صفحه 18 از 41 نخستنخست ... 814151617181920212228 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 408

موضوع: توحید در نهج البلاغه

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #171

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مختارة شایسته انتخاب. أو بلفظ این گونه در نسخه مصری آمده ولی صواب أولفظ می باشد که در نسخه ابن ابی الحدید، و ابن میثم، و خطی آمده است عطف بر زیادة. أحسن عبارة یعنی خوش عبارت تر از نقل اول فتقتضی الحال أن یعاد: مناسب بود تکرار شود، چرا که از موضوع کتاب بود. استظهارا یعنی به جهت کامل نمودن، (مفعول له) است. برای یعاد. للاختیار یعنی برگزیدن انتخاب سخنان آن حضرت (علیه السلام) غیرة (به فتح غین) مأخوذ از غار الرجل علی أهله رشک برد مرد بر زن خود. و غیرة (به کسر) جوهری گفته: به معنای میره خوار و بار است گویند: غار اهله: خوار و بار آورد جهت خانواده اش.(220) و زمخشری گفته: به معنای دیه است، و جمع آن غیر آید، شاعر گفته:


    لنجد عن بأیدینا أنوفکم - بنی أمیمة ان لم تقبلوا الغیرا (221)

    ای (بنی امیمه) اگر دیه های ما را نپذیرید بینی های شما را با دستان خود می بریم (شما را مثله می کنیم).
    عقائل الکلام یعنی سخنان گران بهای آن حضرت (علیه السلام)، از این که ناگفته بماند.
    امضاء


  2. # ADS

    آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست تبلیغات متنی انجمن

     

  3. Top | #172

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نمونه ‏هايى از تكرار در نهج البلاغه‏

    اما مواردى كه سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) به علت داشتن زيادى زيبا و ارزنده تكرار نموده اين كه در خطبه 147 آورده: و من كلام له (عليه السلام) قبل موته؛ از سخنان آن حضرت (عليه السلام) كه پيش از وفات فرموده است. و همين سخنان را در نامه 23 با عنوان: و من كلام له قال قبل موته على سبيل الوصية؛ از سخنان آن حضرت (عليه السلام) كه پيش از وفات به طرز وصيت بيان فرموده است. نيز آورده است و در پايان دوم به اين تكرار اشاره نموده و گفته: قد مضى بعض هذا الكلام فى ما تقدم من الخطب. الا أن فيه‏ها هنا زيادة أوجبت تكريره؛ قسمتى از اين گفتار در بخش گذشته (خطبه‏ها) آورده شده ولى اين يكى داراى اضافاتى است كه موجب تكرار آن گرديد.

    و جمله المرء مخبوء تحت لسانه (حكمت 148)، در حكمت 392 با زيادى تكرار شده، ولى سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) متوجه اين تكرار نشده به دليل اين كه بمانند اول با آن اشاره نكرده است. و عجب اين كه گفتار امام (عليه السلام) را در حكمت 116 كم من مستدرج بالاحسان اليه، و مغرور بالستر عليه و مفتون بحسن القول فيه، و ما ابتلى الله أحدا بمثل الأ ملاء له در حكمت 260 پيش از (فصل غريب) تكرار نموده، و گفته است: اين سخن پيش از اين نقل شده، اما در جا اضافاتى دارد، با اين كه در دوم هيچ گونه نسخه مصرى، و اما نسخه ابن ميثم دوم را ندارد.

    هم چنان كه حكمت 22 را در 389 تنها بنا به نقل ابن ابى الحديد با زيادتى تكرار كرده، نه ابن ميثم، ولى نسخه‏اى كه از ابن ميثم نزد اين جانب است بعد از حكمت 81 اغلاط زيادى دارد كه لازم است به نسخه‏هاى ديگر مراجعه شود.
    امضاء


  4. Top | #173

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    و از مواردى كه با لفظ ديگر تكرار كرده اين گفتار امام (عليه السلام) است در خطبه 33: أما و الله ان كنت لفى ساقتها حتى ولت بخذافيرها، ما ضعف و ما جبنت، و ان مسيرى هذا لمثلها. فلأنقبن الباطل حتى يخرج الحق من جنبه كه آن را در خطبه 102 تكرار كرده، ولى به تكرار اشاره نكرده است.

    و گفتار آن حضرت (عليه السلام) را در خطبه 170: أاللهم انى أستعينك على قريش و من اعانهم فانهم قطعوا رحمى. و ضغروا عظيم منزلتى و اجمعوا على منازعتى امرا هو لى، ثم قالوا: ألا ان فى الحق أن تاخذه و فى الحق أن تتركه در خطبه 215 با لفظ ديگرى تكرار كرده و ظاهرا متوجه تكرار نشده به علت مطلبى كه در آينده خواهيم گفت.
    امضاء


  5. Top | #174

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    و نيز گفتار امام (عليه السلام) را در خطبه 26: فنظرت فاذا ليس لى معين الا اهل بيتى فضننت بهم عن الموت، و أغضيت على القذى، و شربت على الشجى، و صبرت على أخذ الكظم، و على امرى من طعم العقلم در خطبه 215 با لفظ: فنظرت فاذا ليس لى رافد و لاذاب و لا مساعد، الا اهل بيتى، فضننت بهم عن المنية، فأغضيت على القذى، و جرعت ريقى على الشجى، و صبرت من كظم الغيظ على أمرى من العلقم، و آلم للقلب من حز الشفار تكرار كرده، و آن گاه گفته است: اين گفتار در ضمن خطبه‏اى كه پيش از اين آورده شده نقل گرديده، ولى آن را در اين جا مجددا آورديم به علت اختلاف دو روايت.
    امضاء


  6. Top | #175

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) اگر چه در ضمن خطبه 215 مضمون مطلبى را كه در خطبه 170 آمده تكرار كرده است، چنانچه پيش از اين گذشت، ولى مقصود او از اين كه فرموده: و قد مضى... اشاره به خطبه 26 است، و ممكن نيست اشاره به هر دو خطبه باشد، زيرا فرموده: هذا الكلام؛ اين گفتار در حالى كه جمله آخر خطبه 215 در خطبه 167 نيامده، و نيز فرموده: خطبة متقدمة - كه به لفظ مفرد آورده است -.

    و نيز گفتار امام (عليه السلام) را در خطبه 32 ان الله بعث محمدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و ليس أحد من العرب يقرء كتابا... در خطبه 112 تكرار كرده و گفته است: پيش از اين چكيده‏اى از اين گفتار به روايتى مغاير با اين روايت نقل گرديده است.

    و نيز حكمت 117 را: هلك فى رجلان: محب غال و مبغض قال در حكمت (469) با لفظ: يهلك فى رجلان: محب مفرط، و باهت مفتر تكرار نموده و فرموده: دوم مانند اول است.

    و نيز گفتار امام (عليه السلام) را در خطبه 70 پيرامون صلوات فرستادن بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم): حتى أورى قبس القابس... در خطبه 104 تكرار نموده و فرموده است: اين گفتار در گذشته نقل گرديده ولى در اين جا دوباره نقل گرديد به علت اختلاف دو روايت. و نيز اين سخن امام (عليه السلام) را در حكمت 267: يابن آدم! لا تحمل هم يومك... در حكمت 379 تكرار كرده و فرموده است: اين گفتار پيش از اين نقل گرديده است.

    و نيز گفتار امام (عليه السلام) را در حكمت 15: تذل الأمور للمقادير حتى يكون الحتف فى التدبير در حكمت 459 با اين تعبير يغلب المقدار على التقدير حتى تكون الآفة فى التدبير تكرار كرده، ولى به آن اشاره نكرده و عذز نخواسته است.
    امضاء


  7. Top | #176

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    و جمله أشد الذنوب ما استهان به صاحبه در حكمت 348 را با لفظ أشد الذنوب ما استخف به صاحبه در حكمت 477 تكرار كرده، ولى متوجه تكرار نشده و عذز نخواسته است.

    و ربما بعد العهد ايضا بما اختير اولا فأعيد بعضه سهوا او نسيانا؛ و گاهى هم به علت فاصله زمانى زياد از روى غفلت و فراموشى قسمتى از آنچه را كه قبلا ذكر كرده‏ام دوباره آورده‏ام. يعنى نه به علت داشتن زيادى يا بهتر بودن عبارت دوم. اين گونه در نسخه مصرى به لفظ او نسيانا آمده، ولى صحيح ونسيانا مى‏باشد - با واو - و عطف آن تفسيرى است.

    لا قصدا و اعتمادا؛ نه از روى قصد و تعمد. اعتماد يعنى تعمد، و عطف آن تفسيرى است:

    سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) جمله ما شككت فى الحق مذأريته در خطبه 4 را در حكمت 184 نسيانا تكرار كرده است.

    و جمله من أبدى صفحته للحق هلك در خطبه 16 را در حكمت 188 سهوا تكرار نموده است.

    و نيز جمله كلمة حق يراد بها الباطل در خطبه 40 را در حكمت 198 از روى فراموشى تكرار كرده است.

    و جمله من ظن بك خيرا فصدق ظنه را كه در نامه 31 در وصيت آن حضرت (عليه السلام) به فرزندش امام حسن (عليه السلام) مى‏باشد به طور سهو در حكمت 248 تكرار كرده است.

    و نيز گفتار امام (عليه السلام) را در حكمت 116: و مفتون بحسن القول فيه كه قسمتى از عنوان كم من مستدرج بالاحسان اليه مى‏باشد به طور سهو در حكمت 260 تكرار كرده است. و جمله لا خير فى الصمت عن الحكم كما أنه لا خير فى القول بالجهل را كه در حكمت 182 آمده در حكمت 471 بنا به نقل نسخه مصرى و ابن ميثم و پيش از حكمت 192 بنا به نقل ابن ابى الحديد و خطى به طور غفلت تكرار كرده است. و از اين تكرار روشن مى‏شود كه سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) احيانا تمام عنوانى را كه يك بار آورده دوباره مى‏آورد. و خطبه 21 را: فان الغاية و ان ورائكم الساعة تحدوكم، تخففوا تلحقوا، فانما ينتظر بأولكم آخركم در ضمن خطبه 165 با لفظ فان الناس أمامكم و أن الساعة تحدوكم من خلفكم، تخففوا تلحقوا، فانما ينتظر بأولكم آخركم تكرار كرده است.

    و از اين مورد آشكار مى‏شود كه سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) گاه از روى غفلت تمام يك عنوان را با اندك اختلافى جزء عنوان ديگرى قرار مى‏دهد.

    و گفتار امام (عليه السلام) را در خطبه 23 كالفالج الياسر الذى ينتظر أول فوزة من قداحه در شماره 8 از فصل غريب كلامه (عليه السلام) با لفظ: كالياسر الفالج ينتظر أول فوزة من قداحه از روى غفلت تكرار كرده است.

    و گفتار امام (عليه السلام) را: ان هذه القلوب تمل الأ بدان، فابتغوا لها طرائف الحكم از حكمت 91، در حكمت 197 سهوا تكرار كرده است.
    امضاء


  8. Top | #177

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    و گفتار امام (عليه السلام) را در خطبه 170: فقدموا على عاملى بها و خزان بيت مال المسلمين و غير هم من أهلها، فقتلوا طائفه صبرا و طائفه غدرا در خطبه 216 با لفظ فقدموا على عمالى و خزان بيت مال المسلمين الذى فى يدى و على أهل مصر كلهم فى طاعتى و على بيعتى، فشتتوا كلمتهم و أفسدوا على جماعتهم، و وثبوا على شيعتى فقتلوا طائفه منهم غدارا از روى غفلت تكرار كرده است. و گفتار امام (عليه السلام) را در خطبه 22: و الله ما أنكروا على منكرا، و لا جعلوا بينى و بينهم نصفا، و انهم ليطلبون حقا هم تركوه و دما هم سفكوه، فلئن كنت شريكهم فيه فان لهم لنصيبهم منه، و لئن كانوا ولوه دونى، فما التبعة الا عندهم، و ان أعظم حجتهم لعلى أنفسهم لعلى أنفسهم در خطبه 135 با اين لفظ: و الله ما أنكروا على منكرا، و لا جعلوا بينى و بينهم نصفا، و أنهم ليطلبون حقا هم تركوه، و دما هم سفكوه، فان كنت شريكهم فيه، فان لهم نصيبهم منه، و ان كانوا ولوه دونى، فما الطلبة الا قبلهم، و ان أول عدلهم للحكم على أنفسهم به طور غفلت تكرار كرده است.

    هم چنان كه اين فراز خطبه 10 را: ألا و ان الشيطان قد جمع حزبه، و استجلب خيله و رجله، و ان معى لبصيرتى، ما لبست على نفسى، و لا لبس على، أيم الله لأفرطن حوضا أنا ماتحه، لا يصدرون عنه، و لا يعودون اليه قسمتى از آن را در خطبه 135: ان معى لبصيرتى ما لبست، و لا لبس على،... و أيم الله لأفرطن لهم حوضا أنا ماتحه لا يصدرون عنه برى، و لا يعبون بعده فى حسى با اندك اختلافى از روى غفلت تكرار كرده است.
    امضاء


  9. Top | #178

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    و حكمت 68 را: العفاف زينة الفقر، و الشكر زينة الغنى، در حكمت 340 سهوا تكرار كرده است.

    و قسمت آخر خطبه 127 را: انما اجتمع رأى ملئكم على اختيار رجلين، أخذنا عليهما أن لا يتعديا القرآن، فتاها عنه، و تركا الحق و هما يبصرانه، و كان الجور هواهما فمضيا عليه، و قد سبق استثناؤنا عليهما - فى الحكومة بالعدل، و الصمد للحق - سوء رأيتهما وجور حكمها در خطبه 175 با اين عبارت: فأجمع رأى ملئكم على أن اختاروا رجلين، فأخذنا عليهما أن يجعجعا عند القرآن، و لا يجاوزاه، و تكون ألسنتهما معه، و قلوبهما تبعه، فتاها عنه، و تركا الحق و هما يبصرانه، و كان الجور هواهما، و الأعوجاج دأبهما، و قد سبق استثناؤنا عليهما - فى الحكم بالعدل، و العمل بالحق - سوء رأيهما، و جور حكمهما به طور غفلت تكرار كرده است.

    و گفتار امام (عليه السلام) را در حكمت 172: الناس أعداء ما جهلوا، در حكمت 438 از روى غفلت تكرار كرده است.

    و گفتار آن حضرت (عليه السلام) را در حكمت 278: قليل تدوم عليه أرجى من كثير مملول منه از روى فراموشى در حكمت 444 با لفظ قليل تدوم عليه خير من كثير مملول منه باز آورده است. و سخنان امام (عليه السلام) را در خطبه 143: أيها الناس! انما أنتم فى هذه الدنيا غرض تنتضل فيه المنايا مع كل جرعة شرق، و فى كل أكلة غصص؛ لا تنالون منها نعمة الا بفراق أخرى، و لا يعمر معمر منكم يوما من عمره الا بهدم آخر من أجله، به طور غفلت در حكمت 191 با اين الفاظ تكرار كرده است: انما المرء فى الدنيا غرض تنتضل فيه المنايا، و نهب تبادره المصائب و مع كل جرعة شرق، و فى كل أكلة غصص، و لا ينال العبد نعمة الا بفراق اخرى، و لا يستقبل يوما من عمره الا بفراق أخرى من أجله.

    و گفتار امام (عليه السلام) را در حكمت 241: يوم المظلوم على الظالم أشد من يوم الظالم على المظلوم از روى غفلت در حكمت 341 با تعبير: يوم العدل على الظالم أشد من يوم الجور على المظلوم نقل كرده است. و گفتار امام (عليه السلام) را در خطبه 239: ما أنقص النوم لعزائم اليوم از روى غفلت در حكمت 440 به طور مستقل تكرار كرده است.

    و گفتار اما (عليه السلام) را در ضمن حكمت 365: و كفى أدبا لنفسك تجنبك ما كرهته لغيرك از روى غفلت به طور مستقل در حكمت 412 باز آورده است.

    و گفتار امام (عليه السلام) را در حكمت 57: القناعة مال لا ينفد به طور غفلت در حكمت 475 تكرار كرده است. و حكمت 34 را أشرف الغنى ترك المنى از روى غفلت در ضمن حكمت 211 تكرار نموده است.

    و گفتار امام (عليه السلام) را در خطبه 154: و انهما لا يقربان من أجل، و لا ينقصان من رزق در حكمت 374 با لفظ و ان الأمر بالمعروف، و النهى عن المنكر لا يقربان من أجل و لا ينقصان من رزق تكرار كرده است.

    و از اين تكرارهايى كه به شرح رفت روشن مى‏شود كه سيد رضى (رحمه الله تعالى عليه) اگر چه فرموده است گاهى فرازى و يا فرازهايى از مطالب گذشته را نسيانا تكرار مى‏كند كه ظاهرش اين است كه آن‏ها را با عين الفاظشان تكرار مى‏كند ولى آن عموميت ندارد بلكه گاهى چنين است و گاهى هم تمام فراز گذشته و يا قسمتى از آن را با لفظ ديگرى تكرار مى‏نمايد. و در شرح گفتار او كه گفته بود: بسا فرازى را به علت داشتن زيادى، يا تعبير زيباتر عمدا تكرار مى‏كند مواردى را نقل كرديم كه نسيانا تكرار كرده بود.

    و لا أدعى مع ذلك انى أحيط بالقطار جميع كلامه (عليه السلام) حتى لا يشذ عنى شاذ و لا يند ناد؛ با اين همه ادعا نمى كنم كه من تمام گفتارهاى آن حضرت (عليه السلام) را گرد آورده‏ام به گونه‏اى كه هيچ سخنى از قلم نيفتاده و هيچ نكته‏اى دور نمانده است.

    اقطار: كناره‏ها. لا يشذ عنى شاذ: پراكنده و متفرق نگرديد از من مطالب پراكنده‏اى. و لايند: دور نماند از من. ناد: بعيد و دور.

    بل لا ابعد ان يكون القاصر عنى فوق الواقع الى، و الحاصل فى ربقتى دون الخارج من يدى؛ بلكه بعيد نمى دانم كه آنچه به من نرسيده بيش از آن‏ها باشد كه رسيده، و سخنانى كه بر آن‏ها دست يافته‏ام كمتر از دست نيافته‏ام كمتر از دست نيافته‏ها باشد.

    القاصر عنى: سخنانى كه بر آن‏ها دست نيافته‏ام. الواقع: سخنانى كه به من رسيده است. والحاصل عطف است بر القاصر كه اسم است براى يكون. ربقتى (به كسر راء) جوهرى آورده: ربق ريسمانى است حلقه دار كه با آن حيوانات را مى‏بندند.

    دون: كمتر، عطف است بر فوق خبر يكون، از باب عطف جمله. الخارج من يدى: آنچه از نظرم پنهان مانده و از دست رفته است.

    راوندى بنا به نقل ابن ميثم آورده: در حجاز از بعض علما شنيده كه گفته است در مصر مجموعه‏اى از سخنان على (عليه السلام) را در بيش از بيست مجلد يافته است.(222)

    و ما على الا بذل الجهد، و بلاغ الوسع، و على الله سبحانه و تعالى نهج السبيل و رشاد الدليل ان شاء الله؛ آنچه به عهده من است كوشش و تلاش در جمع آورى سخنان آن حضرت (عليه السلام) است و بر خداى سبحان است آشكار نمودن راه، و هدايت نمودن راهنما اگر بخواهد. در صحاح آورده: جهد و جهد (با فتحه و ضمه) طاقت و توان است، و آيه شريفه به هر دو صورت قرائت شده است: ... والذين لا يجدون الا جهدهم... فراء گفته است: جهد (به ضم) طاقت است، و (با فتح) انتهاى كوشش، گويند: اجهد جهدك فى هذا الأمر؛ آخرين تلاش خود را در اين امر به كار گير و گفته نمى شود: اجهد جهدك‏(223).
    امضاء


  10. Top | #179

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بلاغ الوسع: آخرين سعى و كوشش در نقل سخنان آن حضرت (عليه السلام). سبحانه: منزه از نقص‏ها و از اين كه چيزى از او فوت شود. تعالى اين گونه در نسخه مصرى آمده ولى آن زايد است زيرا در نسخه ابن ابى الحديد و ابن ميثم و خطى نيست.

    نهج السبيل مأخوذ است از آيه شريفه و و على الله قصد السبيل‏(224)؛ بر خداست راهنمايى و هدايت به راه راست.

    و رشاد الدليل خداى تعالى فرموده: اتبعون أهدكم سبيل الرشاد(225)؛ مرا پيروى كنيد، تا شما را به راه حق و صواب هدايت كنم.

    و رايت من بعد تسمية هذا الكتاب بنهج البلاغه؛ آن گاه تصميم گرفتم نام اين كتاب را نهج البلاغه بگذارم.

    من بعد يعنى پس از ستايش و درود، يا پس از جمع آورى سخنان آن حضرت (عليه السلام) و شرح آن‏ها، و احتمال دوم اظهر است نهج: راه روشن.
    امضاء


  11. Top | #180

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    January 2018
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    11,139
    تشکر
    944
    مورد تشکر
    1,222 در 788
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سخنان بزرگان درباره بلاغت‏

    و اما بلاغت از امامان معصوم (عليه السلام) پيرامون آن تعريف‏ها و از اديبان توصيف‏ها، و از عباسيان بياناتى رسيده است. اما اول: در صناعتين ابو هلال عسكرى آمده: امير المؤمنين فرمود: بلاغت آشكار ساختن مطالب مبهم و پرده برداشتن از روى جهالت‏ها با ساده‏ترين عبارت هاست.

    و حسن بن على (عليه السلام) فرموده: بلاغت نزديك ساختن حكمت‏هاى دور با آسان‏ترين الفاظ است. و محمد بن على (عليه السلام) فرموده: بلاغت تفسير و تبيين حكمت دشوار است با نزديك‏ترين و مأنوس‏ترين الفاظ، و گفته است: البلاغة قول مفقه فى لطف بلاغت، گفتارى است كه مقصود را با لطيف‏ترين عبارت بفهماند، مفقه: فهماننده، و لطيف از كلام، گفتارى است كه قلب‏هاى گريزان را با هم مهربان، و دل‏هاى وحشت زده را مايه انس، و طبع خشن را نرم گردانده تا آن جا كه مقصود را به خوبى ادا و حجت را مايه انس، و طبع خشن را نرم گردانده تا آن جا كه مقصود را به خوبى ادا و حجت را برقرار سازد.(226) و در تحف العقول از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده كه فرمود: اى پسر نعمان! بلاغت به تند و تيز بودن زبان، و پراكنده گويى فراوان نيست. بلكه به درستى معنا و توجه به حجت و دليل است‏(227).
    امضاء

صفحه 18 از 41 نخستنخست ... 814151617181920212228 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی