن نیست و چاره ای جز تسلیم در برابر آن ندارند و روشن است که اعلام این سنت، خود برای این است که ستمکاران به خود آیند و مؤمنان مراقب باشند که گرفتار آن نشوند.







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    فصل چهارم: اهمیت توجه به امکان سوء عاقبت در روایات



    روایات هشدار دهنده

    در سخنان گهربار معصومین (علیه السلام) نیز به مؤمنین هشدارهای زیادی نسبت به امکان تغییر حالات معنوی و سوءعاقبت داده شده است که در اینجا چند روایت را یادآور می شویم.


    أ) نگرانی همیشگی مؤمنین

    از جمله این هشدارها وصیت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) به فرزندش امام حسین (علیه السلام) است که می فرمایند:
    ای بنی، لاتؤیس مذنبا فکم من عاکف علی ذنبه ختم له بخیر و کم من مقبل علی عمله مفسد فی آخر عمره صائر الی النار و نعوذ بالله منها. أی بنی کم من عاص نجا و کم من عامل هوی(61).
    (فرزندم، هیچ گنهکاری را مأیوس نکن، چه بسیارند گناه پیشه گانی که فرجامی خوب دارند و چه بسیارند روی آوردگانی به خیر که در پایان عمر خویش به فساد روی می آورند و (با همین حال) به سوی آتش می روند و پناه می بریم به خدا از آن. فرزندم چه بسا گنهکاری که سرانجام، اهل نجات شود و چه بسا اهل طاعتی که منحرف شود).
    بهمین مضمون است این کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) که می فرمایند:
    ان الرجل لیعمل بعمل أهل الجنة سبعین سنة فیحیف فی وصیته فیختم له بعمل اهل النار و أن الرجل لیعمل بعمل اهل النار سبعین سنة فیعدل فی وصیته فیختم له بعمل أهل الجنة ثم قرأ و من یتعد حدود الله و قال، تلک حدود الله(62)؛
    (چه بسا انسانی که هفتاد سال، اعمال بهشتیان را انجام داده است، اما، در وصیت خود ستم می کند و با عمل جهنمیان کارش پایان می پذیرد و چه بسا کسی که هفتاد سال اعمال أهل آتش را انجام داده اما در وصیتش، بر می گردد و با رفتار بهشتیان، کارش پایان می پذیرد. سپس، حضرت رسول، (آیه شریفه) و من یتعد حدود الله را خواندند و فرمودند: این حدود خداست).
    راز امکان تحول روحی
    دلیل امکان این تحولات این است که انسان موجودی مختار است و همیشه بر سر دوراهی های دنیا و آخرت قرار دارد و هیچگاه شیطان از وسوسه هیچ مومنی ناامید نمی شود، هرکس، با هر قدرتی از ایمان که باشد در برابر قدرت ایمان او، قدرتی از شیطان وجود دارد و همچنین انسان تا در این دنیا هست، هوای نفس (شهوت و غضب) او را به کردارهایی خلاف دین و عقل فرامی خواند بنابراین، انسان، دائما باید در جهادی اکبر با نفس باشد و چه بسا مومنی که صبح را با ایمان به شب رسانده، اما، شب هنگام با طوفانی از شهوت روبرو می شود و قدرت ایمانش به پایان می رسد و در برابر متاعی قلیل از دنیا، زانو می زند و دست تسلیم بلند می کند، برای همین است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:
    ان الاسلام بدء غریبا و سیعود و طوبی للغرباء و أن بین یدی الساعة فتنا کقطع اللیل المظلم، یمسی الرجل فیها مؤمنا و یصبح کافرا و یصبح مؤمنا و یمسی کافرا، یبیع اقوام دینهم بعرض من الدنیا(63).
    (همانا، اسلام با غربت آغاز گردید و به زودی باز غریب خواهد شد و خوشا بحال غریبان؛ همانا، مدتی کوتاه قبل از قیامت(64)، فتنه هایی رخ خواهد داد که مانند پاره های شب ظلمانی است و در آن، یک انسان، روز را با ایمان به شب می آورد در حالیکه شب را با کفر به صبح می رساند و شب را با ایمان صبح می کند و روز را با کفر به شب می آورد، گروه هایی دینشان را به متاعی از دنیا می فروشند).
    این احتمال را مؤمن باید چنان جدی بگیرد که گویا، هیچگاه از شر آن ایمن نیست. این گفته شریف پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) ناظر به همین مطلب است که می فرمایند:
    لایزال المؤمن خائفا من سوء العاقبة لایتیقن الوصول الی رضوان الله حتی یکون وقت نزع روحه و ظهور ملک الموت له(65)؛
    (مؤمن همیشه از سوء عاقبت نگران است و تا هنگام جان کندن و آشکار شدن فرشته مرگ بر او، به اینکه به رضوان الهی نایل می آید یقین نمی کند).
    مشابه هیمن سخن گهربار است کلام زیبای امام صادق (علیه السلام) که می فرمایند:
    المومن بین مخافتین، ذنب قد مضی لایدری ما یصنع الله فیه و عمر قد بقی لایدری مایکتسب فیه من المهالک فهو لایصبح ال خائفا و لایمسی الا خائفا و لایصلحه الا الموت(66)؛
    (مؤمن میان دو نگرانی است، گناهی که در گذشته مرتکب شده است نمی داند که خداوند به سبب آن او چه می کند و عمری که از او باقی مانده است و نمی داند که در آن خود را به چه مهلکه هایی می افکند از این رو، مؤمن شبی را به صبح نمی آورد و روزی را شب نمی کند، جز آنکه نگران است و این مشکل را چیزی جز مرگ حل نمی کند).
    این روایت، این مطلب را یادآوری می کند که نگرانی عقوبت گناهان گذشته و سوءعاقبتی که ممکن است دچار آن شود، باید همیشه ذهن مؤمن را مشغول کند و دغدغه همیشگی او باشد و لحظه ای از آن غافل نباشد و شاید بتوان گفت: این روایت، اشاره به این دارد که نگرانی از سوء عاقبت، از شاخصه ها و نشانه های وجود ایمان است.









    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    روایات هشدار دهنده

    در سخنان گهربار معصومین (علیه السلام) نیز به مؤمنین هشدارهای زیادی نسبت به امکان تغییر حالات معنوی و سوءعاقبت داده شده است که در اینجا چند روایت را یادآور می شویم.


    أ) نگرانی همیشگی مؤمنین

    از جمله این هشدارها وصیت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) به فرزندش امام حسین (علیه السلام) است که می فرمایند:
    ای بنی، لاتؤیس مذنبا فکم من عاکف علی ذنبه ختم له بخیر و کم من مقبل علی عمله مفسد فی آخر عمره صائر الی النار و نعوذ بالله منها. أی بنی کم من عاص نجا و کم من عامل هوی(61).
    (فرزندم، هیچ گنهکاری را مأیوس نکن، چه بسیارند گناه پیشه گانی که فرجامی خوب دارند و چه بسیارند روی آوردگانی به خیر که در پایان عمر خویش به فساد روی می آورند و (با همین حال) به سوی آتش می روند و پناه می بریم به خدا از آن. فرزندم چه بسا گنهکاری که سرانجام، اهل نجات شود و چه بسا اهل طاعتی که منحرف شود).
    بهمین مضمون است این کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) که می فرمایند:
    ان الرجل لیعمل بعمل أهل الجنة سبعین سنة فیحیف فی وصیته فیختم له بعمل اهل النار و أن الرجل لیعمل بعمل اهل النار سبعین سنة فیعدل فی وصیته فیختم له بعمل أهل الجنة ثم قرأ و من یتعد حدود الله و قال، تلک حدود الله(62)؛
    (چه بسا انسانی که هفتاد سال، اعمال بهشتیان را انجام داده است، اما، در وصیت خود ستم می کند و با عمل جهنمیان کارش پایان می پذیرد و چه بسا کسی که هفتاد سال اعمال أهل آتش را انجام داده اما در وصیتش، بر می گردد و با رفتار بهشتیان، کارش پایان می پذیرد. سپس، حضرت رسول، (آیه شریفه) و من یتعد حدود الله را خواندند و فرمودند: این حدود خداست).
    راز امکان تحول روحی
    دلیل امکان این تحولات این است که انسان موجودی مختار است و همیشه بر سر دوراهی های دنیا و آخرت قرار دارد و هیچگاه شیطان از وسوسه هیچ مومنی ناامید نمی شود، هرکس، با هر قدرتی از ایمان که باشد در برابر قدرت ایمان او، قدرتی از شیطان وجود دارد و همچنین انسان تا در این دنیا هست، هوای نفس (شهوت و غضب) او را به کردارهایی خلاف دین و عقل فرامی خواند بنابراین، انسان، دائما باید در جهادی اکبر با نفس باشد و چه بسا مومنی که صبح را با ایمان به شب رسانده، اما، شب هنگام با طوفانی از شهوت روبرو می شود و قدرت ایمانش به پایان می رسد و در برابر متاعی قلیل از دنیا، زانو می زند و دست تسلیم بلند می کند، برای همین است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:
    ان الاسلام بدء غریبا و سیعود و طوبی للغرباء و أن بین یدی الساعة فتنا کقطع اللیل المظلم، یمسی الرجل فیها مؤمنا و یصبح کافرا و یصبح مؤمنا و یمسی کافرا، یبیع اقوام دینهم بعرض من الدنیا(63).
    (همانا، اسلام با غربت آغاز گردید و به زودی باز غریب خواهد شد و خوشا بحال غریبان؛ همانا، مدتی کوتاه قبل از قیامت(64)، فتنه هایی رخ خواهد داد که مانند پاره های شب ظلمانی است و در آن، یک انسان، روز را با ایمان به شب می آورد در حالیکه شب را با کفر به صبح می رساند و شب را با ایمان صبح می کند و روز را با کفر به شب می آورد، گروه هایی دینشان را به متاعی از دنیا می فروشند).
    این احتمال را مؤمن باید چنان جدی بگیرد که گویا، هیچگاه از شر آن ایمن نیست. این گفته شریف پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) ناظر به همین مطلب است که می فرمایند:
    لایزال المؤمن خائفا من سوء العاقبة لایتیقن الوصول الی رضوان الله حتی یکون وقت نزع روحه و ظهور ملک الموت له(65)؛
    (مؤمن همیشه از سوء عاقبت نگران است و تا هنگام جان کندن و آشکار شدن فرشته مرگ بر او، به اینکه به رضوان الهی نایل می آید یقین نمی کند).
    مشابه هیمن سخن گهربار است کلام زیبای امام صادق (علیه السلام) که می فرمایند:
    المومن بین مخافتین، ذنب قد مضی لایدری ما یصنع الله فیه و عمر قد بقی لایدری مایکتسب فیه من المهالک فهو لایصبح ال خائفا و لایمسی الا خائفا و لایصلحه الا الموت(66)؛
    (مؤمن میان دو نگرانی است، گناهی که در گذشته مرتکب شده است نمی داند که خداوند به سبب آن او چه می کند و عمری که از او باقی مانده است و نمی داند که در آن خود را به چه مهلکه هایی می افکند از این رو، مؤمن شبی را به صبح نمی آورد و روزی را شب نمی کند، جز آنکه نگران است و این مشکل را چیزی جز مرگ حل نمی کند).
    این روایت، این مطلب را یادآوری می کند که نگرانی عقوبت گناهان گذشته و سوءعاقبتی که ممکن است دچار آن شود، باید همیشه ذهن مؤمن را مشغول کند و دغدغه همیشگی او باشد و لحظه ای از آن غافل نباشد و شاید بتوان گفت: این روایت، اشاره به این دارد که نگرانی از سوء عاقبت، از شاخصه ها و نشانه های وجود ایمان است.








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    أ) نگرانی همیشگی مؤمنین

    از جمله این هشدارها وصیت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) به فرزندش امام حسین (علیه السلام) است که می فرمایند:
    ای بنی، لاتؤیس مذنبا فکم من عاکف علی ذنبه ختم له بخیر و کم من مقبل علی عمله مفسد فی آخر عمره صائر الی النار و نعوذ بالله منها. أی بنی کم من عاص نجا و کم من عامل هوی(61).
    (فرزندم، هیچ گنهکاری را مأیوس نکن، چه بسیارند گناه پیشه گانی که فرجامی خوب دارند و چه بسیارند روی آوردگانی به خیر که در پایان عمر خویش به فساد روی می آورند و (با همین حال) به سوی آتش می روند و پناه می بریم به خدا از آن. فرزندم چه بسا گنهکاری که سرانجام، اهل نجات شود و چه بسا اهل طاعتی که منحرف شود).
    بهمین مضمون است این کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) که می فرمایند:
    ان الرجل لیعمل بعمل أهل الجنة سبعین سنة فیحیف فی وصیته فیختم له بعمل اهل النار و أن الرجل لیعمل بعمل اهل النار سبعین سنة فیعدل فی وصیته فیختم له بعمل أهل الجنة ثم قرأ و من یتعد حدود الله و قال، تلک حدود الله(62)؛
    (چه بسا انسانی که هفتاد سال، اعمال بهشتیان را انجام داده است، اما، در وصیت خود ستم می کند و با عمل جهنمیان کارش پایان می پذیرد و چه بسا کسی که هفتاد سال اعمال أهل آتش را انجام داده اما در وصیتش، بر می گردد و با رفتار بهشتیان، کارش پایان می پذیرد. سپس، حضرت رسول، (آیه شریفه) و من یتعد حدود الله را خواندند و فرمودند: این حدود خداست).
    راز امکان تحول روحی
    دلیل امکان این تحولات این است که انسان موجودی مختار است و همیشه بر سر دوراهی های دنیا و آخرت قرار دارد و هیچگاه شیطان از وسوسه هیچ مومنی ناامید نمی شود، هرکس، با هر قدرتی از ایمان که باشد در برابر قدرت ایمان او، قدرتی از شیطان وجود دارد و همچنین انسان تا در این دنیا هست، هوای نفس (شهوت و غضب) او را به کردارهایی خلاف دین و عقل فرامی خواند بنابراین، انسان، دائما باید در جهادی اکبر با نفس باشد و چه بسا مومنی که صبح را با ایمان به شب رسانده، اما، شب هنگام با طوفانی از شهوت روبرو می شود و قدرت ایمانش به پایان می رسد و در برابر متاعی قلیل از دنیا، زانو می زند و دست تسلیم بلند می کند، برای همین است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:
    ان الاسلام بدء غریبا و سیعود و طوبی للغرباء و أن بین یدی الساعة فتنا کقطع اللیل المظلم، یمسی الرجل فیها مؤمنا و یصبح کافرا و یصبح مؤمنا و یمسی کافرا، یبیع اقوام دینهم بعرض من الدنیا(63).
    (همانا، اسلام با غربت آغاز گردید و به زودی باز غریب خواهد شد و خوشا بحال غریبان؛ همانا، مدتی کوتاه قبل از قیامت(64)، فتنه هایی رخ خواهد داد که مانند پاره های شب ظلمانی است و در آن، یک انسان، روز را با ایمان به شب می آورد در حالیکه شب را با کفر به صبح می رساند و شب را با ایمان صبح می کند و روز را با کفر به شب می آورد، گروه هایی دینشان را به متاعی از دنیا می فروشند).
    این احتمال را مؤمن باید چنان جدی بگیرد که گویا، هیچگاه از شر آن ایمن نیست. این گفته شریف پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) ناظر به همین مطلب است که می فرمایند:
    لایزال المؤمن خائفا من سوء العاقبة لایتیقن الوصول الی رضوان الله حتی یکون وقت نزع روحه و ظهور ملک الموت له(65)؛
    (مؤمن همیشه از سوء عاقبت نگران است و تا هنگام جان کندن و آشکار شدن فرشته مرگ بر او، به اینکه به رضوان الهی نایل می آید یقین نمی کند).
    مشابه هیمن سخن گهربار است کلام زیبای امام صادق (علیه السلام) که می فرمایند:
    المومن بین مخافتین، ذنب قد مضی لایدری ما یصنع الله فیه و عمر قد بقی لایدری مایکتسب فیه من المهالک فهو لایصبح ال خائفا و لایمسی الا خائفا و لایصلحه الا الموت(66)؛
    (مؤمن میان دو نگرانی است، گناهی که در گذشته مرتکب شده است نمی داند که خداوند به سبب آن او چه می کند و عمری که از او باقی مانده است و نمی داند که در آن خود را به چه مهلکه هایی می افکند از این رو، مؤمن شبی را به صبح نمی آورد و روزی را شب نمی کند، جز آنکه نگران است و این مشکل را چیزی جز مرگ حل نمی کند).
    این روایت، این مطلب را یادآوری می کند که نگرانی عقوبت گناهان گذشته و سوءعاقبتی که ممکن است دچار آن شود، باید همیشه ذهن مؤمن را مشغول کند و دغدغه همیشگی او باشد و لحظه ای از آن غافل نباشد و شاید بتوان گفت: این روایت، اشاره به این دارد که نگرانی از سوء عاقبت، از شاخصه ها و نشانه های وجود ایمان است.












    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    ب) وضع فعلی ملاک نیست

    یکی از روایاتی که هشداری نسبت به آینده مؤمنین است روایتی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) است که در آن اشاره می کنند که هیچ کس نباید وضع فعلی خود و دیگران را ملاک داوری در باره حسن عاقبت یا، سوءعاقبت قرار دهد. چه آنکه، اگر جوهره وجودی کسی با اهل سعادت هماهنگ باشد، نام او را در کتاب خوش عاقبتان نوشته اند. حتی اگر تمام عمر را نامسلمان باشد. این روایت را امام صادق (علیه السلام) از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) چنین نقل می کنند:
    روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در حالیکه دو چیز را در دست گرفته بودند (میان مردم) آمدند، دست راست خود را باز کردند و فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم نوشته ای است از بخشنده بخشایشگر درباره اهل بهشت با شمار آنها و حسابشان و نسب های آنها به صورت کامل، هیچ فردی از آنها کم نشده و کسی به آنها افزوده نگردیده است.
    سپس، دست چپ خود را باز کردند و فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم نوشته ای از بخشنده بخشایشگر درباره اهل آتش، با شمار آنها، حساب هایشان و نسب های آنها به صورت کامل تا روز قیامت، فردی از آنها کم نمی گردد و کسی به آنها افزوده نمی شود اما، گاهی خوش عاقبتان (سعادتمندان) در راه اهل شقاوت قرار می گیرند به گونه ای که گفته می شود اینها از آنها هستند، اینها خود آنها هستند (اهل شقاوتند)، چقدر اینها به آنها شبیهند، اما سرانجام، (لحظاتی) قبل از مرگ، هرچند به اندازه زمان یکبار دوشیدن شیر شتری، باشد سعادت را درک خواهند کرد.
    گاهی، نیز اشقیاء، در راه اهل سعادت واقع می شوند به گونه ای که گفته می شود: ایشان از آنها هستند، اینها خود آنها هستند، چقدر اینها به آنها شبیهند، اما، سرانجام (لحظاتی) پیش از مرگ، هرچند به اندازه دوشیدن شیر شتری، شقاوت را درک خواهند کرد.
    پس پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: العمل بخواتیمه، العمل بخواتیمه، العمل بخواتیمه (هر کاری به پایان آن است، هر کاری به پایان آن است، هر کاری به پایان آن است(67)).
    این روایت، به روشنی بیان می کند که وضع ظاهری افراد ملاک نیست و اینکه کسی در زمانی خوب یا بد بوده است نباید ملاک نهایی برای ارزیابی باشد و این بدان معناست که ممکن است کسانی، در زمانی در مسیر حق قرار گرفته باشند اما، چه بسا، هم مسیر بودن شقاوتمندان با اهل سعادت، تنها، به این دلیل باشد که در زمانی، خواسته های نفسانی آنها با حق، هم مسیر شده باشد بنابراین، باید انگیزه ها و نیات را بررسی کرد و چون انگیزه ها و نیات اموری باطنی است، سنجش و ارزیابی آنها، کار آسانی نیست پس، باید عاقبت را ملاک نهایی برای ارزیابی قرار داد و نباید وضعیت فعلی خود دل خوش کرد و وضع فعلی دیگران را نباید ملاک داوری قرار داد.







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    June 2016
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    10,245
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    صلی الله یا حسن مجتبی یا کریم آل طاها و یاسین
    تشکر
    11,595
    مورد تشکر
    13,307 در 4,952
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    ج) ایمان های ناپایدار(عاریه ای)

    علاوه بر روایتی که امکان زوال ایمان را به صورت مستقیم یادآور می شوند، برخی روایات به صورتی غیرمستقیم به این مهم پرداخته اند از جمله آنها، کلماتی از معصومین (علیه السلام) است که نوعی از ایمان را به نام ایمان عاریه ای مطرح ساخته اند و در برابر آن، در بعضی روایات از ایمان ثابت یا، ایمان های مدت دار و غیرموقت و ایمان مستقر سخن به میان آمده است، ایمان، لا أجل له(68) از جمله تعبیراتی است که به معنای ایمان دائمی است و در برابر ایمان مؤجل و موقت قرار دارد.
    در دعایی مربوط به اعمال روز عید غدیر می خوانیم:
    فأتممت نعمتک بان ذکرتنی ذلک و مننت به علی و هدیتنی له فلیکن من شانک یا الهی و سیدی و مولای أن تتم لی ذلک و لاتسلبنیه حتی تتوفانی علی ذلک و انت عنی راض
    (و آنگاه، نعمتت را بر من کامل کردی به اینکه آن را (عهد من را) به من یادآور شدی و با آن بر من منت نهادی و مرا به سوی آن هدایت کردی پس، ای معبود من و آقا و مولای من، شایسته توست که آن را برای من کامل گردانی و تا هنگام مرگ آن را از من نستانی و با خشنودی تو جان بسپارم).
    و در ادامه همین دعا می خوانیم:
    آمنا و سلمنا و رضینا و اتبعنا موالینا صلوات الله علیهم اللهم فتمم لنا ذلک و لاتسلبناه و اجعله مستقرا ثبتا عندنا و لاتجعله مستعارا و احیناما احییتنا علیه و امتنا علیه(69).
    (ایمان آوردیم و تسلیم شدیم و خشنود شدیم و از اولیاء خود صلوات الله علیهم پیروی کردیم بارالها، ایمان ما را کامل گردان و آن را از ما مگیر و آن را مستقر و ثابت نزد ما گردان و آن را عاریه ای قرار مده و ما را بر آنچه تاکنون زنده داشتی زنده بدار و ما را با آن بمیران).
    و در دعایی که امام هفتم به فضل بن یونس تعلیم دادند فرمودند:
    اکثر من أن تقول اللهم لاتجعلنی من المعارین(70) (زیاد بگو، بارالها، مرا از عاریه داده شدگان قرار مده).
    مفهوم ایمان معار
    معار و مستعار از ماده عری است که به دو معنای متباین به کار می رود: گاهی به معنای ثبات و ملازمه است و گاهی به معنای خلو و مفارقه است. واژه عروة از معنای اول اتخاذ شده است که به معنای علقه است و واژه عریان از معنای دوم این لغت گرفته شده است(71). بنابراین، عری من ثیابه یعنی، لباس خود را از خود جدا کرد و عری صدیقه به معنای این است که دوستش را تنها گذاشت و او را یاری نکرد(72).
    از این رو، انسان معار انسانی است که چیزی از او جدا گشته و از او گرفته می شود و ایمان مستعار ایمانی است که با فرد نمی ماند بنابراین، در اینجا، معار و مستعار از اصل دوم این لغت گرفته شده اند.
    در این گونه روایات، ایمان های زوال پذیر، به اموالی عاریه ای تشبیه شده اند که هرگونه استفاده ای از آنها نمی توان کرد و نمی توان به آنها دل بست. شاید دلیل اینکه لاتجعله مستعارا بعد از عبارت فتمم لنا قرار گرفته است، این باشد که نقص ایمان و کارآیی ضعیف آن در زندگی، آن را عاریه ای می کند و اینکه آن را بعد از و لاتسلبناه قرار داده اند شاهد بر این است که معار در اینجا به معنای دوم آن، یعنی زوال پذیر به کار رفته است، همانگونه که مال عاریه ای، علقه ای ملکی به دیگری دارد، ایمان عاریه ای هم، علقه ای به دنیا دارد و لذاتش آن را، متزلزل و زوال پذیر نموده است. پس ایمان و مال عاریه ای، از اول هم به گونه ای هستند که امکان بقا ندارند مگر آنکه، ماهیت ایمان عاریه ای در اثر رشد انسان، تغییر یابد و کارآئی لازم را بدست آورد، پس ایمان عاریه ای، از ابتدا هم، ماهیتی متفاوت با ایمان ثابت دارد.
    در برابر ایمان عاریه ای، ایمان ثابت است. عبارت ثبت قلب علی دینک(73)، اشاره ای به ایمان ثابت دارد که ارتباط ویژه ای با دل دارد که حریم خداست چنانکه امام صادق (علیه السلام) می فرمایند القلب حرم الله فلاتسکن حرم الله غیر الله(74) (دل حرم خداست در حرم الهی غیر از او را جای مده) و برای همین است که در قرآن کریم مستقر و مستودع در برابر هم به کار رفته اند(75).
    تعبیر رسول اعظم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) که به امیرمؤمنان فرمودند: و الایمان مخالط لحمک و دمک کما خالط لحمی و دمی(76)، اشاره ای، به ایمان ثابت در برابر ایمان عاریه ای دارد، چرا که وقتی چیزی در کنار چیزی قرار گیرد ممکن است به راحتی از هم جدا شوند اما، اگر این دو چیز، با هم مخلوط شوند، نمی توان آنها را از یکدیگر جدا کرد. آب در کنار شکر یا، نمک، در دو ظرف جدا، از ابتدا هم، جدا هستند، چسبیدن و تماس سطح آن دو یا سطح ظرف آن دو، آب را شیرین یا شور و نمک یا، شکر را تر نمی کند، اما، اگر این دو با هم مخلوط شوند و نمک و شکر در آب حل گردند، دیگر دو چیز نداریم تنها آب شور یا شیرین وجود دارید و نمک و شکر سرتاسر وجود آب را فرا می گیرند، ایمان هم، اگر در گوشت و خون حل گردد و جان، طعم ایمان را بچشد و طعم ایمان، پای دندان جان رود، جان که فطرتا هم با آن انس دارد، آن را به آسانی رها نخواهد کرد ایمان کامل آن است که همه وجود انسان را فرا گیرد و جایی برای غیر نگذارد، این است که امامان معصوم (علیه السلام) ابتدا، در خواست تکمیل امان دارند و سپس، زوال ناپذیر شدن آن را می خواهند.







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی