صفحه 50 از 51 نخستنخست ... 40464748495051 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 491 تا 500 , از مجموع 509

موضوع: تاریخ عصرغیبت

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #491

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    9- سیرت فردی

    1- یعتاده مع سمرته صفرة من سهرالیل، بأبی من لیله یرعی النجوم ساجدا و راکعا. بأبی من لایاخذه فی الله لومة لائم، مصباح الدجی، بابی القائم بامرالله.(966)
    مهدی (عجل الله فرجه الشریف) بر اثر تهجد و شب زنده داری رنگش به زردی متمایل است. پدرم فدای کسی باد که شب ها در حال سجده و رکوع، طلوع و غروب ستارگان را مراعات می کند. پدرم فدای کسی که در راه خدا ملامت ملامتگران در او تأثیر نمی گذارد. او چراغ هدایت در تاریکی های مطلق است. پدرم فدای کسی که به امر خدا قیام می کند.
    2- خاشع لله کخشوع النسر لجناحه.(967)
    مهدی (عجل الله فرجه الشریف)، در برابر خداوند فروتن است، همچون عقاب، در برابر بالش.
    3- المهدی خاشع لله کخشوع الزجاجة(968)
    مهدی (عجل الله فرجه الشریف)، در برابر پروردگارش چون شیشه خاشع است.
    4- یکون اشد الناس تواضعا لله عزوجل.(969)
    مهدی (عجل الله فرجه الشریف)، در برابر خداوند از همه متواضع تر است.
    5- الجحجاح المجاهد المجتهد.(970)
    او شتابنده به سوی نیکی ها و بزرگواری ها مبارز و سخت کوش است.
    6- علیه کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب(971)
    او دارای کمال موسی، شکوه عیسی و شکیبایی ایوب است.
    7- ان العلم بکتاب الله و سنة نبیه لینبت فی قلب مهدینا کما ینبت الزرع علی احسن نباته.(972)
    علم به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله در دل مهد ما (عجل الله فرجه الشریف) ریشه می دواند آن چنان که گیاه در دل سرزمین ها ریشه می دواند.
    8- اذ بعث الله رجلا من اطایب عترتی و ابرار ذریتی عدلا مبارکاً زکیاً لا یغادر مثقال ذرة،... یکون من الله علی حذو یغتر بقرابة، و لا یضع حجراً علی حجر.(973)
    آنگاه خداوند مردی را از بهترین فرزندان و پاک ترین عترت من بر می انگیزد که سراپا عدل و برکت و پاکی است، از کوچک ترین حق کشی چشم نمی پوشد... او فرمان خدا را پیروی می کند، با کسی حساب خویشاوندی ندارد و سنگی روی سنگ نگذارد (از متاع دنیا چیزی برنگیرد.)
    9- تعرفون المهدی بالسکینة و الوقار، و بمعرفة الحلال و الحرام، و بحاجة الناس الیه و لا یحتاج الی احد.(974)
    مهدی عجل الله تعالی الشریف را با سکینه و وقار شناخت حلال و حرام نیاز همگان به او و بی نیازی او از همه خواهید شناخت.
    10-... یکون اعلم الناس، و احکم الناس و اتقی الناس و احلم الناس، و اسخی الناس، و اعبد الناس... و تنام عیناه و لا ینام قلبه، و یکون محدثاً... و یکون دعاؤه مستجاباً حتی انه دعا علی صخره لا نشقت بنصفین.(975)
    او داناترین، حکیم ترین پرهیزکارترین، بردبارترین بخشنده ترین و عابدترین مردمان است، دیدگانش در خواب فرو می رود ولی دلش همیشه بیدار است و فرشتگان با او سخن گویند... دعایش همواره به اجابت می رسد. اگر در مورد سنگی نفرین کند از وسط به دو نیم می شود.
    11- دلالته فی خصلتین، فی العلم و استجابة الدعوة.(976)
    مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) دو نشانه بارز دارد که با آنها شناخته می شود یکی دانش بیکران و دیگری استجابت دعا.
    12- اکثر کم علما و ارحمکم رحماً.(977)
    دانش او از همه افزون تر و مرحمتش از همه گسترده تر است.
    13- فوالله ما لباسه الا الغیظ و لا طعامه الا الجشب(978)
    به خدا سوگند که لباس مهدی عجل الله فرجه الشریف جز پوشاکی درشت و خوراک او جز غذایی سخت و بی خورش نیست.
    14- و یشترط علی نفسه لهم، ان یمشی حیث یمشون و یلبس کما یلبسون و یرکب کما یرکبون و یکون من حیث یریدون و یرضی بالقلیل و یملاء الارض بعون الله عدلا کما ملئت جورا، یعبد الله حق عبادته و لا یأخذ حاجبا و لا بواباً(979)
    او نیز در حق خود تعهد می کند که از راه آنها برود جامه ای مثل جامه آنها بپوشد مرکبی همانند مرکب آن ها سوار شود آن گونه که مردم می خواهند و به کم راضی و قانع شود زمین را به یاری خداوند پز از عدالت کند چنان که پر از ستم شده باشد خدا را آن طور که شایسته است بپرستد و برای خود دربان و نگهبان اختیار نکند.
    15- یسیر بالتقی و یعمل بالهدی.(980)
    تقوا را پیشه خود می سازد و از روی بصیرت و هدایت گام بر می دارد.


    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...









  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #492

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    10- سیرت مدیریتی

    1- المهدی سمح بالمال، شدید علی العمال، رحیم بالمساکین.(981)
    مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) بخشنده ای است که مال را به وفور می بخشد، بر کارگزاران و مسؤولان دولت خویش بسیار سخت می گیرد، بر بی نوایان بسیار رؤوف و مهربان است.
    2- یفرق المهدی اصحابه فی جمیع البلدان و یا مرهم بالعدل و الاحسان و یجعلهم حکاما فی الاقالیم و یأمرهم بعمران المدن.(982)
    حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) یارانش را در همه شهرها پراکنده می کند، و به آنان دستور می دهد که عدل و احسان را شیوه خود سازند، و آنان را فرمانروایان کشورهای جهان گرداند و به آنان فرمان می دهد که شهرها را آباد سازند.
    3- یبعث الی امرائه بسائر الامصار بالعدل بین الناس.(983)
    والیان خود را به شهرها می فرستد و دستور می دهد که عدالت را در میان مردم پیاده کنند.
    4- یکون من الله علی حذو لا یغتر بقرابة، و لا یضع حجراً علی حجر،... یفتح الله به باب حق و یغلق به باب کل باطل.(984)
    او دقیقاً فرمان خدا را اجرا می کند، با کسی حساب خویشاوندی ندارد، سنگ روی سنگ نگذارد... و خداوند به وسیله او درهای حق و حقیقت را بگشاید و درهای باطل را ببندد.
    5- یحق الحق.(985)
    حق را احقاق نماید.
    6- لا یدع بدعة الا ازالها و لا سنة الا اقامها.(986)
    بدعتی در همه جهان نمی ماند جز اینکه از بین می برد، و سنتی نمی ماند جز اینکه برپای می دارد.
    7- فیستشیر المهدی اصحابه.(987)
    مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) با یاران خود مشورت می کند.
    8- وزراء المهدی من الأعاجم ما فیهم عربی، یتکلمون العربیة و هم اخلص الوزراء، و افضل الوزراء.(988)
    وزیران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف)، همه عجم غیر عرب هستند، و در میان آنها حتی یک نفر هم عرب نیست، اما به عربی سخن می گویند و آنها خالصترین و برترین وزیران هستند.
    9-... یعمل بکتاب الله، لا یری منکرا الا انکره.(989)
    به کتاب خدا عمل می کند و هر کجا منکری را ببیند، آن را زشت و ناپسند شمرده و انکار نماید.
    10- الولی الناصح.(990)
    سرپرست خیرخواه.
    11- یخذو فیها علی مثال الصالحین.(991)
    او بر رویه نیکان رفتار می نماید.
    12- یکون اولی الناس بالناس من انفسهم، و اشفق علیهم من آبائهم و امهاتهم، و یکون اشد الناس تواضعاً لله عزوجل، و یکون آخذ بالناس بما یامر به، واکف الناس عما ینهی عنه.(992)
    او برای مردم از خودشان سزاوارتر، از پدر و مادرشان مهربانتر، و در برابر خداوند از همه متواضع تر است. آنچه به مردم فرمان می دهد، خود بیش از دیگران به آن عمل می کند، و آنچه مردم را از آن نهی کند، خود بیش از همگان از آن پرهیز می کند.
    13- یعطف الهوی علی الهدی، اذا عطفوا المهدی علی الهوی، و یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی... یأخذ الوالی من غیرها عمالها علی مساوی اعمالهم... فیریکم کیف عدل السیرة و یحیی میت الکتاب و السنة.(993)
    چون مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند، خواهش های نفسانی را به هدایت آسمانی بازگرداند، پس از آنکه رستگاری را به هوای نفس بازگردانده باشند. آرا و افکار را پیرو قرآن کند، پس از آنکه قرآن را تابع رای خود گردانده باشند... کسی بر شما حکومت خواهد کرد که غیر از خاندان حکومتهای امروزی است، او مسؤولان و کارگزاران را بر اعمال بدشان کیفر خواهم داد... پس مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) به شما نشان خواهد داد که روش عادلانه در حکومت چگونه است و آنچه را که از کتاب و سنت متروک مانده، زنده خواهد ساخت.

    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  4. Top | #493

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آثار

    با توجه به حضور محدود و کوتاه مدت آن حضرت در دوران پدر بزرگوار خود و محدودیت های فراوانی که در دوره غیبت برای آن حضرت وجود داشت. نباید انتظار داشت که مطالب زیادی از آن امام همام به دست ما برسد، اما با وجود همه این محدودیت ها، از آن حضرت آثاری چند به یادگار مانده است که گرچه محدود است، اما برخی از آنها بسیار مهم و راهگشا می باشد.(994) آثار آن حضرت عبارتند از:



    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  5. Top | #494

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    1- روایات و احتجاج ها

    این روایت به ایام کودکی و دوران کوتاه زندگی آن حضرت در زمان حیات پدر بزرگوارشان باز می گردد.(995)


    2 - دعاها و نمازها

    دعا، رابطه صمیمانه و زمزمه عاشقانه انسان با خداست. در دعاهایی که از آن حضرت به دست ما رسیده، مضامین بلند و متعددی مطرح شده است. مضامینی همچون: شناخت خداوند، مقام شامخ اهل بیت علیه السلام، مقام امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)، قیامت انتظار فرج مؤمنان در عصر انتظار، پیروزی حق بر باطل، صبر در شدائد، رفع گرفتاری ها از مؤمنین در حق پیامبر و امامان معصوم علیه السلام،قضای حوائج، و بسیاری مسائل اخلاقی و رفتاری دیگر.(996) افزون بر دعاها، نمازهای متعددی نیز از آن حضرت نقل شده است.(997)

    3 - زیارت نامه ها


    زیارت، امام شناسی و گویای رابطه انسان با امام است. در زیارتنامه های منسوب به آن حضرت معارفی بلند از امام شناسی، شأن و مرتبت آن بزرگواران و وظائف و تکالیف مؤمنان نسبت به آنان و نیز برخی حقایق و مجاهدت ها و تاریخ امامان معصوم علیه السلام آورده شده است.(998)


    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  6. Top | #495

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    4 - توقیعات و بیانات

    آن حضرت توقیعات (نامه های) متعددی به برخی از نایبان خاص(999) (نواب اربعه)، یا نایبان عام (همچون شیخ مفید)(1000) و یا بعضی از شیعیان و پیروان(1001) خود دارد. بعضی از این نامه ها در جواب برخی پرسش ها(1002) و بعضی دیگر ابتدائاً از جانب آن حضرت صادر شده است. محتوای این نامه ها حاوی مسائل متعدد و مختلفی است. مسائلی همچون: پرسش و پاسخ های فقهی، نقش امام در دوران غیبت، برخی هشدارها و پیشگوئی ها، تأیید و تکذیب برخی افراد، وظائف منتظران مرجعیت فقها در عصر غیبت و....(1003)
    افزون بر توقعات، از آن جمله سخنان فراوانی نیز در باب مسائل مختلف به یادگار مانده است. این سخنان از جانب کسانی نقل شده است که به حضور حضرت شرفیاب مانده است. این سخنان از جانب کسانی نقل شده است که به حضور حضرت شرفیاب شده اند. محمد بن عثمان عمروی. دومین سفیر آن حضرت می گوید: اللهم انجزلی ما وعدتنی (بار خدایا آنچه که به من وعده کردی، انجام ده)، و دیدم که در مستجار، پرده کعبه را گرفته و عرضه می دارد: اللهم انتقم لی من اعدائی(1004) (بار خدایا انتقام مرا از دشمنانم بگیر).(1005)




    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  7. Top | #496

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خلاصه


    در مورد سیرت و آثار امام مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)، اخبار فراوانی به دست ما رسیده است.
    سیرت امام مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف ) از دو زاویه قابل بررسی است: عصر غیبت و دوران ظهور.
    در عصر غیبت، امام (عجل الله فرجه الشریف) در میان جامعه و مردم حضور دارد و از احوال ایشان باخبر است و در حفظ و نجات آنان سعی وافر دارد.
    در دوران ظهور از سیرت تربیتی، اخلاقی، مدیریتی و... ویژه ای برخوردار است. توجه به این سیرت ها می تواند الگو و سرمشق خوبی برای پیروان آن حضرت باشد.
    از امام (عج الله تعالی فرجه الشریف) علی رغم محدودیت های فراوان، آثار گرانبهای زیادی به یادگار مانده است. از جمله این آثار، دعاها و توقیعات آن حضرت است که حاوی مطالب عمیق و نکات در خور توجهی است.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  8. Top | #497

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ...................) Anotates (.................

    1) این نوشته، کاری گروهی است که در ابتدا به سفارش مرکز جهانی علوم اسلامی برای تدریس تاریخ عصر غیبت و تحت نظارت حجة الاسلام و المسلمین پور سید آقایی در مدتی کوتاه به سرانجام رسیده است و طی سال های 76 و 77 در آن مرکز، تدریس شده است و از آن پس، خلاصه آن نوشتار با نام درسنامه تاریخ عصر غیبت تدریس می شود. اکنون پس از گذشت چند سال متن کامل کتاب با اصلاحات و اضافاتی برای استفاده عموم و نیز به عنوان کتاب کمک درسی منتشر می شود.
    شایان ذکر است که فصل های 1، 2، 3، 4 و 9 از حجة الاسلام و المسلمین مسعود پور سید آقایی، و فصل های 5 و 6 و بخش (7 و 8) از فصل 7 از حجة الاسلام و المسلمین دکتر رضا جباری و فصل 7 از حجة الاسلام و المسلمین حسن عاشوری، و فصل 8 از حجة الاسلام و المسلمین سید منذر حکیم می باشد. آنچه که باعث تاخیر در انتشار این کتاب شد بررسی و تحقیق بیشتر در مورد فصل 8 یعنی عصر غیبت کبری بود که ماسفانه میسور نشد. امید است که این فصل در چاپ های بعدی پر بارتر از این عرضه شود. ان شاء الله.
    2) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، دکتر جاسم حسین، ص 20.
    3) ر.ک: الذریعة الی تصانیف الشیعة، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج 2، ص 125-167؛ کلیات فی علم الرجال، جعفر سبحانی، ص 465-468، المبادی العامة للفقه الجعفری، هاشم معروف حسینی، ص 72-76.
    4) علی بن مهزیار اهوازی، دستیار نزدیک امام نهم علیه السلام بود. امام جواد علیه السلام او را به عنوان نماینده خود در اهواز منصوب کرد و در دوران امامت امام دهم علیه السلام همچنان این وظیفه را عهده دار بود. در دو کتاب او: الملاحم و القائم، غیبت امام و قیام او با شمشیر مورد بحث قرار می گیرد (ر.ک: رجال نجاشی، ص 191 و الفهرست، شیخ طوسی، ص 226). از این رو، بین سال های (260 ه/ 874 م) و (329 ه/ 940 م) دو پسرش: ابراهیم و محمد، وکلای امام دوازدهم در اهواز شدند. کلینی و صدوق به استناد نوشته آنها اطلاعات مهمی را درباره روش های ارتباطی مورد استفاده در فعالیت های مخفی امامیه به دست می دهند. (به نقل از: تاریخ سیاسی امام دوازدهم علیه السلام، ص 22).
    5) حسن بن محبوب سراد، در این اثر خود در موضوع غیبت، چندین حکایت را که اغلب به امامان منسوب است ثبت می کند. این اثر از بین رفته ولی نقل قول هایی از آن در مآخذ موجود امامیه در دست است. (همان، ص 23).
    6) فضل ابن شاذان نیشابوری که یکی از علمای معروف امامیه بود مورد احترام و تکریم امام یازدهم علیه السلام قرار داشت، وی کتابی تحت عنوان الغیبة گردآوری نمود. (ر.ک: منتخب الاثر، ص 467) از آنجا که فضل دو ماه از رحلت امام عسگری علیه السلام در سال (260 ه/ 874 م) در گذشته است، اهمیت اثر او در احادیثی که نقل می کند و امام دوازدهم را قائم می داند نهفته شده است.
    بسیاری از نویسندگان بعدی؛ همچون شیخ طوسی در کتاب الغیبة بر کتاب فضل تکیه کرده اند. بهاء الدین تیلی (790 ه/ 1388 م) نیز اثری تحت عنوان الغیبة با تلخیص اثر فضل گردآوری کرده است. (ر.ک: الذریعة، ج 20، ص 201). علی رغم آن که اثر فضل از بین رفته است، لکن به نظر می رسد آثاری مانند کفایة المهدی فی معرفة المهدی، نوشته میر لوحی متوفای قرن (12 ه/ 18 م) و کشف الاستار از میرزا حسین نوری (1320 ه/ 1902 م) رو نویسی این اثر باشند (ر.ک: الذریعة، ج 16، ص 82 و منتخب الاثر، ص 467). (همان، ص 23).
    7) برای اطلاع بیشتر از کتاب هایی که توسط واقفیه و زیدیه، پیرامون مسأله غیبت نوشته شده و به کارگیری و نقل آنها توسط علمای امامیه؛ مانند حسن صفار (292 ه/ 904 م)، کلینی (329 ه941/ م) نعمانی (360 ه/ 970 م)، صدوق (380 ه/ 991 م)، و شیخ طوسی (460 ه/ 1067 م) بنگرید: تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، ص 21-22.
    8) ابراهیم بن اسحاق نهاوندی (286 ه/ 899 م) در سال (262 ه/ 876 م)، مدعی نیابت امام دوازدهم علیه السلام در بغداد شد (ر.ک: بحار الانوار، ج 51، ص 300). وی کتابی در باب غیبت نوشت که دیدگاه غلات را منعکس می کند. پس از آن نعمانی (360 ه/ 970 م) اطلاعات نهاوندی را در کتاب معروف خود الغیبة به صورت گسترده ای در آورد. (همان، ص 24).
    9) اهمیت اثر او در این نکته نهفته شده که وی یکی از دستیاران نزدیک امام دهم و یازدهم علیه السلام بود، و پس از آن کارگزار نواب اول و دوم امام دوازدهم شد. متأسفانه این اثر و نیز کتاب الامامة و البصرة من الحیرة ابن بابویه (329 ه/ 940 م) از این آثار بهره وافی برده اند. (همان، ص 24).
    10) همان، ص 24.
    11) نعمانی، محمد بن ابراهیم بن جعفر، معروف به ابن ابی زینت، از اهالی شهر نعمانیه، یکی از قریه های واسط بود. وی به بغداد هجرت کرد و در آنجا نقل حدیث را تحت سرپرستی کلینی (329 ه/ 940 م) و ابن عقده (333 ه/ 944 م) آموخت. او سپس به سوریه رفت و در حدود سال (360 ه/ 970 م) در آنج در گذشت.
    چون پس از رحلت امام یازدهم، حضرت عسگری علیه السلام در سال (260 ه/ 874 م) در میان شیعه هاله ای از حیرت و شگفتی مشهود بود، نعمانی کتابی تحت عنوان الغیبة نوشت. وی کوشید تا ضرورت غیبت امام دوازدهم را با روایت احادیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیه السلام که غیبت آن بزرگوار را پیش بینی کرده اند اثبات کند. او اکثر اطلاعات خود را از نویسندگان قدیمی که در این باره کتاب نوشته اند، بدون در نظر گرفتن دیدگاههای عقیدتی و آئینی ایشان کسب نمود. در میان این نویسندگان قدیمی، حسن بن محبوب، امامی (224 ه/ 838 م)، فضل بن شاذان، امامی (260 ه/ 873 م)، حسن بن سماعه، واقفی (263 ه/ 877 م)، ابراهیم بن اسحاق نهاوندی، غالی (286 ه/ 899 م)، کلینی، امامی (329 ه/ 940 م)، ابن عقده، فقیه مشهور زیدی (333 ه/ 944 م)، و مسعودی (345 ه/ 956 م) دیده می شوند. (ر.ک: الغیبة، ص 82-86 و 100).
    سهم ارزنده نعمانی در این است که، پس از مسعودی (345 ه/ 956 م) نخستین کسی بود که تفسیر احادیث منسوب به ائمه را از کلینی گردآوری کرد. احادیث مذکور بر این مهم دلالت دارد که قائم، دو غیبت در پی خواهد داشت؛ دوران چهار نائب امام دوازدهم است، که از سال (260 ه/ 874 م) آغاز و تا سال (329 ه/1-940 م) ادامه داشته است، و غیبت دوم پس از رحلت چهارمین سفیر در سال (329 ه/ 941 م) آغاز می شود. (ر.ک: الغیبة، ص 91 و 92). تفسیر او اساس آثار بعدی امامیه در این موضوع قرار گرفت. (همان، ص 25).
    12) محمد بن علی بن بابویه، معروف به صدوق (381 ه/ 874 م)، کتابی در مسأله غیبت تحت عنوان کمال الدین و نمام النعمة نوشت. محتوای ارزشمند بوده، زیرا بر مآخذ اصلی شیعه (الاصول) که قبل از سال (260 ه/ 874 م) گردآوری شده تکیه دارد (ر.ک: کمال الدین، ص 19). از این رو، درمی یابیم که وی اغلب، خواننده را به نویسندگانی چون حسن بن محبوب، فضل بن شاذان، حسن بن سماعه، صفار، حمیری، و ابن بابویه پدر خود که رابطه نزدیکی با سومین و چهارمین سفیر امام دوازدهم داشته است ارجاع می دهد. صدوق به خاطر آن که پدرش از فقهای عالیقدر و وکیل امام در قم بوده است، توانست اطلاعات موثقی را درباره ارتباطات پنهانی بین وکلا و امام به وسیله چهار سفیر ارائه دهد. در عین حال، مطالعه سلسله روات (اسناد) بعضی از روایات او درباره تولد امام دوازدهم این نکته را می رساند که، صدوق اطلاعات خود را از غلاتی چون؛ محمد بن بحر دریافت داشته است. لذا باید در به کارگیری این روایات دقت کافی مبذول داشت. (همان، ص 26 و 27).
    صدوق انگیزه خود را از نوشتن این کتاب چنین اعلام می دارد: آنچه مرا واداشت که به نگارش این کتاب بپردازم این بود که در هنگام بازگشت از زیارت امام رضا علیه السلام وقتی به نیشابور رسیدم، دیدم شیعیان آنجا درباره قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسأله دار شده اند. سعی کردم، آنان را با بیان روایاتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیه السلام رسیده به راه درست، رهنمون گردم. در این ایام، یکی از بزرگان مشایخ دانش و تقوا، از اهالی قم، به نام نجم الدین ابوسعید محمد بن احمد بن علی بن صلت قمی ادام الله توفیقه در بازگشت از سفر بخارا، بر ما وارد شد. روزی درباره آراء و باورهای برخی از فلاسفه و علمای منطق بخارا گفت: از آن درباره حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سخنانی شنیدم که مرا در مورد غیبت طولانی حضرت، دچار حیرت و تردید کرده است، من مطالبی در اثبات وجود حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای از بین بردن تردید او بیان کردم و روایاتی چند درباره غیبت، بر او خواندم، حیرت او برطرف شد و دلش آرام گرفت، از من خواست، کتابی پیرامون غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بنویسم، پذیرفتم و به او وعده دادم که ان شاء الله وقتی به وطن خود (ری) برگشتم آن را عملی خواهم ساخت، تا این که شبی در خواب دیدم خانه کعبه را طواف می کنم و به حجر الاسواد رسیدم و آن را استلام کردم ناگاه دیدم، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، کنار در کعبه ایستاده است. سلام کردم، حضرت جواب دادند.
    فرمود: چرا کتابی درباره غیبت نمی نویسی، تا ناراحتی ات بر طرف شود؟
    عرض کردم: یابن رسول الله صلی الله علیه و آله من کتاب ها درباره غیبت شما نوشته ام.
    حضرف فرمود: نه، آن موضوعات را نمی گویم، کتابی راجع به غیبت من بنویس و غیبت های پیامبران را در آن نقل کن. سپس از نظرم غایب شد. من با اضطراب از خواب بیدار شدم و تا طلوع فجر به گریه و زاری پرداختم، چون صبح شد، به منظور انجام امر ولی الله و حجت خدا، آغاز به نوشتن این کتاب کردم (ر.ک: کمال الدین، مقدمه).
    این کتاب یک دائرة المعارف روایی است با دسته بندی و تبویبی مناسب پیرامون موضوعات مربوط به امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
    13) محمد بن محمد بن نعمان، معروف به مفید (413ه/ 1022 م) او مرجع تقلید شیعیان امامیه بود. در همان زمان بود که تعمق در مباحث کلامی غیبت آغاز شد. از این رو، وی پنج مقاله را در دفاع از غیبت امام دوازدهم نوشت و اثر جداگانه ای را تحت عنوان الفصول العشرة فی الغیبة گردآوری کرد. این اثر اطلاعات ارزشمندی را درباره شرایط تاریخی که بر زندگی پنهانی امام دوازدهم قبل از سال (260 ه/ 874 م) احاطه یافته بود به دست می دهد. مفید نیز تصویری مشابه نوبختی و سعد قمی را از 15 دیدگاه مختلفی که در میان امامیه پس از درگذشت امام عسگری علیه السلام (260 ه/ 874 م) رسوخ نموده بود ارائه می کند. او شواهدی در مورد از بین رفتن 15 گروه، تا سال (373 ه/ 983 م) می آورد، به جز شیعیان دوازده امامی که معتقدند رهبرشان امام دوازدهم است و در پرده غیبت به سر می برد.
    مفید در کتاب الارشاد، روش کلینی و نعمانی را در نقل حدیث دنبال می کرد. وی قبل از هر چیز وجود امام دوازدهم را اثبات می نماید و سپس طولانی بودن عمر آن حضرت را که در طول عمر اشخاص معمولی فراتر رفته را توجیه می کند. (به نقل از: تاریخ سیاسی امام دوازدهم، ص 26).
    14) عالم معروف شیعه، محمد بن حسن طوسی (460 ه/ 1067 م) مسأله غیبت امام دوازدهم علیه السلام را در آثار خود مطرح می نمود، ولی مهم ترین آنها کتاب الغیبة می باشد که در آن، هم با استفاده از احادیث و هم با استدلال عقلی ثابت می کند که امام دوازدهم مهدی قائم است که باید در پرده غیبت به سر می برد. او ادعای دیگر گروه های شیعه که علی بن ابیطالب علیه السلام، شهادت (41 ه/ 661م) یا ابن حنفیه (84 ه/ 703 م) یا امام صادق (148 ه/ 765 م) یا محمد بن اسماعیل و امام موسی کاظم علیه السلام شهادت (183 ه/ 799 م) را قائم می دانستند، رد می کند.
    شیخ طوسی، اطلاعات تاریخی موثقی را در مورد فعالیت های مخفی چهار نماینده امام دوازدهم با نقل از کتاب مفقود شده ای تحت عنوان اخبار الوکاء الاربعة نوشته احمد بن نوح بصری به دست می دهد. اثر شیخ طوسی ماخذ اصلی نویسندگان بعدی امامیه درباره غیبت امام دوازدهم به ویژه مجلسی (1111 ه/ 1699 م) در بحار الانوار شد. (ر.ک: تاریخ سیاسی امام دوازدهم، ص 27).
    15) شایان ذکر است که پس از مفید، دو شاگرد بر جسته او سید مرتضی علم الهدی (436 ه/ 1044 م) و محمد کراجکی (449 ه/ 1057 م)، دو کتاب به نام های مسالة و جیزة فی الغیبة و البرهان علی صحة طول عمر الامام صاحب الزمان نوشتند. اما از آنجا که در این دو کتاب به مسأله طول عمر امام دوازدهم به روش استدلالی پرداخته و فاقد هرگونه اطلاعات تاریخی مربوط به امام دوازدهم در سالهای بین (329-260 ه/ 941-874 م) می باشند؛ از ذکر آنها خودداری شد. (ر.ک: همان، ص 26-27).
    16) محمد بن عمرکشی، از اهالی کش در نزدیکی سمرقند می باشد. وی در همان جا تحت تعلیم و تربیت عالم امامیه محمد بن مسعود سمرقندی قرار گرفت و سراسر زندگی خود را در آن شهر سپری نمود. بنا به گفته شیخ طوسی، او در سال (368ه/ 978 م) در گذشت (رجال، نجاشی، ص 288 الرجال، ص 458).کشی اطلاعات خود را در پنجاه و سه نفر راوی نقل کرده، ولی مأخذ اصلی او علی بن محمد بن قتیبه نیشابوری است (ر.ک: رجال نجاشی، ص 197). او معاصر با غیبت صغری بوده و رابطه نزدیکی با وکلای امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خراسان داشته است. ابن قتیبه اطلاعات مهمی را در رابطه با سیر تکاملی نهاد مخفی وکالت پس از امام صادق علیه السلام شهادت (148 ه/ 765 م) فراهم می آورد و فلسفه قیام گروه های واقفیه را پس از امام هفتم علیه السلام در سال (183 ه/ 799 م) یادآور می شود.
    اثرکشی مأخذ مهمی برای علمای بعدی امامیه؛ مانند شیخ طوسی (460 ه/ 1067 م) شد. شیخ آن را خلاصه کرد و عنوان اختیار معرفة الرجال به آن داد. (همان، ص 28، و نیز ر.ک: کلیات فی علم الرجال، جعفر سبحانی، ص 52).
    17) آثار شیخ طوسی موسوم به الفهرست و الرجال دو کتاب از چهار کتاب اصلی امامیه در رجال است. وی اسناد مختلفی را که موثق هستند یادآور شده، و خواننده را قادر می سازد تا روابط بین علمای امامیه و وکلای آن را در غیبت صغری کشف شد. (همان، ص 29).
    18) آثار شیخ طوسی موسوم به الفهرست و الرجال دو کتاب از چهار کتاب اصلی امامیه در رجال است. وی اسناد مختلفی را که موثق هستند یادآور شده، و خواننده را قادر می سازد تا روابط بین علمای امامیه و وکلای آن را در غیبت صغری کشف شد. (همان، ص 29).
    19) چهارمین اثر رجالی امامیه فهرست اسماء مصنفی الشیعة است که آن را احمد بن علی نجاشی (450 ه/ 1058 م) از اهالی کوفه به رشته تحریر درآورده است. او تعالیم شیعه را در آنجا فرا گرفت و آنگاه رهسپار بغداد شد. در آنجا با سید مرتضی (436 ه/ 1044 م) یکی از علمای رهبری کننده امامیه همراه گردید.
    اقامت وی در این دو شهر موجب شد تا با چهل و پنج تن از علمای امامیه که مدارک مربوط به دوران غیبت صغری را در اختیار داشتند تماس برقرار سازد. این مأخذ مراتب مختلف در نهاد امامت را روشن می سازد و اطلاعات مفیدی را در آثاری که درباره غیبت، قبل و بعد از سال (260 ه/ 874 م) فراهم آمده به دست می دهد. (همان، ص 29).
    20) این کتاب توسط آقای دکتر سید محمد تقی آیت اللهی به فارسی ترجمه شده و می توان گفت: یکی از بهترین کتاب ها در موضوع خود می باشد، ما نیز در نوشتن این فصل استفاده های شایانی از آن بردیم.
    21) کمال الدین، ص 427-428.
    22) اکثر مآخذ شیعه در تعیین این روز اتفاق نظر دارند.
    23) الارشاد، شیخ مفید، ص 346؛ الکافی، ج 1، ص 514؛ الغیبة؛ شیخ طوسی، ص 141-143؛ کمال الدین، صدوق، ص 430؛ اعیان الشیعه، ج 2، ص 44؛ حیاة الامام مهدی علیه السلام، باقر شریف القریشی، ص 29؛ تاریخ ابن خلکان (وفات الاعیان)، ج 3، ص 316؛ الاتحاف بحب الاشراف، ص 178؛ ینابیع المودة، ص 452؛ تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 193.
    24) بحار الانوار، ج 51، ص 16 (به نقل از: کمال الدین).
    25) کمال الدین: ص 432؛ اثبات الوصیة، ص 231، الکافی، ج 1، ص 329 و 514؛ حیاة الامام محمد المهدی علیه السلام، باقر شریف القریشی، ص 29؛ تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، دکتر جاسم حسین، ص 121.(لازم به یادآوری است که پس از سال (255 ه) این سال از بقیه سال های دیگری که ذکر شده مشهورتر است)
    26) ر.ک: تاریخ اهل بیت، ص 88، پاورقی.
    27) کشف الغمة، ج 2، ص 437؛ بحارالانوار، ج 51، ص 23.
    28) برای بررسی این اقوال و اندازه اعتبار هر یک، ر.ک: تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، ص 115-122. شایان ذکر است که در میان برخی از فرقه های اشعری کسانی بوده اند که تولد امام را 8ماه پس از رحلت امام عسکری علیه السلام دانسته اند. این سخن نه تنها با روایات زیادی تعارض دارد که با عقیده شیعه نیز مبنی بر خالی نمودن زمین از حجت، توافق ندارد. (المقالات و الفرق، ص 114، فرقه سیزدهم).
    29) امام رضا علیه السلام می فرماید: ... حتی یبعث الله لهذا الامر غلاماً منا، خفی الولادة و المنشا، غیر خفی فی نسبه، الکافی، ج 1، ص 341.
    30) ر.ک: خورشید مغرب محمد رضا حکیمی، ص 18-20.
    31) ر.ک: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص 182-184؛ بحار الانوار، ج 51، ص 2، 5، 15، و 38.
    32) حیاة الامام محمد المهدی علیه السلام، باقر شریف القریشی، ص 27(به نقل از: عقد الدرر).
    33) بحار الانوار، ج 52، ص 338؛ الارشاد، ج 2، ص 384.
    34) اعیان الشیعة، ج 2، ص 44؛ حیاة الامام محمد االمهدی علیه السلام، باقر شریف القرشی، ص 27؛ بحار الانوار، ج 51، ص 28-43.
    35) ر.ک: بحار الانوار، ج 51، ص 28 - 31؛ حیاة الامام محمد المهدی علیه السلام، باقر شریف القرشی، ص 27-28.
    36) اعیان الشیعه، ج 2، ص 44.
    37) اثبات الوصیة، ص 248.
    38) بحار الانوار، ج 51، ص 28 (به نقل از: الدروس) شایان ذکر است که شهید، این قول را به صورت قیل آورده است.
    39) الغیبة، شیخ طوسی، ص 241 و نیز، ر.ک: کمال الدین، ص 431.
    40) الارشاد، ص 390.
    41) کمال الدین، ج 2، ص 89، بحار الانوار، ج 51، ص 12 (به نقل از: کمال الدین)
    42) صقیل، به معنای زدوده و صیقلی است. به گفته سید محمد صدر، خانواده امام علیه السلام وقتی دیدند آثار حمل در این کنیز مشاهده نمی شود علاوه بر اسم گل های نرجس، سوسن و ریحانه نام تازه ای برای وی انتخاب کردند که صقیل بود. (تاریخ الغیبة الصغری، ص 243)؛ در روایتی دیگر علت این نام را نورانیت و درخشش آن بانو به خاطر حمل فرزندی نورانی می داند (قیل لسبب الحمل صقیل) (کمال الدین، ص 432)، مرحوم مجلسی در توضیح آن می نویسد: انما سمی صیقلاً او صقیلاً لما اعتراه من النور و الجلاء بسبب الحمل المنور. یقال: صقل السیف و غیره ای حلاه فهو صقیل و لایبعد ان یکون تصحیف الجمال. (بحار الانوار، ج 51، ص 15).
    43) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، دکتر جاسم حسین، ص 114.
    44) کمال الدین، ص 432.
    45) ر.ک: تاریخ الغیبة الصغری، ص 242.
    46) کمال الدین، ص 317 (در مورد نقد و بررسی این روایت، ر.ک: تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، دکتر جاسم حسین، ص 114-115.
    47) الکافی، ج 1، ص 323 (به نقل از: تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، ص 115).
    48) الغیبة، نعمانی، ص 84، 85 و 120؛ کمال الدین، ص 329 (به نقل از: همان).
    49) الغیبة، ص 244؛ بحار الانوار، ج 51، ص 22.
    50) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، ص 115.
    51) الارشاد، ص 390 (به نقل از: همان، ص 115) و نیز، ر.ک: بحار الانوار، ج 51، ص 12 (به نقل از: کمال الدین، ج 2، ص 89)، الغیبة، شیخ طوسی، ص 244.
    52) انت سیدتی و سیدة اهلی، کمال الدین، ص 424، بل اخدمک علی بصری همان، ص 427.
    53) الارشاد، شیخ مفید، ص 275-276؛ الکافی، ج 1، ص 323؛ اعلام الوری، ص 330؛ بحار الانوار، ج 50، ص 21.
    54) بحار الانوار، ج 51، ص 36 (بابی ابن خیرة الاماء)؛ الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 382؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 470 و 478.
    55) کمال الدین، و الغیبة، نعمانی (به نقل از: حیاة الامام محمد المهدی علیه السلام، ص 240، باقر شریف القریشی، ص 22.
    56) ر.ک: تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، دکتر جاسم حسین، ص 119.
    57) قصص / 5 و 6.
    58) کمال الدین، ص 424-426.
    59) ر.ک: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، فصل دوم، باب 25 و 34.
    60) امام حسن عسکری علیه السلام در ضمن روایتی، یکی از علل مخالفت و موضع گیری بنی امیه و بنی عباس با اهل بیت علیه السلام را وجود همین اخبار متواتر می داند. (ابو محمد بن شاذان، عن ابی عبدالله بن الحسین بن سعد الکاتب، عن ابی محمد علیه السلام قال: قد وضع بنی امیه و بنی عباس سیوفهم علینا لعلیتن احدهما... و ثانیهما انهم قد وقفوا من الاخبار المتواترة علی ان زوال ملک الجبایرة و الظلمة علی ید القائم منا و کانوا لایشکرون انهم الجبابرة و الظلمة، فسعوا فی قتل اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و ابادة نسله طمعاً منهم من الوصول الی منع تولد القائم علیه السلام او قتله...) منتخب الاثر، ص 291.
    ما از تلاش حکومت عباسی برای یافتن فرزند امام عسکری علیه السلام در فصل های آینده بیشتر گفت وگو خواهیم کرد.
    61) همان، ص 286 (پاورقی).
    62) در برخی روایات چنین آمده یسیل شعره علی منکبیه، موی سرش بر دوش هایش ریخته (منتخب الاثر، ص 185؛ اعیان الشیعة، ج 2، ص 44؛ کشف الغمة، ج 2، ص 426.
    63) برای آگاهی بیشتر از شمایل و خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام، ر.ک: منتخب الاثر، باب 4 تا 25؛ اعیان الشیعة، ج 2، ص 44؛ الغیبة، نعمانی، باب 13، ص 212؛ کشف الغمة، ج 2، ص 464 - 470.
    64) برای آگاهی بیشتر از شمایل و خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام، ر.ک: منتخب الاثر، باب 4 تا 25؛ اعیان الشیعة، ج 2، ص 44؛ الغیبةنعمانی، باب 13، ص 212؛ کشف الغمة، ج 2، ص 464 - 470.
    65) خورشید مغرب، محمد رضا حکیمی، ص 29.
    66) الجحجاح المجاهد (مفاتیح، دعا برای امام عصر علیه السلام)، القائم المومل (مفاتیح دعای افتتاح).
    67) بابی من لیلة یرعی النجوم ساجداً و راکعاً (مکیان المکارم، ج 1، ص 122).
    68) خاشع لله کخشوع النسر لجناحه (عقد الدرر، ص 158)؛ یکون من الله علی حذو لایغتر بقرابة (الملاحم و الفتن، ص 108).
    69) ما لباسه الا الغلیظ و ما طعامه الا الجشب (بحار الانوار، ج 52، ص 354).
    70) علیه صبر ایوب (کمال الدین، ص 310).
    71) العدل المنتظر (مفاتیح الجنان، دعای افتتاح).
    72) اوسعکم کهفاً و اکثرکم علماً (بحار الانوار، ج 51، ص 115)؛ ان العلم بکتاب الله و سنة نبیه لینبت فی قلب مهدینا کما ینبت الزرع علی احسن بناته. (کمال الدین، ج 2، ص 653).
    73) اذ بعث الله رجلاً من اطایب عترتی و ابرار ذریتی، عدلاً مبارکاً زکیاً (الملاحم و الفتن، ص 108).
    74) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، دکتر جاسم حسین، ص 124.
    75) کمال الدین، ص 435؛ کشف الغمة، ج 2 ص 527، بحارالانوار، ج 52، ص 25؛ برای اطلاع بیشتر از همه کسانی که در این دوره به خدمت حضرت بار یافتند. ر.ک: منتخب الاثر، ص 355 - 358.

    76) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، دکتر جاسم حسین، ص 124

    77) کمال الدین، ص 429.
    78) اثبات الوصیة، ص 247 و 253
    79) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام دکتر جاسم حسین، ص 124
    80) الکافی، ج 1، ص 328. شایان ذکر است: مقصود از مدینه، همان مدینه طیبه است. بسیاری از محققان بر همین اعتقادند. (ر.ک: مراة العقول، علامه مجلسی، ج 4، ص 2)، علاوه بر آن روایاتی نیز از امام جواد علیه السلام موید این مطلب است. (ر.ک: الغیبة، نعمانی، ص 1856. فقال الی المدینة، فقلت ای المدن؟ فقال مدینتنا هذه و هل مدینة غیرها.
    81) تاریخ سیاسی غیبت امام دوازهم علیه السلام، دکتر جاسم حسین، ص 124-125
    82) شیخ مفید در الارشاد (ج 2 ص 340) آغاز غیبت صغری را از هنگام ولادت حضرت مهدی (عج) می داند، او می گوید: غیبت صغری، از زمان ولادت حضرت مهدی (عج) تا پایان دوره سفارت (نیابت خاصه) و هنگام درگذشت آخرین سفیر از سفیرانی که واسطه ارتباط شیعه با امام بوده اند، می باشد. با این حساب دوره غیبت صغری، 75 سال می شود. آنچه که شیخ مفید را بر این عقیده واداشته، ظاهرا این نکته است که حضرت مهدی علیه السلام در آن پنج سال ابتدای تولد، حضور و معاشرت چندانی نداشته است، و از نظر کلی غایب محسوب می شده است.

    83) شیخ صدوق در کمال الدین (ص 434-479) تعدادی از این افراد را نام می برد.
    84) ر.ک: تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، دکتر جاسم حسین، ص 156.
    85) هاشم معروف حسینی (به نقل از همان:، ص 155).
    86) بحار الانوار، ج 52، ص 93.
    87) الاحتجاج، طبرسی، 28.
    88) الاحتجاج طبرسی، ج 2،ص 459
    89) اشاره است به آیه تلک الایام نداولها بین الناس... (آل عمران / 140) ما دولت روزگار را، هر چند گاه، به دست کسانی می دهیم تا مقام اهل ایمان به امتحان معلوم گردد.

    90) لاداولن الایام اولیائی الی یوم القیامة بحار الانوار، ج 52، ص 312؛ کمال الدین، ج 1، ص 256.
    91) التاریخ العباسی، دکتر ابراهیم ایوب، ص 26-27. برخی دیگر، عصر عباسیان را به دو دوره عباسیان اول، عباسیان دوم تقسیم می کنند و عصر دوم را شامل دوره نفوذ ترک ها، آل بویه و سلجوقیان می دانند. (ر.ک: مطلع العصر العباسی الثانی، دکتر نادیة حسنی صفر، ص 46-47.
    92) خلفای این عصر عبارتند از:
    1- سفاح (132-136 ه/ 749-753 م).
    2- منصور (136-158 ه/ 753-775 م).
    3- مهدی (158-169 ه/ 753-785 م).
    4- هادی (169-170 ه/ 785-786 م).
    5- رشید (170-193 ه/ 786-809 م).
    6- امین (193-198 ه/ 809-813 م).
    7- مامون (198-218 ه/ 813-833 م).
    8- معتصم (218-227 ه/ 833-842 م).
    9- واثق (227-232 ه/ 842-847 م).
    ر.ک: تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 2، ص 20؛ التاریخ العباسی، دکتر ابراهیم ایوب، ص 100.
    93) خلفای این عصر عبارتند از:
    1- متوکل (232-247 ه/ 847-861 م).
    2- منتصر (247-248 ه/ 861-862 م).
    3- مستعین (248-252 ه/ 862-866 م).
    4- معتز (252-255 ه/ 866-869 م).
    5- مهتدی (255-256 ه/ 869-870 م).
    6- معتمد (256-279 ه/ 870-892 م).
    7- معتضد (279-289 ه/ 892-902 م).
    8- مکتفی (289-295 ه/ 902-908 م).
    9- مقتدر (295-320 ه/ 908-932 م).
    10- قاهر (320-322 ه/ 932-934 م).
    11- راضی (322-329 ه/ 934-940 م).
    12- متقی (329-333 ه/ 940-944 م).
    ر.ک: تاریخ الاسلام، ص 2؛ التاریخ العباسی، ص 141.
    94) یعنی سال (279 ه)، همان سالی که مرکز خلافت از سامرا به بغداد منتقل شد. ما در بررسی خود تا کمی به آخر این عصر مانده؛ یعنی (260 ه) که سال غیبت صغرای امام دوازدهم است، خواهیم پرداخت.
    95) در علت نامیده شدن این شهر به سامرا اقوال متعددی است (ر.ک: تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 2، ص 381-382)؛ معجم البدان، ج 3، ص 173.
    96) تاریخ الخلفاء، ص 335؛ مروج الذهب، ج 4، ص 54.
    97) الکامل، ج 6، ص 452؛ مروج الذهب، ج 4، ص 55؛ معجم البدان، ج 3، ص 174.
    98) التاریخ العباسی، دکتر ابراهیم ایوب، ص 93؛ فی التاریخ العباسی و الفاطمی، دکتر احمد مختار العبادی، ص 117؛ تاریخ عصر الخلافة العباسیة، یوسف العش، ص 100.
    99) مروج الذهب، ج 4، ص 53؛ تاریخ الخلفاء، ص 335-336. در نقلی دیگر تعداد آنها هفت هزار نفر آمده. (ر.ک: معجم البدان، ج 3، ص 174، دکتر احمد مختار العبادی). در فی التاریخ العیاسی و الفاطمی، ص 117، نیز می نویسد: بلغت عدتهم بضعة عشر الفاً. هیجده هزار نفر هم نوشته شده. (ر.ک: العصر العباسی الثانی، ص 10، به نقل از: النجوم الزاهرء، ج 2، ص 233). شایان ذکر است که معتصم، اولین خلیفه ای نبود که به خرید و جلب ترکان پرداخت، بلکه قبل از مامون نیز همین سیاست را داشت. او پس از بازگشت به بغداد این سیاست را پیش گرفت، منتهی در دایره ای کم و محدود. (ر.ک: تاریخ عصر الخلافة العباسیة، ص 100 پاورقی، و مطلع العصر العباسی الثانی، ص 52).
    100) مروج الذهب، ج 4، ص 53؛ الکامل ج 6، ص 452. (یاقوت در معجم البدان، ج 3، ص 174، از قول بعضی از ارباب سیر می نویسد: ترک ها پس از آن که در بغداد رو به فزونی گذاشتند (هفت هزار نفر) به نوامیس مردم دست درازی کرده و شروع به فساد کردند و همین باعث نارضایتی مردم شد.)
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  9. Top | #498

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    101) تاریخ الخلفاء، ص 336.
    102) الکامل، ج 6، ص 452.
    103) همان، ص 451.
    104) تاریخ سامرا، ص 56؛ معجم البدان، ج 3، ص 176. (لازم به یادآوری است که این وسعت، گرچه اغراق آمیز به نظر می آید، اما به هر حال حکایت از رشد زیاد می کند).
    105) معجم البلدان، ج 3، ص 176؛ تاریخ اسلام، ج 2، ص 382.
    106) العصر العباسی الثانی، دکتر پوقی ضعیف، ص 10.
    107) العصر العباسی الثانی، ص 5 و 10؛ تاریخ عصر الخلافة العباسیة، ص 101. جاحظ در رساله خود تصویر روشن و دقیقی از ویژگی های ترکان در آن عصر نشان می دهد. او می گوید: الترک اصحاب عمد (خیام) و سکان فیاف و ارباب مواش، و هم اعراب العجم... ممن لم تشغلهم الصناعات و التجارات و الطب و الفلاحة و الهندسة، و لا غرس و لا بنیان و لا شق انهار و لا جبابة غلات. و لم یکن همهم غیر الغزو و الغارة و الصید ورکوب الخیل و مقارعة الابطال و طلب الغنائم و تدویخ البلدان، و کانت هممهم الی ذلک مصروفة، کانت لهذه المعانی و الاسباب مسخره و مقصوره علیها و موصولة بها، احکموا ذلک الامر باسرة و اتوا علی آخره، و صار ذلک هو صناعتهم و تجارتهم و اذتهم و فخرهم و حدیثهم و سمرهم، فلما کانوا کذلک صاروا فی الحرب کالیوناینین فی الحکمة و اهل الفعین فی الصناعات... و کآل ساسان فی الملک و الریاسة. به نقل از: العصر العباسی الثانی، دکتر شوقی ضعیف، ص 10 و 11.
    108) از اینها می توان بغای بزرگ و پسرش موسی بن بغا و برادر موسی محمد بن بغا و کیغلغ و بایکیال و اسارتکین و سیمای طویل و مارکوج و طبایغو و اذکوتکین و بغای شراپی کوچک و وصیف بن باغر ترکی را نام برد.
    109) العبر، ج 2، ص 5. (به نقل از: تاریخ الغیبة الصغری، محمد صدر).
    110) مروج الذهب، ج 2، ص 145 تاریخ الاسلام، ج 3، ص 9.
    111) الفخری فی الاداب السلطانیة، ص 181. استولی الاتراک منذ قتل المتوکل علی المملکة، و استضعفوا الخلفاء فکان الخلیفة فی یدهم کالاسیر، ان شاوا خلعوه، و ان شاوا قتلوه.
    112) الفخری، ص 243، تاریخ الاسلام، ج 3، ص 9.
    113) الفخری، ص 243؛ تاریخ الاسلام، ج 3، ص 9 و 10؛ الکامل، ج 7، ص 195 و 196.
    کیفیت کشته شدن معتز به گونه های دیگر نیز نقل شده است. (ر.ک: تاریخ الخلفاء، ص 360 و مروج الذهب، ج 4، ص 178). بررای اطلاع بیشتر از تسلط و نفوذ ترکان ر.ک:تاریخ الاسلام، ج 3، ص 1-25، الباب الاول، عصر نفوذ الاتراک.
    114) ر.ک: مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج 1، ص 228-261؛ الفخری، ص 237-257؛ الدولة العباسیة، ص 243-285؛ تاریخ الاسلام، ج 2، ص 257-265، و ج 3، ص 255-267.
    115) تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 447.
    116) ر.ک: همان، ج 2، ص 430-434، و ج 3، ص 446-451.
    117) محاضرات فی تاریخ الامم الاسلامیة، ص 270 (به نقل از: زتدگانی امام هادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 223).
    118) مروج الذهب، ج 4، ص 88، الکامل، ج 7، ص 37؛ طیری، ج 11، ص 28 و 67 (به نقل از: تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 255) برای اطلاع بیشتر از بی کفایتی و ظلم و چپاول وزرای عباسی، ر.ک: الفخری، ابن طباطبا؛ الوزراء و الکتاب، جهشیاری؛ مآثر الانافة فی معالم الخلافة، قلقشندی؛ تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 255-260؛ مطلع العصر العباسی الثانی، دکتر نادیة حسنی صقر، ص 93-105.
    119) شاکریه نام ارتش نوینی بود که متوکل آن را ایجاد کرده بود. بدین منظور افرادی را از مناطقی که در بینش ضد علوی معروف بودند به ویژه از سوریه، الجزیرة، جبل، مجاز و عبنا استخدام کرد. (تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص 82)، دکتر فاروق عمر در کتاب العباسیون الاوائل ج 1، ص 90 می نویسد: اما الشاکریة فکانت فرقة اغلبها من الموالی و الغلمان و کانت کلمة (شاکریة) تعنی الخدم باللغة الفارسیة و ربما کان اغلب هولاء الشاکریة من عجم خراسان.

    120) الکامل، ج 7، ص 122.
    121) الکامل، ج 7، ص 169-171. برای اطلاع از دیگر آشوب های بغداد ر.ک: الکامل، ج 7، ص 141؛ تاریخ الغیبة الصغری، محمد صدر.
    122) موالی به بردگان گفته می شد که از نقاط مختلف خریداری می شدند و در اثر لیاقت خود ارتقا می یافتند و در مناصب لشکری و کشوری گماشته می شدند.
    123) الکامل، ج 7، ص 122.
    124) همان، ص 149.
    125) همان، ص 188.
    126) همان، ص 205.
    127) همان، ص 215.
    128) همان، ص 226.
    129) همان، ص 226، 240 و 272.
    130) همان، ص 249.
    131) همان، ص 309.
    132) همان، ص 309-310.
    133) تاریخ الغیبة الصغری، سید محمد صدر، ص 350.
    134) تاریخ عصر الخلافة العباسیة، یوسف العش، ص 121.
    135) همان، ص 121.
    136) ثورة الزنج و قائدها علی بن محمد، احمد علبی، ص 60 (به نقل از: فی التاریخ العباسی و الفاطمی، دکتر احمد مختاری العبادی، ص 125).
    137) گفته شده که تنها در هجوم به بصره توسط سپاهیان صاحب الزنج، سیصد هزار نفر کشته و تعداد زیادی از زنان و کودکان را به اسارت گرفتند تا آنجا که هر کدام از سپاهیان، ده زن به بردگی گرفتند. (تاریخ عصر الخلافة العباسیة، یوسف العش، ص 127، والعصر العباسی الثانی، دکتر شوقی ضعیف، ص 30) و نیز گفته شده که در طول این قیام، حدود یک و نیم میلیون نفر کشته و قربانی، یقال ذهب ضحیتها نحو ملیون و نصف. (العصر العباسی الثانی، ص 28).
    138) العصر العباسی الثانی، دکتر شوقی ضعیف، ص 27؛ تاریخ عصر الخلافة العباسیة، یوسف العش، ص 122.
    139) مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 428؛ سفینة البحار، ج 1، ص 559. دکتر شوقی ضعیف دلائل خوبی در عدم انتساب او به علویان ذکر می کند. (ر.ک: العصر العباسی الثانی، ص 28).
    140) تاریخ عصر الخلافة العباسیة، یوسف العش، ص 122 و 123.
    بر خلاف آنچه که برخی می پندارند، در دعوت او هیچ نشانی از تفکر اشتراکی نیست زیرا آزادی یک شعار عام است و ربطی به تفکر اشتراکی ندارد. اموال نیز بین آنان به صورت اشتراکی تقسیم نمی شد، بلکه هر کس مالک اموال خود بود. شگفت این که در این دعوت، بردگی مشروع بود و چه بسا یک زنجی تا ده، یا بیشتر زن عرب را در بردگی خود داشت! (ر.ک: تاریخ عصر الخلافة العباسیة، ص 123).
    141) ر.ک: مروج الذهب، ج 4، ص 108 و 109؛ العصر العباسی الثانی، دکتر شوقی ضعیف، ص 28 و 29، و تاریخ عصر الخلافة، ص 123. برای اطلاع از فرقه ازارقه از خوارج ر.ک: دراسه عن الفرق فی تاریخ المسلمین الخوارج و الشیعه، دکتر احمد محمد احمد جلی، ص 66.
    142) تاریخ عصر الخلافة العباسیة، یوسف العش، ص 123 و 124.
    143) همان.
    144) برای اطلاع بیشتر در مورد قیام صاحب الزنج و مدارک آنچه در این قسمت آورده شد. ر.ک: الکامل، ج 7، ص 205-406 (وقایع سال های 255-270 ه)؛ تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 209-213؛ تاریخ الغیبة الصغری ص 71؛ حیاة الامام العسکری، محمد جواد طبسی، ص 277-283؛ العصر العباسی الثانی، دکتر شوقی ضعیف، ص 26-33؛ تاریخ عصر الخلافة العباسیة، یوسف العش، ص 121-130، (در این کتاب به معرفی شخصیت صاحب الزنج و عللل و انگیزه های قیام و جنگ ها و شیوه های جنگی او و در نهایت به نتایج و آثاراین جنگ ها می پردازد)؛ عشرة ثورات فی الاسلام، دکتر علی حسنی الخربوطلی، ص 172-190 (در این کتاب بیشتر به علل این قیام می پردازد و تا 6 علت برای آن برمی شمارد)؛ الخلافة العباسیة فی عصر الفوضی العسکریة (247-334 ه 861-946 م)، دکتر فاروق عمر، ص 143-161؛ نهضت صاحب الزنج (یا قیام بردگان سیاه در عراق)، دکتر حسینعلی ممتحن.
    145) مقاتل الطالبیین، ص 478 و 479.
    146) همان، ص 479.
    147) رسائل خوارزمی، ص 76-83 (به نقل از: آل بویه، ص 453.)
    148) آل بویه، ص 415؛ تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم علیه السلام، ص 84، مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج 1 ص 228.
    149) مقاتل الطالبیین، ص 479، مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج 1، ص 231؛ مروج الذهب، ج 4 ص 135؛ تاریخ طبری، ج 11، ص 44؛ الکامل ج 7، ص 55. (شیخ عباس قمی در تتمة المنتهی در تاریخ خلفا، ص 327 می نویسد: متوکل 17 مرتبه این قبر شریف را خراب کرد و باز به صورت اولی برگشت).
    150) زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام، باقر شریف قرشی، ص 245.
    151) مقاتل الطالبیین، ص 224.
    152) الکامل، ج 7، ص 55-56، مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج 1، ص 230-213. ناگفته نماند که همین عمل او باعث اعتراض و قتل او به وسیله پسرش منتضر شد. (همان، و نیز، ر.ک: الفخری، ص 215) و لاریب انه کان شدید الانحراف عن هذه الطائفه آل علی و اهل بیت علیه السلام و لذلک قتله ابنه غیرة و حمیة.
    153) ر.ک: تاریخ الغیبة الصغری، سید محمد صدر، ص 88.
    154) جارودیه پیروان ابوالجارود زیاد بن منذر عبدی را گویند. آنها بر این عقیده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله، نص بر امامت علی علیه السلام فرموده است به وصف و نه به اسم، نیز معتقدند که صحابه با بیعت نکردن خود با امام علی علیه السلام کافر شده اند. به اینها زیدیه می گویند؛ زیرا قائل به امامت زید بن علی بن الحسن بن علی بن ابی طالب هستند. (الفرق بین الفرق، ص 22، و الملل و النحل، ج 1، ص 212).
    155) عبدالله بن طاهر از طرف معتصم در خراسان، هم والی و هم سپهسالار بود. در آن ایام عراق، ری، طبرستان و کرمان نیز ضمیمه خراسان بود. خراج و مالیات آن ولایات در هنگام وفات اوبالغ بر 48 میلیون درهم بود. وی در سال (230 ه) در سن چهل و هشت سالگی درگذشت. الکامل، ج 7، ص 13 و 14.
    156) مقاتل الطالبیین، ص 464 و 465؛ الکامل، ج 6، ص 442.
    157) مروج الذهب، ج 4، ص 52. (در مقاتل الطالبیین ص 464-473 توضیح بیشتری در مورد او آورده شده).
    158) معجم البلدان، ج 3، ص 286 (ذیل کلمه سویقة)؛ مقاتل الطالبیین می نویسد: از دو سال قبل از مرگش از زندان متوکل آزاد شد).
    159) مروج الذهب، ج 4، ص 148. (مسعودی سال (248 ه) را به عنوان سال قیام او ذکر کرده است).
    160) مقاتل الطالبیین، ص 506.
    161) همان، ص 506 و 507.
    162) مروج الذهب، ج 7، ص 148؛ الکامل ج 7، ص 126.
    163) مقاتل الطالبیین، ص 521.
    164) الکامل، ج 7، ص 127-128.
    165) مروج الذهب، ج 4، ص 149.
    166) مقاتل الطالبیین، ص 511. معروف ترین این اشعار، قصیده علی بن عباس بن رومی است که طلیعه آن چنین است:
    امامک فانظر نهجیک تنهج - طریقان شتی مستقیم و اعوج
    (جلوی خود را بنگر! و ببین که در چه راهی می روی؛ زیرا دو راه مختلف وجود دارد، راه راست و راه کج).
    ابوالفرج اصفهانی، این قصیده طولانی و نیز برخی دیگر از اشعاری را که در رثای او گفته شده در کتاب خود آورده است (ر.ک: مقاتل الطالبیین، ص 511-520، نیز مروج الذهب، ج 4، ص 149-151، کامل ج 7، ص 129-130).
    167) مروج الذهب، ج 4، ص 153؛ الکامل ج 7، ص 130، 132، 133، 248 و 407؛مقاتل الطالبیین، ص 490.
    168) مروج الذهب، ج 4، ص 153.
    169) همان، الکامل، ج 7، ص 133؛ مقاتل الطالبیین، ص 490.
    170) مروج الذهب، ج 4، ص 154؛ الکامل، ج 7، ص 134؛ مقاتل الطالبیین ص 490.
    171) مروج الذهب، ج 4، ص 154؛ مقاتل الطالبیین، ص 490؛ الکامل، ج 7، ص 165. (در الکامل اسم او این گونه آمده: حسین بن احمد بن اسماعیل بن محمد بن اسماعیل الارقط بن محمد بن علی بن حسین بن علی. مسعودی به هر دو صورت نقل کرده است.
    172) الکامل ج 7، ص 177.
    173) همان، ص 184.
    174) همان، ج 7، ص 164-165؛ مقاتل الطالبیین، ص 521.
    175) مقاتل الطالبیین، ص 522.
    176) الکامل، ج 7، ص 165.
    177) همان، ص 165 و 177؛ مروج الذهب، ج 4، ص 176، 177 و 180. (مسعودی سال این قیام را 252 ه ذکر کرده)؛ مقاتل الطالبیین، ص 524.
    178) مقاتل الطالبیین، ص 524-525.
    179) مروج الذهب، ج 4، ص 180.
    180) الکامل، ج 7، ص 163.
    181) همان، ج 7، ص 217.
    182) مقاتل الطالبیین، ص 536.
    183) مروج الذهب، ج 4، ص 180؛ البدایة و النهایة، ج 11، ص 16.
    184) الکامل، ج 7، ص 329 و 240؛ مقاتل الطالبیین، ص 528.
    185) همان، ج 7، ص 238-239.
    186) همان، ص 263-264.
    187) تاریخ الغیبة الصغری، سید محمد صدر، ص 348.
    188) ر.ک: تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 2، ص 229-242؛ تاریخ اندلس، ترجمه دکتر عبدالمحمد آیتی، ج 1، ص 272؛ الکامل ج 7، ص 69-70.
    189) مورخین در مقدار این مدت اختلاف دارند برخی ها معتقدند: تا دوره عبدالرحمن الناصر به نام خلفای عباسی خطبه خوانده می شد، اما عبدالرحمن الناصر خود را خلیفه خواند و به نام خود خطبه خواند و برخی دیگر که شامل بیشتر مورخین است، قائلند به این که عبد الرحمن داخل مدت 20 ماه به نام خلیفه عباسی و سپس به تحریک بعضی ها به نام خود خطبه خواند. (ر.ک: عبدالرحمن الداخل فی الاندلس و سیاسة الخارجیة و الداخلیة، ابراهیم یاسر خضیر الدوای، ص 156-157.)
    190) همان.
    191) تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، جلد 3، ص 222-211.
    192) همان، ص 222.
    193) همان.
    194) الکامل، ج 6، ص 478.
    195) همان، ص 495.
    196) همان، ج 7، ص 47.
    197) همان، ص 47.
    198) همان، ص 68.
    199) همان، ص 178.
    200) ر.ک: همان، ص 184-326؛ تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 65-67.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  10. Top | #499

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    201) همان، ص 327.
    202) همان، ص 325-326.
    203) همان، ص 326؛ تاریخ الاسلام، ج 3، ص 67.
    204) همان، ص 279.
    205) همان، ص 456.
    206) همان، ص 187.
    207) همان، ص 408.
    208) همان، ص 336 و 371.
    209) ر.ک: الکامل حوادث سال های (277، 250 و 246 ه)
    210) الکامل ج 7، ص 269-271.
    211) ر.ک: وسائل الشیعة، ج 11.
    212) الکامل ج 7، ص 61.
    213) همان، ص 111-112؛ طبری، ج 11، ص 74.
    214) ر.ک: تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 2، ص 395.
    215) برای اطلاع کامل از وضعیت اجتماعی این دوره از حکومت خلفای عباسی ر.ک: العصر العباسی الثانی، دکتر شوقی ضعیف، ص 53-114 و تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 422-462.
    216) گرچه دکتر شوقی ضعیف، علاوه بر این دو طبقه به طبقه متوسطی هم قائل است. (العصر العباسی الثانی، ص 53 و ص 62-64) اما خود او هم اعتراف دارد که جامعه به لحاظ اقتصادی، عملا به دو طبقه فقیر و غنی تقسیم شده است. (همان، ص 69) ما از این طبقه به لحاظ اندک بودن آن صرف نظر کردیم و جامعه را عملا به دو قشر عمده: محروم و برخوردار، تقسیم کردیم.
    217) شاید تنها بتوان المتهدی بالله (255-256 ه) را از این روش مستثنا کرد. او می گفت: در میان خلفای اموی لااقل یک فرد پاکدامن (عمر بن عبدالعزیز) وجود داشت، برای من بسیار شرم آور است که در میان ما کسی مانند او نباشد. (تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص 361.)
    مسعودی در مروج الذهب، ج 4، ص 189، از قول او نقل می کند که همواره می گفت (کان یقول): یا بنی هاشم! دعوتی حتی اسلک مسلک عمر بن عبدالعزیز فاکون فیکم مثل عمر بن عبدالعزیز فی بنی امیه دکتر شوقی ضعیف، می گوید: گویا همین سیره خوب او باعث رنجش ترک ها بوده. از این رو، او را خلع، برادرش معتمد را روی کار آوردند. (العصر العباسی الثانی، ص 17.)
    218) ر.ک: الاغانی، در شرح حال شعرای این دوره به خصوص ابونواس (145-198 ه)؛ تاریخ الادب العربی (العصر العباسی الثاتی) دکتر شوقی ضعیف، ص 443-472؛ تاریخ ادبیات زبان عربی، حنا الفاخوری، ترجمه دکتر عبدالمحمد آیتی، ص 296-315، نیز، ص 327 در شرح حال حسین بن ضحاک (162-250 ه).
    219) ر.ک: الکامل، ج 6-7؛ تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 2 و 3؛ تاریخ الخلفا، سیوطی.
    220) ر.ک: تحلیلی از زندگی امام هادی علیه السلام؛ باقر شریف قرشی، ترجمه محمد رضا عطایی، ص 477 و 178.
    221) همان، ص 476.
    222) همان، ص 477-478.
    223) مروج الذهب، ج 4، ص 122؛ تاریخ الخلفا، ص 349-350.
    224) مروج الذهب، ج 4، ص 94؛ مرآة الجنان، ج 4، ص 159، مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج 1، ص 231، تاریخ ابن خلکان، ج 2، ص 434.
    225) تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 407.
    226) همان، ص 435؛ العصر العباسی الثانی، ص 56.
    227) العصر العباسی الثانی، دکتر شوقی ضیف، ص 55؛ الدیارات، شابشتی، ص 159.
    228) تاریخ یعقوبی، ج 3، ص 223؛ الدیارات، ص 160؛ العصر العباسی الثانی، ص 55.
    229) آل بویه، علی اصغر فقیهی، ص 415.
    230) تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 434-435؛ العصر العباسی الثانی، ص 55-56؛ تحلیلی از زندگانی امام هادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه محمد رضا عطایی، ص 434-454. برای اطلاع از قصرهای وزرا و فرماندهان و برخی دولتمردان آن دوره ر.ک: العصر العباسی الثانی، ص 56-59.
    231) تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 456-457.
    232) بین الخلفاء و الخلعاء، ص 25-26 (به نقل از: تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه محمد رضا عطایی، ج 1، ص 494).
    233) الدیارات، شابشتی، ص 100. (به نقل از همان، ص 494-495).
    234) همان.
    235) بین الخلفاء و الخلعاء، دکتر منجد صلاح الدین، ص 33-35؛ العصر العباسی الثانی، دکتر شوقی ضعیف، ص 67-68.
    236) همان، ص 68.
    237) مروج الذهب، ج 4، ص 122. برای اطلاع بیشتر از این اسراف کاری ها و ریخت و پاش های بی حد و حصر ر.ک: العصر العباسی الثانی، ص 67-79؛ تارریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 456-459.
    238) الدیارات، ص 160 (به نقل از: العصر العباسی الثانی، ص 77).
    239) العصر العباسی الثانی، ص 69.
    240) مروج الذهب، ج 4، ص 4 (به نقل از: العصر العباسی الثانی، ص 77).
    241) العصر العباسی الثانی، ص 92.
    242) همان.
    243) همان، و نیز ر.ک: تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 430.
    244) الاغانی، ج 5، ص 185.
    245) همان، ص 163.
    246) طبری، ج 9، ص 212. (به نقل از: العصر العباسی الثانی، ص 69).
    247) التفقات و ادارتهافی الدولة العباسیة، ص 164.
    248) متوکل به خاطر زیبایی و جمال او، (از باب تشبیه معکوس) وی را قبیحه نامید. چنانچه به سیاه می گویند: کافور. (الکامل ج 7، ص 200).
    249) الکامل، ج 7، ص 200، التفقات و ادارتها فی الدولة العباسیة، ص 165؛ تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 3، ص 447.
    250) نساء الخلفاء ابن الساعی، ص 106. (به نقل از: العصر العباسی الثانی، ص 73).
    251) زندگانی امام الهادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 360.
    252) الاغانی، ج 14، ص 193، (به نقل از: زندگانی امام علی الهادی علیه السلام، ص 361).
    253) مروج الذهب، ج 4، ص 123.
    254) همان، ص 91-93.
    255) الاغانی (به نقل از: زندگانی امام علی الهادی علیه السلام، باقرر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 362).
    256) همان.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  11. Top | #500

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    9,232
    تشکر
    3,673
    مورد تشکر
    5,601 در 2,299
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    256) همان.
    257) الکامل، ج 7، ص 101، شعری که گفته بود چنین است:
    1. ملک الخلیفة جعفر - للدین و الدنیا سلامه
    2. لکم تراث محمد - و بعدلکم تنفی الظلامه
    3. یرجو التراث بنوالبنا: - و مالهم فیها قلامه
    4. والصهر لیس بوارث - و البنت لا ترث الامامه
    5. ما للذین تنحلوا - میراثکم الا الندامه
    6. اخذ الوارثة اهلها - فعلام لومکم علامه
    7. لو کان حقکم لما - قامت علی الناس القیامه
    8. لیس التراث لغیرکم - لا و الاله و لا کرامه
    9. اصبحت بین محبکم - و المبغضین لکم علامه
    1. سلطنت خلیفه که جعفر باشد، برای دنیا و دین سلامت است.
    2. میراث محمد برای شما است، با عدالت شما ظلم از بین می رود.
    3. فرزندان دختر بنی فاطمه آرزوی میراث را می کنند و حال آن که به اندازه سر ناخن از آن بهره ندارند.
    4. داماد، وارث نمی شود و دختر، وارث امامت نمی گردد.
    5. آنان که ادعای میراث شما را می کنند بهره ای جز پشیمانی ندارند.
    6. ارث را وارثین و اهل آن به دست آورده اند، پس برای چه ملامت می کنید.
    7. اگر این حق (خلافت) برای شما (بنی فاطمه بود)، نسبت به شما این همه شور و نشور نبود.
    8. این میراث برای غیر از شما (بنی العباس) نخواهد بود، نه به خدا قسم! دیگران گرامی و کریم نخواهند بود.
    9. تو خود میان دوستان و بدخواهان، یک علامت هستی.
    نا گفته نماند که در همین دوره، شاعرانی نیز بودند که تن به این رذالت ها و حقارت ها نمی دادند. شاعرانی همچون دعبل خزاعی (148-246 ه) شاعر شیعی که از محبان اهل بیت علیه السلام بود تا آنجا که بالاخره زبانش، سرش را به باد داد و در زمان متوکل کشته شد. او به کسی که وی را از عواقب ناگوار هجوهایش هشدار می داد، گفت: 50 سال است که خود را بر دوش می کشم و هنوز کسی را نیافته ام بردار کند.
    1. ملوک بنی العباس فی الکتب سبعة - و لم تاتنا عن ثامن لهم کتب
    2. کذلک اهل الکهف فی الکهف سبعة - خیار اذا عدوا و ثامنهم کلب
    3. و انی لا علی کلبهم عنک رتبة - لانک ذو ذنب و لیس له ذنب
    1. پادشاهان بنی عباس در نوشته ها، هفت تن هستند و هنوز از هشتمین آنها نامی در نوشته ها ندیده ام.
    2. اصحاب کهف نیز چنین بودند، هفت تن برگزیده و هشتمین سگشان بود.
    3. ولی من سگشان را بر تو برتری می دهم؛ زیررا تو گناهکاری و آن را گناهی نبود. (ر.ک: تاریخ ادبیات زبان عربی، حنا الفاخوری، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ص 373).
    258) الکامل، ج 7، ص 101.
    259) العقد الفرید، ج 6، ص 430. (به نقل از: زندگانی امام علی الهادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 359).
    260) العصر العباس الثانی، دکتر شوقی ضیف، ص 74.
    261) همان.
    262) تاریخ الخلفاء، ص 349.
    263) العصر العباس الثانی، دکتر شوقی ضیف، ص 74.
    264) الفخری، ص 207. (به نقل از: تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 2، ص 425).
    265) تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 2، ص 424.
    266) همان، ج 3، ص 439.
    267) ر.ک: تاریخ الاسلام، ج 2، ص 424-427؛ و ج 3، ص 439-440؛ العصر العباسی الثانی، ص 74-75.
    268) التفقات و ادارتها فی الدولة العباسیة، دکتر ضیف الله یحیی الزهرانی.
    269) ر.ک: همان، ص 162-171. (در مورد لباس های فاخر، ر.ک: العصر العباسی الثاتی، دکتر شوقی ضیف، ص 62). شایان ذکر است که، در آن زمان در هم ارزش قابل ملاحظه ای داشت. با یک درهم می شد گوسفندی، یا کوزه عسلی؛ و یا کوزه ای روغن خرید و با دیناری می شد شتری به چنگ آورد. (زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 182).
    270) النفقات و ادارتها فی الدولة العباسیة، دکتر ضیف الله یحیی الزهرانی، ص 150. (برای اطلاع از مخارج روزانه ئ هر یک از خلفای عباسی رجوع کنید به همین کتاب، فصل سوم نفقات دارالخلافة ص 141- 247).
    271) ر.ک: العصر العباسی الثانی، دکتر شوقی ضیعف، ص 20- 22 و 56.
    272) الکامل، ج 7، ص 10.
    273) تاریخ یعقوبی، ج 3، ص 209؛ الکامل ج 7، ص 36؛ مروج الذهب، ج 4، ص 88؛ تجارب الامم، ج 6، ص 539.
    274) الکامل ج 7، ص 39؛ مروج الذهب، ج 4، ص 89.
    275) طبری، ج 9، ص 158.
    276) همان، ص 160.
    277) همان، ص 158؛ مروج الذهب، ج 4، ص 102.
    278) العصر العباسی الثانی، ص 72.
    279) و به نقل مسعودی 000/40 دینار (مروج الذهب، ج 4، ص 96).
    280) الکامل، ج 7، ص 59.
    281) همان، ص 74.
    282) العصر العباسی الثانی، ص 20- 23، و 56- 59.
    283) همان، ص 74.

    284) همان، ص 21.
    285) همان، ص 23.
    286) ر.ک: همان، ص 62.
    287) ر.ک: همان، ص 26 و 62.
    288) -

    289) برای اطلاع بیشتر از شرح حال و اشعار او، ر.ک: تاریخ ادبیات زبان عربی، حنا الفاخوری، ترجمع عبدالمحمد آیتی، ص 412- 430.
    290) دیوان جاحظ. (به نقل از: زندگانی امام علی الهادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 370).
    291) زندگانی امام علی الهادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 370.
    292) معجم الادباء ج 7: ص 71. (به نقل از: همان، ص 368).
    293) دیوان الحمداوی، ص 88. (به نقل از: همان، ص 369).
    294) الاغانی، ج 2، ص 337. (به نقل از: همان).
    295) شعر العطوی، ص 87. (به نقل از: همان).

    296) شعرالعطوی، ص 81. (به نقل از: همان).

    297) از ماه های رومی است.
    298) زندگانی امام علی الهادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 368.
    299) سامرا فی ادب القرن الثالث الهجری، ص 172، (به نقل از: همان ص 371).
    300) ر.ک: زندگانی امام علی الهادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 372. برای اطلاع بیشتر از اشعار دیگر شاعرانی که از فقر و سیه روزی خود که در حقیقت بیانگر وضعیت عمومی آن دوره است، ر.ک: زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام، باقر شریف قرشی، ترجمه سید حسن اسلامی، ص 197- 207.
    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








صفحه 50 از 51 نخستنخست ... 40464748495051 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی