بیت ظهور تبلیغات
صفحه 19 از 24 نخستنخست ... 9151617181920212223 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 238

موضوع: توحید در نهج البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #181

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    و اما دوم: در كتاب دلائل الأعجاز عبدالقاهر آمده: كلام شايسته نام بلاغت نيست تا اين كه پيش گيرد معنا لفظ را و لفظ معنا را، و لفظ آن به گوش تو پيش‏تر از معناى آن به قلب تو نرسد، و بدون اذن در اذن (گوش) وارد شود.(228)

    و در بيان جاحظ آمده: به فارسى گفتند: بلاغت چيست؟ گفت: بلاغت شناختن فصل و وصل است.

    از يونانى پرسيدند بلاغت چيست؟ گفت: تقسيم بندى صحيح، و انتخاب گفتار زيباست.از رومى پرسيدند بلاغت چيست؟ گفت: بالبداهه سخن كوتاه نيكو گفتن، و در موقعيت اصاله كلام بسيار گفتن است.
    امضاء

  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #182

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    از هندى پرسيدند بلاغت چيست؟ گفت: واضح بودن دلالت لفظ بر معنا، استفاده از فرصت، و اشارت نيكوست.

    بعضى از هنديان گفته‏اند: مجموعه‏اى بلاغت معرفت و آگاهى بر دليل، و شناختن فرصت‏هاى مناسب است. سپس گفته از آثار اين آگاهى و شناخت اين است كه در موردى كه صراحت گويى دشوار باشد از كنايه استفاده كنى، و بسا ترك كنايه در فهماندن مقصود بهتر و براى رسيدن به مراد شايسته‏تر باشد. و باز گفته: تمام بلاغت عبارت است از درك موقعيت‏هاى مناسب، و شناختن زمان سخن گفتن، و قلت تشويش به هنگام بيان معانى مبهم و يا دشوار. و يا گريز لفظ مناسب از ذهن و يا عدم امكان به كارگيرى آن.
    امضاء

  4. Top | #183

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    اعرابى گفته: بلاغت نزديك شدن از دور، و دورى جستن از تكلف گويى، و با لفظ اندك معناهاى بسيار ادا نمودن است.

    ديگرى گفته: بلاغت مختصر گويى بدون عجز. و مفصل گويى بدون خطا و اشتباه است.

    به ابو العينا گفتند: بليغ‏ترين گفتار كدام است؟ گفت: سخنى كه ناحق گو را ساكت و حق گو را حيران سازد.

    و اما سوم: ابراهيم معروف به امام گفته: از بهره بلاغت همين بس كه شنونده احساس بدى بيان از گوينده نكند، و گوينده هم از شنونده احساس نفهميدن مطلب ننمايد، و هارون گفته: بلاغت دورى نمودن از اطاله كلام، و نزديك شدن به مقصود، و با لفظ اندك معناى بسيار رساندن است.

    مأمون گفته: تصور نمى كردم كسى بتواند به اين درجه از بلاغت سخن گويد، تا اين كه نامه عمر و بن مسعده را كه برايم نوشته بود خواندم، در آن آمده بود: پيام من به تو اين است كه تمامى افسران و سربازان در اطاعت از تو داراى بهترين حال و روحيه‏اى هستند كه يك ارتش با تأخير در مواجب و آشفتگى احوالشان مى‏تواند داشته باشد.(229)
    امضاء

  5. Top | #184

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ابن معتز گفته: بلاغت: رسيدن به معناست در سفر گفتارى كوتاه.(230)

    مؤلف: بلاغت به هر معنايى كه تفسير شود كتاب نهج البلاغه مصداق واقعى آن، و نام گذارى به حق است.

    تجليل سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) از بيانات امير المؤمنين (عليه السلام)

    اذ كان يفتح للناظر فيه ابوابها و يقرب طلابها؛ زيرا اين كتاب درهاى بلاغت را به روى خواننده‏اش گشوده و او را به مقصودش نزديك مى‏گرداند.

    فيه: در اين كتاب. ابوابها: درهاى بلاغت. پيش از اين دانستنى كه عبد الحميد كاتب و ابن نباته خطيب، فصاحت و بلاغت كم نظيرشان را از مطالعه و حفظ گفتار آن حضرت (عليه السلام) به دست آوردند.
    امضاء

  6. Top | #185

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    فيه حاجة العالم و المتعلم، و بغية البليغ و الزاهد؛ اين كتاب مورد نياز دانشمندان و دانشجويان و گمشده هر بليغ و زاهد مى‏باشد.

    در نسخه مصرى، فيه آمده ولى صواب و فيه مى‏باشد چنانچه در نسخه ابن ابى الحديد و ابن ميثم و خطى آمده و مقام هم مقتضى آن است. بغيه (به ضم باء و كسر آن) يعنى: مطلوب و مقصود.

    آرى دانشمند نيازمند اين كتاب است تا عملش زياد شود، و دانشجو تا از آن دانش بياموزد، و بليغ تا گفتار زيبا و حكيمانه ادا كند، و زاهد تا از زهد خود شادمان بوده در افزايش آن بكوشد.

    و يمضى فى اثنائه من الكلام فى التوحيد و العدل و تنزيه الله سبحانه و تعالى عن شبه الخلق ما هو بلال كل غلة و جلاء كل شبهة؛ و در اثناى اين كتاب سخنانى از آن حضرت (عليه السلام) پيرامون توحيد و عدل و تنزيه خداى سبحان از شباهت به خلق آمده كه تشنه را سيراب و شبهات را روشن مى‏سازد.
    امضاء

  7. Top | #186

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فى أثنائه: در اثناى اين كتاب. من كلام اين گونه در نسخه مصرى آمده ولى صواب من عجيب الكلام است، چنانچه در نسخه ابن ابى الحديد و ابن ميثم و خطى آمده است.

    فى التوحيد: راجع به توحيد، خصوص خطبه 184 كه سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) درباره آن گفته: اين خطبه پيرامون توحيد جامع اصول و نكاتى از اين علم است كه در هيچ خطبه‏اى نيامده است. و العدل ابن ابى الحديد در شرح خطبه 83 آورده: بدان كه توحيد و عدل و مباحث شريف خداشناسى جز از سخنان بزرگان صحابه حاوى چنين مسائلى نبوده، و اساسا با چنين مباحثى آشنايى نداشته‏اند، و اگر مى‏داشتند از آن ياد مى‏كردند، و به اعتقاد من اين بزرگ‏ترين فضيلت و امتياز آن حضرت (عليه السلام) است.(231)
    امضاء

  8. Top | #187

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مؤلف: بلكه فاروق او قائل به عدم عدل الهى بوده، چنانچه در تاريخ بغداد آمده عمر در جابيه براى مردم سخنرانى كرد، و گفت: به راستى خدا هر كه را بخواهد گمراه مى‏كند و هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند. يكى از كشيشان مسيحى از حاضران پرسيد: اين فرمانرواى شما چه مى‏گويد؟ گفتند: مى‏گويد خداست كه هر كس را كه بخواهد گمراه مى‏كند، كشيش گفت: پريشان گفتى، خدا عادل‏تر از اين است كه كسى را گمراه كند، سخن او به عمر رسيده به نزد او فرستاد و گفت: بلكه خدا تو را گمراه ساخته و اگر تازه عهدى تو به اسلام نبود گردنت را مى‏زدم.(232)

    پس در جايى كه او قائل به عدم عدل الهى باشد چگونه از او انتظار مى‏رود كه درباره صفات خداى تعالى و عدل خدا سخن بگويد. و آن تعبير: ان الله يضل من يشاء و يهدى من يساء؛ خدا هر كه را بخواهد گمراه مى‏كند و هركه را بخواهد هدايت مى‏نمايد اگر چه در قرآن وارد شده ولى بعد از آن آمده: و ما يضل به الا الفاسقين * الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثاقه و يقطعون ما أمر الله به أن يوصل و يفسدون فى الأرض أولئك هم الخاسرون‏(233)؛ و گمراه نمى كند به آن مگر فاسقان را، و آنان كه مى‏شكنند عهد خدا را پس از آن كه محكم بستند، و قطع مى‏كنند آنچه را كه خدا امر به پيوند آن كرده، و در زمين فساد مى‏كنند، به حقيقت آنان زيانكار هستند. با اين كه عقل و نقل هر دو اتفاق دارند كه موارد متشابه قرآن را بايد تأويل كرد.
    امضاء

  9. Top | #188

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ولى او مصداق اين آيه است: فأما الذين فى قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه...(234)؛ پس آنان كه دل هاشان ميل به باطل دارد از پى متشابه مى‏روند.

    و اين مرد خواسته است با ضرب و قتل پاسخ كشيش را بدهد.

    سبحانه منزه است خدا از نقائص. و تعالى اين گونه در نسخه مصرى آمده ولى صواب عدم آن است، زيرا در نسخه ابن ابى الحديد و ابن ميثم و خطى نيست.

    عن شبه الخلق متعلق است به تنزيه الله يعنى: خدا منزه از شباهت به مخلوقات است. و در خطبه (89) (اشباح) آمده: مردى از آن حضرت (عليه السلام) خواست نا خدا را به گونه‏اى برايش توصيف كند كه گويى او را با چشم مى‏بيند. پس آن حضرت (عليه السلام) خشمگين شده و آن خطبه را ايراد فرمود.(235) و گويا امام از آن مرد چنين احساسى نموده بود كه وصف خدا را با تشبيه به خلق خواسته است.

    بلال (به كسر باء)ترى و نمناكى است. شاعر (در مقام ذم) گفته:
    كأنى حلوت الشعر حين مدحته صفا صخرع صماء يبس بلالها (236)

    گويا من شعرم را به هنگام مديحه سرايى او مى‏آوريم، آن گونه كه سنگ سخت خشكيده آرايش و صيقلى شود.

    و ديگرى گفته:
    و صاحب مرامق داجيته على بلال نفسه طويته‏(237)

    يار بدخويى كه با او مدارا كردم، و با كم مهرى كه داشت با او سازش نمودم.

    و اصل در معناى بلال مشكى است كه با رطوبت داشتن در آن بسته شده متعفن گردد، شاعر گفته: و لقد طيتكم على بللاتكم‏(238)؛ با زشتى‏هايى كه داشتيد با شما كنار آمدم.
    امضاء

  10. Top | #189

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ولى اگر سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) به جاى لفظ بلال واژه نقوع را به كار برده بود مقصودش را بهتر مى‏رساند گويند: نقع الماء العطش نقعا و نقوعا؛ آب تشنگى را فرو نشانيده تسكين بخشيد.

    و گويند شرب حتى نقع نوشيد تا سيراب شد و استعمال لفظ بلال تنها در مورد مبالغه در پاكى و تفاوت نيكوست، گويند: ما فى سقائك بلال در مشك تو هيچ رطوبتى نيست تا گلو به آن تر شود. ليلى اخيليه به پسر عموى (توبه) زمانى كه از نزد او گريخته تا اين كه كشته گرديد چنين گفته:
    فلاو أبيك يابن أبى عقيل تبلك بعدها فينا بلال
    فلو آسيته لخلاك ذم و فارقك ابن عمك غير قال‏(239)+

    سوگند به پدرت اى پسر ابى عقيل كه پس از او هرگز تو را نزد ما نمى (خيرى) نخواهد بود. پس اگر با او مساوات مى‏كردى تو را ملامتى نبود، و پسر عموى تو بدون ناراحتى از تو جدا مى‏گشت.

    غله (به ضم غين) حرارت تشنگى است. و در نسخه ابن ابى الحديد و خطى اين جمله اضافه شده است: و شفاء كل علة(240)؛ و شفاى هر بيمارى است.

    و جلاء كل شبهة يعنى موجب بر طرف شدن و از بين رفتن هر شبهه‏اى است.
    امضاء

  11. Top | #190

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    10,969
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فرمايش اما (عليه السلام) راجع به قضا و قدر


    در ارشاد مفيد آمده: حسن بصرى روايت كرده: پس از بازگشت امير المؤمنين (عليه السلام) از جنگ صفين مردى نزد آن حضرت (عليه السلام) آمده گفت: مرا خبر ده از اين جنگى كه ميان ما و اين گروه اتفاق افتاد آيا به قضا و قدر الهى بود؟ امام (عليه السلام) فرمود: از هيچ تلى بالا نرفتيد و در هيچ دره‏اى فرود نيامدند مگر اين كه به قضا و قدر خدا خدا بوده، مرد گفت: پس رنجى كه در اين راه بردم به حساب خدا گذارم؟ (يعنى چون رفتن من به قضاء و قدر خدا بوده پس من مجبور بوده و اجراى نخواهم داشت)

    امضاء

صفحه 19 از 24 نخستنخست ... 9151617181920212223 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی